گزارشی از گورستان تاریخی ظهیر الدوله
گورستانی از جنس هنر و تاریخ
کوچه های شمیران همیشه خاطره است. خاطره برای همه کسانی که سعی می کنند در تهران گشتی بزنند. اما تجریش و کوچه های آن خاطراتی از جنس عشق است. جنس گذشته ، جنس زمان و متفاوت تر از یادی گاری دیگر.
در این کوچه پس کوچه ها خایابانی است که به امامزاده قاسم منتهی می شود .اواسط این خیابان ، تابلویی خودنمایی می کند"کوچه ظهیرالدوله" و در این کوچه خاطراتی از جنس تاریخ هست.خاطراتی از جنس هنر و سیاست و آدم هایی که دیگر نیستند.
عمر این کوچه و گورستان بیش از یکصد سال است وبه دوره قاجار باز می گردد. رونق آن به واسطه نام هایی است که در آن آرام گرفته اند.کوچه ای دنج که قبلا سراشیب و پله هایی شکسته داشت اما حالا این پله ها در دست تعمیر است. گورستانی که قبلا به واسطه آدم های خفته در خاک آن برو بیایی داشت ولی حالا فقط پنجشنبه ها و جمعه ها در آن برای فاتحه خواندن اموات باز است.گورستانی که بوی تاریخ ،هنرو فرهنگ می دهد.
سال ها پیش که با دوستان، وسط هفته به ظهیر الدوله می آمدیم، پیرزنی در را به رویمان باز می کرد.او از این گورستان محافظت می کرد. او می گفت که تعطیل است و ما چون رگ خوابش را می دانستیم ، جعبه شیرینی را که از قبل تهیه کرده بودیم ، به او می دادیم و او اجازه می داد که وارد این گورستان شویم.
امسال وقتی برای تهیه گزارش دوباره به این گورستان رفتم دیدم باز در بسته است و ماموران نیروی انتظامی مستقر هستند. گفتم مگر جمعه ها هم گورستان بسته است؟
گفت: امروز ،بله .تعطیل است. اما از هفته آینده باز است.
زمانی که اصرار بیشتری کردیم گفت :شناسنامه تان را نشان بدهید تا اگر اقوامی در گورستان دارید، اجازه بدهیم که به داخل بروید و ما هم چون نه شناسنامه داشتیم و نه قوم وخویشی که در این قبرستان دفن شده باشد، بنابر این برگشتیم و روزجمعه دیگری به ظهیر الدوله رفتیم.
سردرظهیر الدوله کاغذی روی دیوار چسبیده و روی آن نوشته شده :"به اطلاع کلیه بازدیدکنندگان محترم می رساند زمان بازدید از آرامگاه تنها روز های پنجشنبه و جمعه از ساعت 10صبح ال 4 بعد از ظهر می باشد." درواقع این جا گورستانی است که برای فاتحه هم باید تابع ساعت و روز بود.
در گورستان خانم جوانی را دیدم ، سراغ پیر زن همیشگی را از او گرفتم ، گفت که سال پیش فوت شده است و حالا این زن جوان با خانوده اش در آن جا زندگی می کنند و از گورستان محافظت می کنند.
گورستان ساکت بودو آرام. چند جوان که گویا بیشتر برای تفریح آمده بودند تا زیارت اهل قبور ، مشغول عکس گرفتن بودند. فضای این گورستان با گورستان های دیگر متفاوت است .هم از نظر کسانی که به آن جا می روند و هم از نظر رفتگانی که در این قبرستان به خاک سپرده شده اند .قبر ملک الشعرای بهار ، فروغ فرخزاد و رهی معیری ، شاید از سایر قبور شلوغ تر باشد.معلوم است که سنگ قبر فروغ عوض شده وبالای قبر ش که درختی سرمادیده است ،چند فانوس وآویزی قرمز و شمعدان هایی است که خاموش شده و گل هایی که دوستدانش بر مزار او گذاشته اندو قبر رهی که در دیواری شیشه ای محصور است و سه جوان مشغول خوانش اشعار رهی هستند.این آرامگاه ، مکانی متفاوت است و کافیست تا یک بار به این مکان سری بزنید، آن را فراموش نخواهید کرد.
اما چرا گورستان ظهیر الدوله؟
ظهیر الدوله که بود؟
می گویند علیخان قاجار دولو یا علیخان ظهیرالدوله ملقب به صفاعلی یکی ازسیاستمداران آن دوران و شخصیتی مذهبی داشت .
او در 29 مرداد 1243شمسی متولد شد. تحصیلات مقدماتی اش را نزد میرشفیعا ادیب و شاعر شیرازی انجام داد. زیرا در آن اوقات به همراه پدرش که مأمور فارس بود در شیراز زندگی میکرد. پدرش محمدناصرخان ظهیرالدوله بود. پس از آن که پدرش در سال 1294 قمری درگذشت به مناسبت اعتمادی که ناصرالدین شاه به این خاندان پیدا کرده بود، علی خان را با همان لقب ظهیرالدوله و با سمت وزیر تشریفات در دربار به خدمت گمارد ، به روشی دیگر هم به او ارج گذاشت و در 16 سالگی یکی از دختران خود را با نام فروغالدوله به عقد ازدواج او در آورد. او پس از آن در چند ولایت به حکومت رسید. در 1303 هجری قمری از پیروان صفیعلیشاه شد و انجمن اخوت را تأسیس کرد. با شروع جنبش مشروطه به آزادیخواهان پیوست و در واقعه به توپ بستن مجلس خانهاش ویران شد.وقتی که علی خان ظهیرالدوله 1303 ھجری شمسی در اثر سکته قلبی در باغ خود در جعفر آباد شمیران در گذشت، در جوار باغ خود در قبرستانی عمومی که بین تجریش و امام زاده قاسم واقع بود، شد. پیش از آن در این مکان گورستان کهنهای قرار داشت و بعدها هم خانقاه ظهیرالدوله نیز به این محل منتقل شده بود. اما پس از دفن ظهیرالدوله، مریدانش، این گورستان قدیمی و خانقاه را «آرامگاه ظهیرالدوله» خواندند.
و حالا ظهیر الدوله درست در زیر درختی که داغداغان نامیده میشود ، سال هاست که آرام گرفته است.پس از آن بسیاری از هنرمندان و سیاستمداران و افراد سرشناس در این گورستان به خاک سپرده شدند اما از سال 1340به بعد رسما دفن اموات در این گورستان ممنوع شد و اگر کی هم بعد از ممنوعیت ، دفن شده ، با توصیه و تذکر بوده است.
هنرمندان در ظهیر الدوله
فروغ فرخزاد، ملکالشعرای بهار، رهی معيری، ايرج ميرزا، غلامحسين درويش خان، رضا محجوبی، حسين ياحقی، حبيب سماعی، داريوش رفيعی، قمرالملوك وزيری، مشيرهمايون، حسين تهرانی، رشيد ياسمی، حسين مسرور ،حسین یا حقی،بدیع ازمان نوربخش،روح الله خالقی،حسین صبا،رشید یاسمی ،حسن علی مستشار وبسیاری دیگردر این آرامگاه خفته اند.اگرچه گفته می شود که بعد از سال 1340کسی در این قبرستان دفن نشده اما تاریخ خای ثبت شده روی سنگ قبرها چیز دیگری را نشانمی دهند.مثل روح الله خالقی که سال 1344 در این قبرستان مدفون شده است.
آرامگاه علی خان ظهيرالدوله :
وقتی وارد آرامگاه می شوی، راهی باريك و كوتاه با درختانی كهنسال دیده می شوند جلوتر سنگ قبر بدون نام و شكسته دیده می شود كه بين درختان قديمی گوشه حياط پنهان شده است و یک مقبره بزرگ تر زير پارچه ای ترمه دیده ؛ عكس های روی تاقچه و ديوار علی خان ظهيرالدوله و دوستاش را نشان می دهد و آن جا قبر علی خان است كه رویش نوشته شده "هوالحی الذی لايموت" و نقشی از انجمن اخوت.
ايرج ميرزا :
پيكر اولين هنرمندى كه در اين مكان به خاك سپرده شده ؛ ايرج ميرزا است که در سال1304 شمسی درگذشت.پیکر او بنا به درخواست خانوادهاش در باغ پشت خانقاه به خاك سپرده شد و از آن پس باغ خانقاه انجمن اخوت محل دفن بزرگان ادب، هنر و سياست شد.
او از پیشگامان تجدد در ادبیات فارسی بود. و در قالبهای گوناگون شعر سروده و ارزشمندترین اشعارش مضامین انتقادی، اجتماعی، احساسی و تربیتی دارند. اگر چه برخی اشعار عامیانه او را طرد می کنند ، با این حال شعر ایرج ساده و روان و گاهی دربرگیرندهٔ واژگان و گفتارهای عامیانه است و اشعار او تأثیر عمیقی بر شعر دوره مشروطیت گذاشت.
سنگ قبر ایرج میرزا بسیار متفاوت است .سنگ مرمر سیاه و بلندی که این قبر را از سایرین جدا می کند و روی آن نوشته شده:
يا از اين بعد به دنيا آييد
ای نكويان كه در اين دنياييد
ايرجم ، ايرج شيرين سخنم
اين كه خفتهست در اين خاك منم
يك جهان عشق نهان است اينجا
مدفن عشق جهان است اينجا
بی شما صرف نكردم اوقات
من همانم كه در ايام حيات
چشم من باز به دنبال شماست
گرچه امروز به خاكم ماواست
ایرج به گروهی از شاهزادگان قاجار تعلق داشت که در حکمرانی بر کشور سهم موثری نداشتند ولی با این وجود، تعلق خاطر خود را به نسب و اشرافیت خود حفظ کرده بودند. ایرج نیز مانند پدرش صدرالشعرا، گاه دچار فقر و تنگدستی میشد و از همین رو همفکری و همدردی با تهیدستان و روح اعتراض به نابرابریهای اجتماعی در وی زنده بود. او به سبب خصلت ولخرجی، سفرهای مداوم و تغییر مکرر شغل، برخلاف میل باطنی خود گاه مجبور به مدیحهسرایی اعیان و اشراف میشد ولی به نحو ملایم اما موثر از این کار ابراز دلتنگی و بیزاری میکرد.
با همه این اوصاف ،او موضع سختی در برابر حجاب داشت و علاوه بر آن رعایت نکردن برخی از مسائل اخلاقی در اشعارش را می توان ،یکی از ویژگی های شخصی و کاری او دانست. این موضع را میتوان به راحتی در قطعه «کاروانسرا» مشاهده کرد.به همین دلیل هم از سوی بسیاری از شاعران هم عصر خود و البته مخاطبانش ، طرد شد و این تفکر همچنان ادامه دارد تا جایی که خیابان ایرج میرزای مشهد بنا به همین دلایل به جلال آل احمد تغییر نام یافت و شورای شهر مشهد نام این شاعر که اشعار غیر اخلاقی می سرود را با جلال نام آل احمد عوض کرده است.
درویش خان:
غلامحسین درویش متولدسال۱۲۵۱، در تهران بوده و در تاریخ ۲ آذر ۱۳۰۵ فوت شد.او به «درویشخان» معروف بود . درویش خان از هنرمندان نامی و استادان موسیقی ایرانی در اواخر دورهٔ قاجاریه است.
می گویند در پایان شب دوم اسفند ماه سال ۱۳۰۵ هجری خورشیدی برای بازگشت درویش خان از محفل موسیقی به خانه درشکهای دو اسبه کرایه میکنند و استاد سوار بر درشکه به طرف خانه حرکت مین کند. درآن زمان خودرو به تازگی وارد خیابانهای شهر شده بود و شمار آن ها به سختی به ۵۰ دستگاه میرسید. زمانی که درشکه درویش خان از خیابان امیریه به سمت شمال میپیچد، خودرو فوردی از جهت مخالف بادرشکه و اسبهای آن برخورد میکند، اسبهای درشکه درجا تلف میشوند و استاد از درشکه به بیرون پرتاب شده و از ناحیه سر به زمین برخورد میکند، مردم زخمی را به بیمارستان نظمیه تهران که بهترین بیمارستان آن زمان تهران بود میرسانند. ولی ضربه سنگین بوده واو پس از ۵ روز، به دلیل ضربه مغزی فوت کرد و در این گورستان به خاک سپرده شد. علاوه بر هنرش که او را از دیگران متمایز کرده بود،درویش خان نخستین کسی بود که در ایران به دلیل تصادف با خودرو فوت شد.
ملکالشعرای بهار :
آرامگاه ملک الشعرا هم از متفاوت ترین مزار هاست . آرامگاهی که با سه پله از سطح زمین فاصله گرفته و بربلندی قرار داردو سفیدی این مقبره بیش از هر چیز هر کسی را به خود جذب می کند.طاقی این سنگ قبر را پوشانیده و خطی درشت بر یواره های بالایی قبر ملک الشعرا دیده می شود ونام ملک الشعرای بهار که با خطی درشت بر آن نگاشته شده و بالای این قبر نیز شعری از این شاعر نقش بسته است.
فروغ فرخزاد :
می گویند زمانی که فروغ تصادف کردو فوت شد، به کسی اجازه دفن در ظهیر الدوله را نمی دادند و برای دفن فروغ نیز از سوی مقامات رسمی آن زمان دستور خاک سپاری فروغ در ظهیر الدوله صادر شد.
روی سنگ قبر فروغ شعر من از نهایت شب حرف می زنم دیده می شود:
من از نهایت تاریکی
و از نهایت شب حرف می زنم
اگر به خانه من آمدی
برای من ای مهربان
چراغ بیاور
و یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم
روحالله خالقی
در انتهاى گورستان ، خالق " ای ایران " خفته است.
روح الله خالقى ، متولد 1285 ، وفات 21 آبان ۴ 1344.خالقی از شاگردان اصلی علینقی وزیری بود و تلاش او برای احیای موسیقی ایرانی در دورانی که توجه رسمی به این موسیقی کاهش یافته بود، تأثیرگذار و مهم شمرده میشود. او کتابی به نام سرگذشت موسیقی ایران دربارهٔ سرگذشت موسیقی، موسیقیدانان و نوازندگان ایرانی همعصر خود و کتابی به نام نظری به موسیقی شامل نظریهای برای موسیقی ایرانی و غربی نوشته است. گور این هنرمند در پنجره ای آهنی در کنار گلدانی خشکیده ، محصورشده است.
مرتضی محجوبی
قبری متفاوت با نقش برجسته ای به رنگ سیاه وبر این نقش واژه "افسوس " دیده می شود و همچنین سنگی که همانند یک پیانو تراشیده شده است . بندی از شعر" کاروان" هم بر سنگ مزار این هنرمند عرصه موسیقی نقش بسته است.
با ما بودی بی ما رفتی
چون بوی گل به كجا رفتی
محجوبی نوازنده پیانوی ایرانی بودو یکی از بنیان گذاران موسیقی ملی ایران به حساب میآید.او سال ها تکنواز پیانو در برنامه گل های رنگارنگ بود.مرتضی محجوبی در محافل هنری ایران به نام مرتضی خان و یا مرتضی خان محجوبی معروف بود. او فروردین اسل1344 فوت شد و در این قبرستان به خاک سپرده شد.
رضا محجوبی
رضا محجوبی برادر مرتضی محجوبی در سال 1277خورشیدی در تهران زاده شد. پدرش عباسعلی ناظر بود که نی مینواخت. مادرش فخرالسادات با نواختن پیانو آشنا بود و این علاقهٔ والدین به موسیقی باعث شد تا رضا محجوبی و برادرش مرتضی از همان کودکی با موسیقی آشنا شوند و آن را به عنوان حرفه و هنر خود پی بگیرند .او در ۲۹ تیر ۱۳۳۳ در سن ۵۶ سالگی درگذشت و در قبرستان ظهیرالدوله خاکسپاری شد.
رهی معيری :
قبر معیری زير طاقی كاشیهای آبی و سفيد که قبرش را به گونه ای خاص سنتی کرده و حفاظی شیشه ای که دور تا دور آن را پوشانده است. كنارقبر رهی سنگ قبری بیضی شکل و سفيد دیده می شود و روی آن نوشته شده :سرهنگ حسنعلی معيری. برادر رهی معيری.
دو مرد جوان اشعار رهی را با کتابی از این شاعر زمزمه می کنند .دختر جوانی هم که سنگ قبر رهی نشسته ،شعر رو سنگ مزار رو كه زمزمه می كند .
رهي در سينه اين خاك خفته است
در اينجا شاعری غمناك خفته است
فروزان آتشی در سينه خاك
فروخفته چو كل با سينه چاك
بزن آبی بر اين آتش خدا را
بنه مرهم ز اشكی داغ ما را
كه از روشندلی چون روز بوديم
به شب ها شمع بزم افروز بوديم
چراغ شام تاری نيست ما را
كنون شمع مزاری نيست ما را
غلامرضا رشید یاسمی
غلامرضا رشید یاسمی در کرمانشاه فردی مشهور بود. پدر او محمد ولیخان گورانی شاعر، نقاش و خوشنویس بود. جد مادری او شاهزاده محمدباقر میرزای خسروی نویسندهٔ داستان شمس و طغرا بود که دیوان اشعارش به همت رشید به چاپ رسید. رشید یاسمی تحصیلات مقدماتی را در کرمانشاه به پایان برد. سپس به تهران رفت و دورهٔ متوسطه را در دبیرستان سن لویی گذراند. از همان هنگام به تشویق نظام وفا که معلم ادبیات او بود به سرودن شعر پرداخت. پس از پایان تحصیلات مدتی به کار در وزارت معارف، مالیه و دربار پرداخت. در همین زمان جرگهٔ دانشوری را تأسیس کرد که بعدها به همت ملکالشعرا بهار به انجمن دانشکده تبدیل شد. رشید ضمن همکاری با مجلهٔ دانشکده، با نویسندگان و شعرای آن دوره همچون محمد تقی بهار، سعید نفیسی، عباس اقبال، ابراهیم الفت و دیگران همکاری میکرد.او استاد دانشگاه تهران بود و مقالات ادبی ، تاریخی و فلسفی بسیاری داشت. او پدر سیامک رشید یاسمی ،فیلمسازبود.او 18 اردیبهشت 1330 در تهران درگذشت و او را درگورستان ظهیر الدوله به خاک سپردند.
داریوش رفیعی
داریوش رفیعی در روز ۴ دی ۱۳۰۶، در بم دیده به دنیا آمد. وی فرزند لطفعلی رفیعی، نماینده مردم بم در مجلس شورای ملی بود.پس از گذراندن تحصیلات مقدماتی در همان شهر در جوانی بهخاطر موسیقی، تحصیل را در بم نیمه کاره گذاشت و به تهران آمد.
در تهران ابتدا با مصطفی گرگین زاده و سپس با مجید وفادار آشنا شد که حاصل آشنایی داریوش رفیعی با مجید وفادار ضبط ترانههایی زیبا و ماندگار مانند زهره و شب انتظار مشهور شد.
قمرالملوک وزیری
قمرالملوک وزیری در سال 1284 خورشیدی د رتاکستان قزوین متولد شد و14 مرداد 1338 در تهران براثر سکته مغزی در گشذت.او نخستین زن در دوران تاریخ معاصر ایران بود که خوانندگی می کرد وبعد از این این حرفه رواج یافت. از وی به عنوان پرآوازهترین خواننده زن آوازهای سنتی نام برده شده است.
روی سنگ قب او نوشته شده:
تنها نه قمر بود هنرمند به عالم
روح ملکی بود که در جسم بشر رفت
آتشی درسینه دارم جاودانی
عمر من مرگیست نامش زندگانی
رحمتی کن کز غمت جان میسپارم
بیش از این من طاقت هجران ندارم
ابوالحسن صبا
ابوالحسن صبا، استاد برجستهٔ موسیقی ایرانی، آهنگساز و نوازندهٔ سرشناس ایرانی بود.
او از برجستهترین چهرههای موسیقی ایران است. صبا پس از سالها کوشش و پرورش شاگردان فراوان همچون حسین تهرانی، حسن کسایی، داریوش صفوت، فرامرز پایور، غلامحسین بنان، لطفالله مفخم پایان، علی تجویدی، جهانگیر کامیان، همایون خرم، اسدالله ملک، ساسان سپنتا، ابراهیم قنبری مهر، مهدی خالدی، ،حسین خواج امیری و فرهاد فخرالدینی ،در شب جمعه 29 آذر سال 1336 دیده از جهان فروبست و در قبرستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد.
حسین مسرور سخنیار اصفهانی
نویسنده، مترجم و شاعر متخلص به مسرور نیز در این گورستان به خاک سپرده شده است.
پس از انجام تحصیلات مقدماتی به فراگیری صرف و نحو، معانی و بیان، منطق، فقه و اصول و حکمت پرداخت، و سپس به تحصیل در مدارس جدید ادامه داد. پس از پایان تحصیلات از اصفهان به تهران رفت و به استخدام وزارت فرهنگ درآمد و در دارالفنون و دبیرستان نظام به تدریس پرداخت. او به زبان های عربی و فرانسوی و انگلیسی وبا زبان پهلوی آشنایی داشت.به مناسبت هزاره فردوسی در سال 1313 مثنوی خوابگاه فردوسی را سرود که بسیار مورد توجه قرار گرفت. حسین مسرور علاوه بر این که در شاعری توانا و استاد بود، در نثرنویسی نیز مهارت داشت. مقالههای ادبی و تاریخی او در مجلات ارمغان و یغما چاپ شده است. او مدتی مدیریت برنامههای ایران در آینهٔ زمان و شهر سخن را بر عهده داشت.
***
در این گورستان به غیر از هنرمندان ، جمعی ازسیاستمداران و افراد برجسته آن روز گار نیز دفن شده اند.
لقمان ادهم
محمدحسین لقمانادهم ملقب به لقمانالدوله و معینالاطبا پزشک ایرانی بود. او نزد پدر، لقمانالممالک تبریزی، پزشکی آموخت و شهرتش از شهر تبریز گذشت و محمد علی شاه او را به دربارش فراخواند. وی که ملقب به معین الاطبا شده بود در جریان استبداد صغیر و به توپ بستن مجلس تعدادی از آزادی خواهان زندانی در باغ شاه را فراری داد و خودش نیز به فرانسه رفت. در سال 1908 در آنجا مدرک دکترای پزشکی گرفت و در بازگشت طبیب مخصوص احمد شاه شد و لقب لقمانالدوله را از او دریافت کرد. او سال 1297 مدرسه طب را تاسیس کرد و بعدها وقتی دانشگاه تهران تاسیس شد و شروع به کار کرد اولین رئیس دانشکده پزشکی آن شد.
به اتفاق دکتر حکیمالدوله محمدحسن لقمانادهم برادر کوچکترش و وزیر بهداری کابینه دکتر مصدق جزو همراهان احمدشاه در سفر اروپا بود و در بازدید از انستیتو پاستور، احمدشاه را به تأسیس چنین بنگاهی در ایران تشویق کرد.در سال 1312 شمسی به سمت پزشک مخصوص رضاشاه منصوب شد. در سال 1317 از ریاست دانشکدهٔ پزشکی و خدمات رسمی دولتی به دلیل بیماری کناره گیری کرد. در سال 1328 به پاس خدمات 50ساله وی از طرف وزارت فرهنگ، دانشگاه تهران و فرهنگستان ایران جشنی در تالار فرهنگ برپا شد و در این جشن به وی نشان دانش اعطا شد. او درسال 1330فوت شد. قبر او پایین قبر ملک اشعرا قرار دارد.
موسی حکیمی
موسی حکیمی، ملقب به نظمالسلطنه از مشروطهخواهان و مبارزان ایرانی، در جریان نهضت مشروطیت بود. وی برادر بزرگ ابراهیم حکیمی، نخستوزیر ایران در عصر پهلوی و دوران پس از جنگ جهانی دوم محسوب میشد. می گویند مه وی در مبارزات منجر به فتح تهران، وی فرمانده یکی از دو لشکر نیروهای آزادی بخش محسوب میشد. این نیروها با نیروهای دولتی و یک هنگ قزاق روسی که از محمدعلی شاه قاجار، پشتیبانی میکردند، در حوالی تهران درگیر شدند و در نهایت این شهر را فتح کردند.
محمد مسعود
محمد مسعود با نام مستعار "م . م دهاتی " روزنامه نگار و رماننویس ایرانی و مدیرنشریه مرد امروز بود. وی که فارغالتحصیل روزنامهنگاری از بلژیک بود، کار مطبوعاتی خود را از روزنامه اطلاعات آغاز کرد و با بسیاری از نشریات همکاری داشت. او در سال 1326 در گذشت.
مسعود معاضد
مسعود معاضد، ملقب و مشهور به معاضدالملک، از دولتمردان و رجال سیاسی ایران در دوره معاصر، و یکی از دیپلماتهای ایرانی در اواخر عصر قاجار و اوایل عهد پهلوی بود.او از فروردین ماه 1315 تا آذر ماه 1316 به مدت یک سال و اندی، سرکنسول کنسولگری ایران در ایالت هرات در افغانستان بود.وی در سال 1348 خورشیدی در تهران درگذشت و در ظهیر الدوله به خاک سپرده شد.
حسنعلی مستشار
حسنعلی مستشار، ملقب به مستشارالملک از نمایندگان مجلس شورای ملی و عضو پیوسته فرهنگستان بود.وی از رجال سیاسی مطرح عصر قاجار و دوره پهلوی بود و مناصب مختلفی به ویژه در زمینههای فرهنگی داشت. از جمله در دوره سیزدهم مجلس شورای ملی، و در کنار ده نفر دیگر، از حوزه انتخابیه تهران و توابع به نمایندگی رسید. وی همچنین از اعضای پیوسته نخستین فرهنگستان ایران بود.او در اسفند ماه ۱۳۲۴ از دنیا رفت ودر قبرستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد.
دکتر اسماعیل مرزبان
دکتر اسماعیل مرزبان ملقب به مؤدب السلطنه و امین الملک، چشم پزشک و سیاستمدار عصر قاجار و پهلوی بود که بارها به وکالت و وزارت رسید.
او در سال ۱۲۴۶ در یکی از خانوادههای قدیمی و اصیل گیلان در رشت به دنیا آمد و پس از تحصیل مقدمات، در جوانی جهت ادامه تحصیل در رشته طب عازم پاریس شد .در بازگشت به ایران و شروع به طبابت، به مشروطهخواهان پیوست و عضو انجمن سری "جامع آدمیت" شد. پس از به توپ بستهشدن مجلس شورای ملی همچون بسیاری از همفکرانش به اروپا مهاجرت کرد ولی سال بعد پس از اعاده مشروطیت به ایران بازگشت و در ادوار دوم و سوم مجلس شورای ملی به نمایندگی از رشت و انزلی حضور داشت.
او وزیر پست و تلگراف و فوائد عامه در کابینهٔ عین الدوله ،کابینه وثوق الدوله و کابینهٔ بعدی عین الدوله بود و همچنین وزیر دارایی و سپس وزیر معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه در کابینه سپهدار اعظم رشتی و وزیر بهداری در کابینه قوام السلطنه و کابینه حکیم الملک بود.او در سال 1339 درگذشت.
***
دراین قبرستان افراد مشهور سیاسی و نظامی هم دفن هستند.زنی که در قبرستان زندگی می کند در مورد برخی از این آدم ها می گوید و از جمله نام هایی چون علی اصغرپورهمایون رییس کل سابق بانک مرکزی، مجید آهی سازنده راهآهن سراسری کشور، وزیر راه و وزیر دادگستری در کابینه فروغی، علی منصور و علی سهیلی، مهدی فرخ وزیر مختار ایران در زمان رضا شاه، علیاصغر زرین کفش وزیر مالیه و دارایی ، ارتشبد فضایل تدین فرمانده نیروی هوایی رژیم پهلوی ، سپهبد مرتضی یزدان پناه وزیر جنگ معروف ، سپهبد وثوق معاون وزارت جنگ کابینه زاهدی، کلنل کاظم خان سیاح که از عوامل کودتای مرداد 1299 و از مخالفان سرسخت دکتر مصدق و فرماندار تهران بود، سرلشکر افخمی و سرتیپ حیدر قلی پسیان از معروفترینها هستند.
جهان بخت توفیق از بزرگترین کشتیگیران و مربیان کشتی و اولین ایرانی که در کشتی برنده مدال طلای مسابقات جهانی شده است هم در این گورستان است . او مربی غلامرضا تختی ومحمدعلی فردین بود.
روی برخی از قبورهم القاب سلطنتیمثل افضل الملک و مفاخر الملک ومعاضد الدوله نقش بسته است. چند تن از شاهزادههای قاجار و از جمله فرزند ناصرالدین شاه و همچنین نزهت کاشانی، دختر آیتالله کاشانی نیز از فرزندان مشاهیر هستند که در باغ صفا مدفون شدهاند.
***
حالا این زن جوان و خانواده اش در این گورستان زندگی می کنند و پنجشنبه ها و جمعه ها در را به روی کسانی که می خواهند به این گورستان بیایند و فاتحه ای بخوانند و یا بازدید داشته باشند، باز می کنند و به سئوالات پاسخ می دهند .
این زن در مورد خانواده هنرمندان دفن شده در این گورستان می گوید که کمتر خانوده ای برای رفتگان شان به قبرستان می آیند.فقط سالگرد فوت و تولد فروغ فرخزاد خیلی شلوغ می شود. قبل خانوده فروغ می آمدند ولی حالا دیگر کمتر کسی از اقوام رفتگان به این جا می آیند.البته چند وقت پیش پیر مردی به این جا آمد و گفت که برادر زاده قمر الملوک وزیری است ولی از اقوام دیگران خبری نیست.
کسی هم به فکر این قبرستان نیست. بیشتر سنگ قبر ها آسیب دیده است وشیشه مقبره های خانوادگی اطراف قبرستان هم به قدری خاک گرفته که سختی می توان داخل آن ها را که به انباری شباهت دارد، دید.این جا نیاز به توجه و رسیدگی دارد. این جا حتی برای گردشگران هم می تواند جذاب باشد، می توانند ببینند که هنرمندان ما در گوشه ای دنج از این شهر شلوغ چه ارام خفته اند اما برای این کار هم مشکلاتی هست ودریغ از این که اطلاعاتی شامل تاریخچه و هنرمندانی که در آن آرمیده اند بر سر در آن جا نصب شده باشد.
ساعت به چهار که نزدیک می شود ، همان خانم به کسانی که در گورستان در حال شعر خوانی و گشت و فاتح خوانی هستند ، تذکر می دهد که کم کم باید آن جا را ترک کنند و من هم برای این که تذکی اخلاقی نگیرم ، آن را ترک می کنم و با خود می اندیشم که چرا باید فاتحه یا حتی گزارش از برای مفاخرمان باید ساعت و زمان تعیین شود؟
وعده دیدار این رفتگان ، پنجشنبه و جمعه از ساعت 10صبح تا 4 بعد از ظهر.
سي امين جشنواره بين المللي تئاتر فجر صبح روز گذشته با حضور اصحاب رسانه و مديران بخش هاي مختلف در تالار کنفرانس مجموعه تئاتر شهر آغاز به کار کرد. به گزارش خراسان، روز گذشته دکتررحمت اميني، دبير اين دوره از جشنواره با اشاره به برنامه هاي اين دوره از جشنواره گفت: در سي امين دوره جشنواره تئاتر فجر بزرگداشت چهار هنرمند، پژوهشگر و فعال تئاتر جمشيد مشايخي، اسماعيل خلج، شيرين بزرگمهر و احمد جولايي برگزار مي شود. همچنين در بخش بين الملل ژاک لسل از فرانسه، کن کامرون از کانادا، دومنيک کمپل از ايرلند به همراه گلاب آدينه و سعيد کشن فلاح آثار را مورد داوري قرار مي دهند. همچنين در بخش مسابقه ايران مهدي هاشمي، هما روستا، دکترمسعود دلخواه، قهرماني و امين تارخ آثار را داوري مي کنند. وي همچنين با اشاره به حضور و استقبال دانشجويان از جشنواره گفت: امسال رونمايي از تمبر سي امين جشنواره تئاتر فجر را خواهيم داشت. دانشجويان نيز مي توانند بليت جشنواره را در تاريخ هاي اعلام شده با ۵۰ درصد تخفيف خريداري کنند. اميني با اشاره به انتشار کتاب همزمان با جشنواره تئاتر فجر گفت: مجموعه مقالات پژوهشي تئاتر به زبان فارسي و همچنين مجموعه مقالات پژوهشي تئاترهاي غيرايراني منتشر مي شود. ۳ نمايشنامه در بخش متون نمايشي نيز منتشر مي شود. کتاب عکس و پوستر جشنواره نيز چاپ شده است. همچنين براي اولين بار کتاب تاريخچه تحولات ايران به زبان انگليسي توسط دکترمختاباد نگاشته شده که در طول برگزاري جشنواره منتشر مي شود. دبير سي امين جشنواره تئاتر فجر در خصوص مميزي در نمايش هاي جشنواره گفت: از ابتدا اعتقادم بر اين بود که اين شورا بايد عنوان شوراي ارزشيابي و نظارت داشته باشد و با همين رويکرد، امسال سخت گيري ها هم کمتر است. وي با تاکيد بر اين نکته که در جشنواره امسال بايد ترکيبي از پيشکسوتان و دانشگاهيان را داشته باشيم، گفت: در گروه هاي داوري بايد ترکيبي از نام هاي بزرگ را داشته باشيم. به عنوان يک دانشگاهي تلاشم اين است که بچه هاي مستعد و جوان بتوانند روزنه هاي اجرا را پيدا کنند. ما سالن و امکانات زيادي داريم اما سوءمديريت باعث مي شود که اجراهاي کمي داشته باشيم. ضمن اين که الان با مشکل اصلي فقدان امکانات سخت افزاري مواجه هستيم. در واقع ظلم است که براي جشنواره ۷۰ نفر مي آيند اما ۶۰ نفر رد مي شوند و فقط ۱۰ نفر پذيرفته مي شوند. اين ظلم به هنرمندان است و استعدادهاي زيادي در تئاتر تلف مي شوند.
در ادامه، محمودرضا رحيمي، دبير بخش کارگاه هاي آموزشي جشنواره گفت: ما ابتدا طرح کارگاه هاي آموزشي را از کساني که خواستار حضور بودند، خواستيم و پس از مطالعه و نيازسنجي، ثبت نام کرديم که قرار است در اين کارگاه ها ۲۶۰ نفر حضور پيدا کنند. در همين خصوص از «رابرت ويلسون» خواستيم که در جشنواره حضور پيدا کند اما اعلام کرد که برنامه هايش تا ۳ سال آينده تکميل شده است و الان مشغول انجام يک پروژه ۲ ميليون دلاري است. ضمن اين که ميهمانان ديگري هم داشتيم که نتوانستند حضور پيدا کنند و برخوردهاي فرهنگي خوبي از سوي هنرمندان صورت گرفت که با ارسال نامه عذرخواهي کردند.
در ادامه، ايوب آقاخاني، دبير بخش راديو تئاتر گفت: آرزو مي کنم نحوه برگزاري اين دوره از جشنواره براي متصديان باب نشود و در بزنگاه ها قصد برگزاري جشنواره هاي خوش قواره را داشته باشند. چون امسال شرايط ويژه اي بود و اگرچه دکتر اميني دبيري جشنواره را به عهده گرفت اما نگراني جامعه هنري اين است که هر عملي درحوزه تئاتر به سنت تبديل شود. وي در ادامه با اشاره به پيشينه برگزاري اين بخش در جشنواره گفت: آثاري که امسال در جشنواره انتخاب مي شود مثل گذشته نيست و فقط به اثر برتر جايزه تعلق مي گيرد. هيئت انتخاب ۸۰اثر را ارزيابي کردند، به دليل ظرفيت جشنواره ۱۴اثر انتخاب شد که ۶اثر از استان هاي چهارمحال و بختياري، مازندران، فارس، سيستان و بلوچستان و بقيه نمايش ها از تهران هستند و نمايش ها ساعت ۱۵ و ۱۸ اجرا مي شوند که اجراي ساعت ۱۸را به صورت زنده از راديو نمايش خواهيم داشت. وي همچنين گفت: اين بخش توسط داوود رشيدي، صدرالدين شجره و خودم داوري مي شوند. ضمن اين که قرار است در اين بخش برخورد نهادينه تري براي حضور جدي تر در بدنه جشنواره تئاتر فجر صورت گيرد. سپس پيمان شريعتي دبير بخش استاني با اشاره به اين که تجربه برگزاري سال گذشته جشنواره تجربه اي خوشايند بود گفت: برخي از مديران استان ها اعلام آمادگي کردند که در نهايت با ۵ استان به توافق رسيديم. هم زمان با تهران جشنواره تئاتر فجر در استان هاي البرز، کرمانشاه، گلستان، خراسان شمالي و لرستان برگزار مي شود. وي افزود: باتوجه به اين که دبير جشنواره بر بخش آموزش تاکيد داشت؛ سعي کردم به سمتي بروم که جشنواره متفاوت باشد و تکنيک هاي جديد را نيز معرفي کنيم به همين دليل در کارگاه آموزش بدن در سايه در استان گلستان با حضور «نوريس» از يونان و کارگاه «ماسک و پرسونا» توسط «برايان دالي» در کرمانشاه برگزار مي شود. هم چنين آموزش خيمه شب بازي و ساخت و ساز عروسک هاي سنتي و بازي دهندگي نمايش هاي عروسکي همراه با اجرا در استان گلستان برگزار مي شود. شريعتي با اشاره به چند گروه براي اعزام به شهرستان ها گفت: علاوه بر گروههاي نمايشي تهران ازترکيه، آذربايجان و فرانسه نيز در شهرستان ها اجرا خواهند داشت. نمايشگاه عکس وکتاب نيز به طور همزمان در همه استان ها برگزار مي شود. مجيد امرايي دبير بخش نمايش هاي خياباني نيز گفت: اين جشنواره در بخش خياباني به سه شاخه تقسيم شده است. بخش مسابقه با ۹ گروه نمايشي، بخش نمايش هاي آييني با ۵ گروه و برگزيدگان جشنواره مريوان با ۱۰گروه نمايشي. امرايي افزود: براي اولين بار در حوزه انتشار مقالات دو مقاله تخصصي منتشر مي شود. همچنين براي اين بخش از چهار کشور خارجي پيشنهاد داريم که تاکنون حضور ترکيه و فرانسه در جشنواره قطعي شده است. وي با اشاره به اين که نمايش هاي خياباني پرمخاطب ترين بخش جشنواره شعرفجر هستند؛ گفت: متاسفانه با توجه به اين که اين بخش از جشنواره از اقبال عمومي خوبي برخوردار است اما از کمترين حمايت مالي برخوردار مي شود. سي امين دوره جشنواره بين المللي تئاتر فجر از ۵ تا ۲۲ بهمن در تهران و پنج استان برگزارمي شود و براي نخستين بار است که جشنواره طولاني ترين زمان را به خود اختصاص داده است.
وي در ادامه با اشاره به برگزاري دوسالانه هاي پيش از انقلاب گفت: پيش از انقلاب و از سال ۱۳۳۷، پنج دوره دوسالانه به صورت منظم برگزار شد و از ويژگي هاي اين دوسالانه اين بود که تعداد شرکت کنندگان به غير از دوره آخر که سال ۱۳۴۵ برگزار شد بين ۲۰ تا ۴۰ هنرمند بود. اما در دوره هاي پس از انقلاب دوسالانه رونق بيشتري گرفت. رئيس مرکز هنرهاي تجسمي به دوسالانه هاي پس از انقلاب اشاره کرد و گفت: نخستين دوره دوسالانه نقاشي پس از انقلاب سال ۱۳۷۰ برگزار شد و ۵۵۰ هنرمند با ۲۶۰۰ اثر در دوسالانه شرکت کردند. سال ۷۲ بيش از ۱۳۰۰ هنرمند تا ۳ هزار اثر حضور داشتند و در سومين دوره در سال ۷۴، ۳۳۵۶ اثر از ۱۵۶۰ هنرمند به دبيرخانه رسيد و سال ۷۶ نيز ۱۳۸۸ هنرمند با ۲۷۵۳ اثر حضور پيدا کردند. از دوره پنجم دوسالانه به موقع برگزار نشد و دوسالانه هاي پنجم و ششم پس از سه سال و به صورت سه سالانه برگزار شدند و دوسالانه هاي هفتم و هشتم نيز با تاخير چهار ساله برگزار شدند. دکتر شالويي به حضور چشمگير هنرمندان در اين دوره اشاره کرد و گفت: در اين دوره، ۱۵۸۹ هنرمند با ۶۲۲۶ اثر شرکت کردند با توجه به اين که يکي از اهداف مرکز هنرهاي تجسمي، تمرکززدايي است به همين دليل کارگاه هاي آثار نقاشي را در نيشابور برپا کرديم که هنرمندان از روز شنبه مشغول خلق اثر هستند و علاوه بر آن آثار را در مشهد و تهران به نمايش مي گذاريم.
در ادامه احمد وکيلي دبير هشتمين دوسالانه نقاشي با تاکيد بر اين که در اين دوره سعي کرديم دوسالانه را با خردجمعي برگزار کنيم، گفت: تمام نظرات با خردجمعي تاييد يا رد مي شد. در واقع سعي کردم يک آشتي ملي و دوستي ميان نقاشان اتفاق بيفتد. در همين زمينه براي تک تک هنرمندان، دعوتنامه شخصي ارسال کردم که برخي از آن ها پذيرفتند و در دوسالانه شرکت کردند و برخي نيز شرکت نکردند. در همين زمينه نيز دو نفر از هيئت داوران را پيشنهاد دادم. يوري دولان از اسلواکي و ايست وان ارشود رئيس آکادمي بوداپست که از هنرمندان بنام اين عرصه هستند. وي با اشاره به موضوع اين دوسالانه گفت: مکتب هرات از دوره هاي مشخص و روشن تصويري ايران است. وي در ادامه با ارائه پيشنهاد ايجاد دبيرخانه دائم دوسالانه نقاشي گفت: بايد دبيرخانه دائم داشته باشيم تا تاخيري در کار ايجاد نشود و جوانان هم با آثار جديد در دوسالانه حضور داشته باشند.
درادامه جواد صادقي دبير اجرايي دوسالانه با تاکيد بر اين که تمام مراحل دوسالانه طبق تقويمي که ارائه شده بود، انجام شد و تمديد هم نشد افزود: آثاري که در نيشابور توسط هنرمندان ارائه مي شود پس از انتخاب در گالري آرتين مشهد به نمايش درمي آيد و به سه نفر از برترين ها نيز جوايزي اهدا مي شود. افتتاحيه دوسالانه ۸ دي ماه در مشهد خواهد بود و اختتاميه نيز ۲۷ دي ماه برگزار مي شود و پس از اختتاميه، بازار فروش آثار هنري (اکسپو) در موسسه صباي تهران آغاز مي شود و به مدت يک هفته آثار براي فروش عرضه مي شوند.
نشست "نقش رسانه در تقويت اميد، آگاهي و خودباوري درکودکان" به مناسبت روز جهاني "رسانه در دست کودکان" و با حضور حسن اسلامي مهر، رئيس مرکز سيما فيلم، محمدعلي طالبي کارگردان و جواد نوروزبيگي، تهيه کننده وصادق پژمان، مدير فرهنگسراي رسانه در فرهنگسراي رسانه برگزار شد.در ابتداي اين نشست پژمان با اشاره به مديريت مصرف رسانه هاي نوظهورگفت: يکي از مخاطبان اصلي ما کودکان هستند و ما به دنبال بررسي دغدغه هاي خودمان در اين حوزه نيز هستيم و در صدد هستيم تا با تاکيد بر موضوع ارتقاي سواد رسانه اي بين خانواده ها کار کنيم و بتوانيم مخاطب منفعل را به مخاطب بالفعل تبديل کنيم. وي با اشاره به اينکه توليدات کمي در اين حوزه وجود دارد، گفت: چون توليدات کمي در حوزه کودک وجود دارد و محتوايي هم در اختيار مخاطب قرار نمي دهيم ، در نتيجه مخاطبان مجبورند از رسانه هاي ديگر استفاده کنند و اين هم مشکلات بيشتري ايجاد مي کند و اميدوارم با طراحي رسانه اي که براي خودمان مي کنيم بتوانيم سواد رسانه اي کودکان که عامل اصلي توسعه ملي و ديني کشور هستند را ارتقا دهيم تا آن ها آينده سازان خوب و موثري براي کشور باشند.در ادامه نشست محمد علي طالبي، کارگردان فيلم "علفزار" گفت: اينکه مسئولان گاهي به ياد ما مي افتند خيلي خوب است. چون مي توانيم علاوه بر اين که با مسئولان ارتباط برقرارکنيم، حرف هايمان را هم بزنيم و پيشنهادهايي را براي بهبود سينماي کودک بدهيم. ما فيلم هاي خيلي خوبي در حوزه کودک داريم اما بايد به کمک نهادهاي مرتبط آن ها را اکران کنيم.وي تاکيد کرد: زماني سينماي کودک و نوجوان افتخار سينماي ايران بود. به خصوص در دوره بعد از انقلاب هم در تلويزيون و هم در سينما آثار بسيار خوبي داشتيم. بايد دست در دست هم دهيم تا بتوانيم دوباره آن را رشد و ترقي دهيم.در ادامه حسن اسلامي مهر، رييس مرکز سيمافيلم، بااشاره به آموزش کودکان در مدارس افزود: تجربه اي که همگي ما از دوره هاي آموزش داريم بيانگر آن است که دانش آموزان در دروس رياضي ضعيف ترهستند و ما در اين زمينه مشکل داريم. ايراد از بصري نشدن آموزش هاي رياضي است. چراکه بصري کردن علوم مباحث را براي کودکان قابل فهم تر مي کند. اگر ما ساختار عمومي کودکان را در نظر بگيريم 3 بخش رفتار، احساس و تفکر قابل تفکيک است. اگر اين را مبناي تفکراتمان قرار دهيم، باعث رشد هويت آن ها نيزکه از 3 بخش؛ انساني، اجتماعي و ديني تشکيل شده مي شويم.وي با اشاره به اينکه کم حاشيه ترين بخش سينماي ايران؛ توليد براي کودک است، تصريح کرد: با وجود اين که حوزه سينماي کودک دچار غفلت شده بود، احساس مي کنم اکنون در حال اوج گرفتن است و انتظار مي رود سينما گران دوباره به اين حوزه بازگردند. من هم آينده بسيار خوبي براي اين حوزه پيش بيني مي کنم.رييس مرکز سيما فيلم موضوع نشست؛ يعني "اميد، آگاهي و خودباوري در کودکان" را 3 عنواني دانست که هميشه کودکان به آن احتياج دارند و اضافه کرد: تجربيات کار در حوزه کودک نشان مي دهد که ما توانا هستيم و قدرت حضور در سطح جهاني را نيز داريم.پس بايد اين فرصت را غنيمت بدانيم. نوروزبيگي تهيه کننده فعال در حوزه کودک نيز گفت: در خصوص توليد فيلم کودک اين روزها خيلي صحبت مي کنند. هميشه هم در اين روزها به شکل يک هشدار نقدهاي زيادي مي شود. من اميدوارم شرايطي به وجود آيد تا تهيه کننده هاي علاقه مند بتوانند در اين حوزه کار کنند و فرهنگ ايران را در خارج از کشور به نمايش گذارند.در ادامه محمد علي طالبي،محمد رضا يوسفي،کاوه ايماني،فاطمه محمد ولي،فرشاد سعدي،جواد نوروز بيگي از عوامل فيلم علفزار و مهرداد خوشبخت،بابک کايدان،مهران احمدي، اباذر فرهادي،علي اصغر يوسفي، بهروز شعيبي،سوگل طهماسبي و علي فرزين فرد از عوامل فيلم "صداي پاي من" و "کلاس سوم ب" تقدير شدند.
قرار بود در اين نشست ،مرضيه برومند و مهتاب کرامتي نيز حضور داشته باشند که مرضيه برومند به دليل مشکلي غير مترقبه و مهتاب کرامتي نيز به دليل سفر غير منتظره خارج از کشور، در اين نشست حضور نداشتند.
چهارمين دوره جايزه ادبي جلال آل احمد، چهارشنبه گذشته در پژوهشگاه فرهنگ و هنر با حضور وزير ارشاد برگزار شد. به گزارش خراسان، در اين مراسم علاوه بر وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، بهمن دري معاون فرهنگي وزارت ارشاد، محمدرضا مخبر دزفولي دبير شوراي عالي انقلاب فرهنگي، علي زارعي، نجف دري مشاور فرهنگي رئيس جمهور و مديرعامل انتشارات علمي و فرهنگي جمعي از نويسندگان و شاعران نيز حضور داشتند.دکتر سيد محمد حسيني وزير ارشاد در اين مراسم گفت: سال ۸۴ مصوبه اي به تصويب رسيد که جايزه جلال هر سال برگزار شود اما با وقفه اي مواجه شد. از سال ۸۸ به بعد، هرسال اين دوره از جايزه به موقع برگزار شد. در مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي در خصوص جايزه جلال ذکر شده است که آثار ادبي پيشرو و ارزشمند بايد بررسي شود. وي با اشاره به تحول شخصيتي جلال گفت: وقتي اين تحول را مي بينيم، به ياد حضرت ابراهيم(ع) مي افتيم. امثال جلال آل احمد در اين مسير گام برداشتند تا به مردم عشق بورزند چون از وضع موجود راضي نبود و تصور مي کرد برخي ها نمي توانند در شرايط موجود در جامعه تحول ايجاد کنند. جلال آل احمد وابسته به مردم و از جنس آن ها بود.در ادامه بهمن دري معاون فرهنگي وزير ارشاد با اشاره به ويژگي هاي شخصيتي گرايش جلال به روحانيت مترقي و انقلابي بود دربرخي از مطالب خوانده بودم که مقام معظم رهبري در دوره اي کتاب هايي از جلال چون دست هاي آلوده و سفر به اسرائيل را مورد مطالعه قرار داده و با جلال آل احمد تلفني صحبت کرده اند. بايد اقتضائات و شرايط دوران جلال مدنظر قرار گيرد و نبايد در عرصه کنوني و با گذشت ۳۲سال از پيروزي انقلاب، در جلال متوقف شويم چرا که جايزه جلال نماد و مدلي براي پديدآورندگان که با آموزه هاي ديني آشنا شوند.
در ادامه مجيد حميدزاده، دبير علمي چهارمين دوره جايزه جلال آل احمد، ضمن ارائه گزارشي از روند برگزاري اين جايزه گفت: از نظر تعداد شرکت کنندگان رشدي ۶۴درصدي داشتيم.از نظر کيفي نيز آثار به حدي به يکديگر نزديک بودند که در يکي از بخش ها مجبور شديم سه اثر را به عنوان برگزيده انتخاب کنيم و اين نشان از توجه اهل قلم به اين موضوع دارد.در اين دوره براي نخستين بار در حوزه داستان نويسي هيئت داوران اثري را به عنوان برگزيده معرفي کرد. برگزيدگان اين جايزه ۱۱۰ سکه طلا دريافت کردند. شايستگان تقدير نيز با دريافت ۲۵سکه قدرداني شدند.در اين دوره از جايزه جلال آل احمد کتاب «جاده جنگ» تاليف منصور انوري براي نخستين بار در حوزه داستان نويسي به عنوان برگزيده شناخته شد. در حوزه نقد ادبي نيز کتاب از «اشارت هاي دريا» تاليف حميدرضا توکلي برگزيده شد و در بخش تاريخ نگاري سه اثر «نبرد سميرم» تاليف کاوه بيات، «فرهنگ و تمدن ايراني» تاليف محسن معصومي و «علل و عوامل جابه جايي کتنون هاي تجاري در خليج فارس «تاليف محمدباقر وثوقي به طور مشترک به عنوان برگزيده شناخته شدند. کتاب «تا خميني شهر» به اهتمام موسسه جهادي در حوزه مستندنگاري شايسته تقدير شناخته شد.
به گزار ش خراسان در اين مراسم ، علي باباچاهي، اسماعيل اميني، مصطفي رحماندوست، محمد شمس لنگرودي، محمدرضا عبدالملکيان، موسي بيدج ، حميدرضا شکارسري محمدعلي بهمني ، زيبا اشراقي همسر مرحوم قيصر امينپور وهمچنين مصطفي اميدي مدير دفتر مطالعات و برنامهريزي فرهنگي و کتابخواني وزارت ارشاد حضور داشتند.
درابتداي اين مراسم ، هفت نامزد دريافت اين جايزه اشعار خود را براي حاضران در جلسه قرائت کردند.جواد زهتاب، منيره حسيني، پانتهآ صفايي، علي عباس نژاد، هاجر فرهادي و حامد رحمتي، شاعراني بودند، که به ترتيب در اين بخش به شعرخواني پرداختند. در ادامه محمدرضا عبدالملکيان، دبير جايزه کتاب سال شعر جوان ضمن ارائه گزارشي از روند برپايي اين جايزه گفت: در اين دوره 154 اثر به دبيرخانه ارسال شد که از اين تعداد 85 اثر در قالب شعر نو و 69 اثر شعر کلاسيک بودند. پس از بررسي و داوري مرحله نخست، 21 اثر به مرحله نيمه نهايي راه يافتند.از ميان آثار راه يافته به بخش نيمه نهايي 12 اثر در قالب شعر نو و 9 اثر در قالب شعر کلاسيک بود. همچنين 11 اثر از اين آثار متعلق به شاعران زن و 9 اثر متعلق به شاعران مرد بود. در مرحله پاياني نيز از ميان هفت نامزد دريافت جايزه، چهار اثر از مجموعههاي شاعران زن و سه اثر از ميان آثار شاعران مرد بود.وي درخصوص اهداف دفتر شعر جوان از برپايي اين جايزه گفت: هدف ما پيش از آن که مبتني بر معرفي يک يا دو اثر برگزيده باشد، اين است که شاعران برجسته و متفاوت جريان هاي شعر را به علاقه مندان در عرصه شعر معرفي کنيم.وي همچنين گفت:شاعران جوان بايد به جشنوارهها و جايزههايي از اين دست به عنوان يک گذرگاه نگاه کنند و نه يک منزلگاه .
اگر سرشت و سرنوشت شعر براي آنها جدي است بايد چشماندازهايي جدي تر و سقف پروازهايي بلندتر را مدنظر داشته باشند.تجربه شرکت در چنين جايزههايي بد نيست، اما فراموش نکينم شعر با تمام مهربانيهايش، شاعر را با تمام وجود براي خودش ميخواهد، بنابراين اگر شاعر در پي تريبون، جايزه و موقعيتهاي ديگر باشد، به طور حتم شعر با آن شاعر دوام نميآورد.
ادامه مطلب
نشست هم انديشي شاعران و اديبان همايش بين المللي باران غدير با شاعران و نويسندگان ايراني برگزار شد.
به گزارش خراسان اين نشست که با حضور محمدرضا زائري دبير همايش باران غدير، مجتبي رحماندوست، مشاور رئيس حوزه هنري و ناصر ضرابي مدير دفتر ادبيات بيداري و جمعي از شاعران ايراني و خارجي حضور داشتند؛ ابتدا شاعران ميهمان آثاري در ارتباط با حضرت علي و ائمه را ارائه کردند.در ادامه مجتبي رحماندوست مشاور مدير حوزه هنري با اشاره به اين نکته که شاعران حاضر در اين همايش به نام اميرالمومنين و عيد غديرخم گردهم آمدند؛ گفت: تمامي ميهمانان اين همايش مسيحي، هندو و اهل سنت هستند اما وجه اشتراک آنان با ما اين است که شيعه و از محبان اهل بيت، از محبان اباعبدالله الحسين و مقاومت هستند و همگي با ياد عيد غدير گرد هم جمع شده ايم.ميهمانان اين مراسم بنيامين دو غروار، ابراهيم ارگيت و اسان بارگيت از ترکيه، جاتيندرپال، محمود عالم، گوبيند پراسار و چندرشکار از هند، سحر انصاري، عبدالقادر ترنيني، جرجي ترباي از لبنان، احمد الطويلي و محمدالازهر بن الهاشمي از تونس و صالح محمد خليق، عبدالفياض مهر آيين، سهراب سيرت و عنايت ا... شهير از افغانستان بودند و در ادامه بنيامين دو غروار از ترکيه، چندر شکار از هند و محمدالازهربن الهاشمي نفطي از تونس اشعار خود را قرائت کردند و هنگامي که عبدالقادر ترنيني از لبنان شعري درخصوص حضرت زينب را قرائت کرد، فضاي نشست تحت تاثير قرارگرفت.
ادامه مطلب
به گزارش خراسان، روز گذشته بهمن دري معاونت فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي با اعلام اين خبر گفت:برنامه هاي هفته کتاب يک روز زودتر و با حضور رئيس جمهور افتتاح مي شود.در اين مراسم از نفرات شايسته کتاب سال تقدير ميشود. همچنين از يک مولف برگزيده، يک منتقد برگزيده، يک پژوهشگر حوزه دين، يک شاعر، يک مصحح، يک کتابشناس و يک نسخهشناس تقدير خواهد شد.دري از برپايي همايش 2روزه نويسندگان کشور در هفته کتاب خبر داد و گفت: 130 نفر از نويسندگان شاخص تمامي استانهاي کشور در اين برنامه حضور دارند واز 5 نويسنده برجسته نيز به صورت ويژه قدرداني ميشود.دري از اجراي سرود هفته کتاب براي نخستينبار با عنوان "يادگار ماندگار" در افتتاحيه و روزهاي اين هفته خبر داد و گفت:محور تمام برنامههاي هفته کتاب امسال بيانات و رهنمودهاي چند ماه قبل مقام معظم رهبري در جمع کتابداران است.
معاون فرهنگي وزارت ارشاد گفت: 600 برنامه در تهران و حدود 800 برنامه در استان ها در ايام هفته کتاب اجرا خواهد شد .در اين نشست همچنين محمد اللهياري فومني، دبير نوزدهمين دوره هفته کتاب جمهوري اسلامي ايران در باره ابلاغيهاي که از سوي معاون فرهنگي به اداره کتاب و کتابخواني اعلام شد، گفت: براساس اين ابلاغيه تمام آثار داراي اصلاحيه در اين اداره با کسب تعهد از ناشر مبني بر رفع آن، صاحب مجوز نشر به صورت آني خواهند شد.اين ابلاغيه تنها به کتابهايي برميگردد که چند مورد اصلاحي دارند و به طور مشخص ناشر ميداند که بايد چه بخشي از کتاب را مورد بازخواني و اصلاح قرار دهد ودر صورت رعايت نشدن اين موضوع از سوي ناشر، مسائل قانوني آن بر عهده وي خواهد بود وناشربايد نسبت به مطالب و محتواي کتاب منتشر شده پاسخ گو باشد.
جشنواره فیلم رشدچهل و یکیمین دوره اش را برگزار می کند. جشنواره ای که از همه جشنواره های سینمایی قدیمی تر است . عمر این جشنواره به سال های پیش از انقلاب باز می گرددضمن این که چند سال وقفه هم باعث شد که این جشنواره از برگزاری و شاید اهدافی که از پیش برای آن تعیین شده بود،باز بماند.اما آن چه در این میان بیش از هر چیز اهمیت دارد این است که چنین جشنواره ای با این همه سال سابقه چرا به جایگاهی که شایسته یک جشنواره سینمایی علمی و آموزشی است ،نرسیده ؟در حالی که در کشور های دیگر، جشنواره هایی با قدمت کمتر از موقعیت بهتری برخوردارند.نام مستند سازان بزرگ و پیشکسوتان عرصه سینما را اغلب در چنین جشنواره هایی شاهد هستیم ولی این جشنواره با گذشت سال ها از برگزاری جشنواره رشد، به نظر می رسد به رشدلازم دست نیافته استیعنی پشتوانه علمی جشنواره چندان پربار نیست و اگر امروز یادی از نام آوران سینمایی مان را در این جشنواره داریم ، به دلیل است که حضور در چنین جشنواره هایی همانند پله ای برای صعود آنان به مقاطع بالاتر بوده است.
هنگامی که دانش آموز بودم، به خاطر می آورم زمانی را که یک روز در سال ما را به از طرف مدرسه به سالنی سینمایی می بردند و چند فیلم که اغلب هم کوتاه بود، نشانمان می دادنداما نکته مهم تر این بود که حتی معلمانی که مارا برای دیدن این فیلم ها می بردند، نمی دانستند که قرار است چه فیلمی ببینیم و تعطیلی درس، چنین روزهایی رابیشتر به یک تور دانش آموزی تبدیل می کرد.وقتی به سینما می رسیدیم،فیلم شروع شده بود حتی بسیاری از بچه ها به فیلمی که نمی دانستند نامش چیست ، نگاه نمی کردند واغلب هم با خود چیپس و پفک هم به سالن می آوردند، مشغول خوردن و بازیگوشی بودند.درواقع جشنواره فیلم رشد، جشنواره ای آموزشی است که مسئولان آموزش و پرورش برای این که از این قافله عقب نمانند ، آن را برگزار می کنند. این تصوری است که از زمان تحصیل و جشنواره رشد دارم اما باید دید که این سال ها آن چه این جشنواره به خود دیده ، باعث شده تا مسئولان چاره ای برای آن بیندیشند؟
بعد از سال ها جشنواره هم تغییراتی داشته اما آن چه کمتر به آن پرداخته شده این است که جشنواره فیلم رشد، بیشتر جشنواره ای است برای بزرگتر ها و کمتر فیلمی در میان مجموعه فیلم های جشنواره می توانی پیدا کنی که برای بچه ها باشد.فیلم های آموزشی بخشی است که به درد بچه ها می خورد اما متاسفانه اغلب این فیلم ها هم فاقد جذابیت های لازم برای قشری از جامعه است که 9ماه از سال را صرف یادگیری می کنند.اگر هم لابه لای این فیلم ها چیزی مناسب قشر دانش آموز در نظر گرفته می شود، از نظر تکنیک و جذابیت ، فاقد استاندارد های لازم است.
فیلم های مستند هم بخشی از این جشنواره است و با توجه به رویکرد آموزشی فیلم ها برای اغلب کودکان فاقد جذابیت است.یکی دیگر از ویژگی هایی که جشنواره طی چند سال اخیر آن را سرلوحه کار خود قرار داده ،این است که مدعی ادامه این جشنوارهپس از اختتامیه هستند و جشنواره در طول سال تحصیلی ،تعطیل نمی شود و همچنان جشنواره ادامه دارد ولی این ادامه داشتن نمی تواند دلیلی بر موفقیت جشنواره باشد.
جشنواره رشد با توجه به این که سال ها از برگزاری آن می گذرد ، می توانست بهتر برگزار شود در حالی که هم برای دانش آموزان و هم معلمان زنگ تفریحی در خلال آموزش بیش نیست.مسئولان جشنواره ضمن دسته بندی فیلم ها برای نمایش باید بیشترین بهره را برای استفاده از راه حل های عملی و اجرایی در جشنواره به کار گیرند و این مهم میسر نمی شود مگر با مطالعه و اجرای درست برنامه که هم آموزش را در بر بگیرد و هم جذابیت های تصویری برای دانش آموزان و البته معلمان را در پی داشته باشد.
در بخش تئاتر کودک هم مريم معترف، محمد حسين ناصربخت و حسن دولت آبادي به عنوان اعضاي هيئت داوران و در بخش تئاتر خياباني هم يدا... وفاداري،حسين راضي و محمد حمزه زاده کار ارزيابي را انجام مي دهند.اين جشنواره از ۱۷ تا ۲۴ ماه جاري در تهران برگزار مي شود.
وي با اشاره به اين که هجدهمين نمايشگاه بين المللي مطبوعات و خبرگزاري ها از ۳ تا ۱۰ آبان ماه در مصلاي امام خميني (ره) برگزار مي شود افزود: امسال تعداد غرفه ها به ۶۰۰ غرفه ارتقا پيدا کرده و فضاي بيشتري نيز به فضاي نمايشگاهي اختصاص داديم و همين سبب مي شود تا از نظر کمي شاهد حضور چشمگيرتري باشيم. محمدزاده به برنامه هاي متنوع اين دوره از نمايشگاه اشاره کرد و گفت: امسال ۱۵ برنامه جنبي متنوع تدارک ديده شده است و اين برنامه ها با توجه به توانمندي ها، ظرفيت ها و استعدادهاي موجود در فضاي مطبوعاتي کشور است.معاون مطبوعاتي وزارت ارشاد ضمن اشاره به برنامه هاي سراي روزنامه نگاران گفت: امسال در نمايشگاه کتاب فهرست آماري نشريات، کتاب شماره هاي اول سال ۸۸ و ۸۹ ، کتاب روي جلد مطبوعات سراسر کشور، کتاب بررسي شاخص هاي آماري نشريات کشور، اطلس فراواني نشريات کشور و اطلس نشريات مهم و تاثيرگذار جهان منتشر و عرضه مي شود. همچنين منتخبي از برترين عکس ها و کاريکاتورهاي مطبوعاتي ارائه مي شود. نمايشگاه عکس پيشگامان کشور از مشروطه تا انقلاب اسلامي، غرفه کارنامه مطبوعات و موزه مطبوعات کشور برپا مي شود.
برگزاري نشست هاي تخصصي روزنامه نگاري و تحليل محتواي روزنامه ها نيز از ديگر برنامه هاي اين دوره از نمايشگاه مطبوعات است.محمدزاده با اشاره به بخش بين الملل نمايشگاه گفت: اتحاديه مطبوعات جهان اسلام، متشکل از ۳۵ کشور جهان اسلام تشکيل مي شود و همزمان با نمايشگاه بيانيه تشکيل اتحاديه مطبوعات جهان اسلام قرائت مي شود و هيئت موسس اين اتحاديه نيز معرفي مي شوند. همچنين جايزه بين المللي صلح و عدالت را برگزار مي کنيم.
ناصر فيض، شاعر و طنزپردازي است که همه او را با اشعار طنزش مي شناسند.
او مسئول دفتر طنز مکتوب حوزه هنري هم هست و به تبع آن دبير جشنواره «طنز
مکتوب» که اين روزها ششمين دوره خود را پشت سر گذاشت، همين بهانه اي شد
براي گفت وگوي ما با اين شاعر و طنزپرداز.
فراگير شدن طنز
* چند دوره از برگزاري جشنواره طنز مکتوب مي گذرد. دستاوردهاي اين جشنواره چه بوده؟
** يکي از اتفاقاتي که با تاسيس دفتر طنز افتاده از جمله برگزاري جشنواره اين است که طنز نسبت به گذشته چشمگيرتر و گسترده تر در کشور مطرح است. راجع به طنز مطلب نوشته مي شود. روزنامه ها مطلب طنز دارند و جايگاه جدي پيدا کرده است و حتي کتاب طنز منتشر مي شود و اين اتفاقات در گذشته کمتر بود و طي ۱۰ سال اخير شاهد اين اتفاقات هستيم. نتيجه همه اين ها همه گير شدن طنز است. طنز از گذشته وجود داشته و ما که آن را اختراع نکرديم. در تاريخ ادبيات و متون کهن ما طنز وجود داشته و نکاتي را که مي خواستند به مخاطب القا کنند، از طريق طنز بيان مي کردند. از حافظ و مولانا و فردوسي گرفته تا عبيدزاکاني و اين نشان مي دهد که گذشته پرباري داريم اما در گذشته بيشتر فکاهي رايج بود ولي جايي براي ارائه آثار و بيان اين هنرمندي نداشتند، اما در رتبه طنز حوزه هنري و جشنواره اين اتفاق افتاده و الان در تمام کشور جلساتي براي شعر داريم و دفاتر طنزي را راه اندازي کرده ايم، يعني حوزه هنري دفتر طنز در مشهد، کرمان و ساير شهرستان ها دارد و طنزپردازان مي توانند به اين مراکز مراجعه کنند و جشنواره يکي از نتايج اين برنامه هاست و نشان از فعاليت کساني دارد که در اين حوزه کار مي کنند و اين نويد را مي دهد که جشنواره هر سال بهتر از سال هاي پيش برگزار و از برگزيدگان در طول سال حمايت شود و آثارشان را چاپ و منتشر کنيم. همه اين کارها در نهايت ما را به اهدافمان نزديک تر مي کند که مهم ترين آن جدي گرفتن از سوي مسئولان و مردم است. ضمن اين که بايد تعريف درستي از طنز ارائه شود و اين که طنز واقعي چيست.
خنداندن مخاطب به چه قيمت
* طنز چه تفاوتي با لودگي دارد؟ و طنز واقعي چيست؟
** لودگي شکل مبتذل تر طنز است و هدف اين است که از مخاطب خنده بگيريم و کاري بکنيم که مخاطب به هر قيمتي بخندد. حالا اين قيمت چيست؟ اگر به قيمت توهين به ديگران، توهين به اقوام، تمسخر زبان و طرز فکر بخواهيم کسي را بخندانيم، به آن فکاهه و هزل مي گوييم، که بعضي وقت ها برخي از روي دغدغه هاي شخصي آن را به هجو تبديل مي کنند. اما طنزي که مدنظر ماست از طرف دوست صادر مي شود. کسي که با جامعه دوست است، جامعه را تمسخر نمي کند. طنزپرداز زشتي هايي را که در جامعه وجود دارد و در اثر کثرت استعمال به خلق و خوي ما تبديل شده را نشان مي دهد. مثل دروغ که به کودکان دائم تذکر مي دهيم، دروغ نگويند و وقتي بزرگ مي شوند، مي بينند در جامعه چقدر دروغ وجود دارد و کسي بايد باشد و اين تلنگر را بزند و بگويد که اين کار بد است. طنزپرداز مخاطب را به اعتدال و فکر کردن به معضلات دعوت مي کند. آن هم با زبان شيرين و شيوه اي که دارد به نحوي بيان مي کند که با لبخند همراه مي شود. شايد تنها کسي که از اين مسئله ناراحت شود، قرباني باشد البته چه بسا قرباني هم، با طنزپرداز همراه شود. به همين دليل طنز جاذبه فراواني براي اصلاح جامعه دارد. ما لبخند را در کنار تامل و فکر کردن داريم. طنزپرداز زشتي ها را تذکر مي دهد و در جشنواره «طنز مکتوب» از اين نوع طنز حمايت مي کنيم. چون قرار است طنزپرداز به جامعه براي اصلاح تذکر بدهد نه اين که جامعه را تخريب کند.
خط قرمزهاي طنز مکتوب
* همه نکاتي که اشاره کرديد، درست است اما خط قرمزها و محدوديت هايي هم در کار طنز وجود دارد. اين خط قرمزها در چه مواردي مشکل ايجاد مي کند؟
** يک سري از خط قرمزها نه ربطي به حکومت ها دارد و نه ربطي به قوانين ويژه دارد. برخي از خطوط قرمز عقلي است. شعور و عقل من حکم مي کند که حرفي را که با يک بچه ۵ ساله مي زنم با حرفي که در جمع خانوادگي مطرح مي شود، متفاوت است. همه اين ها را بايد طنزپرداز رعايت کند يعني توانايي و رندي را داشته باشد که مخاطبش را بشناسد. برخي اين نکته را به نفاق تعبير مي کنند در حالي که اين نفاق نيست.
بخشي از معيارهاي طنزپرداز شعوري و عقلي است که به او حکم مي کند، آن ها را رعايت کند. در جامعه ما اخلاق به شدت حاکم است و طبق آموزه ها و اعتقاداتمان بايد يک سري از موارد را رعايت کند و کسي که اين موارد را رعايت کند نياز به اين نيست که حکومت برايش تعيين تکليف کند و اين با شناخت شخصي ارتباط دارد و من فکر مي کنم خط قرمزها در طنز کمتر به حکومت بر مي گردد مگر موارد سياسي. نمي خواهم به عنوان کسي که در سازماني وابسته کار مي کند و بخش مهمي از جمهوري اسلامي است، اين ادعا را داشته باشم اما آزادي در خيلي از موارد وجود دارد. اگر کسي اصولي حرف بزند و وابسته به جرياني نباشد، به راحتي حرفش را هم بيان مي کند. برخي از مطالبي که در برخي از ستون ها منتشر مي شود، تعجب مي کنيد که چرا نويسنده اش را دستگير نمي کنند. چون معيارها را مي شناسد. با رئيس جمهور شوخي مي کند، اما توهين نمي کند. به نحوي مسئله را بيان مي کند که علاوه بر انتقاد، کسي نمي تواند به او ايراد بگيرد. اگر چه هر حرفي را هم نمي توان گفت ضمن اين که آزادي هم هست.
جايگاه ويژه شعر محلي مشهد در طنز
* شما به فعاليت طنزپردازان در شهرستان ها اشاره کرديد، با اين حال مي توان تفکيکي بين طنز تهران و شهرستان قائل شد؟
** جريان طنز در کشور، استان ها و مراکز ديگر ضمن اين که با ادبيات فولکور آن ها ارتباط برقرار مي کند، اين جريان عمومي و همه گير مي شود. يعني زماني در کشور طنز سياسي يا اجتماعي غالب مي شود و يا غزل و رباعي همه گير مي شود. بخشي از اين گونه اتفاقات در کل کشور مي افتد و بخشي ديگر به فرهنگ قومي و بومي بر مي گردد. در مشهد، شعر محلي جايگاه ويژه اي در طنز دارد. محمد قهرمان آثار ماندگاري در شعر دارد که به زبان محلي و طنز است و يا در اصفهان استاد «پريش» از طنزپردازاني است که به زبان محلي شعر مي گويد و برخي از گويش ها به نحوي است که براي ما به عنوان مخاطب گيرايي بسياري دارد. استان ها هم ظرفيت بالايي دارند و طنز بومي و محلي همراهي خوبي با طنز عادي و فارسي دارد و چون آن ها دور هستند، تلاش بيشتري براي مطرح کردن خودشان دارند و ما حتي از دورترين استان ها هم برگزيده داريم و اين نشان دهنده اين است که طنز يک جرياني ايجاد کرده که منجر به اين رقابت ها شود.
شعر محفلي تر است
* در شعر طنز موفق تريم يا نثر و گونه هاي ديگر؟
** دفتر طنز در گذشته به اين متهم بود که اين جا دفتر شعر طنز است و ما برنامه هاي زيادي داريم. جشنواره در ۵ شاخه داستان کوتاه، فيلم نامه، مقاله، شعر و نثر برگزار مي شود و هيچ کدام نسبت به ديگري برتري ندارد. اين شائبه هم به اين دليل بود که بنيانگذارانش شاعر بودند و اغلب کساني که در اين دفتر فعال بودند، شعر طنز مي گفتند و اولين شب شعر طنز در ايران هم توسط همين گروه برگزار شد. ضمن اين که شعرخواني در ايران بيشتر از نثرخواني رواج داشته است. فيلم نامه، مقاله و داستان مواردي است که نياز به زمان دارد و شعر محفلي تر است و بيشتر استقبال مي شود. ما معتقديم که طنز کشور از متن رنج مي برد. متن ضعيف است که فيلم سينمايي و تئاتر ضعيف مي شود. اگر متن درست شود، بقيه کارها هم درست مي شود، به همين دليل اسم جشنواره طنز مکتوب است چون پايه و اساس همه اين ها نوشتار است.
کتابي که معيارها را رعايت نکند، منتشر نمي شود
* انتشار آثار طنز، با چه مشکلاتي مواجه است؟
** هيچ يک از کارها چه جدي و چه طنز در يک جايگاه بررسي نمي شود و کتابي که معيارهاي جامعه را رعايت نکند، مجوز انتشار نمي گيرد. کتابي که به يک نفر توهين کند، اجازه انتشار نمي گيرد و چطور مي شود که هزار نسخه از آن چاپ کني و به هزار نفر توهين کني ولي انتظار اعتراض هم نداشته باشي. معيارهايي هست که خط قرمز طنزپردازي است. ولي طنزپرداز با رندي مي تواند بگويد که نسبت به اين مسئله اعتراض هم دارم. اما معيارهايي که طنزپرداز بايد رعايت کند، در چاپ آثار هم بايد رعايت کند مثل توهين به اقوام، افراد خاص، جريان و مسائل اخلاقي که براي ما پذيرفته شده نيست.در هر صورت معيارها يکسان است و اگر رعايت شود، کتابش به راحتي منتشر مي شود. در واقع طنزپرداز نيامده در قالب طنز که همه چيز را به سخره بگيرد و به راحتي اثرش منتشر مي شود. از دوستان هم انتظار همراهي و رعايت برخي از نکات را داريم و اجازه بدهند طنز در کشور بيشتر جريان پيدا کند و اين به نفع مردم و کشور است و در نهايت به جامعه سالم تري مي رسيم که با آرامش هم زندگي مي کنيم.
هنرمندان شهرستاني، کيميا هستند
* به حضور طنزپردازان شهرستاني اشاره کرديد ولي متاسفانه در شهرستان ها جلسات مداوم و جدي طنز وجود ندارد. دراجراي تمرکززدايي برنامه ها و جلسات برنامه اي داريد؟
** متاسفانه تمرکز در پايتخت در همه چيز وجود دارد. مثل سينما و ساير برنامه ها در تهران برگزار مي شود. اين ها را نمي توان به زور به شهرستان ها برد. اين ربطي به طنز ندارد. برخي از هنرمنداني هم که در شهرستان ها هستند، مثل کيميا هستند ولي براي جبران اين ضعف وقتي در استان ها برنامه مي گذاريم، در آن جا کارگاه هم برپا مي کنيم و علاقه مندان آثارشان را مي خوانند و نقد و بررسي مي کنند. جشنواره هم نوعي گردهمايي اين هنرمندان است و با يکديگر تعامل داشته باشند.
توليد فيلم کوتاه ديني در حدي است که بايد براي برگزاري جشنواره به بين المللي شدن آن فکر کنيم.
سهيل جهان بيگلري، دبير هفتمين جشنواره فيلم کوتاه رويش روز گذشته ضمن تشريح برنامه هاي جشنواره با اعلام اين مطلب گفت:جشنواره با محوريت کمک به تبيين سينما و دين،زمينه سازي براي معرفي جريان فيلم کوتاه ديني به فضاي فرهنگي و سينمايي کشور ،دامن زدن به توجه بيشتر به موضوع دين در عرصه فيلم کوتاه ، معرفي و شناساندن چهره هاي برگزيده جشنواره و نقد و بررسي و کالبد شکافي سينمايي با نگاه عميق به مضمون برگزار مي شود و سعي در تخصصي ترو حرفه اي تر شدن جشنواره داريم. وي در ادامه گفت:امسال به دليل همزماني با بيداري اسلامي در کشور هاي منطقه ، اين بخش را با اين که زمان اندکي داشتيم ، برگزار کرديم و110فيلم از 19 کشور از جمله مصر ، سوئد، فلسطين، ترکيه ، اسپانيا، ايتاليا، لبنان ، فرانسه و ايران در اين بخش شرکت کردند. جهان بيگلري افزود:در اين دوره هنرمنداني چون کارمن مارکز از پرتغال ،رياض شاهين دبير جشنواره فيلم غزه، رمضان صلاح و احمد صلاح کارگردانان مصري ، سمير زغلول و محمد دبول از لبنان از ميهمانان بخش ويژه بيداري اسلامي جشنواره فيلم کوتاه ديني(رويش) هستند. وي در ادامه تصريح کرد: 930 اثربه دبيرخانه رسيد که 42 اثر براي بخش مسابقه انتخاب شد.وي گفت: 10 پويانمايي، 15 فيلم کوتاه داستاني و 13 مستند در اين بخش ديده ميشوند. وي با اشاره به حضور بخش خصوصي در توليد فيلم کوتاه گفت:آثار رسيده به دبيرخانه جشنواره و آثار حاضر در بخش مسابقه نشان از فعاليت بخش خصوصي است که در اين دوره از جشنواره رويش 17 اثر بخش مسابقه متعلق به بخش خصوصي بوده است.همچنين 15 فيلم بخش مسابقه متعلق به حوزه هنري، 4 فيلم متعلق به مرکز گسترش سينماي مستند و تجربي و 2 اثر متعلق به انجمن سينماي جوان و يک فيلم هم از جشنواره فيلم کيش به جشنواره راه پيدا کرده است.
ادامه مطلب
بيست و هشتمين جشنواره بين المللي فيلم کوتاه تهران با پيام محمود احمدي نژاد رئيس جمهوري اسلامي ايران، رسما آغاز به کار کرد.به گزارش خراسان در ادامه آيين آغازين بيست و هشتمين جشنواره بين المللي فيلم کوتاه تهران، که با حضور معاونت امور سينمايي و سمعي و بصري، جمعي از مديران فرهنگي و سينمايي و فيلمسازان در سالن اصلي سينما آزادي برگزار شد ابتدا نماهنگي ويژه ميلاد امام رضا(ع) پخش شد و ميرزاخاني متن پيام رئيس جمهور را قرائت کرد.در ادامه وي گزارشي از روند برگزاري جشنواره ارائه کرد و گفت: ۴۲۳۲ اثر از ايران و ۱۰۵ کشور خارجي به دبيرخانه ارسال شد که اين تعداد آثار نشان مي دهد ايران در جايگاه بسيار خوبي در جهان قرار دارد و اميدوارم اين سينماي مستقل روزي داراي جايگاه مستقلي براي نمايش بشود.در ادامه اين مراسم با اجراي چهار بخش تقدير همراه بود که با حضور هاشم ميرزاخاني، سيدعليرضا سجادپور و بهمن حبشي از کارکنان و سرپرستان دفاتر انجمن سينماي جوانان ايران تقدير شد.سپس تقدير از بهترين بهترين هاي بيست و هفت دوره گذشته جشنواره انجام شد و از محمدعرب، اله کرم رضايي، کاوه بهرامي مقدم، سعيدپور اسماعيلي، مرجان شاملي، سعيد شاه حسيني، علي محمد قاسمي، احمد کاوند، فرهاد ربيعي، مهرداد اسکويي، بهزاد رسول زاده، پريوش نظريه، بايرام فضلي، مهدي جعفري، سودابه باباگپ، صفي يزدانيان، رو ح ا... بهرامي،پيمان نهان قدرتي، آيدا پناهنده، هومن سيدي، لقمان خالديو و ابراهيم سعيدي با اهداي لوح يادبود تقدير شد.در ادامه جواد شمقدري معاون سينمايي وزارت ارشاد گفت: جايگاه سينماي جوان و فيلم کوتاه جايگاه ويژه اي است و تقريبا ما در برنامه ها و سياست هايمان، جايگاه خوبي را براي فيلم کوتاه سامان مي دهيم و ماموريتي را براي فيلم کوتاه تعريف مي کنيم.
دومين همايش شاعران ايران و جهان در حالي برگزار مي شود که علاوه بر تعامل شاعران تاکيد اغلب آن ها بر ترجمه شعر به زبان هاي مختلف و از ساير زبان ها به زبان فارسي است.اين تعامل سبب مي شود تا شاعران نگاه متفاوتي را تجربه کنند. دليل اين مدعا هم حضور اندک شاعراني است که در اين همايش به زبان فارسي تسلط دارند و يا شاعراني از ايران که به ساير زبان ها تسلط دارند.
دکتر محمود اکرامي فر ،پژوهشگر و شاعر مي گويد:شناختي که ما از شعر جهان داريم، شناختي ناقص است و اکثر شاعران به زبان هاي ديگر تسلط ندارند و نمي توانند ترجمه کنند.شاعران ما اشعار ترجمه شده را مي خوانند و دسترسي کمتري به شعر جهان دارند.در نتيجه فرآيند ترجمه مي تواند مارا به شعر جهان نزديک کند.ضمن اين که جريان ترجمه ادبي ايران در دست چند نفر است و اين ها معمولا شعر هاي خاص از آدم هاي خاص تري را انتخاب مي کنند بنابراين اطلاع درست و دقيقي از شعر جهان نداريم جهان هم شعر مارا به درستي نمي شناسد. اين شاعر مي گويد:بسياري از شاعران و پژوهشگران جهان به زبان فارسي آشنايي ندارند و به متون اصلي شعر فارسي دسترسي ندارند و ترجمه هاي تعدادي از چند مترجم را مي خوانند.نتيجه اين که نه آن گونه که شايسته است ما شعر جهان را مي شناسيم و نه آنان شعر مارا مي شناسند.ما در دنيايي از ابهام شعر جهان را مي شناسيم و آنان هم در دنيايي از ابهام شعر مار ا مي شناسند.شناخت آنان از ادبيات و شعر ما گذشته نگر است و شاعراني چون حافظ ، مولانا و سعدي را مي شناسند چون شعر آنان به زبان هاي مختلف ترجمه شده است. اين شاعر در مورد همايش شاعران ايران و جهان مي گويد:برگزاري اين همايش به ما کمک مي کند تا دريک ارتباط مستقيم با شاعران 43 کشور دنيا به زبان هاي متعدد ، شعر مان را به دنيا معرفي کنيم و نسبت به شعرجهان هم شناخت عميق تري پيدا کنيم و در مجموع برگزاري اين همايش گام مثبت و موثري است براي شعر فارسي. وي به نقش موثر ترجمه اشاره کرد و گفت:جريان ترجمه در ايران يکسويه است و حضور شاعران خارجي در ايران و حضور شاعران ايراني در ساير کشور ها تعاملي را ايجاد مي کند و سبب شناخت شعر يکديگر مي شود و اين شايد کافي نباشد اما لازم است.در حال حاضر هم نمي توانيم ادعا کنيم که شعر ايران جهاني شده و اين اتفاق هم به زودي رخ نمي دهد چون جريان ترجمه در ايران يکسويه و ناقص است و شناخت ما بايد در تمام زمينه ها حاصل شود.
پروفسور ويکتور آلکک، مترجم است . اوبه زبان فارسي مسلط است و ضمن تاکيد بر اين که ترجمه ادبيات ايران به ديگر زبانها به ويژه زبان عربي يک ضرورت است، مي گويد: واقعا آنچه که از زبان فارسي به ديگر زبانها ترجمه شده بسيار کم است.اعراب حتي قبل از اسلام با ايرانيان آميخته شدهاند، بنابراين از آنجايي که ادبيات ايران ادبيات آموزههاي اخلاقي و ديني است ضرورت دارد به زبان عربي برگردانده شود. اين مترجم مي گويد:از شعرفردوسي گرفته تا حافظ و سعدي و مولانا ، همواره در اشعار فارسي از بشردوستي و انسانيت سخن گفته شده است و اين حس بشردوستانه در شعر فارسي تا به بالاترين درجه وجود دارد و ما در بسياري از ابيات زبان فارسي شاهد اين نکته هستيم.از لحاظ ديني نيز تاريخ ادبيات ايران آکنده از تسامح و محبت به ديگران بوده است و تمام ارزشهاي اخلاقي و ديني را ميتوان در ميدان شعر فارسي پيدا کرد چرا که شعر فارسي از ديرباز تاکنون آکنده از اين مفاهيم است. وي بر ضرورت کانون مرکزي ترجمه فارسي تاکيد کردو گفت: پيشنهاد من در دومين همايش شاعران ايران و جهان اين است که يک کانون مرکزي ترجمه از فارسي به عربي و چندين کانون فرعي در اين زمينه ايجاد شود تا شاعران بيشتري از فارسي به جهان عرب و از جهان عرب به فارسيزبانان معرفي شوند.
مصطفي اميدي دبيراجرايي اين همايش مي گويد: معرفي ادبيات انقلاب اسلامي، شاعران معاصر به کشورهاي ديگر، آشنايي شاعران ايران و جهان با يکديگر، تعامل و هم انديشي در راستاي گسترش فرهنگ و ارزشهاي انساني، آشنايي ايرانيان علاقه مند به شعر شاعران کشورهاي مختلف و تحولات ادبي در کشورها مهمترين اهداف برگزاري دومين همايش شاعران ايران و جهان است وبا برنامه هايي که براي بازديد ميهمانان در نظر گرفته شده ، براي آشنايي بيشتر با فرهنگ و ساير ارزش هاي فرهنگي ماست و اميدواريم از اين طريق بتوانيم ، شعر و فرهنگ مان را به ساير کشور ها منتقل کنيم. دبير اجرايي اين همايش مي گويد:از نظر ما هر شاعر ميهمان در همايش شاعران ايران و جهان يک رسانه است که ميتواند علاوه بر معرفي فرهنگ اصيل ايراني، شعر و ادبيات مقاومت ايران را نيز به جهانيان معرفي کند و پس از بازگشت به کشورش، ارزشهاي فرهنگي ايران را با زبان شعر انتقال دهد . درواقع شاعري که فن شعر و شاعري را ميداند، کلامش در مقايسه با انسانهاي ديگر تاثيرگذارتر خواهد بود. همين انتقال انديشه با زبان شاعرانه در ذهن مخاطبان علاقمند به شعر ايران در خارج از مرزها، ماندگار ميشود. يکي از راه هاي برقراري ارتباط ما با شاعران دنيا اين است که کتاب پنجرهاي به جهان شعررا منتشر کرده ايم اين کتاب ،از دستاوردهاي اولين همايش شاعران ايران و جهان است و خلاصه زندگي نامه 44 شاعر خارجي شرکت کننده در دوره قبل به همراه گزيدهاي از شعرهايشان به زبان فارسي و انگليسي به چاپ رسيده است و دومين کتاب نيز منتشر خواهد شد. همچنين لوح فشرده سخنرانيها و برنامههاي اجرايي در همايش را توليد کرده و در اختيار علاقه مندان به شعر و ادبيات قرار خواهيم دادتا با نحوه سرايش و خواندن شعر شاعران خارجي آشنا شوند.
موسي بيدج، دبير دومين همايش شاعران ايران و جهان هم مي گويد:اين شاعران در تخت جمشيد با تاريخ ايران آشنا ميشوند و در شيراز و ديدار از مزار حافظ ميبينند که چه تکريمي از حافظ ميشود و ايرانيها چگونه شاعران ايراني را ارج مينهند.ميهمانان حاضر علاوه بر اينکه شاعرند، مدير فرهنگي، ناشر يا مترجم هم هستند که حضور آنها در ايران مشوقي خواهد بود براي اينکه ادبيات ايران را ترجمه کنند و منتشر کنند. بيدج با بيان اينکه تنوع در شاعران امسال نسبت به سال گذشته بيشتر است در تشريح ويژگيهاي متمايز همايش امسال نسبت به سال گذشته به خراسان مي گويد: سال گذشته مراسم شعر خواني در يک جا برگزار ميشد، اما امسال به صورت همزمان دانشگاههاي گوناگون و مراکز فرهنگي با حضور مهمانان همايش شب شعر برگزار ميکنند. بيدج تصريح کرد: حضور شاعران خارجي اين مجال را به ما ميدهد که ميزگردهايي با نام «شب قارهها» داشته باشيم، ميزگردي که به صورت گفت و گو خواهد بود. سال گذشته ميزگردهايي از اين دست بسيار کم بود و گفت و گوها بيشتر در راهروها و يا لابيها بود. دبير دومين همايش شاعران ايران و جهان با بيان اين که اولين همايش شاعران ايران و جهان در فروردين ماه برگزار شد اما امسال زمان جشنواره به پاييز موکول شده است، درباره علل اين تغيير زمان توضيح داد: پاييز بهار شاعران است. از اين که بگذريم سال گذشته همايش شاعران ايران و جهان با جشنواره شعر فجر از نظر زماني نزديک بود و چون دبيرخانه اين دو همايش يکي است، زمانش ميتوانست اشکالاتي در برگزاري ايجاد کند، از اين رو زمان جشنواره را به پاييز موکول کرديم تا فرصت بيشتري براي برگزاري هر چه بهتر همايش داشته باشيم. به گفته بيدج براي اين همايش آيين پاياني نداريم؛ زيرا شعر پايان پذير نيست، از اين رو بعد از همايش نيز در طول سال شعر ايران با شعر دنيا پيوند دارد.
دو مجموعه آماده چاپ دارم که اشعار آن در قالب هاي مختلف با سوژه هاي مختلف است اما غلبه سوژه ها؛ موضوعات اجتماعي است و اميدوارم که تا نمايشگاه سال آينده منتشر شود هنوز ناشر اين آثار مشخص نشده و نامي هم براي اين کتاب ها انتخاب نکرده ام و معمولا يکي از سوژه هاي شعري يا نام يکي از اشعارم را براي کتاب انتخاب مي کنم.
برقعي:
يک مجموعه شعر براي انتشار آماده کرده ام. اين کتاب شامل ۱۱۰ شعر عاشورايي است که گزينشي از اشعار سپيد است. در واقع آثار عاشورايي بعد از انقلاب را گزينش کرده ام و هنوز عنوان مشخصي ندارد.
کتاب ديگري هم از سوي مرکز آفرينش هاي هنري آستان قدس رضوي پيشنهاد شده که در مدح و منقبت امام رضا(ع) و حضرت معصومه (س) است و براي نمايشگاه کتاب سال آينده منتشر مي شود.
محمد نيک :
مجموعه اشعار آييني ام آماده شده و در حال انجام مراحل فني پيش از انتشار است.هنوز با ناشري براي اين کتاب که تقريبا براي چاپ آماده است؛ صحبت نکرده ام.
مصطفي محدثي خراساني:
کتابي براي انتشار آماده نکرده ام و در حال حاضر بيشتر براي صدا و سيما غزل و ترانه مي گويم به تازگي در صدا و سيما بخشي به نام گسترش ادبيات مقاومت ايجاد شده است و من هم در اين بخش حضور دارم و قرار است به شکلي تخصصي تر در خصوص ادبيات مقاومت همراه با شاعران ديگر کار کنيم.
محمد جواد شرافت:
کتابي از اشعارم در نمايشگاه کتاب امسال منتشر شد. شعرهاي جديدي هم دارم که البته همگي از اشعار آييني است اما هنوز از نظر تعداد به اندازه يک کتاب نيست و به محض اين که تعداد آثارم در حد انتشار باشد؛ کتاب جديدي ارائه خواهم کرد.
عباس براتي پور:
مجموعه کارهاي آييني منتشر شده و همچنين منتشر نشده را در يک مجلد جمع آوري کرده ام و با عنوان «آيينه و ماه» به زودي به چاپ مي رسد و عرضه مي شود. نام اين کتاب برگرفته از يک رباعي است که براي پيامبر اکرم(ص) گفته ام و همچنين آثاري که در اين کتاب هست شامل اشعار آييني، مراثي، مولودي و عاشورايي است و حدود ۱۳۰ شعر است.
