تبليغاتX
روزنامه نگار

 
 «سعيد پورصميمي» در نمايشگاه هنر معنوي به همراه «پريزاد سيف» نمايشنامه‌اي معنوي را با دراماتورژي و کارگرداني «کتايون حسين‌زاده» روخواني مي‌کند. علاوه بر نمايشنامه «فاوست» که نگاهي تاکيدي بر تقابل معنويت و مادي‌گرايي دارد 4 و 5 تير ماه سال جاري در فرهنگسراي نياوران روخواني مي‌شود. «فاوست» تلفيقي است از «دکتر فاستوس» اثر «يوهان فن‌گوته» که با استفاده از جلوه‌هاي «کريستوفر مارلو» و «فاوست» معنوي اين دو شاهکار ادبيات نمايشي، اثري تازه و بديع خلق شده است. در اين نگارش جديد برخلاف فاوست‌هاي گوته و مارلو ما انساني را مي‌بينيم که خود راوي سرگذشت خود است. انساني که روحش را به شيطان فروخته و طي مدت بيست و چهار سال، همواره در پي برآوردن نفسانيت خود بوده است، اما اينک از ديار دوزخ بازگشته و مي‌خواهد حقيقتي ديگر را براي انسان‌ها فاش سازد: «آنچه از فاوست شنيده‌ايد همه را دور بريزيد و کتابچه زندگي خود را ورق بزنيد. چرا که آنچه من کرده‌ام و به افسانه مبدلم ساخته است، در مقابل آنچه شما هر روزه انجام مي‌دهيد، بدون آنکه سري برگردانيد و به آن نگاه کوتاهي بيفکنيد، هيچ است.»
بزرگان به نمايشنامه‌خواني روي آورده‌اند. بزرگاني که پيشترها تنها مي‌توانستي تصاوير هنرنمايي آنها را روي پرده سينما به تماشا بنشيني، اينک به لطف ويژگي‌هاي نمايشنامه‌خواني در فاصله يکي دو متري‌ات مي نشينند، نفس به نفس تو مي‌دهند و نقش خواني مي‌کنند.
اين بار «سعيد پورصميمي» آمده است تا در فرهنگسراي نياوران، اهالي هنر و نمايش را چهار شب ميهمان اعجاب نقش‌خواني‌اش کند.
اين بازيگر توانمند که کمتر مصاحبه مي‌کند، زمستان سال گذشته در همين فرهنگسراي نياوران يکي از داوران نخستين جشنواره سراسري نمايشنامه‌خواني بود. انگار داوري آثار جوان‌ترها و شيريني نمايشنامه‌خواني وسوسه کار در اين عرصه را ديگرباره در دل او افکنده است.
«پورصميمي»، «فاوست» مي‌شود. قهرمان دو شاهکار ديرين ادبيات نمايشي «گوته» و «مارلو» که اين بار با دراماتورژي و کارگرداني «کتايون حسين‌زاده»، «فاوست» ديگري است، فاوستي که شيفته «مارگريت» مي‌شود. «پريزاد سيف» مارگريت و شيطان را توأمان مي‌خواند.
آخرين تمرين گروه «ماه‌سو» است و پورصميمي مثل هميشه وقت‌شناس است. پانزده دقيقه قبل از آغاز تمرين به فرهنگسرا آمده و به همراه پريزاد سيف و کتايون حسين‌زاده به باغ فرهنگسراي نياوران يا محل دائمي نمايشنامه‌خواني‌ها در بهار و تابستان مي‌رود.
کارگردان توضيحاتي درباره تمرين‌هاي گذشته را به بازيگران ارائه مي‌دهد و در حالي که مثل هميشه طوطي‌ها، مرغ ميناها و سارهاي باغ فرهنگسراي نياوران مي‌خوانند، سعيد پورصميمي نقش خواني‌اش را اينگونه‌آغاز مي‌کند: «من فاوست هستم. بازگشته از ديار نيستي، آنجا که نفس يخ مي‌بندد و روح از حرکت بازمي‌ايستد، احساس جز به بهاي ناچيزي فروخته نمي‌شود و آتش هرچه قدر هم که شعله‌ورتر باشد و پرگدازتر، انجماد روح تو را ذره‌اي متزلزل نخواهد کرد، من از دوزخ مي‌گويم.»
پورصميمي لبخندي بر لب دارد و هر از گاهي به مقابل چشم مي‌دوزد و ديالوگ مي‌گويد، گويي براي انبوه تماشاگران مقابلش مي‌خواند.
«فاوست» چيزي حدود 5 دقيقه مونولوگ مي‌گويد و سپس «پريزاد سيف»، «ميفستوس» را بازي مي کند.
ده دقيقه از تمرين گذشته است و «کتايون حسين‌زاده» نخستين نکته را يادداشت مي‌کند.
«فاوست» و «ميفستوس» به سگ رسيده‌اند و بازيگران پس از اداي مونولوگ‌هاي طولاني، پي در پي ديالوگ برقرار مي‌کنند.
پورصميمي پس از خواندن هر صفحه نمايشنامه، آن را به روي صندلي مقابلش مي‌گذارد، و هر بار دسته‌کليدش را محکم به روي آن مي‌گذارد تا باد آن را نبرد.
«پريزاد سيف» علاوه بر «ميفستوس» و «مارگريت» با تغيير جزئي لحن نقش مادر «مارگريت» و کشيش را بازي مي‌کند، او حال به «مارگريت» بدل شده است. «پورصميمي» نيز به روايت حکايتي از «فاوست» مي‌پردازد. در طول کار بارها و بارها «فاوست» راوي‌وار از خود مي‌گويد و پورصميمي با دستان، تغيير لحن، بالا پايين آوردن صدا و حتي نگاهش هرچه بيشتر نقشش و اين فاصله‌گذاري را باورپذيرتر مي‌کند.
پنجمين و آخرين جلسه تمرين است و «حسين‌زاده» (کارگردان) از مجموعه کار راضي است، گروه به هماهنگي رسيده و لازم نيست کارگردان لحظه به لحظه تذکر بدهد و تمرين را قطع کند.
«اکنون در خود بنگريد. من را مي‌بينيد. اين فاوست است که با شما سخن مي‌گويد.» اين آخرين ديالوگ فاوست (سعيد پورصميمي) است. کار به پايان رسيده و هنگام خوردن چاي است. کارگردان نکاتي را که يادداشت کرده به بازيگرانش يادآور مي‌شود و در سخنانش خطاب به پورصميمي يک لحظه هم لفظ «استاد» را فراموش نمي‌کند زيرا احترام به پيشکسوت اصلي است که در تئاتر هرگز فراموش نمي‌شود.
فقط چهار روز فرصت داريد نفس به نفس بازيگري بدهيم که هنوز هم خاطره بازي‌هايش در «ناخدا خورشيد» و «زشت و زيبا» لحظه‌هاي زيبايي را براي تماشاگر رقم مي‌زند.
مي‌گويند «نمايشنامه‌خواني» فرهنگسراي نياوران، 500 تومان بليت ورودي دارد و تازه اگر هنرمند باشي و يا دانشجوي هنر، 50 درصد هم تخفيف مي‌دهند.
با اين همه مي‌انديشم هم‌نفسي با «سعيد پورصميمي» بيشتر از اينها مي‌ارزد.
از گالري شماره 3 که نمايشگاه هنر معنوي در آنجا برپاست پا به پاي «پورصميمي» پايين مي‌آيم، در حالي که قرار است امشب آخرين شبي باشد که نمايشنامه‌اي معنوي بر معنويت فضاي اين نمايشگاه بيفزايد. اين اتفاق نيز به لطف بازگشت هنرمندي به خانه اصلي‌اش روي مي‌دهد، بزرگان و بازيگراني که اگر روزي با تمام وجود به تئاتر بازگردند، صحنه‌هاي ما بوي زندگي مي‌گيرند.
نوشته شده توسط اكرم محمدي در ساعت 11:22 قبل از ظهر | لینک  | 

 

 
وقتي از کار روزانه فارغ مي‌شويم و مي‌خواهيم کمي استراحت کنيم، در اين سکوت به تلويزيون پناه مي‌بريم و سريال‌هاي تلويزيوني منجي اين تنهايي مي شود اما آن چه که هيچ‌وقت به آن فکر نمي‌کنيم اين است که اين سريال‌هاي خوب و بد و مجموعه‌هايي با بازيگران و کارگردانان متفاوت چقدر هزينه برده است؟ اگر از ارقام نجومي و دستمزدهايي که اين بازيگران و کارگردانان دريافت مي‌کنند، اطلاع پيدا کنيد، نظرتان در مورد فيلم، سريال و به طور کلي مجموعه‌هايي که تلويزيون و شبکه‌هاي آن پخش مي‌کند، تغيير مي کند. ارقامي که هيچ تناسبي با مبالغي که مردم عادي به طور متوسط دريافت مي‌کنند، ندارد.
وقتي آقاي (خ-ش) براي بازي در يک مجموعه تلويزيوني ماهيانه هشت ميليون تومان، آن هم چند سال پيش دريافت کرده است، بايد حق بدهيد که اين فيلم‌ها و مجموعه‌ها در فضايي فيلمبرداري مي شود که تناسبي با زندگي روزمره مردم اين جامعه ندارد.

وقتي آقاي (ج-ه) براي حضور در يک کار تلويزيوني ماهيانه ۱۵ ميليون تومان طلب کرده است، بايد به جواناني که علاقه‌مند به بازيگري هستند حق بدهيد که دنبال يک شغل بي‌دردسر و پردرآمد مثل بازيگري باشند چون مطمئن هستند که در طول يک سال هم نمي‌توانند چنين درآمدي داشته باشند چه برسد به درآمد ماهيانه.
وقتي خانم (ک-ر) براي بازي در يک مجموعه ماهيانه حدود چهار ميليون تومان دريافت مي‌کند، بايد به دختران جواني که اين هنرمند الگوي آنان است، حق بدهيد که در‌به‌در دنبال انواع و اقسام کلاس هاي بازيگري باشند تا شايد در نهايت کسي از آن ها براي حضور در کاري دعوت کند.
هنگامي که بقال محل و مکانيک بازيگر مي‌شوند، بايد به کساني که حاضرند به کارگردان يا تهيه‌کننده پول بدهند تا فقط جلوي دوربين ظاهر شوند حق بدهيد وقتي به تلويزيون نگاه مي‌کنيدو مي‌بينيدکه سريال‌هاي تلويزيوني پر از تجمل است به کارگردان و تهيه‌کننده‌اي که از راه فيلمسازي درآمد خوبي کسب کرده‌اند، حق مي‌دهيد که چنين تصوري از زندگي داشته باشند و هدفشان فقط بازيگري باشد.
آن گاه که به اين جعبه جادو نگاه مي‌کنيد، حس بدي به شما دست مي‌دهد چرا که مي‌بينيد چقدر پول صرف اين کار شده است اما دريغ از ذره‌اي دلسوزي که مي‌توان از کيفيت نازل مجموعه‌ها به نبود آن پي برد.
اي کاش مسولان صدا و سيما نگاهي به اطراف خود مي‌انداختند و مي‌ديدند که برخي با هنر تجارت مي‌کنند و برخي ديگر فقط شعار مي‌دهند بدون اينکه حتي براي هنر دل بسوزانند.
نوشته شده توسط اكرم محمدي در ساعت 8:41 قبل از ظهر | لینک  | 

 

  
بهزاد فراهاني و گروهش منتظرند تا سدهاي پيش‌روي آن ها براي اجراي نمايش صحنه‌اي‌شان برداشته شود تا نمايش خود را به روي صحنه ببرند.
فراهاني ضمن اعلام اين مطلب گفت: در حال حاضر منتظريم نتيجه تئاتري که يک سال وقت من و گروه بزرگمان را گرفته و دهه فجر روي صحنه رفته است، روشن شود.
وي افزود: بالاخره جلوي کار ما سد شده است و بايد ببينيم که چه زماني اين سد برداشته مي‌شود چون قرار بود نمايش را خرداد ماه اجرا کنيم ولي تاکنون پاسخ درست و معيني به اين سوال داده نشده است.
نمايش مفتش سال گذشته در جشنواره تئاتر فجر به روي صحنه رفت اما زماني که قراربود ادامه نمايش پس از آنتراکت اجرا شود، برق سالن قطع شد و مدير شوراي تئاتر شهر در اين زمينه مسئوليتي رانپذيرفت و عملا تماشاگران مجبور به ترک سالن شدند ، پس از آن فراهاني قول داد براي بار ديگر اين نمايش را در جشنواره به روي صحنه ببرد که البته اين امر عملي نشد.

نوشته شده توسط اكرم محمدي در ساعت 8:35 قبل از ظهر | لینک  | 

آخرين اخبار انتخابات و نتايج را پي گيري كنيد.

۱.خبر گزاري فارس

۲.ايرنا

۳.مهر

۴.گزارش مخدوش

۵.نتایج شمارش آرادر مازندران

۶.هاشمی

۷.احمدي نژاد

۸.آراي باطله

۹.تخلف از قانون مطبوعات

۱۰.جنگ رواني

۱۱.گزارش بی بی سی

۱۲.اظهارات يك نماينده مجلس

سایت ها و لینک های بسیاری را در این زمینه می توان کد داد  . تا فردا ....و دور دوم انتخابات.انشاالله...

نوشته شده توسط اكرم محمدي در ساعت 3:42 بعد از ظهر | لینک  | 



  طرح تاسيس «سازمان ملي تئاتر» نخستين بار در دوره صدارت دکتر منتظري نوشته شد و پس از آن هم زماني که مهندس کاظمي معاون امور هنري وزارت فرهنگ و ارشاد بود، دوباره اين طرح به جريان افتاد اما هيچگاه به مرحله عمل نرسيد و نتيجه نبخشيد.
باگذشت چند سال بازنويسي دوباره متن طرح سازمان ملي تئاتر توسط برخي از تئاتري ها به جريان افتادوايرج راد مسئول پي گيري اين امر شد.
ايرج راد (مديرعامل خانه تئاتر) در خصوص طرح تاسيس اين سازمان مي‌گويد: اگر سازمان ملي تئاتر ايجاد شود ، تئاتر کشور دچار تغييرات اساسي خواهد شد و شکل تشکيلاتي آن با آنچه الان ديده مي‌شود، کاملا متفاوت خواهد بود چون به سازمان تئاتر کشور تبديل مي‌شود. در مراکز استان ها و شهرستان هاي مختلف دفاتري خواهد داشت البته در نحوه تشکيلاتي مراکز استان ها و چگونگي اداره آن مباحث زيادي وجود دارد.
وي افزود: کار مرکز هنرهاي نمايشي سياست‌گذاري است ولي اگر سازمان ملي تئاتر ايجاد شود، همکاران مثل سياست گذاران و مديران اجرايي همه در داخل سازمان قرار مي‌گيرند.
راد افزود: روز گذشته جلسه‌اي داشتيم و مواردي به اين طرح اضافه شد و قرار است که اين طرح را به معاونت هنري ارجاع دهيم و براساس صحبتي که در شوراي شهر تهران درتاريخ دوم خرداد انجام داديم قرار است يک نسخه از اين طرح را براي شوراي شهر تهران ارسال کنيم و يک نسخه را هم براي کميسيون فرهنگي-هنري مجلس بفرستيم. يازدهم خرداد هم جلسه‌اي در کميته فرهنگي، هنري مجلس داشتيم ضمن اينکه با صحبت هايي که با معاونت هنري ارشاد خواهيم داشت تلاش مي‌کنيم تا مراحل اجراي قانوني آن طي شود.
وي در پاسخ به اين سوال که مرکز هنرهاي نمايشي دراين سازمان چه جايگاهي پيدا مي‌کند، گفت: مرکز هنرهاي نمايشي عملا وارد سازمان مي‌شود و ديگر سازماني به نام مرکز هنرهاي نمايشي نخواهيم داشت، چون تئاتر کشور مستقل مي‌شود اگرچه زيرنظر ارشاد اداره مي شود البته بودجه مصوبه هم به آن تعلق مي‌گيرد. وي همچنين در زمينه نظر معاونت هنري ارشاد دراين باره گفت: با معاونت هنري به صورت شفاهي که صحبت کرديم،  مخالفتي نداشتند چون اگر اين مرکز به يک سازمان تبديل شود، همه اهالي تئاتر را دربرمي گيرد و بااين کار همه به صورت واحد عمل مي‌کنند تا سازماندهي کار تئاتر بهتر انجام شود.
راد اضافه کرد: قرار شده سازمان ملي تئاتر با همکاري مراکزي چون سازمان فرهنگي هنري شهرداري، مرکز هنرهاي نمايشي، خانه تئاتر و... تاسيس شود تا از اين راه بتوان تا حدودي در بهبود وضعيت تئاتر ايران گام برداشت. البته با بودجه‌اي که ما در اختيار داريم هنوز نتوانسته‌ايم مکان مناسبي براي سازمان پيدا کنيم. اما اميدواريم با حمايت مراکز ديگر اين مشکل رفع شود که سازماندهي چنين کارهايي پس از تصويب اين طرح انجام مي‌گيرد.
نوشته شده توسط اكرم محمدي در ساعت 8:49 قبل از ظهر | لینک  | 

 
 
  در دو ماه اخير از سوي معاونت امور فرهنگي آيين‌نامه اعلام معيارهاي ارزشيابي آثار وفعاليتهاي شعر و نويسندگان متون داستاني و ضوابط تشکيل کميته‌هاي تخصصي شوراي ارزشيابي هنرمندان و ادباي کشور به شوراي هنر ارائه شده که اين آيين‌نامه جهت تصويب در دستور کار اين شورا قرار گرفته است.
اما زماني نگذشت که طرح تعميم طبقه‌بندي و ارزشيابي هنرمندان به شاعران و نويسندگان کشور به تصويب شوراي هنر رسيد. در اين طرح دو نفر از صاحب‌نظران حوزه ادبيات و شعر نيز به پيشنهاد فرهنگستان‌هاي هنر و زبان ادب فارسي به جمع اعضاي شوراي ارزشيابي هنرمندان کشور اضافه خواهند شد.
همچنين مقرر شد ضوابط و معيارهاي ارزشيابي توسط کميته تخصصي در معاونت امور فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي تدوين و به شوراي عالي ارزشيابي مستقر در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ارائه گردد.
گفتني است، طرح مذکور پس از تصويب نهايي در شوراي عالي انقلاب فرهنگي قابل اجراست.
تصويب طرح طبقه‌بندي و ارزشيابي شاعران و نويسندگان در شوراي هنر واکنشهاي متفاوتي را در ميان شاعران و نويسندگان کشور در پي داشته است. اگرچه هنوز بسياري از نويسندگان و شاعران درباره اين طرح چيزي نمي‌دانند اما عده زيادي معتقدند اين طرح نمي‌تواند برخاسته از يک جريان عميق و نهادينه باشد. به عقيده اين عده اجراي چنين طرح‌هايي تنها بازگشت به يک تفکر سليقه‌اي است. از جمله «محمود حکيمي» با سليقه‌اي خواندن طرح‌هاي اين چيني گفته است که دو يا چند نفر نمي‌توانند در يک جايي بنشينند و تمامي شاعران و نويسندگان جامعه را طبقه‌بندي و ارزشيابي کنند. حتما در ميان آن ها هستند کساني که از نويسنده يا شاعري خوششان بيايد يا برعکس. در نهايت برداشتي که از اين شيوه ارزش‌گذاري صورت مي‌گيرد قابل اعتماد نيست.
اين طرح بيشتر شاعران و نويسندگان را سردرگم مي‌کند. اعلام جايگاه و درجه هر هنرمندي مي‌تواند براي او يک شوک ناگهاني باشد. آن هم از طرف کساني که خود هنرمند صلاحيت آن ها را تاييد نکرده است در نهايت به جاي آن که چنين طرحي رفاه و آسايش هنرمند را فراهم کند موجب آزار و سردرگمي او مي‌شود.
محمود دولت‌آبادي نيز در گفتگو با ميراث خبر هرگونه اظهارنظر درباره اين طرح را موکول به اطلاعات بيشتر درباره آن دانسته و گفت که ترجيح مي‌دهم فعلا در اين باره چيزي نگويم تا در صورت نهايي شدن، اين طرح وارد عرصه اجرايي بشود تا ببينيم ، چه اندازه اين طرح قابل اجرا و عملي است.
در همه جاي دنيا، هنرمندان معمولا براي کار خود کلاس دارند و کلاس هر هنرمندي بايد متناسب با شان و منزلت او حفظ شود.
اما ليلي گلستان، نويسنده، اجراي چنين طرحي را خنده‌آور و باعث انبساط خاطر مي‌داند ومي‌گويد: «نمي‌دانم چه کسي به خودش جرات مي‌دهد که شاعران و نويسندگان يک کشور را درجه‌بندي و ارزشيابي کنند؟ بهترين داوران در اين زمينه مردم هستند آن ها بهتر مي‌دانند چه کسي در بين شاعران و نويسندگان از چه جايگاهي برخوردارند و ارزش گذاري آن ها با اقبالي که  نسبت به آثار اين قشر از خود نشان مي‌دهند، روشن و آشکار مي‌شود.
او همچنين معتقد است: بهتر است اين گونه ارزشيابي‌ها را به خوانندگان آثار شاعران ونويسندگان واگذار کنند و دولتي کردن اين امر به صلاح هيچ کس نيست مگر آن که بخواهند براساس اين ارزشيابي و طبقه‌بندي حق وحقوقي را به افراد ياد شده بپردازد که البته چنين چيزي بعيد است.
با اين حال شاهرخ تندرو صالح، نويسنده و شاعر، موافق اجراي درست اين طرح است ومي‌گويد: در همه جاي دنيا طبقه‌بندي هنرمندان مرسوم است و در ايران هم بايد اين اتفاق بيفتد. نويسنده، محقق، پژوهشگر، هنرمند و حتي مترجم حلقه‌ها و واسطه‌هاي رشد و توسعه فرهنگ و به روز شدن مباني فرهنگ هستند و به نظر من اينها ممکن است در مقاطعي فرصت يا امکان توسعه تحصيلي را نداشته باشند. مثلا يک نويسنده ساليان سال روي يک رمان کار مي‌کند، در صورتي که مي‌توانست به جاي اين کار فوق ليسانس يا دکترا بگيرد چون اين زمان را صرف توليد آثار فرهنگي، ادبي وهنري کرده است. اين بررسي‌ها بايد با يک بينش صحيح و نگاهي خالي از غرض صورت گيرد و از هرگونه نگاه حزبي و ايدئولوژيک دور باشد چون اگر انتخاب درست صورت گيرد بدنه فرهنگ کشور سود مي‌برد و فرهنگ و هنر معاصر ارتقا پيدا مي‌کند. بنابراين معادل‌سازي مدرک براي هنرمند، نويسنده و حتي مترجم به عنوان بانيان فرهنگ وهنر، امري اساسي است و اگر تا حالا هم اين کار انجام نشده بسياري از حقوق اين قشر فرهيخته از جامعه پايمال شده است.
وي در خصوص اينکه چه کساني بايد هنرمندان را طبقه‌بندي وارزشيابي کنند گفت: اين نوع تصميمات بايد با توجه به شاخص‌هايي اجرا شود که مشخص باشد ولي متاسفانه در کشور ما هنوزتجربه خاصي دراين زمينه وجود ندارد و قانون در اين مورد گويا نيست و ما قرار است تبديل شدن يک فکر به قانون را تجربه کنيم و نياز است که با يک بينش و بدون هيچ گونه پيش داوري همه هنرمندان را در يک ظرف و به شکلي مساوي ببينيم.
وي در پاسخ به اين سوال که پس جايگاه مخاطبان کجاست، افزود: ما بدون مخاطبان هيچ هستيم يعني نويسنده و هنرمند بدون مخاطب مفهومي ندارد و اگر بخواهيم فرهنگ کشوري را نابود کنيم، به راحتي مي‌توان با ايجاد انقطاع بين مخاطب، مولف و هنرمند اين کار را انجام داد. با برگزاري جلساتي با حضور مخاطبان و ارتباط متقابل با آنان مخاطب مي‌تواند شاخصه‌هاي اصلي را به ما بدهد که براساس چه الگو و چه نوع نظام شناخت‌شناسي معادل‌يابي را انجام دهيم.
در عين حال ترکيب کساني که بايد در اين هيئت حضور داشته باشند بايد جمعي از بهترين دانشگاهيان، خوانندگان و مخاطبان، بهترين ناشران، منتقدان، مترجمان، روزنامه‌نگاران و حتي افرادي از جامعه باشند تا درجه‌بندي به شکلي اصولي و درست انجام شود ومسائل حاشيه‌اي در اين انتخابات تاثير نداشته باشد.
نوشته شده توسط اكرم محمدي در ساعت 8:58 قبل از ظهر | لینک  | 

همبستگي وحفظ سنت يکي از مسائلي بوده که در طول ساليان دراز مردم ما با آن دست به گريبان بود‌ه‌اند.
مشفق کاشاني( شاعر و دبير جشنواره سراسري شعر ايران ما)  ضمن اعلام اين مطلب گفت: کشور ما در هر برهه‌اي از زمان مورد تجاوز بيگانگان قرار گرفته و اين مردم بودند که با پايداري در حفظ استقلال اين کشور تلاش کردند و جشنواره «شعر ايران ما» در راستاي همين موضوع به ابتکار مرکز آفرينش‌هاي ادبي و هنري سازمان فرهنگي و هنري شهرداري تهران برگزار مي‌شود.
وي افزود: پس از اعلام فراخوان ۱۴۰۰ اثر از ۷۰۰شاعر به دبيرخانه ارسال شد که پس از بررسي نهايي از سوي کميته علمي ۲۷ نفر انتخاب شدند که ده نفر در بخش اصلي و ۱۷ نفر در بخش جنبي به عنوان برترين‌ها مورد تجليل قرار مي‌گيرند.
سپس عليرضا قزوه ناظر برگزاري جشنواره گفت: در اين جشنواره کتابي منتشر مي‌شود که شامل پنج فصل ايران و وطن، مفاخر ايران و شهرها، خليج‌فارس، اشعار شاعران خارجي در مورد ايران و تصنيف‌ها وترانه‌هاست. اين جشنواره ۲۴ خرداد ماه در تالار شهيد آويني تهران با اعلام برگزيدگان به کار خود پايان مي‌دهد.

نوشته شده توسط اكرم محمدي در ساعت 10:57 قبل از ظهر | لینک  | 


                      گفت و گو با جعفر دهقان

جعفر دهقان از 12سالگي پا به عرصه هنر گذاشت. ابتدا از تئاتر آغاز کرد و پس از آن به سينما آمد. زماني پا به عرصه سينما گذاشت که جنگ آغاز شده و دوران اوج ساخت فيلم‌هاي جنگ و دفاع مقدس بود.
دهقان در اين زمان به عنوان بازيگر سينماي دفاع مقدس، شناخته شد و نتيجه فعاليت وي بازي در 35 فيلم سينمايي است.
او پس از کاهش ساخت فيلم‌هاي دفاع مقدس حضور در تلويزيون را تجربه کرد و اخيرا" در نقش‌هاي متفاوتي نيز ظاهر مي‌شود.اماآن چه  كه در همه كارهاي او عيان است ، اينكه  اين بازيگر براي خود خط قرمز هايي دارد كه پا از آن فراتر نمي گذارد و شايد به همين دليل است كه توانسته در اين سال ها همچنان محمبوب بماند و در سينما حضور داشته باشد.
حضور در مجموعه تلويزيوني «صنوبر» ساخته مجتبي راعي که به تازگي از سيما پخش شد بهانه گفت وگوي ما با اين بازيگر شد. دهقان در اين مجموعه نقش«غلام شاه خان» را بازي کرد، نقشي منفي و متفاوت از آن چه تا به حال از اين بازيگر ديده‌ايم.
* شما هميشه فيلم‌هاي دفاع مقدس بازي مي کرديد، چه شد به نقش‌هاي متفاوت‌تر روي آورديد؟
- زماني در ارتباط مستقيم با جنگ بوديم و وظيفه ايجاب مي‌کرد که همه در خدمت جنگ باشند. من هم ترجيح مي‌دادم در کارهايي که پيشنهاد مي‌شود اولويت را به فيلم‌هاي جنگي بدهم.
اکنون که فيلم جنگي کمتر ساخته مي‌شود، سعي کرده‌ام در کارهاي ارزشي حضور داشته باشم و به همين دليل مدتي است که به فيلم‌هاي تاريخي روي آورده‌ام و سعي کرده‌ام در فيلم ها و سريال هاي تاريخي تيپ‌ها و شخصيت‌هاي متفاوتي را کار کنم.
* نقش«غلام شاه خان» در مجموعه تلويزيوني«صنوبر» نقشي کاملا" متفاوت از نقش‌هايي است که تا به حال بازي کرده‌ايد. چطور به اين هماهنگي دست پيدا گردييد؟
- بازي در قالب اين نوع شخصيت‌ها بسيار دشوار مي‌باشد، چون ايفاي نقش منفي با حضور در يک نقش مثبت بسيار متفاوت است.
براي حضور در يک نقش مثبت نياز به تحقيق، مطالعه و کنکاش نيست اما اجراي شخصيت منفي مثل نقش«غلام شاه خان»، نياز به مطالعه و تحقيق درمورد آن شخصيت داشت که البته براي اجراي بهتر اين نقش بيشترين راهنمايي را آقاي راعي( کارگردان صنوبر) انجام دادند.
* شما از سينما به تلويزيون آمديد و تجربه کار در هر دو رسانه را داريد. تفاوت کار در سينما و تلويزيون را در چه مي‌دانيد؟
- براي بازيگرهيچ فرقي نمي‌کند، فقط قاب تصوير است که تفاوت‌ها را ايجاد مي‌کند. در سينما کوچک‌ترين حرکت بازيگر بر پرده بزرگ سينما به نمايش گذاشته مي‌شود اما چون تلويزيون قابش کوچک است، حرکات و نقش‌هاي ريز بازيگر به درستي نشان داده نمي‌شود. از اين‌رو بازيگر شايد نياز به اين داشته باشد که در بازي خود در تلويزيون درشت‌نمايي کند.
اگر بازيگر تمايل داشته باشد مخاطب بيشتري او را ببيند تلويزيون انتخاب بهتري است البته سينما هم مخاطبان خاص خود را دارد.
* برخي از بازيگران و حتي عوامل ديگر فعال در سينما بعد از مدتي به کارگرداني روي مي‌آورند، به نظر شما اين کار درست است؟
- اين دو مقوله کاملا" از هم جدا هستند ولي برخي بازيگران پس از چند سال کسب تجربه و کار کردن تمايل دارند کارگرداني را هم تجربه کنند و به نظر من اشکالي هم ندارد، چون نوعي تجربه است.
* شما هم قصد کارگرداني داريد؟
- شايد در آينده چنين اتفاقي بيفتد ولي به اين زودي‌ها نه. البته براي کارگرداني به من پيشنهاد هم شده بود اما هنوز احساس مي‌کنم که زود است چون هنوز در بازيگري با خودم کلنجار رفته و مشکل دارم، چه برسد به اينکه بخواهم در عرصه کارگرداني حرفي براي گفتن داشته باشم. اول بايد بازيگري مرا اشباع کند، بعد به سمت کارگرداني بروم. من هنوز از بازيگري خسته نشده و حرفهاي زيادي براي گفتن دارم.
* ملاک شما براي انتخاب نقش چيست؟
- ابتدا نقشي را که به من پيشنهاد مي‌شود بررسي مي‌کنم که آيا اين شخص را باور دارم يا اينکه اين نقش را دوست دارم و مي‌توانم با آن ارتباط برقرار کنم يا نه. پس از آن عوامل کار برايم مهم هستند اينکه کارگردان، عوامل توليد و بازيگران همکار من چه کساني هستند.
* برگرديم به سينماي دفاع مقدس، چه مشکلاتي در اين نوع خاص از سينما وجود دارد؟
- سينماي دفاع مقدس مشکلات خاص خودش را دارد. در اين سينما حتي براي گرفتن يک فشنگ با مشکل مواجه هستيم. ساخت فيلم در سينماي دفاع مقدس پشتوانه محکم، قوي و دلسوزي مي‌خواهد و کسي که از هر نظر فيلم را حمايت کند.
مشکل ديگر پرداختن صرف به جنگ است زيرا ابعاد ديگر کمتر در اين سينما به تصوير کشيده شده است. حرفهاي زيادي در جنگ وجود دارد هنوز به آنها نپرداخته‌ايم و از ابعاد اجتماعي جنگ غافل مانديم.به نظر من سينماي دفاع مقدس فقط ساخت فيلم‌هاي حماسي نيستبلكه حرف دل بچه هاي جنگ هم نياز به فيلم سازي دارد.هر چند سينماي ما به طور کلي دچار مشکلاتي است. سينماي ما شده سينماي عشق و عاشقي و چيزهايي که اصلا" با روحيه من جور درنمي‌آيد. هر کاري مي‌کنم نمي‌توانم به خودم بقبولانم که در چنين فيلمهايي بازي کنم.
* يعني حتي اگر پيشنهادي داشته باشيد، باز هم در اين نوع فيلم‌ها حضور پيدا نمي‌کنيد؟
- به هيچ وجه. اگر چه تا به حال چند پيشنهاد داشته‌ام اما براي من ارزش‌ها مهم تر است تا پر کردن جيب تهيه‌کننده. چون سينماي ما تک‌بعدي شده و تماشاگر در سينماي امروز حق انتخاب ندارد.
سياست‌گذاران بايد طوري برنامه‌ريزي کنند که در طول سال چند فيلم اجتماعي، کمدي، جنگي، سياسي و... داشته باشيم يعني در ژانرهاي مختلف کار کنيم تا هر کسي هر نوع فيلمي را که خواست خودش انتخاب کند.

نوشته شده توسط اكرم محمدي در ساعت 10:53 قبل از ظهر | لینک  | 

 

  اعلام تعطيلي «جشنواره فيلم دفاع مقدس» وضعيت برگزاري دوازدهمين جشنواره تئاتر دفاع مقدس را هم در بلاتکليفي و هاله‌اي از ابهام فرو برده است.
دبيرخانه جشنواره تئاتر دفاع مقدس امسال تاکنون اقدامي در اعلام فراخوان و برگزاري جشنواره منطقه‌اي نکرده است.
ششم خرداد ماه سال گذشته، شايعه‌اي مبني بر تعطيلي تئاتر دفاع مقدس ايجاد شد که در يك مصاحبه سيد محمد علوي اين خبر را تكذيب كرد.
همچنين علوي به عنوان دبير جشنواره تئاتر دفاع مقدس بيانيه‌اي را در تاريخ پانزدهم ارديبهشت صادر کرد در بخشي از اين بيانيه آمده بود: جشنواره تئاتر دفاع مقدس با بنياني پايدار برگزار مي‌شود هرچند که تاخير در برگزاري جشنواره در نظر عده‌اي ناصواب آيد.
بسياري از هنرمندان تئاتر دفاع مقدس نيز هنوز در انتظار فراخوان جشنواره هستند.
مسئولان مربوط به جشنواره تئاتر دفاع مقدس از برگزاري وعدم برگزاري جشنواره سخني نمي‌گويند و تکليف تئاتري‌ها را مشخص نمي‌کنند و باتوجه به اوضاع احتمال مي‌رود، دوازدهمين جشنواره سراسري تئاتر دفاع مقدس برگزار نشود.
اين در حاليست که برخي از مسئولان تئاتري کشور از واگذاري برگزاري اين جشنواره به مرکز هنرهاي نمايشي خبر مي‌دهند و علت اصلي اين واگذاري را کمبود بودجه و امکانات ذکر کرده‌اند.

برخوردي که چندان خوشايند نيست
مهرداد راياني مخصوص (نويسنده ، کارگردان و مدرس تئاتر) در اين باره مي‌گويد: بنياد حفظ آثار و نشر ارزش‌هاي دفاع مقدس يک پيشاني نوشت دارد و يک شرح وظايف. فکر مي‌کنم يکي از وظايفش در حوزه فرهنگ و هنر تعريف شده و از دوران مديريت  چمران و افشار همواره در اين زمينه تلاش‌هايي صورت گرفته است. يعني در زمينه فرهنگ و هنر به ويژه در حوزه تئاتر وارد عمل مي‌شدند و حداقل جشنواره‌اي را سازماندهي مي‌کردند تا اين حوزه مورد حفظ قرار گرفته و انتشار پيدا کند. اما به شکلي ناگهاني مدير فعلي بنياد اعلام مي‌کند که قصد برگزاري جشنواره تئاتر دفاع مقدس ندارد و تمايل دارد که اين جشنواره‌ها را به وزارت ارشاد واگذار کند. من نمي‌دانم جشنواره‌ها را چه کسي به اينها داده و حالا بر چه اساسي مي‌خواهند برگزاري آن را واگذار کنند. در واقع اين نوع برخورد چندان خوشايند نيست.
وي مي‌افزايد: مديريت بنياد دليل عدم برگزاري جشنواره تئاتر دفاع مقدس را مشکل بودجه مطرح مي‌کند و اما مساله اين است باتوجه به شرايطي که بنياد دارد چطور توانسته ده دوره از جشنواره‌هاي مختلف فيلم و تئاتر را برگزار کند. ولي حالا نمي‌توانند.
براي حل مشکل بودجه هم بايد از حمايت‌هاي جانبي استفاده مي‌کردند که زمان برگزاري جشنواره با مشکل مواجه نشوند. البته همه اين مسائل ناشي از آشنا نبودن مديران بنياد با مقوله فرهنگ و هنر است.
وي در پاسخ به اين سوال که آيا هنرمندان آثاري را براي جشنواره آماده کرده بودند يا خير؟ گفت: مطمئنم که هنرمندان براي حضور در جشنواره تئاتر دفاع مقدس نمايش‌هايي را آماده کرده‌اند کساني در اين ميان شهيد مي‌شوند که در حوزه تئاتر دفاع مقدس فعالند چون عملا جشنواره که برگزار نشود اين نوع از تئاتر هم تعطيل مي‌شود. دو سال پيش زمان مديريت افشار براي تئاتر دفاع مقدس دبيرخانه دائمي تشکيل شد، وعده‌هايي نيز مبني بر حمايت و تشويق صورت گرفت.
به همين دليل سال گذشته هزار متن نمايشي توليد شد اگرچه در زمان مديريت فعلي نتيجه داد. حالا نمي دانيم چرا جا زدند چون راحت‌ترين کار در چنين مواقعي يا حذف جشنواره است و يا عقب کشيدن. توقع ما اهالي تئاتر اين است که از برگزاري جشنواره شانه خالي نکنند و اگر جشنواره را واگذار مي‌کنند. چرا دلايل اين کار ديرهنگام را شفاف بيان نمي‌کنند؟


اين حرکت فرار از مسوليت است
حسين مسافر آستانه (رئيس انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس) نيز ضمن انتقاد از احتمال برگزاري جشنواره تئاتر دفاع مقدس توسط مرکز هنرهاي نمايشي مي گويد: به نظر من اين حرکت رفع مسوليت و خالي کردن شانه از انجام وظيفه توسط مسئولين فرهنگي بنياد حفظ و نشر آثار دفاع مقدس است.
 جشنواره تئاتر دفاع مقدس يک پشتوانه معنوي و مالي يازده ساله دارد که با تغيير متولي آن احتمال از بين رفتن اين پشتوانه وجود دارد.
مسافر آستانه افزود: اين تغيير متولي، تنها در شرايطي حرکت مثبتي است که تمامي پشتوانه و جايگاهي که در اين چند ساله جشنواره تئاتر دفاع مقدس در بين جامعه و مسولان پيدا کرده است، حفظ شود و از نظر مالي هم جشنواره تامين شود و گرنه خسارت جبران‌ناپذيري بر پيکره تئاتر دفاع مقدس وارد مي سازد.
دبير يازده دوره برگزاري جشنواره تئاتر دفاع مقدس معتقد است: بنياد حفظ و نشر آثار و ارزش هاي انقلاب و دفاع مقدس هر ساله بودجه مشخصي براي برگزاري اين جشنواره دريافت مي‌کند و تا جايي که من مطلع هستم اين بودجه هر دوره روند رو به افزايش داشته است وميزان بودجه آن از طرف دفتر مقام معظم رهبري و دولت مورد تاييد قرار گرفته است. بنابراين واگذاري آن به ارگان ديگر به دليل مسائل مالي نيست. در صورتي هم که قرار شود مسوليت برگزاري جشنواره تئاتر دفاع مقدس بر عهده ارگان ديگري گذاشته شود، ارگان هاي محق‌تري غير از وزارت ارشاد وجود دارند. ارگان هايي مانند حوزه هنري، امور فرهنگي سپاه پاسداران و انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس.
حسين مسافر آستانه علت ضعف و کاستي‌هاي موجود در برگزاري تئاتر دفاع مقدس را و نداشتن تخصص و تجربه برگزارکنندگان آن مي داند ومي گويد : متاسفانه کساني که اکنون متصدي برگزاري اين جشنواره شده‌اند، نه از تخصص در زمينه تئاتر دفاع مقدس برخوردارند و نه از تجربه کافي.


نوشته شده توسط اكرم محمدي در ساعت 10:51 قبل از ظهر | لینک  | 


 قطب‌الدين صادقي «چرخ دنده» را براي تلويزيون ضبط مي‌کند. صادقي در گفتگو با خراسان ضمن اعلام اين مطلب گفت: اين بار نمايش «چرخ دنده» نوشته ژان پل سارتر را براي تلويزيون کارگرداني مي‌کنم و قرار است در يکي از برنامه‌هاي نمايش تله تئاتر پخش شود.
قطب‌الدين صادقي پس از اين کار در پروژه کلاه پهلوي به کارگرداني سيدضياءالدين دري حضورخواهد داشت. او در اين مجموعه در نقش تقي‌زاده ايفاي نقش مي‌کند.
صادقي همچنين مي‌گويد: مجموعه کلاه پهلوي در ۲۶ قسمت ۵۰ دقيقه‌اي ساخته مي‌شود و از جمله کارهاي تاريخي است که به کشف حجاب مربوط مي‌شود.
قطب‌الدين صادقي پيش از اين درسريال کيف انگليسي با دري همکاري داشت.
نوشته شده توسط اكرم محمدي در ساعت 9:31 قبل از ظهر | لینک  | 



  متون کهن ادبيات فارسي يکي ازغني‌ترين انواع ادبيات است. همين نکته باعث مي‌شود تا سوالي را در ذهن مرور کنيم که چرا با وجود متون ادبيات کهن و غني، بسياري از نمايش‌هاي اجرا شده برگرفته از آثار نويسندگان ادبيات جهان است. و کارگردانان کمتر از متون ادبيات فارسي در اين زمينه بهره مي‌گيرند؟
در حالي که بنا بر پيشينه ادبيات فارسي و کتاب‌ها و متوني که ازگذشته به جا مانده، مي‌توان آنها را به متون نمايشي ارزشمندي تبديل کرد که قابليت اجراي صحنه‌اي خوبي هم داشته باشند.
حتي کارگردانان مطرح نيز که دستي در اجراي نمايش براساس متون کهن و قديمي دارند، از اين مقوله گاه دور مي‌شوند و به متون ادبي خارجي روي مي‌آورند.
بهزاد فراهاني(کارگردان تئاتر) در اين خصوص مي‌گويد: ما در اين زمينه نه سهمي داريم و نه دخالتي مي‌توانيم بکنيم در حالي که از نظر متون نمايشي بسيار غني و پربار هستيم ولي آنچه که روي صحنه مي‌آيد و اجرا مي‌شود، چيزهايي است که انتخاب  و آثار ديگر رد مي‌شوند و روي صحنه نمي‌آيند در واقع مشکل چيز ديگري است.
وي در ادامه با اشاره به اينکه آثار ايراني بسيار زيباتر و به درد مردم نزديک‌تر است، گفت: متون کهن و حتي آثار مکتوب معاصر ملي‌تر و به درد مردم نزديک‌تر است و درست به همين دليل است که شايد تشخيص مي‌دهند، اگر وجود نداشته باشد، بهتر است يعني در مجموع علاقه‌اي به بازسازي و اجراي متون ادبيات کلاسيک وجود ندارد و دليلش را هم بايد رئيس مرکز هنرهاي نمايشي پاسخ بدهد، نه من.
دکتر قطب‌الدين صادقي( نويسنده و کارگردان تئاتر) هم نظري مشابه دارد و مي‌گويد: برخي تشخيص مي‌دهند که نبايد اين متون در صحنه اجرا شود و متوني که مطابق با فرهنگ جهاني است و پيش از اين هم اجرا شده، بايد اجرا شوند و آدم‌هاي بي‌خاصيتي در اين زمينه وجود دارند که مانع از اجراي چنين متوني مي‌شوند.
وي افزود: «نبود مديريت فرهنگي و بينش درست باعث وقوع چنين مساله‌اي شده است وگرنه در بازسازي و اجراي متون ادبي کلاسيک هيچ مشکلي وجود ندارد. عده‌اي هم به تقليد عادت کرده‌اند که امروز بروند اين متن را ببينند و شب آن را بنويسند و فردا در تئاتر شهر اجرا کنند. اگر اين آدم‌ها خلاق بودند و کمي حس ابداع و نوآوري داشتند، به سوي کپي آثار خارجي روي نمي‌آوردند.»
دکتر صادقي با اشاره به برخي از متون کلاسيک ادبيات فارسي و قابليت تبديل به متون اجرايي صحنه گفت: «در ادبيات ما متون بسياري وجود دارد که قابليت تبديل به نمايش صحنه را دارند مثلا" مي‌توان از شاهنامه، منطق‌الطير، الهي‌نامه، اشعار حافظ و سعدي براي اجرا استفاده کرد اما مديريت ناکارآمد و بي‌برنامه به اضافه برخي هنرمندان بي‌سواد، سطحي‌نگر و يکسويه‌گرا باعث شده‌اند که وضعيت هنر نمايش ما به اين صورت شود.»
ما مي‌بينيم که برنامه‌هاي بزرگداشت و اجرايي براي بزرگان ادبي و هنري ساير ملل برگزار مي‌کنند اما از بزرگان ما تقديري نمي‌شود در حالي که برنامه و پول براي اجراي اين برنامه‌ها را در دست دارند و اين تنها به ناکارآمدي مديران باز مي‌گردد.
البته اين مشکلات در همه موارد وجود دارد و گلايه‌اي است که از سوي بسياري از هنرمندان رشته‌هاي مختلف شنيده مي‌شود اما آنچه که بيش از همه خودنمايي مي‌کند بي‌توجهي بسياري است که از سوي مديران شاهديم و کسي هم ناظر بر اين موارد نيست. همه گلايه دارند اما هيچ‌کس پاسخگوي گله‌مندي آنان نيست و اين رشته سر دراز دارد...
نوشته شده توسط اكرم محمدي در ساعت 11:27 قبل از ظهر | لینک  | 

در زماني كه همه سازمان ها و نهادها ، به خصوص نهادهاي فرهنگي سعي در برگزاري جشنواره و بزرگداشت هاي مختلف دارند، هنوز برخي از شخصيت ها و برنامه هایي كه به واقع نيازمند توجه هستند ، مورد بي توجهي قرار مي گيرند.اين در حالي است كه اين سازمان ها با برگزاري چنين برنامه هايي سعي در فرهنگي جلوه دادن  خود و اهدافشان دارند در حاليكه برخي معقدند در پس اين پرده ، داستان ديگري نهفته است كه خارج از اين موضوع و بحث است.

نكته ديگر اينكه از قديم گفته اند  ما ايراني ها مرده پرست يا غريبه پرست هستيم، راست گفته اند. تا زماني كه چيزي را داريم و از داشتن آن اطمينان داريم ، كاملا" نسبت به آن بي توجهيم ولي وقتي آن را از دست مي دهيم تازه مي خواهيم از كارهای انجام شده تقدير و تشكر كنيم يا اينكه فقط بلديم براي بزرگان  ونخبگان ديگران بزرگداشت ، هفته و يادبود برگزار كنيم و وقتي سراغ بزرگداشت نخبگان خودي را مي گيري ، هر كسي مسوليت اين كار را به گردن ديگري مي اندازد و جوابگو نيست . با اين حال جايگاه وزارت ارشاد هم در برگزاري  مناسبت هاي اين بزرگان ،جايگاه چندان روشنی نيست چراكه شخص ثابتي متولي برگزاري برنامه هاي مناسبتي نيست. براي بي برنامگي و ناهماهنگي هاي موجود در برگزاري روز فردوسي با روابط عمومي معاونت فرهنگي وزارت ارشاد تماس گرفتم .قاآني گفت كه معاونت فرهنگي متولي برگزاري اين روز نيست وبايد با اداره كل روابط عمومي وزارت ارشاد تماس بگيرم. با روابط عمومي وزارتخانه تماس گرفتم . آقاي رضوي گفت  كه هيچ شخص ثابت و هيچ مديريت ثابتي براي برگزاري برنامه هاي مناسبتي نداريم .روز حافظ و سعدي و بقيه بزرگان ، هريك متولي خاصي براي برگزاري دارند اما امسال مسوول برگزاري روز سعدي معاونت فرهنگي يعني ايماني خوشخو بود اما آقاي محمد پور دبير شوراي گسترش زبان و ادبيات فارسي هم در اين جلسات شركت مي كنند و مي توانيد با ايشان صحبت كنيد.

با محمدپور تماس گرفتم .او مي گويد:"مسوليت برگزاري اينگونه برنامه ها در داخل كشور با من نيست اما هماهنگي ساير كشورها را ما انجام مي دهيم يعني رايزني هاي لازم را انجام مي دهيم و بزرگداشت هاي مختلف برگزار مي كنيم مثل بزرگداشت فردوسي كه در برخي از كشورها مثل سوريه ، ارمنستان و تاجيكستان برنامه داشتيم.اينگونه برنامه ها هميشه بوده يعني پيش از اين در مورد خيام هم بزرگداشت داشته ايم ويا شاهنامه براي تمام كرسي هاي زبان فارسي ارسال كرده اييم.

سردبير كتاب ماه ادبيات در زمينه ناهماهنگي هاي اداره هاي كل ارشاد در شهرستان ها گفت:"اداره كل ارشاد در شهرستان ها برنامه دارندواين گونه برنامه ها را برگزار مي كنند.مثلا" اداره كل ارشاد نيشابور بزرگداشت خيام و عطار را برگزار مي كند يا در شيراز بزرگداشت حافظ و سعدي برگزار مي شود و حتي دانشگاه ها هم برنامه هاي اين چنيني برگزار مي كنند."

وي در خصوص برگزار ي بزرگداشت ها توسط انجمن ها و تشكل ها غير دولتي گفت:"تا جائيكه اطلاع دارم  انجمن دوستداران حافظ هم مراسمي را برگزار كرده اند و بسياري از تشكل هاي غير دولتي هم ويژه برنامه هاي خاص خود را اجرا كرده اند."

 واين  هم گوشه اي از وضعيت اسف بار بزرگان ما .

قضاوت با شما.

نوشته شده توسط اكرم محمدي در ساعت 9:21 قبل از ظهر | لینک  | 

وقتي از كار روزانه فارغ مي شويم و مي خواهيم كمي استراحت كنيم در اين سكوت به تلويزيون پناه مي بريم و سريال هاي تلويزيوني ناجي اين تنهايي مي شود اما آنچه كه هيچ وقت به آن  فكر نمي كنيم اين است كه  براي اين سريال هاي خوب يا بد  و مجموعه هايي با بازيگران و كارگردانان ريز و درشت چقدر هزينه صرف شده؟ ولي وقتي  از ارقام نجومي و دستمزد هايي كه اين بازيگران و كارگردانان دريافت مي كنند اطلاع پيدا كنيد  نظرتان در مورد فيلم،  سريال و كلا" مجموعه هاي تلويزيوني  و حتي تلويزيون ،   عوض مي شود . ارقامي نجومي كه هيچ تناسبي با دريافت ها و پرداخت ها يي كه مردم عادي به طور متوسط كسب مي كنند ندارد.

وقتي آقاي (خ ـ ش)  چند سال پيش براي بازي در يك سريال تلويزيوني  ماهيانه هشت ميليون تومان هم دريافت كرده  ، بايد حق بدهيد فيلم ها در فضايي فيلمبرداري شود كه تناسبي با زندگي روزمره مردم اين جامعه نداشته باشد.

وقتي آقاي (ج ـ ه) براي حضور در يك كار تلويزيوني  ماهيانه ۱۵ ميليون تومان طلب كرده بايد به جواناني كه علاقه مند به بازيگري  هستند حق بدهيد  كه دنبال يك شغل بي دردسر و پر درآمد مثل بازيگري باشند  چون مطمئن هستند  كه در طول يك سال هم نمي توانند چنين درآمدي داشته باشند  چه برسد به درآمد ماهيانه.

وقتي خانم (ك ـ ر) براي بازي در يك مجموعه ماهيانه چهار ميليون تومان  دريافت مي كند بايد به دختران جواني كه اين هنرمند الگوي آنان است حق داد  كه در به در دنبال انواع و اقسام كلاس بازيگري باشند كه شايد در نهايت كسي از آنان براي حضور در كاري دعوت كند.

وقتي بقال  محل و مكانيك بازيگر مي شود بايد به كساني حق بدهيد كه حاضرند  به كارگردان يا تهيه كننده پول بدهند تا فقط جلوي دوربين ظاهر شوند.

ووقتي به تلويزيون نگاه مي كنم و مي بينم كه سريال هاي تلويزيوني پر از تجمل است  به كارگردان وتهيه كننده اي كه از راه فيلمسازي  درآمد خوبي كسب كرده اند  حق مي دهيد كه چنين تصوري از زندگي داشته باشد و هدفش فقط بازيگري باشد.

ووقتي به اين جعبه جادو نگاه  مي كنيد حس بدي به شما دست مي دهد .چرا كه مي بينيد چقدر پول صرف اين كار شده اما دريغ از ذره اي دل سوزي كه مي توان آن را را در كيفيت نازل مجموعه ها جست و جو كرد.

اي كاش مسوولان صداو سيما نگاهي به اطراف  خود مي انداختند و مي ديدند كه برخي با هنر تجارت مي كنند و برخي ديگر فقط شعار مي دهند بدون اينكه حتي براي هنر  يا اين مردم هنردوست دل بسوزانند.

نوشته شده توسط اكرم محمدي در ساعت 3:6 بعد از ظهر | لینک  | 

  در پي چاپ مطالب و گزارشهايي در صفحه ادب و هنر خراسان که در آن از چگونگي برگزاري بزرگداشت روز فردوسي و ديگر مشاهير ملي و ادبي انتقاد شده بود، سيدجواد جعفري مديرکل فرهنگ و ارشاد اسلامي خراسان رضوي، به استناد اين گزارشها خواستار پيگيري اين موضوع شد. وي با ارسال نامه‌هايي به رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري کشور، رئيس انجمن آثار و مفاخر فرهنگي کشور، رئيس کميسيون فرهنگي مجلس و استاندار خراسان رضوي که رونوشت آن نيز به دست ما رسيد، به اختصاص دادن رديف بودجه براي اين مناسبت‌هاي تقويمي تاکيد کرده است. وي در نامه‌اي که به رئيس کميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي و استاندار خراسان رضوي نوشته، آورده است: «در اذهان و افکار عمومي قدرناشناسي از مفاخر اين مرز و بوم و در اذهان بين‌المللي عدم کفايت براي برگزاري روزهاي جهاني را تداعي مي‌کند که درهر دو شکل ناديده گرفتن سابقه عظيم تمدن و فرهنگ غني ايران اسلامي است. با اين نگاه و با وجود سه شخصيت عظيم جهاني، فردوسي، عطار و خيام در استان خراسان استدعا دارد از طريق سازمان مديريت و برنامه‌ريزي کشور و استان و يا طرح آن در مجلس شوراي اسلامي نسبت به تدبير تامين اعتبارات برگزاري اين روزهاي جهاني دستورات لازم را عنايت فرماييد.» جعفري به مرعشي رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري کشور هم نوشته است: «متاسفانه به دليل پاره‌اي مشکلات، اين روزهاي جهاني متناسب و در شأن استحقاقهاي ايران و شخصيت‌هاي علمي، فرهنگي، ادبي جهاني آن برگزار نمي‌شود.» وي ازاين سازمان خواسته است با هماهنگي همه حوزه‌هاي فرهنگ و نيز سازمان مديريت و برنامه‌ريزي کشور براي تدبير جايگاه رديف بودجه، براي اين روزهاي ملي که در تقويم فرهنگي کشور آمده است، مراسمي درخور شأن مشاهير ادبي و فرهنگي در نظر گرفته شود.
شايان ذکر است در اين نامه‌ها از روزنامه خراسان به دليل پيگيري اين موضوع قدرداني شده است

نوشته شده توسط اكرم محمدي در ساعت 8:21 قبل از ظهر | لینک  | 


 دومين جشنواره بين‌المللي هنري بانوان از اول تا پانزدهم مرداد ماه برگزار مي‌شود.
به گزارش خراسان فاطمه غفاري دبير جشنواره روز گذشته در جمع خبرنگاران ضمن اعلام اين خبر گفت: اولين دوره جشنواره را به صورت خودگردان و بدون هيچ گونه حمايت معنوي، فرهنگي و اقتصادي در رشته‌هاي سينما، موسيقي، هنرهاي تجسمي، نمايش لباس، صنايع دستي و بخش‌هاي جنبي برگزار کرديم.
وي در ادامه گفت: يکي از اهداف ما اين بود که نگاهي فمنيستي به زن و مقوله زنان نداشته باشيم اما براي زنان کار کنيم و اين دوره از جشنواره را هم سعي کرديم با تحقيقات و پژوهش دقيق برگزار کنيم و بگوييم که بانوان در زمينه فعاليت‌هاي هنري و فرهنگي هيچ محدوديتي ندارند.
وي افزود: جشنواره با شعار از مادر تا مدير در رشته‌هاي معارف، سينما شامل فيلم کوتاه، بلند و نقد و بررسي حضور بانوان در دوره‌هاي پنج‌ساله، ادبيات معاصر، شعر، داستان، موسيقي ايراني، کلاسيک و پاپ و هنرهاي تجسمي و بخش کارگاهي آموزشي برگزار مي‌شود و در هيچ بخشي هم رقابت ميان شرکت‌کنندگان وجود ندارد.
اميني در پايان گفت: در دوره پيشين چهار کشور حضور داشتند ولي امسال تعداد بيشتري را دعوت کرده‌ايم که احتمالا اين رقم افزايش قابل ملاحظه‌اي را باتوجه به رايزني‌هاي انجام شده خواهد داشت.
نوشته شده توسط اكرم محمدي در ساعت 8:17 قبل از ظهر | لینک  | 

 چهارمين جشنواره بين‌المللي فيلم سبز با شعار آموزش براي توسعه پايدار از 6 تا 10 تير ماه همزمان در تهران و کليه استانهاي کشور برگزار مي‌شود.
به گزارش خراسان، بيژن حيدرعربي دبير جشنواره روز گذشته در جمع خبرنگاران ضمن اعلام اين مطلب گفت: «امسال بيش از 600 فيلم براي شرکت در جشنواره ارسال شده که نسبت به سالهاي گذشته از رشد چشمگيري برخوردار بوده و در اين ميان فيلم‌هاي مستند بيش از ساير فيلم‌هاست.»
وي افزود: «امسال سعي داريم فيلم‌هاي جشنواره را در 160 سالن با مخاطب بزرگسال، کودک و نوجوان و متخصصان به نمايش بگذاريم.»
وي در خصوص فيلم‌هاي بلند و سينمايي در جشنواره گفت: «امسال فيلم‌هاي بلند و سينمايي داخلي بيش از فيلم‌هاي خارجي است و فيلم‌هاي يک تکه نان، دانه‌هاي ريز برف، بال‌هاي سپيد، مرد کوچک، بچه‌هاي نفت و رسم عاشق‌کشي از ايران و فيلم هفت منطقه باشکوه از هلند و دو تصور بيهوده از آرژانتين به نمايش درمي‌آيد.»
نوشته شده توسط اكرم محمدي در ساعت 8:43 قبل از ظهر | لینک  | 

 
امين‌الله رشيدي: موسيقي ما به بن‌بست رسيده است
 

امين‌الله رشيدي متولد کاشان است و به گفته خودش نخستين خواننده‌اي بوده که با خط بين‌المللي موسيقي يا همان نت آشنايي داشته است او از سال 1327 در راديو به صورت زنده برنامه اجرا مي‌کرده اما بعدها بنا به دلايلي موسيقي را به صورت اجراي عام رها کرد و تنها براي دل خودش ادامه داد تا جايي که در طول اين سالها بيش از120 آهنگ ساخته است. با وقفه‌اي طولاني او مجددا" از سال 79 فعاليت خود را آغاز کرد و در طول اين چند سال پنج کاست ارائه کرده است.
شغل اصلي رشيدي سردفتري اسناد رسمي است. او علاوه بر آهنگ‌سازي و خوانندگي نقاشي هم مي‌کشد و دستي هم در شعر دارد. رشيدي دو کتاب خاطره‌ها و نغمه‌ها را نيز منتشر کرده است.
از او خواستيم تا با ما به گفتگو بنشيند و او در دفتر روزنامه در تهران حضور پيدا کرد و از وضعيت موسيقي، اجراي زنده در آن دوران، تکنولوژي روز وموسيقي، سبک آواز و از گذشته و عارف قزويني و همه و همه گفت و حتي هنگام يادآوري اشعار عارف به قدري منقلب شد که اشکي از گوشه چشمانش روان شد.
* چه شد که به موسيقي روي آورديد و به اين هنر با همه بي‌وفايي‌هايش، وفادار بوديد؟
* پس از دو سال آموزش نت و تار نوازي در کلاس‌هاي شبانه و رايگان هنرستان موسيقي که زير نظر موسي‌خان معروفي آموزش ديدم، همزمان در کلاس آواز دکتر مهدي فروغ هم شرکت کردم. دکتر فروغ معتقد بود که موسيقي سنتي و ايراني نبايد متوقف شود در واقع تعاليم ايشان هم براساس همين نوآوري‌ها بود و من خيلي از ايشان آموختم. از اواخر سال 1327 وارد راديو شدم و از سال 1328 عملا" به عنوان خواننده و آهنگساز به راديو راه يافتم و به طور مستمر به فعاليتم ادامه دادم تا سال 1346 و بعد از آن به حکم احرار و مقتضيات زمان جلوي خواندن مرا گرفتند چون در آن دوره سليقه، سرنوشت آدم‌ها را تعيين مي‌کرد و به اجبار استعفا دادم و از عالم راديو کناره گرفتم اما هيچ‌وقت نتوانستم علاقه خودم را نسبت به موسيقي از دست بدهم.
* در آن زمان گويا به صورت زنده برنامه اجرا مي‌کرديد؟
* بله، از سال 1328 تا 1333 که هنوز ضبط صوت به ايران نيامده بود، تمام برنامه‌ها زنده اجرا مي‌شد.
يعني ارکستر در مرکز راديويي جاده قديم شميران حضور پيدا مي‌کرد و در طبقه پايين آنجا چند بار تمرين مي‌کرديم و بعد به صورت زنده برنامه اجرا مي‌شد.
* در مورد نوع آوازهايتان بفرماييد که آيا در گذشته هم با همين سبک مي‌خوانديد؟
* بله، با اندکي تغيير، تقريبا" همين بود. چون قصد داشتم در اساس موسيقي تحول ايجاد کنم و معتقدم هنر يعني خلاقيت و آفرينش و هنرمند يعني خلاق و آفريننده وهنري ماندگار است که در وجود هنرمند به شکلي ويژه باشد و من سعي کردم آثاري را خلق کنم که باقي و ماندگار باشد.
* اما با شما به عنوان يک هنرمند در سال‌هاي اخير آشنا شده‌ايم و پيش از اين کمتر کسي شما را مي‌شناخت.
* اين به دليل وقفه‌اي بوده که ايجاد شده البته با مشکلاتي هم براي ورود مجدد به صداوسيما روبه رو بودم ولي ارشاد همه اشعار و آهنگ‌ها را تصويب کرد و مشکلي وجود نداشت. اين دوگانگي در گذشته هم وجود داشت يعني همين مشکلات بين فرهنگ و هنر و راديو و تلويزيون در گذشته هم وجود داشت که بيشتر گريبان هنرمندان را مي‌گرفت.
* صدا و سبک آوازخواني شما براي پدرها و پدربزرگ‌ها آشناست و مي‌گويند که شما به تقليد از يکي، دو نفر از خوانندگان گذشته آواز مي‌خوانيد، آيا اين نکته درست است؟
* اين گمان از آنجا ناشي مي‌شود که آهنگ‌هاي دهه 30و 40 و نوع آواز خواندن به اين فرم بود و اين ناشي از اين است که آهنگ‌ها شبيه هم هستند. البته خيلي‌ها اين سوءال را از من پرسيده‌اند و دليلش هم وجه تشابهي است که بين سبک آوازخواني من و آن خوانندگان وجود داشت.
خيلي از آهنگ‌ها ساخته مي‌شود ولي عمر اين کارها، دو روز، دو هفته يا دو سال است و بعد ديگر کهنه مي‌شود اما هنري مي‌ماند که متفاوت باشد و به نظر من آثار دهه 30 و 40 از اين دست بودند.
* براي اشعاري که مي‌خوانيد خودتان آهنگ مي‌سازيد؟
* بله، همه آهنگ‌هاي اشعاري را که مي‌خوانم خودم ساخته‌ام.
* و اين چقدر روي خوانندگي شما تأثير داشته است؟
* اگر خواننده خودش آهنگساز باشد، وسعت صدايش را مي‌داند و حد احساسش را بهتر از ديگران درک مي‌کند و همين سرنوشت شعر و خواننده را تعيين مي‌کند. خواننده‌اي که خودش آهنگ‌هايش را بسازد مسلما" حس و احساسش را بهتر منتقل مي‌کند و اين هم يک ذوق خدادادي است.
* امروز موسيقي پاپ هم زياد شده است نظرتان در اين خصوص چيست؟
* موسيقي پاپ پديده تازه‌اي نيست. اين نوع آواز خواندن از سال 1330 در راديو به نام جاز معروف بود و بعدها به آن آهنگ‌هاي شاد مي‌گفتند البته آن زمان هم حساب و کتابي داشت که بعدا" به نام موسيقي جاز ارائه شد و بعد نام پاپ را بر آن گذاشتند به معناي موسيقي مردمي ولي اين تعريف درستي نيست يعني مي‌گويند که اين نوع از موسيقي، موسيقي مردمي است چون عده‌اي از مردم اين آهنگ‌ها را دوست دارند. مگر مردم انواع ديگر موسيقي رادوست ندارند؟ هر نوع موسيقي که مورد توجه قشري از اقشار و طبقات جامعه باشد، مردمي است و به نظر مردم فرهنگستان زبان و ادب فارسي بايد براي اين موسيقي نامي ديگر انتخاب کنند.
* وضعيت کلي موسيقي ايراني را چطور ارزيابي مي‌کنيد؟
* به نظر من موسيقي ما در يک بحران يأس‌آوري دست و پا مي‌زند و به بن‌بست رسيده است که نه موسيقي سنتي ما کارساز است و نه موسيقي پاپ. در واقع بايد به راهي بين اين دو دست پيدا کنيم و راهي را براي رسيدن به هنر ناب بيابيم. تا هنرمندان و موسيقي‌دانان ما از طرف يک نهاد رسمي و قانوني مورد حمايت قرار نگيرند، پيشرفت نمي‌کنند ما در دهه 30و 40 حقوق نمي‌گرفتيم و فقط به خاطر عشقمان کار مي‌کرديم و بعد از آن هم هر جلسه 14 تومان دريافت مي‌کرديم و زنده‌ياد استاد بنان که پيشکسوت بود جلسه‌اي 25 تومان دستمزد دريافت مي‌کرد. اگرچه آن زمان وضع مادي خوبي هم نداشتيم يعني يک زندگي عادي داشتيم.
* تشکل‌هاي صنفي چقدر در رفع مشکلات و موانع موءثر است؟
* تشکل‌هاي صنفي بيشتر جنبه اداري دارند و برنامه‌هايي مثل جشنواره موسيقي و فجر را ارائه مي‌کنند و بخشي از آن هم پرداختن به موسيقي مقامي و محلي است.
نوشته شده توسط اكرم محمدي در ساعت 8:33 قبل از ظهر | لینک  | 


کشور ما در دنياي هنر و ادبيات داراي مفاخر بسياري است. ابن‌سينا در طب، عطار، مولوي، فردوسي و حافظ در شعر و هنرمنداني از اين دست که تعدادشان هم کم نبوده است. اما آنچه در اين ميان اندکي تعجب‌آور و غريب به نظر مي‌رسد اين است که چرا ما با وجود اينهمه مفاخر ملي و بزرگان ادب و انديشه، اينهمه نسبت به اين مشاهير بي‌توجهيم.
هنوز بسياري از مردم از بزرگان علم و ادب و انديشه فراتر از نامشان چيزي نمي‌دانند اين در حالي است که کشورهاي ديگر سعي مي‌کنند به نوعي بزرگان ما را به نام خود و ملت خود ثبت کنند اما ما روز به روز از آنان غافل‌تر مي‌شويم.
امروزه سينما، تئاتر وتلويزيون به خوبي مي‌توانند به اين شناخت کمک کنند اما متاسفانه تا جايي که به ياد دارم جز سريال «بوعلي سينا» فيلم يا مجموعه‌اي ارزشمند از مفاخر تاريخي کشور ساخته نشده است. اين اواخر هم هنرمندان سوري دست به کار شدند و مجموعه «عمرخيام»‌را به تصوير کشيدند که از شبکه ملي پخش مي‌شود و اگرچه جاي افتخار دارد که هنرمندان سوري درصدد ساخت قبلي درباره اين شاعر و دانشمند بزرگ ايراني افتادند اما جاي شرمساري براي ما دارد که بدان بي‌توجهيم بويژه که تماشاگر ايراني هيچ نوع هم‌ذات‌پنداري با اين مجموعه و شخص عمرخيام به عنوان شاعر ايراني، احساس نمي‌کند و يا درباره فردوسي تاجيک‌ها چندين فيلم ساخته‌اند.
براستي چرا هنرمندان ما براي شناساندن شخصيت‌هاي ملي، تلاشي نمي‌کنند واگر هم نامي به ميان مي‌آيد خيلي زود محو مي‌شود؟
بهروز غريب‌پور (نويسنده، کارگردان ومحقق) در اين رابطه به ما مي‌گويد: متاسفانه بي‌توجهي به بزرگانمان در کشور ما سابقه طولاني‌مدت‌ دارد در حالي که تاجيکستان که زماني يکي از اقمار اتحاد جماهير شوروي محسوب مي‌شد در آن زمان اغلب داستانهاي شاهنامه را به فيلم تبديل کرد و درخصوص اغلب شاعران ايراني فيلم ساخت.
مولوي، شاعر فارسي‌زبان ايراني هم که توسط ديگران مصادره شده است دليل همه اين مسائل اين است که نهادهاي تصميم‌گيرنده ملي در اين رابطه نداريم در حاليکه اگرچنين نهادي به وجود بيايد مطمئنا بيش از بسياري از کشورهاي جهان، بزرگاني داريم که زندگي‌شان داراي جنبه‌هاي دراماتيک بود و امکان ساخت فيلم‌ها و نمايش‌هايي درباره آنها وجود دارد.
وي همچنين معتقد است: «به نظر من بايد نهادي متولي پيگيري وکار روي اين مسائل باشد که در حال حاضر فرهنگستان هنر مي‌تواند چنين نقشي را ايفا کند تا خلاءهاي موجود پر شود.
کارگردان نمايش عروسکي «رستم و سهراب»‌افزود: متاسفانه در بزرگداشت فردوسي نمايش عروسکي رستم و سهراب، محلي از اعراب پيدا نکرد در حاليکه بسياري از ايرانيان کارشناس برجسته وقتي نمايش را ديدند گفتند ما مي‌توانيم ادعا کنيم که بزرگتر از هومر و سوفکل داريم و اين ضايعه‌اي است که در همه فعاليت‌ها و اعمالمان در اثر نبود يک نهاد ملي براي بررسي چنين مواردي ناديده گرفته مي‌شويم و در ادامه نهايتا به فراموشي سپرده مي‌شويم.
ابوالفضل جليلي(کارگردان) سالهاست فيلم مي‌سازد اما فيلم‌هاي او اجازه اکران در سينماهاي داخل کشور را پيدا نمي‌کند. او چندي پيش اعلام کرده بود قصد ساخت فيلمي درخصوص «حافظ» را دارد.
او در اين خصوص مي‌گويد: احساس مي‌کنم برخي فقط مي‌خواهند از نام اين بزرگان سوءاستفاده کنند و فکر مي‌کنم حتي مسئولان ما هم آنها را قبول ندارند واگر مي‌گويند فردوسي، فقط به اين دليل است که عده بي‌شماري در ايران طرفدار فردوسي هستند و فقط قصد دارند نظر آنها را جلب کنند و گرنه اينها نه حافظ را قبول دارند ونه سعدي را چون اگر قبول داشتند حداقل برنامه‌هاي بزرگداشت مناسب و خوبي برايشان برگزار مي‌کردند
وي درخصوص ساخت فيلم حافظ گفت: مودبانه ومحترمانه جلوي ساخت فيلم «حافظ »‌را گرفتند يعني تلويزيون گفت که کمک مي‌کنيم و نکرد. بنياد سينمايي فارابي هم گفت اما نکرد اين درحالي است که بازيگر اين فيلم که قرار بود در اين فيلم بازي کند از ژاپن آمده که برود جلوي دوربين ولي ما هنوز هيچ کاري نکرده‌ايم و تنها کمک‌هايي که صورت گرفته از طرف ژاپن بوده است حتي بازيگر معروف ژاپني هم به صورت افتخاري حضور پيدا کرده است.
وي در ادامه گفت: «اينها مشکلشان با من است و مي‌گويند حافظي که تو بسازي چه مي‌شود؟ يعني مي‌خواستند حافظ را از صافي تلويزيون رد مي‌کرديم که نمي‌شد. با اين حال من هنوز خسته نشدم و باز به ساخت فيلم ادامه مي‌دهم.
اما بهروز غريب‌پور مي‌گويد که چنين فعاليت‌هايي نيازمند سرمايه‌گذاري است امروزه خوشبختانه سرمايه‌گذاري خوبي براي سوژه‌هاي مذهبي اتفاق مي‌افتد و يک گروه تحقيقي با يک فيلمنامه‌نويس کار مي‌کنند شبيه اين گروه‌ها بايد براي بزرگان علم و ادب هم شکل بگيرد و بودجه مناسب به آنها تخصيص داده شود يک بار براي ابن سينا چنين اتفاقي افتاد اما بعد پيگيري نشد اگرچه از اين دست زياد داريم مثل فردوسي که زندگي پر جاذبه‌اي دارد يا حافظ، سعدي، ناصرخسرو ومولانا.
اگر هاليوود يک هزارم اينها را داشت جهان را به طور واقعي فتح مي‌کرد در حالي که امروز با سوژه‌هاي سطحي غلبه کرده است.
نوشته شده توسط اكرم محمدي در ساعت 2:9 بعد از ظهر | لینک  | 

 

 








هشتمين همايش حکيم صدرالمتألهين با عنوان حکمت عملي در مکتب ملاصدرا روز گذشته برگزار شد.
به گزارش خبرنگار ما در اين همايش که با حضور آيت‌الله سيدمحمد خامنه‌اي رئيس بنياد حکمت صدرا و جمعي از محققان و اساتيد دانشگاه برگزار شد، ابتدا آيت‌الله خامنه‌اي در خصوص برگزاري اين همايش و ملاصدرا گفت: حکمت عملي رسيدن به خرد و سعادت است و جامعه‌اي که بشر مي‌خواهد در آن زندگي کند به همه چيز احتياج دارد و اين نکته در محدوده حکمت عملي است . در واقع حکمت عملي راه زندگي بشر را نشان مي‌دهد و بنابراين در حوزه جامعه و قانون است يعني حکمت عملي خود بهترين مدون قانون است.»
وي در ادامه گفت: حکمت نظري ما در حکمت عملي است و از جايگاه ويژه‌اي برخوردار است. جامعه فرد را مي‌پروراند و محيط را براي رشد او آماده مي‌کند و متقابلا" فرد هم برمحيط تأثير مي‌گذارد و باعث تکميل جامعه مي‌شود.
آيت‌الله خامنه‌اي در ادامه با تاکيد بر جايگاه حکمت عملي تصريح کرد: اميدواريم که حکمت عملي که جايگاه مهم و ويژه‌اي در جامعه بشري و حوزه حيات بشر دارد، شناخته شود و بتوانيم از برکت اسلام و برکت حکمت متعاليه به سعادت برسيم.
در ادامه دکتر کريم مجتهدي در باب فلسفه اخلاق مقايسه‌اي ميان حکمت عملي ملاصدرا و فلسفه اخلاق کانت ارائه کرد. وي دراين خصوص گفت: در مقام مقايسه امکان انحراف ذهن و دستيابي احتمالي به نتايج به شکلي شتاب‌زده و فريبنده است که مانع از فهم درست افکار دو فيلسوف مي‌شود چون مسئله کانت احکام تأليفي ماتقدم بوده و اينکه چگونه بين علم جديد و ما به ازاي آن ارتباط برقرار کنيم از سوي ديگر اصطلاحي وجود دارد و‌آن اينکه فلسفه شير مادري، خود فرهنگ است و فرهنگ‌ها هم نتيجه اين ابداع هستند که از نسلي به نسل ديگر منتقل مي‌شود.
وي همچنين گفت: «شباهت‌هاي بسياري در فلسفه‌هاي اين دو فيلسوف وجود دارد ولي هيچ آفتي خطرناک‌تر از سطحي‌انديشي در فلسفه نيست.
در ادامه دکتر محقق‌داماد نظريه مقايسه‌اي بين ابن‌سينا و صدرالمتألهين را ارائه کرد. وي گفت: فيلسوفان اسلامي جهان اسلام اجتماعات بشري و جوامع مدني را به دو دسته تقسيم کرده‌اند. اول جامعه مدني و ديگري غيرمدني که جامعه مدني از نوعي نظام سياسي برخوردار است اما جامعه غيرمدني جامعه انسان‌هاي بدوي است.
وي افزود: «نبوت محصول مستقيم عقل قدسي است و قوانين و آموزه‌هاي او نيز، سنت است. در واقع ابن‌سينا دو صفت مهم را براي رهبري يک جامعه لازم مي‌داند اول اينکه عاقل و خردمند باشد و دوم اينکه در کشورداري شايستگي داشته باشد. در واقع ابن‌سينا معتقد شد که جامعه بايد از اين دو نظر ممتاز باشد.
دکتر ابراهيمي‌ديناني نيز در اين همايش به تبيين حکمت عملي ملاصدرا پرداخت و متذکر شد حکمت عملي در جهان اسلام مورد غفلت حکماي اسلامي قرار گرفته است.
وي در ابتداي سخنانش بيان حکمت عملي را از نظر ملاصدرا بسيار دشوار توصيف کرد و در توضيح آن گفت: حکمت عملي در انديشه ملاصدرا به صورت فصلي جداگانه نيامده است و مي ‌بايست در ميان و خلال آثار ملاصدرا آن را يافت، اگر چه در ميان ساير حکماي اسلامي نيز به حکمت عملي توجه چنداني نشده است.

استاد فلسفه دانشگاه تهران درباره مسئول و مطلوب گفت: هر دو ناظر به عمل هستند و مطلوب ناظر به نظر است. اما اساس فلسفه ملاصدرا بر سلوک است و آن هم سلوک نظري.
دکتر ابراهيمي ديناني ملاصدرا را سالک عقل توصيف کرد و اظهار داشت: عبارت‌ها و اعمال ملاصدرا ناظر به سلوک عقلي است که او را به حکمت عملي سوق مي‌دهد. ملاصدرا سالک طريقت عقلاني است.
وي در پايان اظهار داشت: به نظر من ملاصدرا تنها فيلسوفي است که به عقل وفادار است.
درادامه همايش شش ميزگرد در دو گروه اخلاق و سياست-هنر برگزار شد که شرکت‌کنندگان مقالات و تحقيقات خود را طي آن ارائه کردند و پس از برگزاري اختتاميه اعضاي انجمن ملي ملاصدرا در يک گردهمايي حضوريافتند.
گفتني است اين همايش به مناسبت روز ملاصدرا برگزار شد.

نوشته شده توسط اكرم محمدي در ساعت 9:2 قبل از ظهر | لینک  | 

  فرهنگ و هنر ما ايرانيان به قدري غني است که نياز به هيچ توضيحي ندارد. در کشور ما براي ارج نهادن به اينگونه مسائل و براي آشنايي و گردهمايي هنرمندان برگزاري جشنواره‌هاي هنري مرسوم شده است.
يکي از اين جشنواره‌ها که به صورتي کلي‌تر و با هدفي وسيع‌تر برگزار مي‌شود، «جشن فرهنگ و هنر» است که دانشجويان به شکلي منسجم در برگزاري آن حضور داشتند. در واقع جشن فرهنگ و هنر دانشجويان سراسر کشور، بيشتر در جهت تعامل کانون‌هاي فرهنگي- هنري، کليشه‌شکني سنت‌هاي رايج فعاليت‌هاي فرهنگي- هنري و آشنا کردن دانشگاهيان با ساير فعاليت‌ها برگزار شد. برترين‌هاي جشن فرهنگ و هنر دانشجويي نيز در جشن فرهنگ و هنر که مهرماه سال جاري برگزار مي‌شود، حضور مي‌يابند.
در اين دوره از جشنواره هنرمندان در گرايش‌هاي «قرآن و عترت»، «موسيقي»، «هنرهاي نمايشي»، «شعر و ادب»، «گفتگوي تمدن‌ها»، «فيلم و عکس»، «هنرهاي تجسمي» و «صنايع دستي» شرکت جستند.
کامبيز روشن‌روان (موسيقيدان و مديرعامل خانه موسيقي ايران) در همين خصوص مي‌گويد: حضور در چنين جشنواره‌هايي در سال‌هاي اخير از نظر کمي رشد قابل توجهي پيدا کرده است. خوب است که به لحاظ کيفي هم دقت بيشتري بر اجراي اين برنامه‌ها صورت گيرد و خانه موسيقي در اين زمينه اعلام آمادگي مي‌کند تا چند نفر به عنوان ناظر در اجراي بهتر برنامه‌ها حضور پيدا کنند.
محرمي (دبير بخش تئاتر جشن فرهنگ و هنر) نيز مي‌گويد: بخش تئاتر زيرمجموعه جشن فرهنگ و هنر است. ما براي برگزاري اين جشن بهترين کارهاي دانشگاهي را انتخاب کرديم.
ويژگي اين جشن غيررقابتي بودن آن است و براي مخاطبان غيردانشگاهي است که در نهايت ده نمايش انتخاب و در مرحله نهايي در جشن فرهنگ و هنر در مهرماه اجرا مي‌شوند. بعد از آن نيز اين نمايش ها مي‌توانند اجراي خارج از کشور داشته باشند.
سعيد تمدن (دبير جشن فرهنگ و هنر) هم مي‌گويد: در حال حاضر بيش از ۵۳۰ کانون فعال فرهنگي، هنري، اجتماعي و قرآني در سراسر دانشگاههاي کشور فعال است. ۳۵ هزار دانشجوي فعال فرهنگي نيز در حوزه‌هاي متعدد به صورت رسمي، فعاليت مي‌کنند. ما در راستاي جمع‌بندي کلي فعاليت‌هاي متعدد، ايجاد نشاطي مضاعف در حوزه‌هاي مختلف فرهنگي، هنري و اجتماعي پس از رايزني‌ها و مشورت‌هاي متعدد، مشاوره کافي با اساتيد همايش ملي جشن فرهنگ و هنر دانشجويان را طراحي و برگزار کرديم.
وي در زمينه مديريت برخي از دانشگاه‌ها براي برگزاري اين جشن گفت: متاسفانه برخي از دانشگاه‌ها اصالتي در زمينه فرهنگ و هنر قائل نيستند و ما در دانشگاه‌ها دچار يک فضاي محافظه‌کارانه شده‌ايم. بعضي دانشگاه‌ها هرگونه برنامه را قبل از انتخابات رياست‌جمهوري در دانشگاه لغو کرده‌اند. به همين دليل ما مجبور شديم که برگزاري جشنواره را در برخي از مناطق به تعويق بيندازيم.
نوشته شده توسط اكرم محمدي در ساعت 8:37 قبل از ظهر | لینک  |