چندي پيش يکي از اعضاي کميسيون فرهنگي مجلس از کمک هفت ميليارد توماني مجلس به سينما براي توليد فيلمهايي با استاندارد بينالمللي خبر داد. البته معاونت سينمايي ۱۴ ميليارد تومان کمک هزينه براي توليد فيلمهاي ارزشي و استاندارد درخواست کرده بود که مجلس با هفت ميليارد تومان آن موافقت کرد و قرار شد اين مبلغ در اختيار معاونت سينمايي قرار بگيرد.
در همان زمان مدير عامل بنياد سينمايي فارابي گفت که سه ميليارد و پانصد ميليون تومان اعتبار براي توليد آثار سينمايي ارزشي و الگو مطابق با استانداردهاي جهاني اختصاص يافته است و اين اعتبار براي توليد آثاري در حد و اندازه توليدات بزرگ سينمايي که فقط با حمايت دولت محقق ميشود، اختصاص يافته است. او از تشکيل يک کميته کارشناسي براي انتخاب آثار و نوع حمايت آنان در بنياد فارابي خبر داد. در رابطه با همين خبر از عليرضا رضا داد مدير عامل بنياد سينمايي فارابي پيگير ماجرا شديم. وي گفت: «تاکنون کار براي چهار پروژه قطعي شده است حماسه فتح خرمشهر با عنوان «شکوه پيروزي»به کارگرداني احمدرضا درويش، زندگينامه حضرت ابوالفضل(ع) با عنوان «روز رستاخيز»که در دفتر تماشا در دست تهيه است که البته هنوز کارگرداني براي آن انتخاب نشده ولي چند گزينه براي شروع کار در نظر گرفته شده است. اين پروژه فعلا در مرحله تحقيق و نگارش فيلمنامه است، پروژه بعدي در خصوص«انرژي هستهاي» است که قرار است ابراهيم حاتميکيا آن را بسازد و پروژه بعدي مربوط به «زندگي حضرت سليمان»است که شهريار بحراني آن را کارگرداني خواهد کرد»
وي افزود: «تمام اين پروژهها در مرحله تحقيق و نگارش فيلمنامه است چون کارها بسيار عظيم است بايد روي فيلمنامه با دقت بيشتري کار شود و انتظار ما هم از اين آثار در حد فيلمهاي استاندارد در سطح بينالمللي است».
وي در پاسخ به اينکه چطور چنين گزينههايي را براي کارکردن روي چنين داستانهايي انتخاب کرديد، گفت: «مولفههاي ساخت تعيين ميکند که چه کسي توانايي ساخت اين آثار را دارد ترکيب عوامل، نوع تجهيزات، لوکيشن و موقعيتهايي که قرار است تعريف شود به ما ميگويند که اين کار در چه حدي از استاندارد قرار دارد.»
رضا داد در خصوص تخصيص هزينه از اين ميزان اعتبار، به هر پروژه گفت: «قرارداد فعلي به اين شکل تنظيم شده که براي پيشرفت کار گروه برحسب نياز عليالحساب تحقيق و نگارش دريافت ميکنند که در اين ميان پيشرفت پروژه« حضرت سليمان» به کارگرداني شهريار بحراني از بقيه بهتر است. البته براي جلب مشارکت هم تلاش کردهايم و قرار است گروهي عازم آلمان شوند تا بتوانند همکاريهاي لازم را با موسسهاي در اين کشور داشته باشند.
وي در پاسخ به اين سوال که آيا همه هزينههاي پروژه را فارابي پرداخت ميکند ، گفت: «نه، قرار اين است که اين کارها با مشارکت توليد شود يعني از اول قرار بر تهيه مشترک بوده در واقع بنياد سينمايي فارابي براي توليد چنين پروژههايي سه اولويت را در نظر دارد: اول اينکه جلب مشارکت خارجي صورت گيرد. دوم جلب مشارکت داخلي و نهايتا امکان توليد مسوول فارابي. چون معتقديم که بايد فيلمهاي ارزشي با کيفيت مناسبي ارايه شود.
وي در خصوص افزايش اين اعتبارات گفت:« اين اعتبار بايد در سالهاي آتي افزايش پيدا کند چون بعضي از پروژهها پرهزينه هستند و اين رقم شايد براي دو فيلم كفايت ميکند بنابراين به نسبت هر سال بايد اين اعتبار افزايش پيدا کند.»
تاکنون کار براي چهار پروژه قطعي شده است: حماسه فتح خرمشهر با عنوان «شکوه پيروزي»به کارگرداني درويش، «انرژي هستهاي»که قرار است حاتميکيا بسازد، «حضرت سليمان»که شهريار بحراني کارگرداني ميکند و زندگي حضرت ابوالفضل (ع) با عنوان «روز رستاخيز»که هنوز کارگردان آن معلوم نيست.
امروز روز شعر است. وقتي روز بزرگداشت استاد محمدحسين شهريار به عنوان روز شعر و ادب انتخاب شد. بسياري از شعرا و ادبا به انتخاب چنين روزي اعتراض کردند و ادعا کردند که شاعراني با پيشينه کهن و با اصالتتري هم وجود دارند که دنيا ،ايران را با شعر اين شعرا ميشناسد، بنابراين انتخاب استاد شهريار به عنوان محوريت روز شعر، کار درستي نبوده است. اين اعتراضها تا امروز ادامه دارد بدون اينکه کسي بخواهد به جايگاه اين شاعر تواناي ايران شک و شبههاي داشته باشد.
به همين مناسبت خراسان دو پرسش را با شاعران مطرح کرد. پرسش اول اينکه تا چه حد اين روز را به رسميت ميشناسند؟ و دوم اين که وضعيت شعر معاصر ايران را چگونه ارزيابي ميکنند؟ پاسخ به سوال اول تقريبا شبيه به هم بود يعني همه عليرغم اينکه شهريار را قبول دارند و او را شاعري توانا ميدانند اما در انتخاب اين روز بزرگان ديگري را ارجح ميدانند اما درمورد وضعيت شعر معاصر نظرات متفاوت است.
مصطفي محدثي خراساني
در لزوم انتخاب چنين روزي براي شعر، حرفي نيست و بهانهاي ميشود تا ذهن جامعه و مسوولان و متوليان فرهنگي سالي يک بار غبارزدايي شود و ذهن شان به شعر معطوف گردد. از ابتدا بر سر انتخاب اين روز بحثهاي زيادي بوده و من هم فکر ميکنم مناسبتي با شاءن نزول جامعتر، مانعتر و زيبندهتري براي اين جريان پيدا ميکردند. شعر در سرزمين ما پرچم اصلي فرهنگ ماست. يعني سرآمد معرفتهاي فرهنگي ما شعراست و بايد دقت نظر بيشتري دراين مسئله صورت ميگرفت. اين مناسبت ميتوانست پيوند ازلي و ابدي با شعر شکوهمند فارسي برقرار کند. البته شاءن استاد شهريار و بزرگواري ايشان محفوظ است ولي قطعا ميتوانستند شاءن نزول جامعترو مانعتري پيدا کرد تا شايستهتر و زيبندهتر به نظر بيايد.
در مورد وضعيت شعر معاصر دو بحث را بايد مطرح کنيم. بخشي از چيزي که مطرح ميشود وبه آن ميپردازند، اصلا شعر معاصر نيست. بحران هويت و مخاطب يکي از مشکلات اين عرصه است. شعر معاصر ما يعني همان جريان شکوهمند و اصيل که هنوز زنده، پرتپش و پوياست. شاعران معاصر ما مثل شفيعي کدکني، قيصر امينپور، حسن حسيني شاعران معاصر هستند که هم مدرنهستند وهم ريشه در پشتوانه و گذشتگان ما دارند. دراين بحث جاي نگراني وجودندارد و جريان ديگر هم نياز به بحث اجمالي دارد ولي مشخصا گونههاي ديگر را به عنوان شعر قبول ندارم.
شاهرخ تندرو صالح
انتخاب روز شعر از سوي شوراي عالي انقلاب فرهنگي بوده و اگر گناهي اتفاق افتاده، بر گردن شاعران، نويسندگان و اهل قلم نيست. کساني که اين روز را انتخاب کردند بايد پاسخگو باشند و بايد دلايلشان را براي انتخاب اين روز بگويند. البته ممکن است اهالي قلم بگويند که چرا زاد روز فردوسي، حضرت مولانا، حافظ، سعدي، عطار و نيما براي روز شعرانتخاب نشد. قطعا هرکسي براي اين انتخاب و يا اعتراض به آن دليلي دارد و نکته ديگر اينکه هيچ همفکري و همانديشي با شاعران صورت نگرفت و هيچ کس از ما براي تعيين اين روز به عنوان شاعر نظرنخواهي نکرد.
و اما شعر امروز ايران جريان زندهاي است از شعر معاصر ايران که همسو با نوانديشي، کشف و جستجوگري در عرصه مفاهيم و زمينههاي بکر خاص با مضامين اجتماعي است ولي ما بايد صبر وحوصلهمان را بيشتر کنيم. يعني همان قدر که براي طبخ يک غذاي خوب صبر و حوصله به خرج ميدهيم، به همان مقدار هم بايد صبر داشته باشيم تا اين آتش وشعلههاي نوانديشي و جستجو در شعر ما فروکش کند و به طمانينه برسد و بعد ميوه و ثمره اين شعر را ببينيم. ما شاعران خوب و جواني داريم که تلاش ميکنند در زمينههاي مختلف و در قالبهاي زبان شعري عرصه نويني را تجربه کنند و اين دستاورد کمي نيست البته در اين وادي طيفي هم وجود دارد که سعي ميکنند تلاش هاي عمومي در حوزه ادبيات را بيرنگ و نخنما جلوه دهند و همه اين ها يک نوع نامهرباني است که به اهل فرهنگ وهنر ميشود.
شعر راه خود را ميرود و حتما خودش را هم نشان ميدهد. مخاطب خاص خود را هم دارد. شاعراني چون حافظ موسوي، ايرج ضيايي، شمسي لنگرودي، علي معلم دامغاني، قيصر امين پور و عبدالجبارکاکايي وجود دارند و عرصههاي متفاوت و متنوعي را به خودشان اختصاص ميدهند. برخي هم در اين عرصه به دنبال نوجويي زبان مي باشند و بخشي هم به دنبال منتقل کردن مفاهيم جديد هستند، با اين حال شعر وجود دارد و به راه خود ادامه ميدهد.
فاطمه راکعي (شاعر و مديرعامل دفتر شعرجوان وخانه شاعران)
من به عنوان يک ترکزبان و يکي از ارادتمندان شهريار فکر ميکنم که اگر هيچ اثري غير از حيدربابا از شهريار باقي نبود» همين يک شعر کافيست تا شهريار را درعرصه شعر و هنر به جاودانهها پيوند داده باشد اما براي روز ملي شعر به دليل اينکه هماهنگيهاي لازم و نظرخواهي از جامعه شعر کشور نشد» اعتراضاتي را در پي داشت. با همه اين اوصاف همين که روزي به عنوان روز شعر در نظر گرفته شده و در آن روز، شعر کانون توجه قرار مي گيردبسيار خوب است ولي بايد سعي شود تا براي اين روز برنامه تکراري اجرا نکنند و همه چيز براساس برنامهريزي باشد چون اگر تکراري باشد براي ما هر روز روز شعر است. شعر در ايران هميشه زنده است ولي بايد نهادهاي متولي و ارشاد کارهاي خاصي را براي شعر انجام دهند. اينکه روز شعر وجود دارد ، بهتر از نبودن اين مناسبت است اما اي کاش هماهنگيهاي بيشتري براي انتخاب اين مناسبت صورت ميگرفت.
وضعيت شعر معاصر به گونهاي است که شعر راه خودش را ميرود و اين طور نيست که دولت و نهادهاي فرهنگي بخواهند شاعر پرورش بدهند. شاعران و هنرمندان فراوان نيستند و هيچ جايي هم نميتواند ادعاي شاعرپروري داشته باشد و شاعر بسازد اما به خاطر علاقه شديدي که درايران است و به خاطر روحيات خاص ايراني و پيشينه شکوهمند ايران که باعث مطرح شدن ما در دنيا شده، اين علاقه قابل تقدير است و اين علاقه به شعر، شعرخواني، شعرشناسي و نقد شعر است که بايد دامن زده شود و نهادهاي دولتي هم بايد دراين عرصه کمک کنند و اين توجه شعر را تلطيف ميکند چون شعر، ادبيات و هنر هميشه در گفتگوي تمدنها نقش داشته و در نزديک کردن فرهنگها، نسلها و پيوند دادن آنها به هم نقش دارد.
به مناسبت فرارسيدن ۳۱ شهريور و آغاز جنگ تحميلي کنگره «شب آفتابي» برگزار ميشود.
احسان حسني (رئيس فرهنگسراي پايداري) ضمن اعلام اين خبر به خراسان گفت: اين کنگره با شعاري متفاوت برگزار ميشود. در واقع برنامهاي تدارک ديدهايم که همه اقشار ميتوانند از آن استفاده کنند. سخنراني و شعرخواني هم در برنامههايمان نيز وجود دارد.
وي افزود: بهزاد بهزادپور کارگردان برنامه «شب آفتابي» است و براي دکور اين کنگره نيز تپههاي عباسآباد را انتخاب کرده و قرار است برنامه در آنجا اجرا شود. براي اجراي کنگره در محيطي مناسب، طراحي صحنه هم انجام دادهايم و جلوههاي ويژه نيز همزمان با برگزاري کنگره در منطقه اجرا خواهد شد.
وي افزود: در اين کنگره «کتاب دفتر آبي» مجموعه اشعار ابوالفضل سپهر، «داستان يک مرد»، نوشته بهزاد پروين قدس و کتاب «وقتي که کوه گم شد» نوشته بهزاد بهزادپور منتشر ميشود. همچنين لوح فشردهاي با عنوان روحالله که مجموعهاي مستند از زندگي امام خميني است عرضه ميشود.
گفتني است اين کنگره همزمان با بيست و پنجمين سال آغاز جنگ تحميلي برگزار ميشود.
براي مشخص شدن موضوع، اين مساله را با رضاداد در ميان گذاشتيم و از صحت و سقم اين خبر جويا شديم که او اظهار بياطلاعي کرد و در پاسخ به اين که فعلا و در اين فرصت کوتاه تا زمان برگزاري جشنواره کسي نميتواند کار شما را انجام دهد و آن را ادامه دهد، گفت: «چرا ديگران هم ميتوانند کار مرا انجام دهند و جشنواره را برگزار کنند چون ما هم کار خاصي نداريم.»
او از جايگزين بعدي اين سمت اظهار بياطلاعي کرد و گفت: «من اطلاعي ندارم ولي طي گفت وگويي که با آقاي جعفريجلوه داشتم، ايشان نسبت به من محبت داشتند و از رفتن من صحبتي نبود و هنوز پيشبيني خاصي براي اين مساله ندارم.»
سال هاست در حوزه فرهنگ و ادب و هنر به تاسيس نهادي به نام «خانه» برميخوريم. خانه تئاتر، خانه سينما، خانه داستان، خانه موسيقي و در اين يکي-دوماه اخير خانه ادبيات که در باشگاه هنرمندان و نويسندگان تاسيس شد. در روز افتتاح جمعي از شاعران به طور رسمي تاسيس آن را اعلام کردند و خبرش نيز در رسانهها منعکس شد اما پس از گذشت دو ماه هنوز اين خانه رسميت پيدا نکرده است و از قرار معلوم به دليل پارهاي مشکلات در واگذاري مکان «خانه ادبيات» هيچ برنامهاي در آنجا اجرا نشده و هيچ تصميمي هم گرفته نشده است. حال دو پرسش مطرح است اول اينکه با وجود چند نهاد که در حوزه ادبيات کار ميکنند همچون خانه داستان، انجمن شاعران ايران، انجمن قلم، حوزه هنري، دفتر شعر جوان، کانون ادبيات ايران و... «خانه ادبيات» چه وظايفي دارد و خود به تنهايي چه فعاليتي را درخصوص ادبيات خواهد داشت و نکته دوم اين که چرا اين «خانه» هنوز به درستي پانگرفته است. شاهرخ تندروصالح (شاعر) در پاسخ خراسان مبني بر اينکه آيا تعدد اين مراکز ادبي ضرورت دارد يا خير گفت: عملکرد مراکز و دفاتري مثل خانه داستان، کانون ادبيات يا دفتر شعر جوان ممکن است در روند کلي تفاوتي نداشته باشد ولي ديدگاهها متنوع است. البته بايد فرق تنوع و تفاوت را هم مدنظر داشته باشيم. براي تمام اين مراکز زحمات زيادي کشيده شده است. چنين بنيادهايي که در حوزه ادبيات دغدغههاي بسياري براي ادبيات کشور دارند، بخشي از رفتارهاي ادبي و انتقادي را پيگيري ميکنند. اينها اهرم مهم ادبيات امروز ايران و
در جهت ايجاد اشتياق ادبيات جوان کشور تاثير دارند چون با ديدگاههاي متنوع کار ميکنند.
وي مرکزيت ادبيات را در يک نهاد خاص ضروري ندانست و گفت: ادبيات بين مردم است و رسمي بودن و نظارت يک سازمان براي ساماندهي ادبيات، ضروري نيست. ۲۵ سال از انقلاب گذشته است و بسياري داعيه ساماندهي، برنامهريزي و همسو کردن نگاههاي موجود در ادبيات را دارند اما اين اتفاق نيفتاده و به جاي اينکه اين مسئله ايجاد تعامل کند، فقط استرس و نوعي بدانديشي ايجاد کرده است. من نميتوانم افق اميدوارکنندهاي در نگاهها و جريانهاي متفاوت ادبي را در آينده از اين کار ببينم چون معتقدم ادبيات متعلق به مردم است و از مسائل زندگي مردم صحبت ميکند. از عشقها، بيمها و اميدها صحبت ميکند و اين يعني ادبيات و به همين دليل ادبيات بايد راه خودش را برود.
فاطمه راکعي نيز درخصوص خانه ادبيات و بلاتکليفي افتتاح و شروع به کار آن به خراسان ميگويد: «شهرداري مکانهاي بسياري دارد و حتي براي کارهاي کوچکتر چندين و چند هکتار هم اختصاص داده ولي نميدانم چرا اين مکان را به خانه ادبيات و کساني که ميخواهند در آن فعاليت کنند، نميدهد.
وي در مورد عملکرد نهادهايي مثل کانون ادبيات، خانه شاعران و دفتر شعر جوان ميگويد: هيچ تفاوتي بين اين مراکز وجود ندارد. خانه شاعران و انجمن شاعران از اولين نهادهاي NGO هستند که در سطح کشور ايجاد شدند و بهترين شاعران کشور اين مراکز را با دغدغه خودشان ايجاد کردند ولي ما نميتوانيم به مراکزي مثل شهرداري يا سازمان فرهنگي، هنري تهران بگوييم که چنين مراکزي را احداث نکنند. به هر حال در چنين مواردي گاهي هم سياسي برخورد ميشود و زمينه تقويت براي مراکزي که چنين کاري را انجام ميدهند، ايجاد نميکنند و دست به موازيکاري ميزنند.
مديرعامل خانه شاعران و دفتر شعر جوان همچنين گفت: من به عنوان يک دموکراسيخواه به مرکزيت يافتن معتقد نيستم بهخصوص در زمينه شعر، هنر و ادبيات که بايد چندصدايي و تکثر وجود داشته باشد و هر کسي دوست دارد روي ديدگاه خودش کار کند. هنر مثل مسائل سياسي نيست که اگر ده تا NGO وجود داشته باشد، کافي است و ميتوانند موضعگيري کنند و اقدامات هماهنگ انجام دهند. به نظر من در مسائل ادبي و هنري، تکثر يک امتياز است يعني وقتي همه بخواهند يک نوع حرف بزنند شبيه هم نقاشي کنند، خيلي هنر جالبي نخواهيم داشت و معتقد به هنر دولتي هم نيستم چون ادبيات و هنر روابط دولتي را برنميتابد مگر اينکه جايي مثل ارشاد به يک شکل و با عدالت به نهادهاي ادبي، فرهنگي و هنري کمک کند نه اينکه بخواهد آنان را يک شکل و يکسخن کند.
به گزارش خراسان، عليرضا رضاداد (دبير اين جشنواره) روز گذشته ضمن اعلام اين خبر گفت: طي دو، سه سال اخير توجه خاصي به سينماي کودک شده است و تجربه سالهاي گذشته نشان داد سالهايي که کارها با تأني و آرامش انجام شد، سينماي کودک توانست به اهداف خود دست پيدا کند.
وي افزود: در جشنواره امسال ۲۰۶ فيلم از ۴۱ کشور جهان در جشنواره حضور دارد که شامل ۵۹ فيلم بلند سينمايي و آثار ويديويي، کوتاه و مستند هستند که از ميان اين فيلمها ۶۵ فيلم ايراني و ۱۴۱ فيلم خارجي است. رضاداد اضافه کرد: ما در اين جشنواره ميزبان داوران از ۴۱ کشور هستيم که ۳۶ کشور فيلم دارند و پنج کشور ديگر فيلمي ندارند اما از آن کشورها مهمان و داور کودک و نوجوان داريم.
وي افزود: از سال گذشته توجه ويژهاي به سينماي آسيا داشتيم و اين براي افقهاي فرهنگي ما آينده روشني را در پي دارد.
اين نکته باعث شده که حداقل در جشنواره آسيا پاسيفيک حضور فعالتري داشته باشيم.
رضاداد تصريح کرد: «جشنواره فيلم کودک و نوجوان در ۲۲ بخش اصلي و نمايشهاي ويژه برگزار ميشود که از اين ميان۱۱فيلم در بخش مسابقه و ۳ فيلم در بخش خارج از مسابقه به نمايش درميآيد. اين بخش توسط داوران آسيايي شامل کشورهاي فلسطين، لبنان، قزاقستان، چين و يک نماينده از ايران مورد داوري قرار ميگيرد. وي گفت: در بخش بينالملل نيز۱۶ فيلم در بخش مسابقه و۸فيلم خارج از مسابقه توسط داوراني از دانمارک، تونس، کانادا، لهستان، بلغارستان و دو داور از ايران انتخاب ميشوند. داوران کودک و نوجوان هم از فلسطين، آلمان، يونان، سريلانکا و ايران آثار را داوري ميکنند.
دبير بيستمين جشنواره فيلم کودک و نوجوان افزود: «تاکنون در بخش سينماي ايران حضور۱۰ فيلم قطعي شده است. در بخش فيلمهاي کوتاه بينالملل نيز ۱۸فيلم در بخش مسابقه و ۵ فيلم خارج از مسابقه و در بخش فيلمهاي ويديويي بينالملل نيز ۲۱ فيلم در بخش مسابقه و ۸ فيلم در بخش خارج از مسابقه شرکت دارند. در بخش فيلمهاي ويديويي کوتاه ايراني نيز ۱۶ فيلم در بخش مسابقه و ۷ فيلم خارج از مسابقه شرکت دارند.
رضاداد تصريح کرد: امسال به مناسبت دويستمين سال تولد «هانس کريستين آندرسن» بزرگداشتي در اين جشنواره نيز برگزار ميشود و امسال همچنين نکوداشتي براي«هوشنگ مرادي کرماني» و «مجيد مجيدي» خواهيم داشت. البته اين انتخابها براساس رويکرد و توجهي است که سينماي کودک نسبت به اقتباسهاي ادبي داشته است و اين هنرمندان و نويسندگان چنين رويکردي در آثارشان وجود داشته است. يعني تعامل ادبيات و سينما در انتخاب اين افراد موثر بوده است.
وي ساير برنامههاي جشنواره را چنين تشريح کرد: علاوه بر نکوداشتها، برنامههايي چون آثار ويديويي بينالملل، آثار مستند سينماي ايران، بانوان صدر اسلام، آثار پويا
نمايي زينب زمزم، چشمانداز سينماي پويانمايي معاصر مجارستان، چشمانداز پويانمايي بوردو، نمونه آثار پويانمايي روسيه، سينماي کودک و اقتباس ادبي، نمونه آثار پويانمايي موسيقايي ايران و کارگاه فيلمنامهنويسي«الکساندر متيا» در جشنواره امسال درنظر گرفته شده است. وي افزود: همچنين 8 نشست تخصصي در طول جشنواره برگزار ميشود. اين نشستها با حضور دستاندرکاران و کارشناسان حوزه سينماي کودک براي آسيبشناسي سينما برگزار ميشود و مباحثي چون آسيبشناسي سينماي کودکان و نوجوانان، توليد و توزيع اين سينما، مخاطب شناسي، سازمانهاي حمايتي و فيلمنامه پرداخته ميشود.
رضاداد اضافه کرد: «همزمان با برگزاري جشنواره ۱۵ کتاب منتشر ميشود. امسال به مناسبت برگزاري بيستمين دوره جشنواره و بيست و پنجمين سال تولد سينماي کودک پس از انقلاب، دو اقدام ويژه هم داريم، يکي اينکه مجموعه
آثار ۲۵ سال کودک و نوجوان فهرست و معرفي ميشود و ديگر اينکه نمايشگاه پوسترهاي فيلمهاي کودک و نوجوان برگزار ميشود. همچنين بهترين فيلم از نظر منتقدان و دستاندرکاران سينما را هم معرفي خواهيم کرد. نمايشگاه کتابهاي ادبي اقتباس شده در سينما نيز از ديگر دستاوردهاي اين جشنواره است.
رضاداد درخصوص زمان برگزاري جشنواره گفت: از نيمه شعبان استقبال از جشنواره آغاز ميشود و کودکان اصفهاني با دو شعر از دو شاعر در مدح امام زمان به استقبال جشنواره ميروند. همچنين مجموعه اشعاري درخصوص امامان معصوم چاپ و منتشر ميشود و به دليل احتمال رويت ماه رمضان ممکن است افتتاحيه را يک روز زودتر برگزار کنيم.
وي در خاتمه گفت: امسال عليرغم اشتياق براي برگزاري بازار جهاني فيلم، اين امکان فراهم نشد و اميدواريم که در سال هاي آتي بازار جهاني را هم در جشنواره داشته باشيم.
همچنين در کنار ساير برنامههاي جشنواره، در شش يا هفت شهر تابعه اصفهان که داراي سينما هستند، گزيده آثار جشنواره کودک و مراسم افتتاحيه به نمايش درميآيد.
در حاشيه
* حبيب ايلبيگي مدير روابط عمومي جشنواره گفت: خوشحاليم که مصاحبه مطبوعاتي جشنواره در روز سينما برگزار ميشود.
* رضاداد گفت: اين جلسه به دليل تغييرات در معاونت سينمايي به تعويق افتاد. چون قرار بود اين نشست مطبوعاتي هفتم شهريور برگزار شود که مصادف با ورود آقاي جعفريجلوه به عنوان معاونت سينمايي شد و ما بايد گزارش کار را به ايشان تحويل ميداديم.
* بعضي از خبرنگاران به برگزاري جشنواره اعتراض داشتند که رضاداد گفت برگزار نشدن اين جشنواره کمکي به سينماي کودک نميکند.
* رضاداد گفت: برداشت و ارزيابي محصول و کار جشنواره کودک و نوجوان حتي با برگزاري۱۰۰ دوره هم کافي نيست.
حضور مسوولان سينمايي در جشن سينماي ايران که نهمين دوره آن برگزار شد يک اتفاق محسوب ميشود.
به گزارش خراسان اين دوره از جشن حال و هواي سالهاي گذشته را نداشت و به عبارتي ديگر يک مراسم اهداي جايزه بود. اما حضور محمد مهدي حيدريان و محمدرضا جعفري جلوه نکتهاي جالبتر بود. در اين مراسم قبل از شروع اهداي جوايز سيد ضياء هاشمي مدير عامل خانه سينما هديهاي را به پاس تشکر و سپاسگزاري از سوي خانه سينما و اهالي سينما به محمد مهدي حيدريان اهدا کرد و حيدريان گفت: «از همه دستاندرکاران، سينماگران و همکاران تشکر ميکنم که در طول اين سالها مرا تحمل کردند و ناملايماتي را که به دليل ضعف مديريت از طرف اينجانب در سينما به وجورد آمد را ببخشيد. اميدوارم قلههاي رفيعي را که سينماي ما فتح کرده، بتواند هر روز بيش از پيش با همت بالاي شما سينماگران عزيز فتح شود. قلههايي را که شما پيشرو داريد با توان بالاي سينمايي که در شما سراغ دارم، انشاءالله باعث ميشود تا شاهد سينماي پرتوفيقي باشيم.
در ادامه محمد مهدي عسگرپور دبير جشن ضمن ارائه گزارشي از عملکرد جشن گفت: تلاش بر اين بود که جشن به شکل بهتري صورت ميگرفت و اين نيازمند کار کارشناسي دقيق و لازم بود، ما با دو ماه سعي و تلاش و گروهي که همراهي ميکردند سعي بر رفع مشکلات گذشته و برگزاري جشني شايسته داشتيم.
وي همچنين گفت: حال بايد ديد که اين سينماي عجيب ونجيب در چه موقعيتي قرار دارد. حجم توليد فيلم بالا اما تعداد سالنها اسفباراست. اگر در سال ۲۰تا ۷۰ فيلم ساخته شود، تفاوت چنداني در اکران ايجاد نميکند. سينمايي که تهيهکنندگانش با اعلام ضرر مالي همچنان به کار ادامه ميدهند و برخي هم سينما را کاري براي تفنن ميدانند با اين حال بايد ديد که آيا قطار سينما روي ريل حرکت ميکند؟ سينماي ما نيازمند آثار مختلف براي سليقههاي مختلف است. براي رسيدن به نقطه بهتر، دولت بايد به نمايندگي از مردم از سينما مراقبت کند و اميدواريم دولت جديد با اعلام دغدغههاي فرهنگي جديد از تمام امکانات موجود براي افزايش سطح کيفي و کمي، سينما استفاده کند.
محمدرضا جعفري جلوه مدير امور سينمايي و سمعي و بصري وزارت ارشاد نيز ضمن تشکر از برگزاري اين مراسم گفت: «بايد سعي کنيم کارهاي بزرگي انجام دهيم چون سينماي متفاوتي داريم.»
* مجري نهمين دوره از جشن سينماي ايران، فرزاد حسني (بازيگر تلويزيون) بود.
* جلوي در ورودي تالار وحدت را با پارچهاي پوشانده بودند و از فاصله چند متري نزديک شدن به اين تالار امکانپذير نبود.
* تعدادي از علاقهمندان جلوي در ورودي منتظر رسيدن بازيگران و هنرمندان بوده و از قبل دفترهايي را براي گرفتن امضاء آماده کرده بودند.
* شجريان که به دعوت امين تارخ بر روي صحنه حاضر شده بود گفت: به عنوان بيننده به اين جشن آمده بودم و افتخار ميکنم که در بين اهالي سينما و شما که به سينما عشق ميورزيد هستم. وي با بيان اينکه دلم براي تمام هنرهاي اين سرزمين ميتپد اظهار داشت: سالهاست به سينماست عشق ميورزم و بخش ارزندهاي از زندگي من در منزل با فيلمهاي سينمايي گذشته است.
* متن اين دوره از جشن سينما را پيمان قاسمخاني (فيلمنامهنويس سينما) نوشته بود.
* دکور جشن نهم خانه سينما را شبيه بادبانهاي کشتي درست کرده بودند.
* امسال از حاميان متعدد جشن سينما، مثل سالهاي گذشته خبري نبود.
* به علت ازدحام بيش از حد بسياري جشن را به حالت ايستاده و در گوشهاي از سالن تماشا کردند.
* جلوي در تالار وحدت کارت دعوت خريد و فروش ميشد. فروشندگان اين کارتها را با قيمت 8 هزار تومان ميفروختند.
* برخي از جوانان علاقهمند با کارت عکاسان وارد سالن شده بودند.
* در ميان برنامه، چندين کليپ مخصوص جشن سينماي ايران پخش شد.
* طي مراسم کليپي به ياد از دسترفتگان سينماي ايران در دو سال اخير ازجمله زندهيادان حسين پناهي، احمد بهروزي، حسين ميرکياني، اميرحسين جامي، فربد حيدري، يدالله شيراندامي، احمد نقيزاده، ميشاک آدممو، محمدرضا شريفي، سخاوت زاهدي، حسن پژهان، علي شعاعي، کاظم شهبازي، فريدون ناصري و اکبر دودکار پخش شد.
* وقتي بابک برزويه جايزه بهترين عکس فيلم را براي فيلم «حکم» دريافت کرد گفت: از عوامل «حکم» و مسعود کيميايي تشکر ميکنم که شرايطي فراهم کردند که توانستم تصاوير زيبايي را ثبت کنم و جايزه بگيرم. اما نميدانم چرا فيلم «حکم» در جشن سينما ديده نشد.
* کليپ انيميشن «جمشيد و خورشيد» کار برادران يغمائيان در اين مراسم پخش شد. موسيقي اين کليپ انيميشني کاري تلفيقي بود که ترانه آن از ملودي محمودي بود و «امين حيايي» و «ترانه عليدوستي» اين ترانه را خوانده بودند.
* خسرو سينايي که جايزه بهترين فيلم مستند را اهدا کرد، گفت: خوشحالم که سرنوشتم با سينماي مستند پيوند خورده و اين افتخار به من داده شده که به کساني که ميخواهند در آينده سينماي مستند را شکوفا کنند، جايزه بدهم.
* «حميد فرخنژاد» نيز لطيفهاي را تعريف کرد و گفت: از سوز دلم اين لطيفه را گرفتم چون ميدانستم خودم جايزه نميگيرم.
* مهرداد اسکويي هنگام دريافت جايزه از خسرو سينايي، خم شد و دستش را بوسيد.
* در اين دوره نکته جالب اين بود، که اگر کسي حضور نداشت، جايزهاش را به ديگري نميدادند و تنها استثناء جايزه محمود کلاري بود که به دکتر علي رفيعي کارگردان فيلم «ماهيها عاشق ميشوند» اهدا شد.
* مهرداد اسکويي گفت: از گرفتن اين جايزه خوشحالم چون جايزهام را از دست جناب خسرو سينايي استاد، معلم و الگوي اخلاقم ميگيرم و اميدوارم افتخار ساخت فيلمي مستند از زندگي آقاي سينايي را داشته باشم.
* سه جوان نوازنده با ويولن، ني و آکاردئون ميان برنامه قطعاتي را مينواختند.
* نوازندگان در ميان برنامه قطعه «ايايران» را نواختند که حضار شعر اين قطعه را ابتدا آرام زمزمه ميکردند و بعد از مدتي همه يکصدا همراهي ميکردند و دست ميزدند.
* سيروس الوند گفت: دلم براي سينماي زمان آقاي انوار و بهشتي تنگ شده است.
* مجري اعلام کرد: زوج۴۰ ساله سينمايي براي اهداي جايزه روي صحنه بيايند که پس از آن «داریوش فرهنگ » و «مهدي هاشمي» به روي صحنه آمدند.
* پرويز پرستويي گفت: مجري برنامه گفته من بازيگر طنزجنگي هستم ولي هرچه فکر ميکنم نام فيلم دوم طنزي را که براي آقاي تبريزي بازي کردم، به ياد نميآورم. (اشاره او به فيلم «مارمولک» بود.)
* کامبوزيا پرتوي جايزهاش را به همراه پنج ميليون تومان هديه فارابي به «شاپور قريب» اهدا کرد.
* ناصر تقوايي گفت: بازيگر کسي است که روح را در کالبد ميدمد و به آن نقش ميدهد و بهترين بازيگر کسي است که هر دم نقش جديدي را بپذيرد و بتواند به آن جان بدهد.
* «مسعود رايگان» جايزهاش را به همسر و دو فرزندش که سالهاست از او دورند هديه کرد.
* رضا ميرکريمي جايزهاش را به حوزه هنري تقديم کرد.
* براي اين دوره از جشن برگههايي در کارتهاي دعوت بود که در آن نوشته شده بود: «مهمانان جشن سينماي ايران، فرهيختگان فرهنگ و هنر کشور هستند، از پذيرفتن افرادي که شئون فرهنگي و اسلامي را رعايت ننمايند معذوريم» و به همين دليل امسال براي جلوگيري از تکرار مسائل سال گذشته سختگيري بيشتري شده بود.
* عکاسها بيشترين تلاش را براي گرفتن عکس بهويژه از محمدرضا جعفريجلوه (معاونت جديد امور سينمايي) از خود نشان ميدادند.
* يکي از شرکتهاي توليدکننده آبميوه در اين مراسم از ميهمانان پذيرايي ميکرد.
* در اين دوره نمايندگان فيلمهاي «روز واقعه»، «عروس آتش»، «فرش باد»، «دو فيلم با يک بليت»، «من ترانه 15 سال دارم»، «مارمولک» و «ناخدا خورشيد» برخي از جوايز را اهدا کردند.
* رضا کيانيان گفت: من فيلم «فرش باد» را دوست دارم ولي بيدليل به اين فيلم توجه نشد و گفتند اين فيلم سفارشي است. هرکس معني اين جمله را فهميد بعدا بگويد.
* امسال حضور هنرمندان زن کمرنگتر از سالهاي پيش بود و اغلب بازيگران مرد براي اهداي جوايز روي صحنه ميآمدند.
* تالار وحدت مکان مناسبي براي تبليغ بود و يکي از گروههاي هنري، با تهيه بروشورهايي از اجراي کنسرتش در آيندهاي نزديک خبر ميداد.
* نهمين جشن سينماي ايران ساعت ۳۰/۸ آغاز و حدود ساعت ۱۱ شب به پايان رسيد.
به گزارش خراسان فيلم «خيليدور خيلي نزديک» ساخته رضا ميرکريمي به عنوان بهترين اثر برتر جشن سينماي ايران و انجمن نويسندگان ومنتقدان سينمايي معرفي شد.
آثار شرکتکننده در نهمين جشن خانه سينما را آکادمي داوري، متشکل از ۱۰۰ نفر نمايندگان اصناف مختلف و صاحبنظران سينمايي داوري کردند.
۵۱ فيلم سينمايي، ۲۱۱ اثر کوتاه، ۱۶۶ فيلم مستند، پنج اثر انيميشن به همراه عکسهاي ۲۹ فيلم، متقاضي حضور در جشن سينماي ايران بودند.
در اين مراسم، بهترين فيلمهاي مستند و داستاني به همراه بهترينهاي بخش کارگرداني، بازيگري، فيلمنامهنويسي، فيلمبرداري، چهرهپردازي، تدوين، موسيقي متن و صداگذاري معرفي شدند. براساس همين گزارش، تنديس بهترين فيلم و کارگرداني برگزيده خانه سينما به ترتيب به فيلم «خيليدور خيلي نزديک» ساخته رضاميرکريمي محصول حوزه هنري و تنديس بهترين کارگرداني به «رضا ميرکريمي» براي فيلم «خيليدور خيلي نزديک» اهدا شد.
«مسعود رايگان» بازيگر فيلم «خيليدور خيلي نزديک» و «فرشته صدرعرفايي» بازيگر فيلم «کافه ترانزيت» به ترتيب بهترين بازيگر نقش اول مرد و زن انتخاب شدند و تنديس ويژه را به خود اختصاص دادند.
تنديس بهترين بازيگر نقش زن مکمل به «الهام حميدي» براي فيلم «خيليدور خيلي نزديک» و تنديس بهترين بازيگر نقش مرد مکمل به «محسن قاضيمرادي» براي فيلم «ما همه خوبيم» اهدا شد و «مهرداد اسکويي» با فيلم «از پس برقع» عنوان بهترين کارگردان فيلم مستند را به دست آورد.
فيلم «خيليدور خيلي نزديک» ساخته رضا ميرکريمي نيز به عنوان بهترين فيلم منتخب انجمن منتقدان و نويسندگان سينمايي ايران معرفي شد.
براساس راي هيات داوران، فيلمهاي «چتايروني» به کارگرداني امير سحرخيز به عنوان بهترين فيلم انيميشن، «کمي بالاتر» به کارگرداني مهدي جعفري به عنوان بهترين فيلم کوتاه داستاني، «ارد عطارپور» براي فيلم حلقهاي گمشده به عنوان بهترين تهيهکننده مستند و «بابک برزويه» براي عکاسي فيلم «حکم» به عنوان بهترين عکاس فيلم شناخته شدند.
جايزه بهترين تدوين به «مصطفي خرقهپوش» براي تدوين فيلم «دوئل» و بهترين فيلمبرداري به «محمود کلاري» براي فيلم «ماهيها عاشق ميشوند» اختصاص يافت.
تنديس بهترين چهرهپردازي نيز به «محمدرضا قومي» براي فيلم «خيليدور خيلي نزديک»، بهترين صدابرداري به «بهمن اردلان» براي فيلم «دوئل» و تنديس بهترين صداگذاري و ميکس به طور مشترک به«مسعود بهنام» و «حميد نقيبي» براي فيلم «دوئل» اهدا شد.
همچنين تنديس بهترين موسيقي متن به «احمد پژمان» براي فيلم «بيد مجنون» و بهترين طراحي صحنه و لباس به «امير اثباتي» براي فيلم «دوئل» اهدا شد.
تنديس بهترين جلوههاي ويژه نيز به «محسن روزبهاني» براي فيلم «دوئل» رسيد.
«شرکت فيلمساز» نيز در اين جشن، تنديس بهترين لابراتور را براي فيلم «خيليدور خيلي نزديک» دريافت کرد.
نهمين جشن سينماي ايران با مشارکت خانه سينما و صندوق حمايت از نويسندگان، روزنامهنگاران و هنرمندان در تالار وحدت برگزار شد.
با توجه به نتايج جشن خانه سينما که از آن به عنوان اسکار ايراني ياد ميشود و برگزيدگان آن که به جرأت ميتوان ادعا کرد نتيجه اين داوري که هيات داوران و دستاندرکاران آن از همان نخست بر متفاوت بودن آرايشان با داوري جشنواره فيلم فجر تاکيد داشتند با جشنواره فيلم فجر همسو شده است زيرا سال گذشته نيز داوران جشنواره فيلم فجر بيشترين جوايز را در رشتههاي مختلف به نامزدهايي دادند که نام شان در فهرست برگزيدگان جشن سينما نيز به چشم ميخورد.
براي نخستينبار، پنج عنوان از کتابهاي شباويز به زبان کرهاي ترجمه شد.
به گزارش خراسان پنج عنوان کتاب به نامهاي«شيرينتر از عسل» نوشته فريده خلعتبري، «خانم معلم و آقاي نقاشي» نوشته علياصغر سيدآبادي، «لبخند نيلوفر» نوشته اکرم قاسمپور، «شايد» نوشته ليلا حکيماللهي و «قصههاي کوچولو» نوشته حديث لزرغلامي منتشر و ترجمه شده است.
بنابراين گزارش يک ناشر کرهاي حق نشر اين کتابها را خريداري کرده و به چاپ رسانده و قرار است در سراسر جهان توزيع کند.
گفتني است تاکنون کره يکي از بازارهاي ناگشوده به روي فرهنگ مکتوب ايران بوده است.
سال هاست سينماي ايران از روش سنتي فروش بليت از طريق گيشه استفاده ميکند. اين مساله تا امروز ادامه داشته و هنوز روشهاي مکانيزه براي ارائه بليت سينما آن گونه که در ساير کشورها رايج ميباشد، متداول نشده است. اما در سال هاي اخير بحث بر سر مکانيزه کردن سينماها و ارائه خدمت به وسيله ارتباطات الکترونيکي است. فروش بليت از طريق اينترنت و سينما کارت از جمله اين خدمات نوين است که شروع شده، اما فراگير نشده است.
مدير اداره کارت بانک کشاورزي خبر از صدور کارت جديد سينما را داده و گفته که حداکثر تا پايان پاييز تمام گيشههاي فروش بليت سينماهاي تهران و شهرستانها الکترونيکي ميشوند.اين کارت ها پس از استفاده قابل شارژ است اما مساله اين است که هماکنون تنها در دو سينماي فلسطين و فرهنگ در تهران سينما کارت قابل استفاده است که آن هم علاوه بر محاسني که دارد از معايبي نيز برخوردار است.
داريوش بابائيان مدير شکوفافيلم در مورد اجراي اين طرح ميگويد: سينماهايي که در حال حاضر مجري اين طرح هستند ،به راحتي پاسخگوي مخاطبان ميباشند و تماشاگران و مخاطبان ميتوانند به راحتي بليت را خريداري کرده و براي فيلمهاي پرمخاطب، بازار سياه درست نميشود. نکته بسيار مهم در اين مساله اين است که نظم خاصي هم برقرار ميشود و طي جلسات متعددي که تهيهکنندگان داشتند، قصد داشتيم از مسوولان بخواهيم زودتر اين کار را به مرحله اجرا بگذارند.
وي افزود: اجراي اين کار به نفع تهيهکنندگان است وحتي سينماهاي درجه دو و ۳ با روشي جديد بامشتريان آشنا ميشوند. همه حساب و کتاب ها درست و مکانيزه است ضمن اين که احترام خاصي هم براي مخاطب قائل شدهايم. البته اين کار بايد خيلي دقيق اجرا شود و مثل گذشته نباشد که وسط سئانس تماشاگر وارد سالن شود و بليت روز گذشته را امروز بفروشند. در واقع با اين کار مشتري ميداند چه ساعتي ميتواند بليت بخرد و چه ساعتي هم فيلم ميبيند يعني با اين کار سينماها و فروش بليت نظم پيدا ميکند.
بابائيان حضور تکنولوژي در سينما را بسيار مثبت ارزيابي ميکند و ميگويد: تکنولوژي کمک بسياري به سينماکرده است و باعث کاهش هزينه در موارد مختلف شده است و سينماروهاي حرفهاي هم کارشان سريع تر و بهتر انجام ميشود و بهتر هم ميتوانند فيلم ببينند.
سيداحمد ميرعلايي، تهيهکننده ديگري است که اعتماد را دستاورد مهم اجراي سينماکارت ميداند و ميگويد: هر کاري که در سينما براي جلب اعتماد تهيهکننده انجام شود، خدمت به سينماي ايران است و اعتماد بيشتري هم از سوي تهيهکننده جلب ميشود. نود و پنج درصد تهيهکنندگان نگران پخش فيلم هستند يعني با اين که هزينه صرف ميکنند و فيلم ميسازند، بيشتر نگران پخش فيلم هستند چون سيستم و سياست پخش فيلم در ايران بسيار بد است.
وي افزود: نکته بسيار مهم در اين مساله اين است که اگر مشکل و گرفتاري براي سينمادار و تهيهکننده باشد،حتي اگر بهترين وسايل الکترونيکي دنيا را هم در سينماها مستقر کنند ، به نتيجه نميرسيم و راه اتفاقات براي چنين مواردي هميشه باز است بنابراين به برنامهريزي صحيح و درست نياز داريم و اگر فقط به داشتن يک دستگاه اکتفا کرديم و معتقد بوديم همه چيز حل ميشود ،تصور درستي نيست. بايد همه چيز را تغيير داد تا به نتيجه رسيد.
علي رضايي مدير سينما فلسطين که اين طرح در آن اجرا ميشود در مورد مزايا و معايب طرح فوق گفت: فروش مکانيزه بليت زحمت چنداني ندارد ولي بليت هم براي کساني که کارت ندارند قابل فروش است يعني در هر صورت نميتوان از روش سنتي فروش بليت استفاده نکرد چون عدهاي از تماشاگران، سينماروهاي حرفهاي نيستند و گهگاه به سينما ميآيند و ضرورتي هم براي داشتن کارت نميبينند. در واقع نميتوان فروش بليت را فقط از طريق سينماکارت ارائه کرد.
وي افزود: يکي از محاسن دستگاه سينماکارت اين است که فروش بليت در ساعت هاي مختلف قرار است متغير باشد و اين دستگاه کار را براي گيشه راحت ميکند و دستگاه به صورت خودکار تغييرات ناشي از تغيير قيمت ها را اعمال ميکند. از معايب اين طرح اين است که بليت هاي شهرداري که همه زودتر شماره ميشوند را در اختيار مردم قرار ميدهيم وقتي يک نفر ميخواهد از طريق سينماکارت فيلم ببيند، شماره صندلي ميخواهد و اين باعث ميشود برنامهريزيهاي ما به هم بريزد.
وي در خصوص جلب اعتماد و اطمينان بين سينمادار و تهيهکننده ميگويد: کار در سينما براساس اعتماد است و اگر اين اعتماد وجود نداشته باشد ،نميتوان کار کرد. چون هيچ کس نميتواند جلوي هيچ اتفاقي را بگيرد. حالا اگر بيست نفر بدون فروش بليت و شماره وارد سينما شوند، چه کسي متوجه ميشود؟ فروش بليت و يا حتي سينماکارت بايد براساس اعتماد متقابل باشد و نبود يکي، باعث کارکرد مثبت ديگري نميشود.بايد برنامهريزي درستي داشته باشيم اگر فقط به داشتن يک دستگاه اکتفا کرديم و معتقد بوديم همه چيز حل ميشود، تصور درستي نيست، بايد همه چيز را تغيير داد تا به نتيجه برسيم
در اين مراسم که با حضور جمعي از سينماگران،احمد مسجدجامعي وزير پيشين ارشاد و مسوولان سينمايي برگزار شد،ابتدا عليرضا شجاعنوري گفت: اين برنامه براي تقدير و تشکر به خاطر مدت زمان کوتاهي است که آقاي حيدريان توانسته گامهاي مثبتي براي سينماي ايران بردارد.
آنگاه پس از سخنان کوتاه سيدضياء هاشمي و رضاداد، احمد مسجدجامعي بر ضرورت وجودي سينماي ايران تاکيد کرد و گفت: سينماي ايران سينمايي است که ايدههاي بزرگ و بلندي دارد و اين ظرفيت را دارد که اگر خطايي اتفاق بيفتد اصلاح کند. اين سينما با ايده خودش را تعريف ميکند يعني فرهنگ و هنر خودش را با ايده تعريف ميکند.
در ادامه محمدمهدي حيدريان گفت: ۲۵ سال زماني نيست که بتوان از سينما دل کند يا راه را جدا کرد. تلاش من همواره حفظ همکاري با سينماگران است. به همت شما تلاش کرديم افقهاي سينماي ايران را ترسيم کنيم. افقي که هنرمندان خوب ايراني مستحق آن هستند و جايگاهي که بيش از آن سينماي ايران نياز دارد.
در اين مراسم محمدرضا جعفري جلوه حضور نداشت و لوح يادبودي از طرف وي توسط رضاداد به حيدريان اهدا شد.
در خبرهاي روز گذشته داشتيم که علي نامور، فرشيد شفيعي و مرتضي زاهدي به عنوان نفرات برگزيده در نمايشگاه تصويرگري کشور «پرتغال» معرفي شدند.
مدير نشر «شباويز» با اشاره به اين که اين افراد از ميان ۹۲۰ تصويرگر شرکتکننده در اين نمايشگاه به عنوان نفرات برگزيده، انتخاب و معرفي شدهاند، ادامه داد: در اين نمايشگاه تصويرگران ۵۰ کشور حضور داشتند که در نهايت تصويرگر کشور ميزبان به عنوان نفر برتر معرفي شد و ۵۰ تصويرگر از۱۵ کشور به عنوان نفرات تقديري و برگزيده در کاتالوگ جشنواره معرفي شدند.
وي افزود: در ميان ۵۰ تصويرگر از ۱۵ کشور جهان، علي نامور به دليل تصويرگري کتاب «غصهپرداز» نوشته هدي حدادي، فرشيد شفيعي به دليل تصويرگري کتاب «پيرچنگي» نوشته فريده خلعتبري و مرتضي زاهدي به دليل تصويرگري کتاب «ببين ببين، اينطوري» نوشته کامبيز کاکاوند هم قرار دارند. اين در حالي است که به تازگي آثار 52 تصويرگر اين انتشارات به چهل و سومين دوره دوسالانه تصويرگري کتاب کودک و نوجوان بلگراد راه پيدا کرد. فريده خلعتبري مدير اين انتشارات در اين خصوص به خراسان ميگويد: «سالهاست که مستقيما در نمايشگاههاي تصويرگري شرکت ميکنيم. در واقع چون تاکيد بيشتر ما روي کتاب کودک است، بنابراين سعي داريم در نمايشگاههاي تصويرگري حضوري مداوم داشته باشيم.»
وي در خصوص اعتبار و پيشينه نمايشگاه بلگراد گفت: اين نمايشگاه که چهل و سومين دوره خود را برگزار ميکند، از نمايشگاههاي قديمي است که در حال حاضر هر دو سال يک بار برگزار ميشود.
خلعتبري در ادامه گفت: براي نمايشگاه امسال، ما آثار ۵۲ تصويرگر را به نمايشگاه بلگراد فرستاديم و از هر تصويرگر پنج تصوير ارسال کرديم که مجموع تصاوير ۲۶۰ عدد بود که پس از داوريهاي انجام شده علاوه بر اينکه تمام آثار در نمايشگاه به نمايش گذاشته ميشود، آثار در کاتالوگ نيز به چاپ ميرسد و اين خود يک افتخار براي ايران است و در دنيا بيسابقه بوده که کل آثار ارسالي را بدون استثناء بپذيرند و اين نشانگر کيفيت بالاي آثار ايراني است.
وي افزود: دو سال پيش در همين نمايشگاه از هفت قلم زرين، چهار قلم زرين به تصويرگران ما تعلق گرفت و سه قلم زرين ديگر به بقيه تصويرگران در واقع من براي رسيدن به چنين جايگاهي بهترين تصاوير و کتابها را براي نمايشگاه بلگراد کنار ميگذاشتم.
وي در پاسخ به اين سوال که با به دست آوردن چنين جوايزي، آيا اين انتشارات، جايگاهي در ميان ناشران کودک و نوجوان دنيا پيدا کرده، ميگويد: الان کتابهاي کودک ما، جزئي از بهترين کتابهاي کودک دنيا محسوب ميشوند و ناشران بسياري به دنبال اين هستند که کتابهاي ما را به زبانهاي زنده دنيا ترجمه کنند البته قبلا چنين کاري انجام شده است.
وي درخصوص تصويرگراني که امسال آثارشان پذيرفته شده، گفت: از۵۲ تصوير راه يافته به نمايشگاه، ۱۲ تصويرگر براي اولين بار است که کتابي را تصويرگري مي کنند و ۲۶ نفر ديگر هم کارشان را از ابتدا با ما شروع کردهاند يعني در طول اين سالها سعي کردهايم که هنرمندان خوبي را پرورش دهيم که اسم و اعتبار ايران را افزايش دهند.
گفتني است در اين جشنواره علاوه بر حضور تصويرگران، ناشران و نويسندگان از احمدرضا احمدي نيز تقدير ميشود.
سينماي ملي، سينمايي جستجوگر عزت، با عظمت و عميقا هويتطلب است. اينها جملاتي است که «محمدرضاجعفري جلوه» - معاونت امور سينمايي وزارت ارشاد- در مراسم معارفهاش بيان کرد. او برپيدايي سينماي ملي تاکيد بسياري کرد و گفت که سينماي ايران امروز تشنهتر از هميشه و نيازمند معاني اصيل، لطيف، بديع و برخاسته از فرهنگ ملي مرز و بومي است با تاريخي زنده و مردماني اميدوار به فردا. هويت فرهنگ ملي، مهمترين رسالت سينماي ماست و عملکرد سينما بايد به گونهاي باشدتا به نگاهبان هويت و فرهنگ ملي تبديل شود. جعفري جلوه همچنين مهمترين هدف معاونت سينمايي را پديدآوردن سينماي ملي ميداند و معتقد است که هرکس که افتخار خدمت در اين عرصه را داشته و دارد، بايد تمام همت خود را مصروف اين مهم کند.
واقعيت اين است که ما هنوز در تعاريف لغات و کلمات به وجه اشتراک خاصي نرسيده ايم و به همين دليل هم گاه در برخورد با بعضي از واژهها از جمله «سينماي ملي» به تفاهم نميرسيم اين مساله در ميان هنرمندان هم وجود دارد.
محمدحسين لطيفي ( کارگردان سينما و تلويزيون) در اين رابطه ميگويد: من معتقد به کلمات نيستم و اين واژهها را بارها و بارها شنيده ام. اعتقاد من بر اين است که عوامل سينما از درون بايد پر باشند تا بتوانند سينماي ملي را احيا کنند، مثلا اگر فرمانده جنگي خود با عزم و اراده باشد اما سربازانش بيروحيه باشند، سپاه به پيش نميرود. اين حس بايد در ميان عوامل سينما ايجاد شود و ربطي به سياستگذاري هم ندارد. اگر چنين شرايطي ايجاد شود، به آن سمت حرکت خواهيم کرد و ميتوانيم هويت مليمان را از درون خودمان کشف کنيم آن وقت فيلمها از فرهنگ ملت ما متاثر خواهند شد حالا مهم نيست که فيلم کمدي باشد يا اجتماعي، درام، تاريخي و يا جنگي چون هويت ما در همه آنها مستقر است.
وي با اين موضوع که پيش از اين از سينماي ملي محروم بوديم، مخالف است و ميگويد: ما از اين نوع سينما محروم نبوديم چون فيلمهاي ما ناشي از فرهنگ و حس ايراني بوده و بنابراين نميتوان گفت که چنين چيزي تاکنون نداشتهايم.
لطيفي همچنين ميگويد: اميدوارم مسوولان، شرايط را به گونهاي نکنند که سينما نابود شود چون ما بايد ژانرها و فضاهاي مختلفي را تجربه کنيم و اگر شرايط به نحوي باشد که فيلم هاي متفاوتي ساخته شود، زمينه رشد هم حاصل ميشود. همچنان که بسياري از جوانان خوشفکر ما به سمت سينماي جشنوارهاي حرکت کردند و در اين زمينه موفق هم بودند ولي به دليل محدوديتهايي که ايجاد شد انرژيها صرف کارهايي شد که مخاطبي نداشت و در آن سوي مرزها هم به ضرر ما تمام شد.اميدوارم اين اتفاق دوباره تکرار نشود يعني به صورت غير مستقيم جريان سينما هدايت شود.
داريوش بابائيان (تهيه کننده سينما) در اين خصوص گفت: ما بايد اين نوع سينما را حفظ کنيم ولي سينماي ملي يک ژانر خاص نيست و شامل ژانرهاي مختلفي ميشود. سينماي ما به دليل جايگاهي که از نظر فيلمهاي هنري دارد بايد در تمام زمينهها هم فعاليت داشته باشد يعني بايد براي تمامي مخاطبان، فيلم ساخت و اين کار بدون حمايت دولت امکانپذير نيست و ما آمادگي خود را براي جذب مخاطب بيشتر به سينما و ساخت فيلمهاي بهتر اعلام ميکنيم. مخاطبان سرمايههاي اصلي سينماي ما هستند و نبايد بگذاريم که از دست بروند چون دوباره جمعکردن شان در سينما بسيار سخت است.
وي درخصوص اينکه آيا در گذشته سينماي ملي نداشتهايم، معتقد است: تمام داستانها، افسانهها، تاريخ و زندگي مردم ما، سينماي ملي ماست. اگر مسئولي سينماي ملي را فقط در سينماي جنگ ببيند، اين يعني تک بعدي نگاه کردن در حاليکه هر نوع از سينما جايگاه خود را دارد ولي هر کدام از انواع سينما حتي سينماي دفاع مقدس هم، سينماي ملي است، تاريخ هم سينماي ملي است. بنابراين در همه ژانرها بايد فيلم ساخت و کار کرد و از سوي دولت هم حمايت صورت گيرد تا ما بتوانيم سينماي مليمان را حفظ کنيم و نگه داريم.
سيداحمد ميرعلايي (تهيهکننده سينما و تلويزيون) نيز معتقد است: ابتدا بايد ببينيم که سينماي ملي يعني چه، و چه تعريفي از سينماي ملي داريم؟ تا زماني که خط مشي فرهنگي کشور دچار سردرگمي است، سينما هم سردرگم است و اين فقط کار ارشاد نيست بلکه بايد ارگانها و افراد متخصص و متفکر در اين زمينه خط مشي فرهنگي براي مسائل فرهنگي در نظر بگيرند. ما خطمشي درستي نداريم. جامعه فرهنگي و هنري ما با هم هماهنگ نيستند. وقتي به پوشش خانمها ايراد گرفته ميشود دقيقا همان نوع پوشش را در سردر سينماها مي بينيم، يعني هنرمند ما در فيلمها از همان لباسهايي که معتقديم نبايد استفاده کند پوشيده است و به عنوان الگو يا شاخص به جوانان و جامعه معرفي ميشود. اين مشکلات در تمامي عرصههاي هنري ديده ميشود موسيقي ملي ما هم دچار مشکل شده حتي شعرمان را با قدمت و هويت چند صدساله ديگر نمي شناسيم در حالي که دنيا در برابر همين شعرا و هنرمندان سر تعظيم فرود ميآورند در واقع به نوعي در بي هويتي ميخواهند دنبال هويت باشند.
وي افزود: ما بايد درمورد سينما کار روانشناسي انجام دهيم و مخاطبان را از اين منظر مورد بررسي قرار دهيم، درمورد سردر سينماها هم بايد کار زيباييشناسي انجام شود، کاري که هرگز انجام نشده است.
ميرعلايي افزود: نميتوانيم بگوييم سينماي ملي نداشتهايم و نميتوانيم هم بگوييم که سينماي ملي داشتهايم. سينماي ما از نظر ملي، سينمايي وارفته بود و نمي شد به آن عنوان ملي داد يعني بايد آثاري ساخته شود که هم در داخل و هم خارج از کشور به عنوان شاخص مطرح شود. فيلمهايي را داريم که در داخل مورد توجه قرار ميگيرد اما در عرصه بينالمللي مطرح نميشود. در سالهاي اخير هم که سينماي مبتذل رواج بيشتري پيدا کرده است و فيلمهايي بيشتري ميفروشند که به لحاظ ارزشي قابل طرح نيستند. تلويزيون هم مردم را بد عادت کرده و سليقه آنان را با پخش برنامههاي سطحي کاهش داده است در واقع ما در همه زمينهها نيازمند تحول هستيم.
شايعه فوت پوپک گلدره بازيگر سينما و تلويزيون تکذيب شد.
گلدره يکي از بازيگران جوان سينما و تلويزيون چند روز پيش در يک سانحه رانندگي در جاده چالوس به حالت اغما فرورفت. روز گذشته برخي از سايتها و خبرگزاريها خبري را مبني بر فوت پوپک گلدره مخابره کردند.
بنابراين گزارش يکي از پرسنل بخش ICU بيمارستان مهر که گلدره در آن بستري است به خبرنگار ما گفت: «مغز ايشان در اثر ضربه شديد دچار آسيب جدي شده است و از نظر وضعيت عمومي حال مناسبي ندارد اما خوشبختانه هنوز زنده است.»
وي در پاسخ به اقدامات انجام شده گفت: «اقدامات اوليه براي خارج شدن از حالت اغما ادامه دارد و کارهاي ديگري از جمله جراحي هنوز نياز نيست و تحت مراقبتهاي ويژه است و با دستگاه تنفس مصنوعي هم نفس ميکشد.
وي هرگونه شايعهاي را در خصوص فوت اين بازيگر تکذيب کرد.
گلدره چند روز پيش براي بازي در مجموعه تلويزيوني «نرگس» به کارگرداني سيروس مقدم عازم شمال بود که در ميانه راه دچار سانحه شد و از آن به بعد تحت مراقبت است.
وي افزود: دوسالانهها در گذشته توسط ادارات و سازمان هاي دولتي برگزار ميشد اما از زماني که انجمن هنرهاي تجسمي مسووليت برگزاري آن را به عهده گرفت، به دليل توان منديها و امکانات بهتر ميتوانست برگزار کند. پس از تاسيس انجمنها، قرار بر اين شد که انجمنها خودشان دوسالانهها را برگزار کنند. انجمنها در طول دو سال افراد را دعوت کرده، آثار را انتخاب وداوري ميکنند و حتي در زمينه زمان و مکان هم نظر ميدهند. چون پيش از اين مکان وگاه زمان برگزاري نمايشگاهها متفاوت بود اخيرا با تشکيل جلسهاي با حضور گالريداران و اعضا خواستيم تا دوسالانهها به سمت حرفهاي شدن گام بردارند و يک دبيرخانه دايمي براي اين کار تشکيل شود تا کارها طبق روال و برنامه مدون انجام شده و اغتشاشات گذشته و مشکلات پيشين تکرار نشود.
وي دوسالانه را مکاني براي شکار هنرمندان ذکر کرد و گفت: دوسالانه و برگزاري آن امکان ارائه انديشههاي تحوليافته و تاثيرگذار را فراهم ميکند و در آن پژوهشها و هنرهاي نوين مطرح ميشود. وقتي دوسالانهاي مطرح داشته باشيم به تدريج ميتوانيم آن را سازماندهي کنيم و بدون دغدغه امکان ارائه و فراهم نمودن کار براي هنرمندان را مهيا نماييم.
دوسالانه عکس هم سرنوشت نامعلومي پيدا کرده است و هيچ کس به سرنوشت نامعلوم آن پاسخ نميدهد. دور گذشته اين دوسالانه بعد از هفت سال در تهران برگزار شد. همان سال سيفالله صمديان که عضو شوراي سياستگذاري و داوري بود وبه صراحت گفت: چقدر سادهايد که انتظار داريد دوسالانه عکس برگزار شود. ظاهرا قرار است چند سالي بگذرد و مديران جديد، به ياد بياورند که دوسالانه عکسي هم ميتواند وجود داشته باشد.
انجمن نگارگران که به تازگي انجمن خود را به ثبت رساندهاند، در حالي نمايشگاه شاهکارهاي نگارگري خود را برگزار کردند که هيچ کاتالوگي براي ارائه نداشتند و حالا حتي پس از پايان اين نمايشگاه نيز اين کاتالوگ منتشر نشده است.
و حالا براي دوسالانه و برگزاري آن براي مکان برپايي نمايشگاه با مشکل مواجهند. اين انجمن بنابر شنيدهها با فرهنگستان هنر مکاتبه کرده است اما فرهنگستان براي برپايي اين دوسالانه جواب رد داده است. اين در حالي است که در زمان برگزاري اين دوسالانه و در همان مکان فرهنگستان با برپايي دوسالانه کاريکاتور و اختصاص مکان موافقت خود را اعلام کرده است.
انجمن کاريکاتور هم يکي از جنجاليترين انجمنهاي هنرهاي تجسمي است پاييز امسال دوسالانه خود را برگزار ميکند. اين انجمن اخيرا با اعزام دو هنرمند به ونيز به شدت معترض بودو معتقدند كه هزينه سفر آموزشي هنرمندان بايد به انجمن آنان اختصاص پيدا كند.
انجمن سفال و سراميک هم معتقدند که چرا نبايد در ونيز حضور پيدا کنند. در اين انجمن هم اختلاف نظرهاي بسياري وجود دارد و پس از مدت ها با وساطت رئيس فرهنگسراي نياوران، شوراي سياستگذاري دوسالانه تشکيل شد اما اين انجمن و برنامهريزيهاي آن هم به برنامههاي مديران جديد برميگردد و هنوز همه منتظرند.
چهارمين دوسالانه مجسمه ايران هم پس از چهار سال برگزار شد. نکته جالبتر اين که دبيرخانه اين انجمن اعلام کرده که پس از پايان نمايشگاه و تا برگزاري دوسالانه بعدي اين انجمن داير است و به فعاليت خود براي برگزاري دوسالانه ادامه ميدهد.
غلامحسين نامي درخصوص برگزاري دوسالانهها و مشکلات و تبعات آن ميگويد: اگر همه ميدانستند که فعاليتهاي موزه در هشت سال اخير با چه مشکلات و کمبودهاي مالي اجرا شد، ديگر جاي سوالي براي تاخيرها و مسائل حاشيهاي باقي نميماند. بارها و بارها شاهد بودم که موزه حتي يک ريال بودجه نداشت اما برنامهريزيها ادامه پيدا کرده بود و بسياري از کارهاي جنبي انجام شده بود و بعد از چند ماه بودجه را پرداخت ميکردند و چون هميشه موزه به هنرمندان بدهکار است وبخشي از بودجه بابت اين بدهيها پرداخت ميشد ، بخشي هم براي برنامههاي ديگر در نظر گرفته ميشد. در واقع اگر هم در اين مدت مشکلي وجود داشته همه را به حساب مشکلات مالي بگذاريد و هميشه اين مشکلات مالي بوده که در کار، کيفيت و برنامهريزيهاي هنري تزلزل ايجاد کرده است.
واقعيت اين است که به قول يکي از هنرمندان اين مشکلات هميشگي است و زمان و مکان هم ندارد حالا برخي از هنرمندان ما با جنجال اين مشکلات را عنوان ميکنند و عدهاي هم آرام و بي سر و صدا با برنامهريزي صحيحتر سعي در انجام کار خود دارند اما واقعيت اين است حالا که همه اين مسائل گذشته، براي آينده بايد چه کار کرد؟ وزير ارشاد جديد براي اين مشکلات چه تمهيداتي انديشيده است؟ آيا وقت حل مشکلات فرانرسيده است؟!
اين کنگره که با موضوع امام زمان(عج) برگزار ميشود، به ارائه آثار ادبي و بهويژه شعر ميپردازد.
کنگره ادبي محض يار که همزمان با ايام شعبانيه برگزار ميشود، از هماکنون پذيراي دريافت اشعار و متون ادبي نويسندگان و شعراست.
گفتني است اين کنگره توسط سازمان فرهنگي، هنري شهرداري تهران برگزار ميشود.
عبدالجبارکاکايي، دبير جشنواره شعر شبهاي شهريور در خصوص برگزاري اين دوره از جشنواره به خراسان ميگويد: به دليل تغييراتي که در سازمان فرهنگي، هنري شهرداري ايجاد شد، مسولان نسبت به برگزاري جشنواره ديرتر از موعد مقرر اقدام کردند و حتي قرار بود که جشنواره برگزار نشود اما به هرحال با وجود اين مشکلات فراخوان ششم شهريورماه اعلام شد و کساني که ميخواستند شرکت کنند تا دهم شهريور فرصت شرکت داشتند در واقع در همين فرصت کوتاه چهار روزه، ۷۰۰ نامه به دبيرخانه ارسال شد و برخي هم حضوري آثارشان را براي شرکت درجشنواره به دبيرخانه آوردند. در واقع فضاي خوبي ايجاد شده که علاقهمندان هم استقبال ميکنند. وي درخصوص آثار رسيده گفت: آثار ۷۰۰ نفر به دبيرخانه رسيده و پيشبيني ميشود که تا ۱۲۰۰ نفر هم افزايش پيدا کند و هر نفر بين۳ تا پنج اثر ميتواند شرکت دهد و بنابراين پيشبيني دريافت چهار تا پنج هزار قطعه شعر را داريم و به دليل اينکه حجم کار هم افزايش پيدا ميکند داوران کارشان را آغاز کردهاند.
وي درخصوص نحوه انتخاب برترينها گفت: درمرحله اوليه ۲۵۰ نفر برگزيده ميشوند که از اين ميان بعد از بررسي مجدد توسط داوران نهايي ۳۵نفر لوح و تنديس ميگيرند و به عنوان برندگان ويژه مورد تقدير قرار ميگيرند و آثار ۲۵۰ برگزيده مرحله اوليه در کتاب شبهاي شهريور منتشر ميشود.
وي درخصوص کيفيت آثار امسال در مقايسه با سالهاي پيش گفت چون هنوز کارها را نديدهام، نميتوانم نظري بدهم. بعد از انتخاب اوليه ۲۵۰ اثر ميوان کيفيت آثار و جريان شعر را مورد ارزيابي قرار داد و در نهايت تذکر يک نکته را ضروري ميدانم. اين که شبهاي شهريور، جشنواره معتبر شعر جوان کشور است. نکته ديگر اقبال قابل ملاحظه از خارج از کشور و شاعران ايراني ساکن در کشورهاي ديگر است و علاقهمندان به وسيله پست الکترونيک اشعار خود را براي جشنواره ارسال کردهاند و اين يک نقطه عطف در جريان برگزاري جشنواره بود.
کاکايي در خصوص موضوعات اشعار در جشنواره گفت: هيچ موضوعي را تاکنون براي جشنواره مشخص نکردهايم و دورههاي قبل هم موضوع آزاد بوده و همه نوع شعري با هر ديدگاه و نظري را درجشنواره داشتيم اما موضوع و يژه امسال مهرباني است وبه غير از اين موضوع بقيه اشعار هم مورد بررسي قرار ميگيرند و داوري ميشوند.
وي در پايان گفت: اختتاميه پنجمين جشنواره شعر شبهاي شهريور ۲۴ شهريور در تالار شهيد آويني فرهنگسراي بهمن برگزار ميشود و همزمان آثار برگزيده دوره پيشين در کتابي به همين نام منتشر ميشود.
*سينماي معناگرا حوزه جديدي از فعاليتهاي بنياد سينمايي فارابي است. دراين بخش چه کارهايي انجام ميشود؟
- کار ما به دو قسمت تقسيم ميشود. بخش اول شناسايي، تهيه و آماده کردن فيلمهاي خارجي است. يعني ابتدا فيلمهاي خوب مرتبط با اين بخش را شناسايي ميکنيم و براي نمايش آماده ميکنيم. کانون فيلم معناگرا هم يکي از فعاليتهاي حوزه معناگراست که هر دو هفته در سينما فرهنگ برگزار ميشود و فيلم نمايش داده شده مورد نقد و بررسي قرار ميگيرد و اين کار خود به شناسايي سينماگران ما از موضوعات معناگرا که درخارج کار ميشود، کمک ميکند. يعني تجربيات آنان به ما کمک ميکند تا بتوانيم دراين زمينهها موفقتر عمل کنيم اگر چه فيلمهايي که انتخاب ميشوند، فيلمهاي مطلوب ما نيستنداما براي نقد و بررسي قابل تامل هستند و اين تامل نوعي کسب تجربه است. بخشي از فيلمهاي جديد را براي جشنواره فيلم فجر شناسايي ميکنيم. دسته ديگر فيلمهايي هستند که براي نمايش عمومي مناسب تشخيص داده ميشوند. پس از خريداري و دوبله فيلم، در سينماها اکران ميشود. به دنبال کتاب و مقالاتي هم هستيم که دراين زمينه نوشته ميشود و پس از شناسايي و اطمينان از مفيد بودن حتي اگر به طور کامل مورد تاييد، نباشد و فقط تشخيص داده شود که قدمي در راه گسترش شناخت سينماي معناگرا باشد، براي ترجمه آن اقدام ميکنيم و بعد هم به چاپ ميرسد.
بخش دوم فعاليت ما داخلي است که عمدهترين فعاليت ما دراين بخش جستجوي فيلمنامه و موضوعاتي است که در قالب سينماي معناگرا ميگنجد وقتي اين ها را مطالعه ميکنيم، سعي ميکنيم که در يک ارتباط مستمر با نويسندگان و سازندگان فيلم باشد تا از کيفيت بهتري برخوردار شوند. در مرحله ساخت هم از اين فيلمها حمايت ميکنيم تا اين فيلمها ساخته شوند. اين فيلم ها بخش معناگراي داخلي را تشکيل ميدهند و در جشنواره هم به نمايش درميآيند. البته ايدهآل ما اين است که فيلمهاي معناگراي داخلي فيلمهايي باشند که پرفروش و جذاب هم باشند و مردم اشتياق به ديدن اين فيلم ها داشته باشند اگرچه ساخت يک فيلم که هم محتواي ارزشمندي داشته باشد و هم بتواند تماشاگر عام را در سطح وسيعي جذب کندب ،سيار سخت است اما عمدهترين فعاليتهاي داخلي ما در اين راستاست. در زمينه نشر و چاپ کتاب هم سفارش تاليف مقالات و کتاب را هم دادهايم که اگر به نتيجه برسد، منتشر ميشود.
* اين فعاليت ها در چه حوزهاي از بنياد پيگيري ميشود و چه مفاهيمي در اين قالب ميگنجد؟
- توجه به سينماي معناگرا از سال هاي گذشته توسط مسولان مختلف سينمايي مورد توجه بوده است. عناويني چون سينماي انديشه، سينماي استعلايي، سينماي شهودي، سينماي عرفاني و ديني، همه از مواردي هستند که در حوزه وسيع سينماي معناگرا جاي ميگيرند. البته اين به معناي انحصاري شدن اين حوزه توسط فارابي نيست و ما خوشحال ميشويم که اين نوع از سينما چه توسط بخش خصوصي چه تلويزيون و چه بخش دولتي، توليد شود و ما هم تا جايي که لازم باشد از توليدات اين بخش براي رونق سينماي معناگرا استفاده ميکنيم چون هدف ما هدف فرهنگي است.
*شما در صحبتهايتان اشاره کرديد که فيلمهاي خارجي مطلوب شما نيست. بنابراين چه انتظاري دراين مورد داريد؟
- حرف من اين نيست که همه فيلمها مطلوب نيستند ولي فيلمهايي هم هستند که نود درصد توقعات ما را برآورده ميکند اما اگر بخواهيم به دنبال فيلمهايي باشيم که صد در صد با تفکر ما منطبق باشند، خيلي کم است و ما مجبوريم درصدي را براي ناديده گرفتن برخي از موارد در نظر بگيريم و به همين دليل هم مطلوب ما نيستند. در مورد فيلمهاي داخلي از نظر ما مطلوب اين است که تمام ويژگيها را دارا باشد هم تکنيک و هم جذابيت وهم توجه به عمق و ارزشها به همين دليل به تدريج قصد داريم به رشد وپويايي خاص مدنظرمان برسيم.
* براي توليد فيلمهاي معناگرا اعتبار خاصي از سوي ارشاد و بنياد فارابي در نظر گرفته شده است؟
- اعتبار خاصي که از صندوق سينما باشد ،براي سينماي معناگرا در نظر گرفته نشده است. سياستهاي ارشاد و فارابي اين بوده که از فيلمهاي ارزشمند و خوب حمايت کند و اين سياست هم دنبال ميشود و معتقديم از اين نوع سينما بايد به اندازه ديگر ژانرها حمايت شود.
* آيا فيلمهاي مذهبي جزئي از سينماي معناگراست؟
- ممکن است فيلمي ديني باشد اما معناگرا نباشد و يک فيلم هم ميتواند ديني باشد وهم معناگرا. از نظر ما قله معناگرايي، ديني است و قله ديني معناگرايي هم هست. درواقع هر دو به دنبال يک هدف هستند و آن هدف تکاملي انسان است اما اگر فيلمي فقط به تاريخ ظاهري دين و جنگ مسلمين و فرقههاي ديني و اتفاقات ديني بپردازد وفقط وقايع را نقل کند، اين فيلم ديني است اما معناگرا نيست. به فيلمي معناگرا ميگويند که به جريانات باطني هم توجه کند. رابطه سينماي ديني و معناگرا، رابطه عموم و خصوص من وجه است. سينماي معناگرا يک ژانر به خصوص نيست و در همه انواع ژانرها اگر نگاه سينماگر ، معناگرا باشد،ميتوانيم به سينماي معناگرا بگوييم فيلم. اگرچه سينماي معناگرا به خودي خود رشد نخواهد کرد مگر با کمک اهالي فرهيخته مطبوعات و اهل قلم که سعي ميکنند راهگشا و تبيينکننده و جهتدهنده باشند.
به گزارش خبرنگار ما در بخش سينمايي و مستند حميد بهمني، مسعود اطيابي، مصطفي والايي و مهدي عظيمي، بخش انيميشن، کوتاه و يک دقيقهاي، زهره زارعي، مژگان بنيهاشمي و مسعود شجاعيطباطبايي آثار برتر را براي حضور در بخش مسابقه انتخاب خواهند کرد.
بنابراين گزارش، اين کميته که همزمان با پايان مهلت ارسال آثار بازبيني فيلمهاي بخشهاي مختلف را آغاز کرده، در روزهاي آتي اسامي راه يافتگان به بخش مسابقه را اعلام خواهد کرد.
گفتني است نخستين جشنواره فيلم شهر همزمان با جشنهاي نيمه شعبان از ۲۷ تا ۲۹ شهريور در فرهنگسراهاي تهران برگزار ميشود و در حاشيه اين جشنواره نيز بخش ويژهاي به بزرگداشت زندهياد علي حاتمي و نمايش برخي آثار او اختصاص يافته است و يکي از سالنهاي فرهنگسراها به نام اين هنرمند نامگذاري ميشود.
اما ظاهرا" اختلاف بين هنرمندان در مورد افرادي که براي اعزام انتخاب شدهاند و بحث بر سر بودجه همچنان ادامه دارد و به اين ترتيب هنوز اقدامي صورت نگرفته است. شايد هنرمندان نظرات ديگري داشته باشند که ميخوانيم.
ضيايي رئيس هيات مديره انجمن نقاشان در اين خصوص ميگويد: «براي اعزام اعضا ابتدا معيارهايي بر مبناي فعاليت هنرمندان در نظر گرفتيم که بعد ديديم نميتوان آن را پياده کرد، در نهايت به غير از افرادي که در کميتهها موظف به کار بودند و تعدادشان حدودا" ۱۲ نفر بود، براي بقيه افراد در جلسه مجمع عمومي قرعهکشي صورت گرفت صرفنظر از اين که هر يک ازاين افراد در سفرهاي پيشين حضور داشتهاند يا نه.
با قرعهکشي ۳۶ نفر را انتخاب کرديم و موزه قول داد که فقط هزينه اقامت اين افراد پرداخت شود و بقيه هزينهها با خود هنرمند باشد و قرار است اگر همه کارها از جمله ويزا و نامههاي معرفي انجام شود اين افراد بتوانند در ونيز با دستاوردهاي هنري جديد آشنا شوند».
وي افزود: «اين حضور براي هنرمندان ميتواند تأثيرات مثبتي و جنبههاي زيباييشناسي، نقد و افقهاي جديدي به همراه داشته باشد. ما اميدواريم که بتوانيم اين افراد را طي دو مرحله به ونيز اعزام کنيم».
غلامحسين نامي نيز معتقد است: «انجمن نقاشان براي حضور برخي از هنرمندان در دو سالانه ونيز يک قرعهکشي انجام داده که اين مساله با حضور بسياري از اعضا صورت گرفته است اما اينک بحث برسر اين است که عدهاي خود را محق ميدانند و معتقدند که بايد در اين سفر آموزشي حضور داشته باشند. البته اين مشکلي است که در همه جاي دنيا وجود دارد ولي هنرمندان ما بايد سعهصدر داشته باشند. اگر اين جريان آغاز شود هم شروع يک حرکت مثبت است و هم ما ميتوانيم در آينده انتظار داشته باشيم که چنين امري باز هم اتفاق بيفتد. ما نيازمند اين حرکت هستيم و نبايد در چنين مواقعي اختلافات شخصيمان را مطرح کنيم».
يکي ديگر از هنرمندان که نخواست نامش فاش شود اين حضور را براي هنرمندان ما فرصتي مغتنم برشمرد و گفت: «اگر اين امکان توسط مرکز هنرهاي نمايشي و ارشاد فراهم شود به طور قطع به رشد و بالندگي هنر و به خصوص هنرهاي تجسمي کمک ميکند ولي متأسفانه مسائل شخصي و برخي مشکلات داخلي باعث ميشود تا وجهه و کل کار زير سوال برود».
وي افزود: تا جايي که من اطلاع دارم گويا به دليل بروزهمين مشکلات برنامه سفر هنرمندان به ونيز لغو شده است و دليل اصلي آن را هم نبود بودجه لازم ذکر کردهاند.
اگرچه اميدوارم اين مساله صحت نداشته باشد و هنرمندان بتوانند از اين امکان استفاده کنند.
اين هنرمند درخصوص اعتراض دو نماينده هنري ايران که هر دو خانم هستند، گفت: در دو سالانه ونيز مدير دو بخش از دو سالانه را خانمها تشکيل ميدهند و انجمنها هم به همين دليل تشخيص دادند که بهتر است نمايندگان هنري کشور ما از زنان هنرمند باشند و اين انتخاب هم به صورت گروهي توسط اعضاي انجمنها صورت گرفته است و ديگر جاي اعتراضي نيست.
پس از گذشت ۲۷ سال نمايشگاه مجموعه آثار خارجي موزه هنرهاي معاصر با عنوان «جشن هنر مدرن» روز يکشنبه در موزه هنرهاي معاصر افتتاح شد.
عليرضا سميع آذر مدير مرکز هنرهاي تجسمي و مدير موزه هنرهاي معاصر در حاشيه اين نمايشگاه گفت: «در اين نمايشگاه آثار هنرمنداني که در زمينه هنر مدرن آثار خود را ارائه کردهاند به نمايش در ميآيد».
سميع آذر در خصوص تابلوهاي به نمايش درآمده گفت: پرتره فرانسيس بيکن که اثري قابل توجه است اما در حال حاضر در نمايشگاه ملي هنر «ادينبورو» است و پس از آن هم در نمايشگاه هامبورگ شرکت داده ميشود البته اين تابلو در فاصله اين دو نمايشگاه در موزه هنرهاي معاصر به نمايش در ميآيد.
مدير موزه هنرهاي معاصر افزود: «در طول سالهاي اخير آثار حاضر در قالب نمايشگاههاي موضوعي به نمايش درآمدند و ۱۶ اثر از اين آثار به موزههاي بزرگ دنيا به امانت داده شدهاند و حالا اين آثار را به صورت يک مجموعه به نمايش گذاشتهايم».
وي گفت: «آثار اين مجموعه شامل ۱۷۰ اثر نقاشي، ۱۵ اثر حجمي و تعدادي تنديس مفهومي است و به مدت پنجاه روز به نمايش گذاشته ميشود».
وي همچنين در پاسخ به پرسش خبرنگاران در مورد اعزام هنرمندان تجسمي به دوسالانه ونيز، گفت: در مورد اعزام هنرمندان به ونيز، با کمبود بودجه روبرو بوديم و تنها پس از تهديد به اعلام عدم شرکت و تبعات بينالمللي آن وزارت ارشاد با اختصاص بودجه ويژه با اعزام هنرمندان موافقت کرد.
در ادامه اين مراسم با توجه به اعتراضات برخي هنرمندان به نحوه اعزام هنرمندان به دوسالانه ونيز سوالاتي مطرح شد و چنان که ميدانم بيشتر اين اعتراضها از سوي انجمن کاريکاتوريستها و شخص شجاعي بوده است.
اما نکته جالب اين است که کساني که به اين مساله اعتراض دارند، عضو شورايي بودهاند که با اعزام دو هنرمند زن به ونيز موافقت کردهاند.
نکته ديگر اينکه در ميان هنرمندان نقاش هم اختلافاتي حاصل شده چون براي اعزام حداکثر ۵۵ نفر نياز به انتخاب بود و اين انتخاب به هيچ نحوي ميسر نبود مگر با قرعهکشي که اين کار در جلسه مجمع عمومي انجام شد و اعضا با قرعهکشي براي اعزام به ونيز انتخاب شدند و برخي به اين نکته که چرا هنرمندان جوان هم نامشان ديده ميشود، معترض و معتقد بودند که فقط پيشکسوتان بايد به اين دوسالانه ميرفتند.
عليرضا سميعآذر در اين خصوص ميگويد: «ما با مشکلات متعددي براي اعزام هنرمند و داشتن غرفه در ونيز روبهرو بوديم و اگر حضور پيدا نميکرديم، بازتاب سياسي و بار منفي بسياري براي ايران به همراه داشت.
وي افزود: اين شورا تصميم گرفت تا هنرمنداني را براي شرکت در دوسالانه ونيز اعلام کند و به همين دليل اين شورا خواست که اين بار ۲هنرمند زن ايراني به ونيز بروند و بعد از جلساتي «بيتا فياضي» و «ماندانا مقدم» از سوي شورا براي شرکت در دوسالانه ونيز انتخاب شدند.
وي با اشاره به وضعيت مالي موزه هنرهاي معاصر ادامه داد: بيش از پنجاه ماه از سال ۸۴ ميگذرد و وزارت ارشاد هنوز حتي يک دلار از بودجه اين سال را به موزه هنرهاي معاصر نداده است. هنگامي که به ارشاد مراجعه ميکنيم، ميگويند براي کارها هزينه کنيد و ما ارز را بعد از بررسي اسناد ميدهيم.
رئيس موزه هنرهاي معاصر در ادامه با بيان اين مطلب که در اين مدت سفرهاي ضروري از طريق ارز قرضي و استفاده از بودجههاي کاملا شخصي انجام شده، اظهار داشت: اميدواريم در مدت ۲ هفته آينده اعتبارات ارزي در اختيار موزه هنرهاي معاصر قرار گيرد.
وي سپس به دوسالانه ونيز اشاره کرد و گفت: به معاونت هنري ارشاد پيشنهاد داديم تا گروهي از هنرمندان به اين دوسالانه بروند و اين موضوع پذيرفته و مبلغ ۸۰ هزار يورو به حساب ريخته شد. از انجمنهاي هنرمندان نقاش، مجسمهسازان، مرکز تجسمي حوزه هنري و چند گروه از جمله آبيبيکران خواستيم تا هنرمنداني را براي سفر به ونيز معرفي کنند. حدود ۴۵ نفر مشخص شد و براي آماده شدن ويزا اسامي را به معاونت داديم اما بعد از سر و صدايي که به پا شد اين سفر از سوي معاونت هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي لغو شد. اين سفر براي هنرمندان لازم است و به نظر من بايد صورت گيرد.
وي درادامه گفت: تئاتر عروسکي مثل نمايشهاي عادي نيست که اجراي عمومي وسيعي داشته باشد چون جرياني در نمايش عروسکي هم وجود نداشته و اميدواريم که از سال آينده چنين جرياني شکل بگيرد البته مهمترين مشکل ما در اين حوزه بودجه و مکان اجراست.
غريبپورهمچنين گفت: اگر بودجه به تئاتر عروسکي اختصاص داده شود، سال آينده 15 نمايش عروسکي خواهيم داشت که البته بازهم براي سالن مشکل وجود دارد. غريبپور که چند روز پيش از دبيري بخش عروسکي جشن بزرگ سينما استفعا داد در خصوص سالنهاي نمايش عروسکي گفت: براي اجرا، سالنهاي کانون پرورش فکري، تالار فردوسي و تالار هنر وجود دارد که با اندکي رسيدگي به اين سالنها تا حدودي مشکل حل ميشود.
وي در پاسخ به اين سوءال که چرا گرايش کارگردانان، نويسندگان و نمايشگران به تئاتر عروسکي بسيار کم است گفت: متقاضي کارگرداني و کار نمايش عروسکي زياد است اما بايد کارکارشناسي در اين زمينه انجام داد در واقع ما احتياج به سازمان توليد و توسعه تئاتر عروسکي در کشور داريم تا از حالت الحاقي مرکز هنرهاي نمايشي خارج شويم تا ديگر اين نوع از نمايش به صورت حاشيهاي مطرح نباشد. يکي دو روز پس از اين گفتگو خبر استعفاي غريبپور را شنيديم. براي پيداکردن دلايل استعفا بارها با وي تماس گرفتيم که وي يا به تلفن همراهش پاسخ نميداد و يا تلفن در دسترس نبود.
بنابراين امکان صحبت و گفتگوي ما و شنيدن دلايل استعفا از سوي غريبپور بينتيجه ماند اما همين سوءال را از يک منبع موثق که نخواست نامش فاش شود پرسيديم. وي گفت: گويا برخي از تئاتريها و کساني که مدعي برگزاري بهتر جشنواره شده بودند، با آقاي غريبپور در اين زمينه صحبت کردهاند و ايشان به تبع اين حرکت استعفاي خود را به دکتر خسرونشان، مدير جشن تئاتر ارائه کرده وجشنواره تئاتر عروسکي و برگزاري آن را به آنان واگذار کرده است.
اين منبع موثق همچنين هرگونه اختلاف ومسائل حاشيهاي ناشي از مديريت جشن را تکذيب کرد و گفت: هيچ مشکلي در زمينه برگزاري جشن تئاتر و جشنواره تئاتر عروسکي وجود نداشت. بودجه جشنواره هم اعلام شده بود و کارها طبق برنامه مدون پيش ميرفت ولي متاسفانه برخي از نمايشگران مدعي بهتر برگزار کردن جشنواره شدند که باعث استعفاي غريبپور گرديد.
کتاب از ساقه تا صدر که تذکره شعراي قرن بيستم تاجيکستان است به تازگي همراه با عکسهاي شاعران تاجيک و عکسهايي از مرقد آنها به چاپ رسيده است.
علي موسوي گرمارودي (شاعر) ضمن اعلام اين خبر درخصوص ويژگي اين کتاب گفت: از ساقه تا صدر داراي ويژگي خاصي مي باشد و آن پرداختن به زندگي و شعر هفتصد شاعر قرن بيست تاجيکستان است که تا به حال چنين کاري انجام نشده بود.
وي همچنين افزود: شعر و زندگي اديبالمالک يکي از آثاري بود که هميشه تمايل به انتشار آن داشتم و بالاخره توانستم آن را گردآوري کرده و در مورد آن کتابي بنويسم. اين کتاب هماکنون زير چاپ است و تا دو ماه ديگر توسط انتشارات قدياني منتشر ميشود.
منوچهر زبردست تهيهکننده سينما و مدير پخش شکوفا فيلم در همين زمينه ميگويد: فيلم خارجي مثل گذشته طرفدار ندارد درگذشته از اکران فيلمهاي خارجي واهمه داشتيم اما الان تلويزيون انواع و اقسام فيلمهاي خارجي را نشان ميدهد به همين سبب مخاطبان از فيلمهاي خارجي استقبال نميکنند. حتي اگر اين فيلمها هم اکران شود، هيچ اتفاقي در عرصه نمايش فيلمهاي داخلي نخواهد افتاد چون اين نوع از فيلمها نيز علاقهمندان خاص خود را دارد.
آژير مدير سينما سپيده معتقد است همان طور که انتظار داريم فيلمهايمان خارج از ايران اکران شود بايد فيلمهاي خارجي را هم اکران کنيم. وي ميگويد: حمايت از سينما جنبههاي مختلفي را دربر ميگيرد. وقتي فيلمهاي ما با فيلمهاي خارجي در اسکار رقابت ميکنند، بنابراين کارهاي آنان هم ارزشمند است که به مرحله رقابت رسيده و اگر موافق با معيارهاي سينماي ما باشد، لازم است که آنها را اکران کنيم.
علي رضايي مدير سينما فلسطين در اينخصوص ميگويد: ما نميتوانيم هر فيلم خارجي را اکران کنيم چون هر سينما طيف خاصي از مخاطبان را با خود به همراه دارد. ما از اکران تک سئانس فيلمهاي خارجي استقبال ميکنيم چون اگر فيلمي به صورت دائم اکران شود، سالن خالي خواهد بود اما در تکسئانسها اغلب مخاطبان خاص، فيلم را تماشا ميکنند.
وي ميافزايد: اکران فيلمهاي خارجي به فيلمهاي ايراني لطمه نميزند. اگر فيلم ايراني پر مخاطب باشد و سوژه خوبي هم داشته باشد، همه فيلمهاي خارجي را کنار ميزنند اما فيلمي که فاقد جذابيت باشد و نتواند مخاطب را جذب کند، ترجيح ميدهيم که اکران نشود. ما دوست داريم فيلم خارجي اکران کنيم، اما فيلم خارجي خوب چون براي ما مخاطب اهميت بسياري دارد.
