تغيير و تحولات اساسي در جشنواره بينالمللي تئاتر فجر از جمله مهمترين اخباري است که اين روزها ميشنويم. برخي با روند تغييرات موافق هستند و برخي ديگر مخالف و بامصاحبهها و مقايسه دورههاي پيشين به اين نوع از کار انتقاد ميکنند. امسال قرار است براي اولين بار جشنواره تئاتر فجر، جشنواره عروسکي و جشنواره آئيني-سنتي همزمان برگزار شوند و اين مسئله اعتراضات زيادي را نيز در پي داشت. اينکه زمان برگزاري جشنوارههاي ملي و بينالمللي تغيير کند، خود بحثي جداگانه است اما آيا مرکز هنرهاي نمايشي ميتواند به عنوان متولي تئاتر با توجه به کمبود سالن و امکانات محدود و تئاتري ،اين سه جشنواره را همزمان برگزار کند؟
محمدحسين عابدي، مدير روابط عمومي مرکز هنرهاي نمايشي دراين خصوص ميگويد: جشنوارهها با هم تلفيق نشدند بلکه به صورت همزمان برگزار ميشوند. برخي از دوستان فعال تئاتر تصور ميکنند که اين جشنوارهها بايکديگر تلفيق شدهاند در حاليکه اين طور نيست. اين سه جشنواره هر يک به صورت جداگانه عمل ومسيرخود را طي ميکنند و هر يک دبير جداگانهاي دارند اما در يک زمان با هم برگزار ميشوند. دليل همزماني سه جشنواره هم اين بوده که وقتي چند جشنواره با هم برگزار ميشود، توجه بيشتري به تئاتر معطوف شده و استفادههاي بهتر و بيشتري از ظرفيتهاي موجود در تئاتر ميشود چون معمولا در ايام جشنوارهها همه نگاهها به تئاتر شهر معطوف ميشود و بقيه ظرفيتهاي موجود مورد توجه قرار نميگيرد.
وي درخصوص برگزاري جشنواره به اين شکل در سالهاي آتي افزود: براي سالهاي بعد هنوز تصميمي گرفته نشده ولي امسال اگر تجربه موفقي باشد» ميتواند به عنوان الگو براي سالهاي بعد قرار گيرد. مهمترين نکته اين است که اين جشنوارهها کاملا مستقل و زير نظر دبير خودشان برگزار ميشوند و نهايتا مرکز هنرهاي نمايشي تصميمگيرنده است که جشنوارهها با هم برگزار شود، يا جدا از هم.
عابدي افزود: سوء تفاهمي در ميان همکاران به وجود آمده که به نحوه برگزاري جشنواره معترضند اما آن چه که درتمام اعتراضها به نحو يکساني به چشم ميخورد، مساله کمبود سالن و امکانات است مثلا ميگويند ما براي برگزاري جشنواره فجر سالن و امکانات اندکي داريم بنابراين چطور ميشود سه جشنواره را با همين ظرفيت سالن برگزار کرد؟ اما نکته مهمتر اين است که براساس صحبت هايي که شده قرار است از ظرفيت هاي جديدي استفاده شود.
مثلا براي جشنواره عروسکي بايد از سالن هاي خاص استفاده شود يا براي جشنواره سنتي از تکايا و قهوهخانهها استفاده کنيم در واقع قصد تمرکززدايي داريم و معتقديم که امسال با مشکل کمبود سالن مواجه نخواهيم شد ضمن اينکه عده بسياري هم هستند که با برگزاري همزمان جشنواره ها موافقند ولي نظر آنان کمتر منعکس ميشود.
وي در پاسخ به اين سوال که چطور هماهنگيهاي لازم با تکايا و قهوهخانهها صورت گرفته است ، گفت: قرار است با برخي از تکايا و قهوهخانهها صحبتهايي صورت گيرد. اگر ما قهوهخانهها را انتخاب کرديم به اين دليل بود که خاستگاه نقالي در قهوهخانهها بود و معتقديم بعضي از نمايشها متناسب با فضاي حاکم در نمايش ميتواند دراين مکانها اجرا شود در مجموع معتقديم که اين اقدام مثبت و اتفاقي مهم است و مردم بيش از پيش به تئاتر توجه ميکنند و اگر تبليغات مناسبي هم دراين فرصت باقي مانده صورت بگيرد استقبال از نمايشها بيش از سال هاي گذشته خواهد بود. ضمن اينکه از سالنهاي جديد تئاتري هم استفاده خواهد شد و مرکز هنرهاي نمايشيبر جشنواره ها نظارت خواهد داشت و رئيس جشنوارهها هم دکتر نشان است که بر کار سه دبير نظارت ميکند. اما آن چه مهم است اين که جشنوارهها به طور مستقل و در فضايي متفاوت اجرا خواهند شد.
نگارش رمان برج ۱۱۰ به نيمه رسيد.
فيروز زنوزيجلالي نويسنده اين رمان ضمن اعلام خبر فوق گفت: «در اين رمان با نگاهي ويژه، قصد دارم به حضرت علي(ع) و داستان زندگي اين بزرگوار بپردازم که در حال حاضر نيمي از آن را نوشتهام اما حساسيت من روي اين اثر به دليل شخصيت حضرت، بيش از ساير آثار است. در واقع ميخواهم اثري باشد که از دل خودش جوشيده باشد».
وي افزود: «نگارش کتاب آسيبشناسي ادبيات فارسي به اتمام رسيده و براي چاپ با ناشر وارد صحبت شدهام. کتاب باران بر زمين سوخته که نقدي است بر آثار احمد محمود نيز توسط نشر تنديس به زودي منتشر ميشود».
گفتني است از زنوزيجلالي سهگانه مخلوق پيش از اين منتشر شد که با استقبال خوبي از سوي مخاطبان روبهرو شد.
افتتاح مراکز و تشکلهاي کوچک و بزرگ ادبي اين روزها امري عادي تلقي ميشود. انجمن شاعران ايران، خانه ادبيات، دفتر شعر جوان، انجمن قلم، کانون نويسندگان، خانه داستان و بسياري ديگر از جمله مواردي هستند که در راستاي ادبيات فارسي فعاليت ميکنند اما اين تشکلها هدف اصليشان چيست؟ قرار است براي ادبيات چه کاري انجام دهند؟ آيا تعاملي بين آن ها وجود دارد يا نوعي رقابت بر آن ها حاکم است؟
جناح و گروهبنديها در کارشان چقدر موثر است؟ و هزاران سوال ديگر که در نهايت به ادبيات ختم ميشود.
کاظم جيرودي نويسنده و شاعر معتقد است که تاسيس چنين مراکزي را بايد به فال نيک گرفت چون نشانه پيشرفت کار و حضور علاقهمندان است. اين گونه تشکلها تعدادشان در دهه اول انقلاب به دليل مشکلاتي که وجود داشت کم بود ولي در دهه دوم بيشتر شد در واقع وجود تکثري اين تشکلها به خودي خود قابل ستايش است اما انگيزههاي ايجاد اين تشکلها بحث ديگري است مثلا برخي از سازمانهاي دولتي يا وابسته به دولت اقدام به ايجاد چنين تشکلهايي کردند که اين سازمانها بيشتر اشتغالزايي برايشان مطرح است و از طرفي هم شاعران و نويسندگان به دنبال پاتوقي براي تجمع هستند و اين تشکلها چنين امکاني را فراهم ميکند. در گذشته شعراي قديمي انجمنهاي مردمي را در خانهها برپا ميکردند ولي بعد از انقلاب به دليل حمايت دولت و مراکز دولتي و حتي غيردولتي اين انجمنها به صورت فراگيرتري شکل گرفت.
وي در ادامه گفت: فقط دور هم جمعشدن و شعر خواندن و تبادلنظر براي اين تشکيلات کافي نيست بلکه بايد آثار علاقهمندان در اين جلسات انتخاب شود و به بهترين اثر جايزه تعلق بگيرد و حتي آثارشان چاپ و منتشر شود. حتي ميتوان نامي هم براي اين جوايز ادبي انتخاب کرد مثل جايزه ادبي شهريار، جايزه ادبي معاصر در زمينه داستان و رمان و جايزه ادبي دولتآبادي را هم ميتوان شکل داد و اينها انگيزه را دو برابر ميکند و قطعا نتيجه هم ميدهد. متاسفانه شعر، رمان، داستان و حتي سينماي ما هم درجا زده و در کشور خودمان باقي مانده و پا را از مرزها فراتر نگذاشته است ما نياز به تبليغات و اطلاعرساني داريم وقتي نويسندهاي کتابش ترجمه نشود کسي او را نميشناسد در حاليکه بسياري از نوشتههاي نويسندگان و شعراي ما با بهترين کارهاي دنيا رقابت ميکند و اين نياز به معرفي دارد.
جيرودي در زمينه تاثير دولتي يا خصوصي بودن چنين مراکزي ميگويد: اين تشکلها خصوصي هستند اما به حمايت نياز دارند يعني اگر هم به دولتي تبديل شوند ديگر کاراييشان را از دست ميدهند اما نکته مهم تر اين که اين حمايتها نبايد محسوس باشد چون در نهايت چنين تشکلهايي پشتوانه آينده ما در صحنه هنر است.
فيروززنوزي جلالي نويسنده رمان سهگانه مخلوق هم ميگويد: ما ميتوانيم تشکلهاي متنوعي با نگرشهاي متفاوت داشته باشيم ولي تمام اين ها بايد بکوشند که مقوله ادبيات و داستان پربارتر شود. در واقع با برگزاري جلسات و نشستها ميتوان ادبيات را براي نسل جوان حلاجي کرد و اگر چنين اتفاقي بيفتد رسالت خود را انجام دادهاند و مهم نيست که با چه نگرشي به ادبيات بپردازند منوط بر اينکه شفاف چنين کاري را انجام دهند. البته يکي از مسائل مهم در اين کانونها اين است که چه افرادي با چه دانشي مشغول تدريس يا انتقال تجربيات هستند چون نويسندگان جوان بعد از مدتي تحت تاثير راهنماييهاي استادان خود قرار ميگيرند و جالبتر اينکه برخي از افرادي که در کار خود هنوز دچار مشکل هستند و به پختگي لازم نرسيدهاند اما سر از چنين محافل و تشکلهايي در ميآورند يا آثار را داوري ميکنند. اين يکي از مصيبتهايي است که بايد به آن فکر کرد در واقع رابطه است جاي ضابطه را گرفته است.
زنوزي جلالي همچنين گفت: چنين شکلهايي بايد وجود داشته باشد اما با خطکشي و ديوارکشي ميان اين نويسنده و آن جناح موافق نيستم چون اين مرزبنديها هيچگاه سودمند نبود و هر نويسندهاي که کار خوبي انجام داد بايد مورد تشويق قرار بگيرد در حالي که نظرگاههاي ما بوي سياست ميدهد و اين براي ادبيات ما مشکلآفرين است.
زنوزي در زمينه لزوم خصوصي يا دولتي بودن چنين مراکزي ميگويد: خصوصي يا دولتي بودن هيچ تاثيري ندارد البته مراکزي که زير نظر مرکزي دولتي يا نهادي با اهداف مشخص کار ميکنند خط قرمز و دغدغههايي دارند که افراد فعال بنا بر نوع ادبيات آن ها کار ميکنند و قطعا چنين جايي با تشکلي که خودجوش باشد و حصاري هم ندارد، کاملا متفاوت است. آن چه مهم است اين که هنرمند اگر به واقع هنرمند باشد در هر عرصهاي کار خود را انجام ميدهد.
عمران صلاحي نيز که خود را فارغ از حضور در چنين تشکلهايي ميداند معتقد است: چنين تشکلهايي قطعا اگر به ادبيات کمک کند ميتواند موثر واقع شود اما نبايد در حصار خاصي محدود شود. در واقع نويسنده يا شاعر بايد فارغ از هرگونه مسائل خارجي بتواند به ارائه اثر خود بپردازد و فعاليت کند. به نظر ميآيد اين تشکلها به صورت خطوطي موازي در کنار هم کار ميکنند که همه يک هدف دارند بنابراين بايد به آن ها بهاي بيشتري داد.
وقتي براي اولين بار سايت فيلم «دوئل» را ديدم، احساس کردم که در اين حوزه هم اتفاقي در حال وقوع است و پس از آن، اين اتفاق خوب باز هم تکرار شد و فيلمهاي ديگر هم نام شان به فيلمهاي داراي سايت افزوده شد. البته اين موضوع پيش از اين هم اتفاق افتاده بود. اين روزها از نويسنده، شاعر و مترجم گرفته تا سينماگر و نمايشنامهنويس و منتقد حضوري پررنگ در دنياي اينترنت دارند. برخي با راهاندازي يک وبسايت شخصي در فضاي سايبر حضور دارند و برخي با يک وبلاگ، هر آنچه را که مدنظر دارند، ثبت ميکنند.
در اين رابطه با هنرمندان به گفتگو نشستيم تا ببينيم چقدر از دنياي اينترنت بهره ميگيرند.
رزيتا غفاري، بازيگر سينما، تئاتر و تلويزيون در اين رابطه معتقد است: زمان به گونهاي پيش رفته که نميتوان از تکنولوژي روز دور ماند در واقع ضرورتآن در زندگي امروز انکارناپذير است. شخصا نه سايتي راهاندازي کردهام و نه وبلاگي دارم اما فکر ميکنم که وسيله ارتباطي مناسبي است به خصوص براي هنرمندان .
وقتي به صورت مستقيم با مخاطب ارتباط برقرار ميشود، هم براي مخاطب جذاب است و هم هنرمندچون و هنرمند ميتواند از نظرات مخاطبانش در کارهايي که ارائه ميکند، استفاده کند.»
سيروس تسليمي تهيهکننده سينما هم که جزوکساني است که هنوز براي معرفي توليداتش سايتي راهاندازي نکرده ، ميگويد: بارها خواستهام سايتي را راهاندازي کنم ولي هر دفعه بنا به دلايلي اين اتفاق نيفتاده اما در مجموع ما از اين جهت جزئي از کشورهاي عقبمانده هستيم. کساني که سايتي را در فضاي اينترنت راهاندازي ميکنند، برايشان کاربرد دارد اما در سينماي ايران چون سينماي جهاني نداريم، بنابراين کاربردش بسيار کم است. يعني کل سينماي ما فقير است. کل فروش فيلمهاي ايراني۶يا ۷ميليارد تومان است که نيمي از اين رقم به سينماها تعلق ميگيرد و۷۰درصد از اين مقدار بين ۳ يا ۴ فيلم اول تقسيم ميشود و بقيه براي همه بازيگران، تهيهکنندگان و کارگرداناني است که کار کرده اند. سينماي ما از لحاظ درآمدي ناچيز و حقير است در واقع از بيرون مردم را کشته و از درون خودمان را.
نکته ديگر در مورد کساني است که سايت دارند اما متاسفانه سايتشان به روز نيست و اگر فيلمشان فروش مناسبي نداشته باشد، چنان بيحوصله ميشوند که ديگر رمقي براي بهروزرساني سايت ندارند در حالي که تمام جشنوارههاي دنيا، نامشان با فيلمهاي ايراني مزين ميشود و اين اتفاق سادهاي نبوده اما سينماي ايران به چنين درجهاي رسيده با اين حال ازنظر تکنولوژي بسيار عقب هستيم.
امينالله رشيدي، آهنگساز و خواننده، از جمله کساني است که سايت شخصي دارد. او ميگويد: اگرچه هيچگونه آشنايي خاصي با کامپيوتر، سايت و مسائل فني آن ندارم اما ضرورتآن در دنياي امروز احساس ميشود. به همين دليل بعد از اينکه يکي از اقوام که در زمينه راهاندازي سايت فعاليت دارد، به من پيشنهاد را اندازي سايت راداد، با کمال ميل پذيرفتيم و در سايت اطلاعاتي را در خصوص آثار ارائه شده، زندگينامه، سوابق کاري و شخصيام ارائه کردهام و مخاطب ميتواند به راحتي از اين طريق با من ارتباط برقرار کند.
ما بايد از ابتدا از چنين تکنولوژي پيشرفتهاي استفاده ميکرديم در حالي که احساس ميکنم از اين رويداد مهم عقب هستيم اما جلوي ضرر را هر وقت بگيريم، منفعت است."
اهميت اينترنت و شبکه جهاني سايبر به حدي زياد شده که برخي ديگر ترجيح ميدهند فيلم و توليداتشان را در سايت گذاشته تا مخاطبان خود انتخاب کنند و آنچه را که ميخواهند ببينند يا بشنوند. حالا ديگر به غير از موسيقي و فيلمهاي سينمايي هنرمندان خطاط و نقاش نيز اين نياز را حس کردهاند و اقدام به راهاندازي سايت کردهاند. يک خطاط که سايتي شخصي راهاندازي کرده ميگويد: «برقراري ارتباط با جهان از طريق اينترنت براي من اتفاق افتاد و به همين دليل ضرورت داشتن يک سايت شخصي را که در آن بتوانم آثارم را ارائه کنم، احساس مي کردم بنابراين سايت را راهاندازي کردم و در اين فاصله حتي توانستم سفارشهايي را از طريق اينترنت و سايت خودم دريافت کنم. مخاطبان ما تشنه اطلاعات بيشتر هستند بنابراين کساني هم که سايت طراحي ميکنند بايد در رابطه با هنر اطلاعاتشان کافي باشد تا بتوانند سايتي کامل و جامع را طراحي کنند در واقع سايت يک نقاش کاملا متفاوت از سايت يک خطاط است بنابراين براي طراحي چنين سايتهايي بايد با شناخت کامل پيش بروند. حالا بعد از مدتي احساس ميکنم سايتي که برايم طراحي شده چندان کامل نيست و بايد براي کاملتر شدن آن اقدام کنم که اين يکي از مشکلاتي است که در زمينه طراحي وجود دارد و اين هم ناشي از بياطلاعي من از کساني بود که در اين حيطه کار ميکردند.
حالا ديگر سريالها و مجموعهها حق دارند که سايت داشته باشند و اگر تهيهکننده با چنين طرحي موافقت نکند، چه ميشود؟ روابط عمومي يک مجموعه تلويزيوني درخصوص ضرورت وجود يک سايت براي يک کار تلويزيوني ميگويد: مردم ما علاقه زيادي به هنر و هنرمندان دارند. بنابراين ميتوان با راهاندازي يک سايت رابطه مستقيمي با مخاطب برقرار کرد. ضمن اينکه مخاطب احساس ميکند اين قدر براي اطلاعرساني به او ارزش قائل هستيم که با وجود همه مشکلات ، سايتي را با اطلاعات روز و جديد راهاندازي کردهايم و همين مخاطب ميتواند در برخوردي متقابل انتقادات و پيشنهادات خود را ارائه کند که همين به سازندگي در کار ما کمک ميکند. در واقع همين که احساس کنيم مخاطبان ما به شکلي جدي پيگير کار هستند، سعي ميکنيم کار بهتري را ارائه کنيم."
در زمينه تئاتر هم اين اتفاق اگرچه به صورت محدود افتاده است اما برخي از نمايشها داراي سايت اينترنتي هستند.
داريوش ارجمند، رضا رويگري، امير محمدزاده، داريوش پيرنياکان، سيامک انصاري تعدادي انگشتشمار از ميان خيل عظيم هنرمنداني هستند که ضرورت چنين چيزي را حداقل براي شخص خود ضروري دانستهاند.
جعفر دهقان، بازيگر، ميگويد: داشتن سايت و صفحه اينترنتي به رشد هنرمند کمک ميکند البته اگر به نحو درستي از آن استفاده شود اگر چه خيلي دلم ميخواهد خانهاي در اينترنت داشته باشم تا بتوانم با مخاطبانم به شکل مستقيم ارتباط برقرار کنم اما واقعيت اين است که اصلا به کار با کامپيوتر آشنايي ندارم و صبح از منزل خارج ميشوم و شبها هم دير وقت به منزل برميگردم در واقع حتي اگر آشنايي هم داشتم، فرصتي براي اين کار ندارم من حتي اگر سايت داشته باشم، به دليل شخصي و اختصاصي بودن تمايل دارم خودم بتوانم آن را بهروز کنم و دلم نميخواهد در اين رابطه به ديگران نياز داشته باشم حتي به فرزندانم.
در حوزه تئاتر با توجه به مشکلات متعددي که وجود دارد تنها سايت مرجع به غير از سايت مرکز هنرهاي نمايشي، سايت ايران تئاتر است که علاوه بر اخبار مربوط به حوزه تئاتر در مورد نمايشهاي روز هم اطلاعات خاصي ديده ميشود. تئاتر شهر هم اعلام کرده که قرار است به زودي اطلاعات نمايشهاي روي صحنه را همراه بخشي از نمايش روي سايت قرار دهد. البته هنوز مشخص نيست که براي اين کار تئاتر شهر سايت اختصاصي خواهد داشت يا بخشي ازسايت مرکز هنرهاي نمايشي به چنين کاري اختصاص پيدا خواهد کرد علاوه بر اين علاقهمندان ميتوانند از طريق سايت اقدام به خريد بليت نمايش مورد علاقه خود کنند.
اما اين داستان همچنان ادامه دارد چرا كه هر روز ضرورت ارتباط با دنياي ديگر بيشتر از قبل احساس مي شود و اين ممهم در زمان ما امكان پذير نيست مگر به وسيله اينترنت و ارتباط مجازي .
مي خواهيم باور كنيم كه كناب و كتابخواني جزئي جدانشدني از زندگي روزمره ما شده است اما آيا اين باور در عالم واقع هم مصداق دارد؟آن چه كه امروزه بيشتر از هر چيز ذهن ما را به خود مشغول كرده روزمرگي است. روزمرگي بي حد و حصري كه آن را تكرار مي كنيم اما شما بگوييد نشانه هاي فرهنگي ما به كجا رفته اند؟نشانه هاي فرهنگي ما كه يكي از آن ها كتاب است در پشت شيشه هاي كتاب فروشي هاي ميدان انقلاب است و هر وقت كه از جلوي آن ها رد مي شويم ، فقط نام شان را مرور مي كنيم و حتي دلمان نمي آيد كه براي داشتن آن ها اندكي از پول تو جيب مان را بپردازيم. نشانه هاي فرهنگي ما به كجا رفته اند؟زنان كتاب خوان ما كه هستند؟ چرا مردان ما كمتر از زنان كتاب مي خوانند؟ اوقات فراغت ما چيست و كجا صرف مي شود؟ براي چه صرف مي شود يا به هدر مي رود؟ و هزاران سوال ديگر كه باعث مي شود دائم باخودم كلنجار بروم كه چرا وچرا و چرا؟
وقتي خشايار اعتمادي براي اولين بار پس از انقلاب ترانهاي را در وصف حضرت علي(ع) خواند هيچکس فکرنميکرد که وضعيت موسيقي پاپ وترانههايي با اين ويژگي ، به وضعيت فعلي دچار شود. در واقع کمتر از ده سال پيش خشايار اعتمادي پايههاي نوعي موسيقي را که سالها با آن بيگانه بوديم پايهريزي کرد و همه تصور ميکردند اين نوع موسيقي همچنان رشد و گسترش پيدا ميکند و ميتواند به اعتلاي موسيقي ايراني کمک کند در حاليکه موسيقي پاپ اگرچه خيلي خوب آغاز شد اما نتوانست همچنان در ادامه راه باقي بماند وحالا به جايي رسيده که هنرمندان فعال در اين عرصه خود منتقد جدي موسيقي پاپ هستند و خودشان به عملکرد فعالان اين حوزه انتقاد ميکنند.
مهمترين مشکلي که در اين نوع خاص از موسيقي به چشم ميخورد ضعف شعر و ترانه است. يعني اغلب ترانههايي که به صورت کاست ياCD عرضه ميشود، به لحاظ مضمون و کلماتي که عنوان شعر را با خود يدک ميکشد ، بسيار ضعيف است و تناسبي با شعر واقعي ندارد و اگر در برخي از اين ترانهها به مضامين توجه کنيم ميبينيم که چقدر بيربط و بدون هيچ پايهاي فقط براساس هموزني و داراي قافيه و رديف کنارهم قرار گرفتهاند و اگر آهنگ شاد و ضرباهنگ الکترونيکي و ساير ترفندهاي موسيقي نبود نميتوانستيم باور کنيم اينها شعر يا ترانه هستند تا جائي که محمد اصفهاني معتقد است: « در ايران با فقر ادبيات شعري و ترانه روبرو هستيم و آن چه به نام موسيقي پاپ عرضه ميشود غالبا از منظر شعر، ملودي و توانايي خواننده فاقد کيفيت است و صرفا با استفاده از فنآوري صدابرداري، مطلوب جلوه ميکند.
مصطفي محدثي خراساني، عضو شوراي عالي شعر صدا و سيما و سردبير مجله شعر نيز بر همين عقيده است واين ضعف عمومي را قبول دارد او ميگويد: «موسيقي سنتي ما غني است واز آن جايي که از اشعار فارسي استفاده شده و کارهاي کلاسيک وارزشمندي هم ارايه شده، نشان داده که در زمينه ترانه در دورهاي از زمان تجربههاي خوبي داشتيم.يعني از زمان مشروطيت اين نوع موسيقي آغاز شد وتا حالا هم ادامه پيدا کرده ، که کارهاي پخته و باارزشي است اما در بحث موسيقي پاپ موضوع با گذر رمان متفاوتمي شوديعني کساني اين جريان را آغاز کردند که صلاحيت لازم را نداشتند و عدهاي هم از دو، سه دهه پيش خارج از کشور اين نوع موسيقي را آغاز کردند در حالي که ما ميتوانستيم اين کار را ارزشمدارانه و سنگين و متين پايهريزي کنيم. آن ها راهي را آغازکردند و به همين دليل فضايي ترسيم شد و زماني که در داخل ميخواستند اين راه را به نحوي مطلوب و سنگين دنبال کنند متاثر از آن جريان بودند و در مجموع موسيقي پاپ را سبک و جلف جا انداختند وکارهايي هم که در ايران انجام شد کمتر توانست کار قابل قبول و ارزشمندي باشد.
وي افزود: «در ميان کساني که شعر و ترانه ميسرودند عده قليلي بودند که کارهاي ارزشمندي انجام دادند مثل استاد معلم که اشعار ايشان ريشهدار و با پشتوانه ذهن و زبان امروز بود و اين روند کم کم دارد جا ميافتد.»
محدثي خراساني توليد آثار پاپ را به دو دسته تقسيم کرد و گفت: ترانههاي پاپ يا توسط مرکز موسيقي صدا و سيما توليد ميشود يا اينکه وزارت ارشاد براي توليد آن مجوز صادر ميکند که به دليل تنوع سليقه ارشاد براي ارايه مجوز دستش بازتر است اما در صدا و سيما به دليل اينکه فضا محدودتر است، سختگيري هم بيشتراست يعني به عنوان رسانه ملي کيفيت بيشتر مدنظر است و درترکيب شوراي جديدي که در مرکز موسيقي شکل گرفته بحث کارشناسي بيشتري مطرح است و همه تلاش ميکنند تا حداقل در محدوده صدا و سيما موسيقي پاپ خوب و ارزشمندي که در شان فرهنگ ما باشد، ارايه کنند و در همين رابطه قرار است انجمن ترانهسرايان در مرکز موسيقي شکل بگيرد.»
مسعود خادم هم يکي از خوانندههاي فعال در اين عرصه است او ميگويد: در حال حاضرترانهسرايان خيلي زياد شدند اما در اين ميان هم ترانه خوب و توي سروده ميشود و هم ترانههاي ضعيف و اين بستگي به خواننده دارد که چقدرسواد داشته باشد و چقدر با شعر و ادبيات آشنايي داشته باشد اما درصد بسياري از کساني که ترانه ميسرايند شاعر نيستند بلکه تنها کلمات را کنار هم قرار ميدهند و اين ديگر شعر نيست.
وي در پاسخ به اين سوال که پس چرا خوانندهها بهترين اشعار وترانهها را انتخاب نميکنند ميگويد: هميشه خوانندهها براي انتخاب دخيل نيستند خودم بسياري از ترانههايي را که خواندهام شعرهايش خوب نبود .به چند دليل چنين اتفاقي ميافتد اول اين که آلبوم من تهيهکننده داشت و طبق قراردادي که با تهيهکننده امضا کرده بودم انتخاب شعر و آهنگ باتهيهکننده بود و بنابرشرايط مجبور بودم براساس سليقه کسي که با شعر و ادبيات آشنا نيست کار کنم يعني من چهار کاست ارايه کردم که هر چهار کاست تهيهکننده داشت و ۹۹ درصد هم نظر آن ها مطرح بود و شعرهايي را که دوست نداشتم راخواندم.خوانندههايي مثل من زياد هستند ولي خوانندههايي هم هستند که خودشان تهيهکننده هستند و خودشان آهنگساز وتنظيمکننده انتخاب ميکردند که اين نوع از افراد وضعيتشان کاملا متفاوت است. يعني همه نميتوانند براي يک کاست هفت يا هشت ميليون تومان هزينه کنند به همين دليل سعي ميکنند تهيهکننده داشته باشند چون کار ما سود قطعي ندارد و ممکن است با شکست روبرو شود آن هم با وجود وسايل ارتباط جمعي بسياري ، که گسترش پيدا کرده کمتر کسي کاست خريداري ميکند.
اين خواننده موسيقي پاپ و سنتي همچنين درخصوص کيفيت آثار ارايه شده در واحد موسيقي صدا و سيما ميگويد: « در صدا و سيما هم کار ضعيف توليد ميشود، در حالي که با توجه به امکانات اين مرکز انتظار بيشتري از آن ميرود. در واحد موسيقي صدا و سيما شوراي عالي شعر وجود دارد که بايد سختگيري بيشتري داشته باشند ولي متاسفانه در بعضي از مواقع رابطه جاي ضابطه را ميگيرد و شاهد توليد کارهاي ضعيف هم هستيم.
ضبط تلهتئاتر عزيز مايي تا دو هفته ديگر آغاز ميشود.
مهرداد راياني مخصوص نويسنده و کارگردان نمايش عزيز مايي در گفتگو با خبرنگار ما ضمن اعلام اين خبر گفت: با گروهي که پيش از اين نمايش عزيز مايي را کار کرده بوديم مشغول تمرين براي ضبط تلهتئاتر آن هستيم.
وي افزود: هماکنون سپيدهنظريپور، سيدجواد هاشمي و علي سليماني بازيگران نمايش مشغول تمرين اين تلهتئاتر هستند و ضبط تا دو هفته ديگر آغاز ميشود.
گفتني است نمايش عزيز مايي پيش از اين در مجموعه تئاتر شهر با مضمون تئاتر دفاع مقدس به کارگرداني رايانيمخصوص به روي صحنه رفته بود و حالا قرار است به صورت تله تئاتر اجرا شود.
راد در گفتگو با خراسان ضمن اعلام اين مطلب گفت: اين مجموعه که بخشي از آن در تهران و بخشي ديگر در خارج از کشور فيلمبرداري ميشود به موضوع حضور يهوديان در ايران ميپردازد.
مدار صفر درجه توسط حسن فتحي نوشته شده و کارگرداني ميشود. حسن بشکوفه نيز تهيهکنندگي آن را برعهده دارد.
در اين مجموعه که توسط شبکه قم ساخته ميشود، داوود رشيدي، اسماعيل سلطانيان، سيدجواد هاشمي و سعيدي حضور دارند و در هر قسمت اتفاقاتي را که در زائرسرايي در قم اتفاق ميافتد به تصوير ميکشند که اين قصهها اخلاقي و طنزگونه هستند.
گفتني است مجموعه زائرسراي ممتاز عليرغم تهيه توسط يک شبکه استاني از شبکه سراسري پخش ميشود. اين مجموعه هماکنون در هتلي در تهران فيلمبرداري ميشود.
اهل ادب از جايگاه «ادبيات» در صدا و سيما ميگويند
اگرچه نميتوان منکر برنامههاي متنوع صدا و سيما شد. سريال، فيلم، نقد فيلم، تحليل روزنامهها، خبر، برنامه کودک، برنامههاي متنوع خانوادگي، آموزش رايانه وحتي آشپزي از جمله اين برنامهها هستنداما برنامههايي مثل آنچه به ادبيات مربوط ميشود، بسيار محدود و عموما در ساعاتي پخش ميشود که بيننده خاصي ندارد و عملا با مخاطب اندک همراه است يا طيف خاصي از علاقهمندان را پاي تلويزيون نگاه ميدارد. اين مساله باعث بروز اعتراض بسياري از نويسندگان واهالي قلم شده است چرا که معتقدند صدا و سيما ميتواند از تفکر و انديشههاي اصحاب قلم بهره بسياري ببرد و از آنان در توليد و نگارش برنامههاي بسياري استفاده کند در حالي که نويسندگان اغلب برنامههاي تلويزيوني افرادي هستند که نام آنان در ميان اسامي نويسندگان ديده نميشود.
شاهرخ تندروصالح يکي از کساني است که معتقد است صدا و سيما ميتواند از نويسندگان بهره بسياري ببرد. او ميگويد: صدا و سيما به عنوان رسانه عمومي کشور قابليت ارتقاء بخشيدن به فرهنگ عمومي طبقات مختلف جامعه را دارد و از اين نظر اين رسانه ميبايست به دنبال مطالبات فرهنگي و فرهنگ عمومي کل آحاد جامعه باشد. نويسندگان، انديشمندان و متفکران شاخصهايي هستند که ميتوانند در به ثمر رسيدن اين هدف متعالي رسانه عمومي که به دانشگاه هم تعبير شده اثرگذار باشند. متاسفانه عليرغم تلقي دولتمردان ما و جناحين مختلف از صدا وسيما و شعارهايي که در باب جايگاه نويسنده، هنرمند و اهل انديشه شده است آن طور که بايد وشايد به آنها داده نميشود.
به همين دليل در حال حاضر نويسندگان و اهل انديشه وهنر جايگاهي آنچناني در توليد برنامههاي فراگير و عمومي صدا و سيما ندارند و اين به منزله نكته اساسي و مهمي است که صدا و سيما چشم خودش را بر مطالبات عمومي جامعه بسته و آبشخور برنامههاي خودش را از کانال هاي خاص تامين ميکند.
از اين رو فضايي براي اين افراد وجود ندارد چون رسانه صدا و سيما شناختي از وضعيت موجود وقابليت ها و تواناييهاي نويسندگان وهنرمندان ندارد و برنامه و طرح خاصي براي بهرهوري در طيف نويسندگان و هنرمندان ندارد. اگر نخواهيم اين را يک قهر عمومي با نويسندگان و حاملان تفکر و فرهنگ مکتوب کشور فرض کنيم، يک بيمهري مسلم و غيرقابل انکار است. امروز صدا وسيما حجم بالايي از توليدات خود را به نام مطالبات عمومي، صرف برنامههايي ميکنند که حجم پاييني از مطالبات عمومي مردم فهيم جامعه ما را پوشش ميدهد. مردمي که در حماسههاي فرهنگي، اجتماعي کشور با حضور خودشان بهترين صورت از تعامل و همانديشي با نظام انديشهاي و فرهنگ کشور را دارند. اميدواريم اين رسانه با قابليت هايي که در اختيار دارد و بودجه فرهنگي که دارد بتواند در استفاده از آثار انديشمندان، نويسندگان و هنرمندان، برنامههاي خوبي را پوشش بدهد، قطعا تعامل و همانديشي اين رسانه با نويسندگان ميتواند حداقل اين رسانه را از حجم مطالبات عمومي کشور مردم شريف ما آگاه کند.
فيروز زنوزني جلالي نيز همين عقيده را دارد وميگويد: از امکانات گسترده و وسيع تلويزيون، آن گونه که شايسته و حق است در ادبيات وقت صرف نميشود و اگر طرحهاي طولانيمدت و ناقص انجام ميشود، نوعي رفع تکليف است. «به روايت داستان» يک برنامهاي بود که در همين راستا پخش ميشد اما ساعت دو نيمه شب، اين يعني چه؟ چه چيز را به چه کسي ميخواهيم ثابت کنيم؟ چون ادبيات ما خيلي جديتر از اين حرف هاست.
وي در ادامه گفت: دههاي که در آن قرار داريم يکي از دهههاي درخشان ادبيات ماست. آن هم به گواه آثاري که منتشر شده است. مخصوصا حضور نويسندگان زن تا اين حد هيچ گاه جدي نبوده. اين است که اين ادبيات که گام موثري برداشته نياز به تحليل و نقد جدي دارد. تلويزيون اين همه برنامه فوتبال و ميان پرده وسريال هاي آبکي که البته به همه اين ها نياز داريم، پخش ميکند ولي نميدانيم چرا به طور جدي به اين مطلب مهم نميپردازد. شايد هم ادبيات برايشان مساله جدي نيست. در انتخابات تلويزيون نقش روشنگرانه بسيار جدي بازي ميکرد و اين تلويزيون نشان داد اگر بخواهد روي چيزي تاکيد داشته باشد، ميتواند اثرگذار باشد و اگر فقط يک درصد روي اين موضوع اهتمام به خرج دهد با برنامهريزيهاي حساب شده ميتوان به نتايج مثبت بسياري رسيد.
رضا اسماعيلي هم ميگويد: نويسندگان نميتوانند از صدا و سيما براي معرفي يا عرضه آثار خود استفاده کنند. چون برنامه جدي وخاصي در زمينه ادبيات در صدا و سيما وجود ندارد. حتي درشبکه چهار که شبکه فرهنگ است و ميتواند به صورت جدي در اين رابطه سرمايهگذاري کند. متاسفانه برنامههاي ادبي خاصي شکل نگرفته و تهيه نشده چون بيشتر برنامهها سليقهاي است و جاي بسياري از شاعران و نويسندگان موفق ما در صدا و سيما خالي است در حالي که اين سازمان ميتواند از شاعران، نويسندگان و پژوهشگران ادبي طي فراخواني دعوت به همکاري کند و شورايي با حضور فعالان عرصه ادبيات تشکيل شود و آنها هم در ساخت برنامههاي تلويزيون دخيل باشند.
سعيد سهيلي فيلمبرداري «سنگ، کاغذ، قيچي» را در شهرک دفاع مقدس آغاز کرد.
سهيلي ضمن اعلام اين خبر گفت: «اين فيلم از مضموني اجتماعي برخوردار است و هماکنون مشغول بازنويسي اين فيلمنامه که به زودي به پايان ميرسد، هستم.»
وي افزود: «اگر مشکلي پيش نيايد اميدوارم بتوانيم فيلم را به جشنواره فجر امسال برسانيم.»
وي در مورد جزئيات بيشتر ساخت اين فيلم توضيحي نداد اما در مورد تهيه فيلم گفت: «تهيهکننده فيلم خودم هستم اما هنوز سرمايهگذار فيلم مشخص نشده است.»
سهيلي در ادامه افزود: تاکنون ابوالفضل پورعرب، حسن جوهرچي، مهتاب کرامتي، بهنوش طباطبايي و جمشيد شاهمحمدي به عنوان بازيگر و فرج حيدري به عنوان فيلمبردار با وي همكاري دارند.
همزمان با روز ملي قلم، سومين جشنواره قلم زرين برگزار ميشود. پيش از اين جشنوارهء قلم زرين به صورت دوسالانه برگزار ميشد اما قرار است بعد از برگزاري اين دوره، به طور سالانه برگزار شود. امسال آثاري که در سال گذشته منتشر شده بود، اعم از شعر، داستان و پژوهشهاي ادبي گردآورده شد و در هر بخش يک هيئت داوري آثار را مورد بررسي قرار دادند.
در همين رابطه رضا اسماعيلي، شاعر و دبير سومين جايزه قلم زرين ميگويد: در ابتدا داوران هر بخش هر دو هفته يک بار طي جلساتي نظراتشان را در مورد آثار بيان ميکردند اما به دليل حجم بالاي آثار که حدود 1300اثر را شامل ميشد، مجبور شديم جلسات را هفتگي تشکيل دهيم البته در ميانه کار اختلافنظرهايي پيش ميآمد که با گفتگو و مشورت به وفاق ميرسيديم.
وي درخصوص يکي از داوران بخش شعر که اثرش هم يکي از کانديداهاي جايزه قلم زرين است، گفت: «ما در اين زمينه محدوديتي قائل شده بوديم و طبق آييننامه اجرايي جشنواره قلم زرين داوري که خودش کتاب منتشر کرده از داوري منع ميشود و حق رأي نسبت به اثر خود را هم ندارد و ما از ايشان فقط در مرحله انتخاب استفاده کرديم ولي در ساير مراحل در بخش شعر آثار توسط چهار داور مورد بررسي و داوري قرار گرفت.
دبير سومين جشنواره قلمزرين درخصوص اينکه آيا جشنواره کليه سلايق ادبي را ارضا ميکند يا نه و براي اينکه از نظر کمي و کيفي از خط مشيهاي موجود در داوري جلوگيري شود، چه تمهيداتي انديشيدهايد، ميگويد: «مهمترين چيزي که در جشنواره قلم زرين مدنظر قرار دارد و جزء اصول کار ماست،پاکيزگي اثر است و اينکه در تقابل با ارزشهاي اسلامي و انساني نباشد و اينکه نويسنده يا شاعر از چه طيفي باشد، محلي از اعراب قرار نميگيرد چون در داوريها ويژگيهاي تکنيکي، فني و قوت هنري آثار مورد داوري قرار ميگيرد نه موءلف.»
اسماعيلي درخصوص معيار انتخاب برترينها افزود: «مثل همه جشنوارهها سعي ميکنيم، ملاکهايي از نظر ادبي که مورد قبول اکثريت جامعه ادبي ما باشد مدنظر قرار دهيم، از نظر حسن تأليف، انسجام و برخورداري از قوتها و تکنيکهاي هنري، مدنظر قرار ميگيرد، اثري که از نظر ارزشهاي انساني و اسلامي بايد رعايت شده باشد البته بنا بر بضاعت، امکانات و توانايي انجمن سعي ميکنيم، جوايز مناسبي هم درنظر بگيريم.»
وي درخصوص امتياز انواع شعر و داستان، اظهار داشت: «با توجه به گونههاي مختلف شعري موجود امتيازات خاصي قائل شديم مثلا" براي شعر نو و سپيد که از عنصر وزن برخوردار نيستند، 20 امتياز قائل شديم و براي اشعار موزون 10 امتياز تا حقي تضييع نشود البته در زمينه رمان، داستان و داستان کوتاه هم اين ويژگيها را مدنظر قرار داديم. نکته ديگر در مورد رشد کمي و کيفي آثار است و طبيعتا" نويسندگان و شاعران تهراني به دليل اينکه از امکانات بيشتري از نظر چاپ و نشر برخوردارند، تعداد آثارشان هم بيشتر است البته آثار شهرستاني در زمينه شعر معاصر پختهتر و ارزندهتر است يعني در زمينه ادبيات داستاني و رمان آثار کمتري به چشم ميخورد، در زمينه شعر و ادبيات به خصوص شعر نيمايي و سپيد آثار قابل توجهتر است.
اسماعيلي در مورد يک جايزه ملي ادبي گفت: «وجود يک جايزه ملي ادبي احساس ميشود و ما اين جايزه را در حوزه ادبيات نداريم و راهکاري که به نظر من ميرسد اين است که کليه انجمنهاي ادبي از جمله وزارت ارشاد حوزه هنري سازمان تبليغات و ساير تشکلهاي ادبي و هنري بايد تلاش کنند و با همدلي و همراهي به هم نزديک شوند و امکاناتشان را هم براي ايجاد چنين امکاني بسيج کنند تا يک جشنواره سراسري و ملي برگزار شود.
وزارت ارشاد هم تنها ارگاني است که ميتواند در اين عرصه فعاليت کند و متولي امر برگزاري باشد و ساير نهادها هم ميتوانند همکاري داشته باشند و اميدوارم که اين جشنواره شکل بگيرد و شاهد برگزاري چنين امر خجستهاي باشيم.»
وي در پايان گفت: «اين جشنواره سراسري است و کليه آثار منتشره در سال۸۳ بدون هيچ محدوديتي مورد بررسي قرار گرفته و ۱۴ تيرماه برترينها نيز اعلام ميشود.»
بازگشت دوباره حسين مسافرآستانه به مرکز هنرهاي نمايشي و دبيري جشنواره تئاتر فجر، شايد بارقه اميدي براي تحولي دوباره در عرصه تئاتر باشد. با توجه به اعتراض اهالي تئاتر شايد هم دکتر خسرو نشان (رئيس مرکز هنرهاي نمايشي) چارهاي جز بازنگري در سياستهاي اجرايي خود نداشته است اما در هر صورت مسافرآستانه براي پذيرش دبيري بيست و چهارمين دوره جشنواره تئاتر فجر شرطهايي دارد که در صورت پذيرش از سوي مرکز هنرهاي نمايشي و دکتر خسرو نشان، کار خود را آغاز ميکند.
در همين خصوص حسين مسافرآستانه ميگويد: از سوي مرکز هنرهاي نمايشي پيشنهاد دبيري جشنواره تئاتر فجر به من شده که هنوز جواب قطعي ندادهام و اگر شرايط را بپذيرند من هم دبيري جشنواره را قبول ميکنم، اگرچه شروط خاصي ندارم. بلکه بيشتر براي آشنايي با وظايف فعلي جشنواره است و اين که در چند و چون اجراي جشنواره قرار بگيرم قطعا خودم هم نظراتي دارم. در مجموع بايد ببينم اگر ميتوانم مفيد واقع شوم، اين پيشنهاد را قبول خواهم کرد. من بايد بتوانم پاسخگوي انتظارات اهالي تئاتر کشور باشم.
وي در مورد تغييرات جشنواره تئاتر فجر افزود: به جز مسوليت دبيري اين جشنواره مسوليت ديگري را نميپذيرم. البته با وجود تغييراتي که در روز جشنواره به وجود آمده، نميتوان روال قديم را در پيش گرفت و زمان را هم تا حدودي از دست دادهايم بايد صحبت کنيم و با فکرهاي جديدي که وجود دارد به نتيجهاي برسيم.
سعي دارم راه ميانهاي را در پيش بگيرم يعني استمرارآنچه از قديم وجود داشته است.
وي درخصوص استعفاي فرهاد مهندسپور (رئيس شوراي نظارت و ارزشيابي مرکز هنرهاي نمايشي) و پذيرش اين سمت گفت: بنا به دلايل شخصي مسوليت شوراي نظارت و ارزشيابي را نميپذيرم. يعني بايد دوره طولاني مدت ديگري از فعاليتهاي تئاتري فاصله بگيرم. دغدغه شخصي من اين است که کاري را روي صحنه ببرم و در تمام اين سال ها که در اين سمت بودم، حسرت اجراي کار را داشتم. اما هر زمان که احساس کنم بتوانم در جايي مفيد واقع شوم، حضور پيدا ميکنم چون من هميشه آماده بوده و سعي کردهام براي تئاتر کار کنم. شايد يکي از دلايلي که باعث مي شود اين سمت را نپذيرم اين است که احساس ميکنم ممکن است نتوانم مفيد واقع شوم.
رضا اسماعيلي دبير جشنواره قلم زرين ضمن اعلام اين مطلب گفت:"جشنواره در سه بخش شعر ، داستان و پژوهش هاي ادبي برگزار مي شودو پس از بررسي هاي نهايي برترين ها در روز ملي قلم ۱۴تيرماه انتخاب خواهد شد."
وي افزود:"در بخش شعر پرويز بيگي حبيب آبادي، عليرضا قزوه ، عليرضا براتي پور ، مرتضي اميري اسفندقه و رضا اسماعيلي آثار را داوري مي كنند.در بخش داستان فيروز زنوزي جلالي ، احمد شاكري، محمدرضا محمدي پاشاك، محمد علي گوديني و راضيه تجار آثار را بررسي مي كنند.در بخش پژوهش هاي ادبي محمد رضا سرشار ، شمس الدين رحماني ، خسرو آقاياري كامران پارسي نژاد و محسن پرويز پژوهش ها را را مورد داوري اوليه قرار مي دهند."
اسماعيلي گفت:"داوري پس از بررسي هاي اوليه در بخش شعر كتاب هاي "يك بغل غزل" از محمد علي مجاهدي ، " براي صحبت سيبي كه سرخ بودو حسود"از هرمز فرهادي بابادي، "پرسه در سپهر" از حميد رضا حامدي ،" چين كلاغ"از مرتضي اميري اسفندقه ،" زين نقره واژگون"از خسرو احتشامي را به عنوان نامزدهاي دريافت جايزه در بخش شعر انتخاب كردند.
در بخش داستان ابتدا هفت اثر نامزد شدند ولي در نهايت از يك اثر قرار است تقدير شود ولي حضور هيچ يك از داستان هابه عنوان برترين ، قطعيت پيدا نكرده است."
وي در خصوص بخش پژوهش هاي ادبي گفت:"در زمينه پژوهش هاي ادبي ، چهار نامزد بهترين اثر تحقيقاتي اعلام شده است كه اين آثار شامل سنت و نوآوري در شعر معاصر از دكتر كاووس حسن لي ، سيماي امام حسين در شعر معاصر عرب ، تحقيقي از دكتر خزعلي و پژوهشي ديگر از بهروز ثروتيان به مرحله نهايي راه يافته است ."
گفتني است از اين پس جايزه قلم زرين هر سال برگزار مي شود. پيش از اين جشنواره جايزه قلم زرين دوسالانه برگزار مي شد.