ساختههاي مهران مديري همواره با برخوردهاي مختلف مواجه شده است، اما اين بار «شبهاي برره» نظرات تند مخالف را به همراه داشته است.
وقتي مهران مديري مجموعه تلويزيوني «پاورچين» را با حضور و نوآوري قابل توجه جوادرضويان و استفاده از مضمون شهري و ناکجاآبادي به نام برره توليد کرد و اين سريال توانست نگاه بيشتر مخاطبين تلويزيون را به خود جلب کند، مديري در پي فرصتي بود تا بتواند به طريقي اين موفقيت را تکرار کند. توليد مجموعه تلويزيوني «جايزه بزرگ» نتوانست براي مديري اعتباري کسب کند و از حد و اندازههاي يک سريال طنز تلويزيوني شيرين و با مزه بسيار دور بود. به همين دليل دستاندرکاران شبکه سه و مهران مديري به سراغ مضموني رفتند که امتحان خود را پس داده بود و از جذابيت آن اطمينان خاطر داشتند. يعني به سراغ بررهايها بروند.
در مجموعه تلويزيوني «شبهاي برره» مديري همان شهري را به تصوير کشيد که تصاويري محو و گنگ از آن در «پاورچين»ارائه شده بود. البته اين بار ديگر مجموعه مهران مديري درجه کيفي «ج» نگرفت. بلکه مديران شبکه سه با در اختيار قراردادن بخش عمدهاي از امکانات خود به اين سريال و ايجاد يک شهرک و در نظر گرفتن درجه کيفي «ب ويژه» براي تامين هزينههاي سريال، کار را آغاز کردند. مديري در اين سريال تلاش کرد هر آنچه که دارد در قالب داستانهاي آن ارائه کند. اما شوخيهاي سريال، تاکيد بر زبان بررهاي و پيچ و تاب زبان فارسي، مضمون کلي اثر، مطرح کردن حضور روستاييان و يک شهرنشين تهراني و... بازتاب و واکنشهاي مختلفي را از سوي کارشناسان، اهالي فرهنگ و هنر، دانشجويان، منتقدان و ساير اقشار جامعه در پي داشت. اين که اصولا «شبهاي برره» سريالي بيکيفيت و حتي مخدوشکننده فرهنگ است يا اثري معمولي و طنزآميز است که از شوخيهاي به نسبت تندي بهره ميبرد مسئله اصلي و مهم ميان افرادي است که درباره اين سريال گفت وگو ميکنند.
به گزارش مهر عماد افروغ، رئيس کميسيون فرهنگي مجلس در اين زمينه معتقد است: مجموعه تلويزيوني «شبهاي برره» يک برنامه سرگرمکننده است و به هرحال مردم ما نياز به سرگرمي دارند. به نظر ميرسد اين سريال با استقبال عموم مخاطبين مواجه شده است. من قصد ندارم در استقبال مردم از اين سريال شک و شبههاي ايجاد کنم. مردم فارغ از سختيها و دشواريهاي کار روزانه از طريق اين برنامه سرگرم ميشوند. سخن من اين است که آيا رسالت تلويزيون ما صرفا پر کردن اوقات فراغت است و نبايد هيچ پيامي در برداشته باشد يا اجازه دارد بخشي از جمعيت روستايي کشور را به استهزا بگيرد؟ در اين سريال به روستاييان و زبان و ادبيات فارسي توهين ميشود و اين سريال قطعنظر از اينکه براي لحظاتي خندهاي بر لبها بياورد، آيا از کارکرد ديگري برخوردار است و در درازمدت تاثيري بر جامعه ميگذارد. جز اينکه فرهنگ عمومي جامعه را مخدوش ميکند؟
وي خاطر نشان کرد: اين طنز جدا از توفيقي که در خنداندن جامعه دارد، سطح مخاطب را به قدري پايين آورده است که سريال در اندازه فهم و درک کودکان است.
شما اگر بخواهيد کودکان را به طريقي سرگرم کنيد، به انجام حرکات دست و پا يا لب و دهان و حرکات عجيب و غريب ميپردازيد و با کلمات خود سعي ميکنيد، نظر او را به خود جلب کنيد. در اين سريال هم همين اتفاق ميافتد. چنين آثار تلويزيوني زيبنده نظام و فرهنگ ما نيست. نبايد مجموعههاي تلويزيوني به اندازه فهم کودکان تنزل پيدا کند. اين مسئله که مردم ما از اين نوع طنزها، استقبال ميکنند نکتهاي است که بايد به آن توجه شود. تلويزيون ما بايد طنزهايي از نوع آثار چارلي چاپلين را ارائه دهد که به مسائلي همانند استثمار، مشکلات کارگران تحت نفوذ استعمار، بحث ماشينزم و... اشاره ميکند. نه آنکه طنزهايمان شبيه آثار لورل و هاردي باشد که قصد آن فقط خنداندن بيننده است و کارکرد اجتماعي و فرهنگي ندارد.
گيلاننژاد مدير گروه معارف اسلامي شبکه دوم سيما که به عنوان يک بيننده تلويزيوني در اين مورد اظهار نظر ميکند به محمدي خبرنگار خراسان ميگويد: ابتدا بايد ديد که شاخصههاي يک برنامه خوب چيست؟ دو نکته مهم است اول اينکه اثر تربيتي، اخلاقي داشته باشد و به خصوص بر نوجوانان و جوانان تاثير بگذارد و نکته ديگر اينکه حافظ وحدت ملي و در عين حال با نشاط باشد.
تحقير روستاييان و ارشاد به دور بودن از تمدن بشري، بيسوادي آدم ها، بداخلاقي، بيکاري، دروغگويي، رياکاري و پول دوستي از جمله مصاديقي است که در اين سريال درباره روستاييان ميبينيم. در مقابل شخصيت تهراني داستان، انساني خوب، با شعور، فهيم، صبور، با گذشت، پرکار و علاقهمند به خانواده است يعني درست برخلاف روستاييان،
نکته ديگر اينکه کدام کشور اجازه ميدهد که زبانش مورد تمسخر قرار گيرد. اين توهين به فرهنگ ملي ما نيست؟
چرا لباس زيبا و ملي ما به سخره گرفته ميشود.
فردا اگر کسي اين لباسهاي سنتي را بر تن کرد بايد به ياد «شبهاي برره» بر او خنديد آيا آن وقت جوانان رغبت ميکنند لباس ملي بر تن کنند؟
علاوه بر اين تصاوير روي ديوار اين روستا اشارهاي به ايران باستان دارد، آيا اين به بازي گرفتن مليت و پيشينه مردم نيست.
در مقابل دکتر فريدن آزما، استاد دانشگاه و کارشناس رسانه معتقد است:
به عقيده من اين سريال به اندازهاي که درباره آن صحبت ميشود و حساسيت به خرج ميدهند، نامناسب و آزاردهنده نيست. در حال حاضر به مناسبت ماه مبارک رمضان چند سريال ديگر از شبکههاي مختلف تلويزيون پخش ميشود.
آيا هيچکدام از اينها ايراد ندارد و مسائلي را به شوخي يا مسخره نميگيرد. به عقيده من نوعي غرضورزي با مهران مديري وجود دارد که تا اين حد نسبت به کار او حساسيت نشان ميدهند. به نظر من لهجهاي که در اين سريال ارائه ميشود، مربوط به هيچکدام از بخشهاي ايران نيست و توجه بيش از اندازه به آن «مته به خشخاش گذاشتن» است. از نظر تکيه کلامها يا حرکاتي که در اين سريال نشان داده ميشود و نوجوانان آنها را تقليد ميکنند، بايد بگويم اينها مدت زمان کوتاهي دارد و پس از مدتي برگشتپذير است و آثار درازمدت ندارد. اينکه ما به همه چيز بدبينانه نگاه کنيم، راهحل مناسبي براي مقابله با امور مختلف نيست. اگر تلويزيون ما بيش از اندازه محدوديت به وجود بياورد، استفاده از ماهواره يا ديگر رسانهها به وسيله مردم امري طبيعي ميشود.
يکي از مسائل مهم تعيين گروه سني براي تماشاي فيلم و سريالهاي مختلف است. اين موضوع در سراسر جهان امري بسيار عادي و متداول است.
پاسخي که بررهايها دادند
سازندگان مجموعه تلويزيوني «شب هاي برره» و گروه فيلم و سريال شبکه سه سيما به برخي انتقادات و ديدگاهها در خصوص اين مجموعه تلويزيوني پاسخ دادند.
در بخشي از اين جوابيه که از طريق روابط عمومي شبکه سوم سيما ارسال شده چنين آمده است: اين روزها مطالب مختلفي در برخي مطبوعات درباره مجموعه طنز تلويزيوني شبهاي برره به چاپ رسيده که در برخي از اين مطالب انتقاداتي از اين برنامه شده است.
در اين بيانيه آمده است: عدهاي دلسوزانه و از روي حسننيت و به قصد اصلاح و خيرخواهي در خصوص وجود برخي کاستي ها و ضعفها و احيانا بدآموزيهاي اين برنامه ابراز نگراني کردهاند که بدين وسيله از آنان تشکر ميشود.
دستاندرکاران اين برنامه افزودند: به نظر ميرسد که عدهاي حدود انصاف را درنورديده و با نقادي غيرکارشناسانه خود در مسير تخريب رسانه ملي و دستاندرکاران اين برنامه گام برداشتهاند.
اگر ميخواستيم با نگاهي ايجابي رفتار صحيح انساني و اجتماعي را تبليغ و ترويج کنيم و به عبارتي بيننده را نصيحت کنيم، قطعا به دام شعارزدگي ميافتاديم و با تبليغ مستقيم که مطبوع طبع بيننده هوشيار و فهيم طنز تلويزيوني نيست از مقصود خود باز ميمانديم.
نويسندگان اين جوابيه با اشاره به برخي ويژگيهاي اين مجموعه تلويزيوني افزودهاند: در ساخت اين مجموعه بر آن شديم تا با رويکردي سياسي به هجو عادات و اخلاق ناپسند فردي و اجتماعي و نقد روابط سوء و ناهنجاريهاي جامعه بپردازيم تا از اين راه رسالت خود را در توليد محصولي پيامدار و متناسب با اهداف رسانه ملي انجام دهيم.
در ادامه اين بيانيه چنين آمده است اگر چه هنوز در ابتداي راه هستيم و قسمتهايي از برنامه که تاکنون توليد و پخش شده است حدود يک پنجم کل مجموعه را شامل ميشود، اما به پشتوانه تفکر و تحقيق و بحثهاي کارشناسانه و حمايتها و هدايتهاي مادي و معنوي سازمان صدا و سيما و مديران شبکه و به اتکاي همکاري و همراهي گروهي منسجم و کارآزموده توانستهايم حجم قابل توجهي از مفاهيم ارزشمند و آموزههاي اخلاقي مورد نياز جامعه را در اين مجموعه مطرح کنيم.
در اين مجموعه تلاش شده است تقبيح چاپلوسي و تملقگويي که متاسفانه در جامعه ما رواج يافته است از طريق خلق شخصيتي چون «جاننثار»به تصوير کشيده شود.
«تقبيح غيبت و بدگويي که متاسفانه نقل بعضي از مجالس و محافل ما شده است از طريق تشبيه آن به مراسم نخودچي خوران باعث تنفربيننده از اين گناه و عمل ناپسند است»
نهي از دو رويي و دوگانگي در رفتار و در روابط اجتماعي با استفاده از افعال معکوس تمثيل اين معناست، نفي سودجويي و منفعت طلبي و کسب درآمدهاي حرام و نامشروع با انگيزه عمل به ارتشاء و اختلاس است و اشاره به زشتي با اين عمل که همه چيز قابل معامله با پول است از جمله مواردي است که به زباني طنزگونه در اين مجموعه به تصوير کشيده شده است.
اين جوابيه ميافزايد: تاکيد بر لزوم کنارگذاشتن آداب و رسوم غلط و دست و پاگيري که هيچ تناسبي با موازين شرعي و سنتهاي اسلامي ندارد، از جمله سختگيريهاي بيمورد در ازدواج، نفي برخي باورهاي غلط مثل بسته شدن عقد دخترعمو و پسرعمو در آسمان که متاسفانه هنوز هم در برخي از مناطق کشور رواج دارد، طرح مشکلات ناشي از ازدواج تحميلي به عنوان يک رفتار غيراسلامي همچنين ذم تحملناپذيري و پرخاشگري و توسل به زور در تعاملات اجتماعي از طريق نمايش دعواهاي بيمورد و کساني که با کوچکترين مخالفتي با يکديگر دست به يقه ميشوند از جمله مواردي است که قسمتهاي پخش شده اين مجموعه بر آن تاکيد داشته است.
سازندگان مجموعه تلويزيوني شبهاي برره در جوابيه خود آوردهاند:
در انتخاب جغرافياي برره، دکورها، لباسها و گويش اين مردم نهايت دقت شده است که به هيچ يک از مناطق ايران شبيه نباشد، تا مبادا شائبه توهين به قوم خاص، زبان و لهجه خاص، يا بخشي از سرزمين پهناور ايران را به وجود بياورد.
حتي دقت کردهايم تا بحث شهري و روستايي مطرح نشود و اين که در بعضي از انتقادات به تمسخر روستاييان متهم شدهايم و در برخي ديگر به توهين به شهريها، نشان ميدهد که واقعا قصد تحقير و توهين به هيچ يک از اين قشرها را نداشتهايم و به مقصود و منظور خود از ايجاد ناکجاآبادي انتزاعي نزديک شدهايم.
در ادامه اين جوابيه آمده است: ازوارد شدن لطمه به زبان فارسي به عنوان يکي از عيبهاي برنامه سخن به ميان آمده است که بايد بپرسيم آيا لهجههاي مختلفي که در ايران وجود دارند، تاکنون لطمهاي به اين زبان زدهاند، اگر جواب منفي است پس لهجه بازيگران اين مجموعه نيز چندان صدمهاي به اين زبان وارد نخواهد کرد، ضمن اينکه تاثير اصطلاحات و تکيه کلامهاي مجموعه هاي طنز تلويزيوني معمولا مقطعي است و به همان سرعتي که در بين بينندگان جا ميافتد و شايع ميشود به همان سرعت نيز از خاطرهها محو ميشود.
اين جوابيه با تاکيد بر غنا و استحکام زبان فارسي اضافه ميکند نکته مهمي که در اين باره ميتوان گفت اين است که زبان فارسي به دليل غناي فرهنگي وغلبه ذاتي خود در طول تاريخ نه تنها تحت تاثير لهجهها و حتي زبانهاي ديگر قرار نگرفته است، بلکه بر بسياري از اين زبانها تاثيرگذار نيز بوده است.
اين جوابيه ميافزايد: در برخي از ايرادات به اين برنامه به هزينه ميلياردي کار اشاره شده است که براي رفع هرگونه سوءتفاهم در اينباره بايد گفت: هزينه ساخت اين برنامه دقيقهاي ۱۱۶ هزارتومان است که با احتساب ۹۰ برنامه ۴۰ دقيقه اي رقم کل هزينه ساخت برنامه نصف آنچه که در مطبوعات آمده هم نميشود که با توجه به سختي کار و تعدد بازيگران و مخارج سنگين دکور و اجاره مکان فيلمبرداري که باغي به مساحت حدود چهل هزار مترمربع است، شايد اين مجموعه جزو ارزانترين سريالهاي تلويزيوني است.
اثنيعشري- مجمع عموم انجمن منتقدان و نويسندگان خانه تئاتر برگزار شد.
به گزارش خبرنگار خراسان اين جلسه مجمع عمومي براي انتخاب سومين دوره هيئت مديره و بازرس انجمن برگزار شد و طي آن پنج عضو اصلي هيات مديره، دو عضو عليالبدل، يک بازرس و يک بازرس عليالبدل انتخاب شدند.
بنابراين گزارش در جلسه مجمع عمومي ابتدا محمدرسول صادقي يکي از اعضاي هيات مديره گزارش فعاليت و عملکرد انجمن را طي سال ۸۳ و ۸۴تشريح کرد و سپس رايگيري آغاز شد که براساس آراي مأخوذه جاهد جهانشاهي، محمدرسول صادقي، حسين شاکري، محسن ابراهيمي و بيژن نوذري به عنوان اعضاي اصلي هيئت مديره انتخاب شدند و رامتين شهبازي و آزاده سهرابي نيز به عنوان اعضاي عليالبدل هيات مديره برگزيده شدند.
همچنين بهاره برهاني به عنوان بازرس اصلي و اکرم محمدي(خبرنگار روزنامه خراسان) به عنوان بازرس عليالبدل انجمن منتقدان و نويسندگان خانه تئاتر انتخاب شدند.
سينماي ايران در سطح بينالمللي پرچمدار فرهنگ ماست. در آن سوي دنيا هستند بسياري که نام پرآوازه فيلمسازانش را شنيده يا فيلمهايي از آنها ديدهاند.
دهه ۷۰ براي سينماي ما سالهاي اوج بود. سالهايي که دنيا سينماگران برجسته ما را که اصطلاحا فيلمسازان جشنوارهاي لقب گرفتند، شناخت و اين روند روبه رشد به گونهاي پيش رفت که اگر نام ايران و يا يک فيلم ايراني در جشنوارهاي بينالمللي نبود، چندان رونق نميگرفت و اين رونق را منوط به حضور فيلمسازان ايراني ميدانستند. نام هر فيلم در جشنوارههاي متعدد بينالمللي بارها و بارها مطرح ميشد و جوايز متعددي را پيدر پي از آن خود ميکرد اما مدتي است وضعيت به گونهاي ديگر تغيير پيدا کرده و برخي معتقدند که حضور سينماي ايران در مجامع بينالمللي همچون گذشته پررنگ نيست و جوايز کمتري را هم دريافت ميکند و اين نکته نشانگر افول سينماي انديشه و خاصي است که سينماي ايران در پيش گرفته بود و حال از آن عقبمانده است.
شايد تنها راهحل اين مدعا، استناد به آمار و ارقام حضور ايران در جشنوارههاي بينالمللي باشد. سال گذشته طبق آماري که در سايت بنياد سينمايي فارابي مبني بر گزارش حضور ايران در مجامع بينالمللي آمده، ايران در ۶۵۸جشنواره ريز و درشت با فيلمهاي متفاوت از فيلمسازان شرکت داشته است. اين جشنوارهها در کشورهايي نظير ونيز، مونترال ، کن، لوکارنو و قاهره برگزار شده تا کشورهايي مانند مکزيک، تانزانيا، کرواسي و چک که کمتر با سينمايشان آشنايي داريم و اما ۶۸۵ حضور تنها توانسته در اين سال فقط۷۳ جايزه براي ايران به همراه داشته باشد. يعني در جشنواره ناآشنايي مثل جشنواره فيلم کوتاه آخزه دانمارک فيلمسازان ما توانستند جايزه دوم را از آن خود کنند. اگرچه مقايسه فيلمها و جوايزي که در جشنوارهها به دست آوردهاند کار درستي نيست اما مگر معتقد به سطح جشنوارهها نيستيم؟ آيا ميتوان جشنواره کن فرانسه يا لوکارنوي سوئيس را با جشنواره ولادروي مکزيک و يا جشنواره فيلم پاليچ يوگسلاوي و جوايز و اعتبارشان يکي دانست؟
حضور جهاني سينماي ايران فقط با يک آمار مستند مشخص شده که تا چه ميزان به لحاظ کيفي افت داشته است اگرچه حضور جهاني شايد افت چنداني نداشته اما جوايزي که از اين حضور عايد کشور ما شده به نسبت سالهاي گذشته کاهش محسوسي را نشان ميدهد.
محمدعلي طالبي از فيلمسازاني است که با فيلمهايش در گذشته توانست جوايز متعددي را در جهان کسب کند، در اين خصوص به ما ميگويد: تکراري بودن سوژهها يکي از دلايل بروز چنين مسالهاي است يعني فيلم سازان با فيلمهايي که ساختند، به نوعي خود را تکرار کردند در حالي که لازم بود از سوژه جديدتري بهره ميگرفتند. نکته ديگر اين که سرمايهگذاري در بخشهاي ديگر سينما بيشتر شد و سينماي سطحي جاي سينماي انديشه را گرفت و فيلمها اغلب در مورد روابط متفاوت دختر و پسر ساخته شد. گرايش به اين نوع سينماي سطحي سبب شد تا سطح سليقه مخاطب همچنان پايين نگه داشته شود با اين روند فيلم سازاني که به دنبال ساخت فيلمهاي فکري بودند، با مشکل مواجه شدند و نتوانستند فيلم بسازند و به اجبار بعضي از آنان به سمت ساخت فيلمهايي رفتند که مخاطب داخلي را راضي کند. سينماي انديشه نيازمند سرمايهگذاري است که متاسفانه در سالهاي اخير کمتر روي چنين مواردي سرمايهگذاري شده است و اگر هم کاري انجام شده توسط سازمانها و مراکزي بوده که مقوله سينما دغدغه جدي آنان بوده و به سينما به عنوان وسيلهاي براي سرگرمي مردم نگاه نميکردند.
اما امير اسفندياري، مدير بخش بينالملل فارابي نظري متفاوت دارد و ميگويد: به افت سينماي ايران در مجامع بينالمللي اعتقادي ندارم. ضمن اينکه معتقدم فيلمسازان بايد به جشنوارهها نگاه تخصصي داشته باشند تا اينگونه در موردشان قضاوت نشود. دلايل اين مدعا هم آماري است که در اين زمينه وجود دارد و طبق آمار سال گذشته سينماي ايران بيش از يک صد جايزه دريافت کرد و امسال تا به الان هم حدود ۱۱۰ جايزه گرفتهايم و اين آمار نشاندهنده اين است که افولي در اين زمينه اتفاق نيفتاده است اما بحث ديگري که در همين راستا مطرح ميشود اين است که کشورهاي ديگري که در جشنوارهها حضور دارند و از سينماي قوي و خوبي برخوردارند و جشنوارههاي ديگرهم قبولشان دارند، حضور پررنگ ايران را ندارد و ما هنوز همچنان خوب و قوي در جشنوارههاي بينالمللي حضور داريم و دلمان ميخواهد اين اتفاق با سوژهها و مضامين بهتر همراه باشد و شاهد ساخت سوژههاي تکراري نباشيم.
وي در ادامه گفت: ممکن است بعضي از فيلمها که در جشنواره حضور داشتند، موفقيتي کسب نکرده باشند ولي اين حرکت در کل موفق بوده است.
مدير بينالملل فارابي درخصوص تسهيلاتي که بنياد سينمايي فارابي براي سينماگران فراهم ميکند تا در جشنوارهها حضور داشته باشند، اظهار داشت: «فارابي فيلمها را براي حضور در جشنواره انتخاب نميکند بلکه تعدادي از آنها را که تشخيص داده ميشود، برد بينالمللي دارند، معرفي ميکند البته در اين زمينه بعضي از پخشکنندگان فعال داخلي هم نقش دارند. در واقع بنياد سينمايي فارابي براي برقراري ارتباط و حضور فيلمها در جشنوارهها دو امکان را براي فيلمسازان فراهم ميکند. حضور در بازار فيلم ايران و کن، که در اين دو بازار فيلم پخشکنندگان فيلمهايشان را ارائه ميکنند و کليه فيلمهاي جديد ايراني در حاشيه بازار فيلم براي مهمانان خارجي به نمايش گذاشته ميشود و مديران جشنوارهها هم که در اين مکان حضور دارند، ميتوانند انتخاب کنند و هماهنگي لازم براي حضور در جشنوارهها هم انجام شود. با همه اين اوصاف ما معتقديم که سينماي ايران از نظر فرهنگي در جشنوارههاي مختلف همچنان با قدرت حضور دارد.
در حوزه ادبيات اصليترين مسلهاي که در مهاجرت نقش داشته است، رشد ادبيات انتقادي است گذشته از اين ادبيات ترجمهاي پررنگ شد
شاهرخ تندرو صالح نويسنده، شاعر و محققي است که درحوزههاي مختلف ادبي فعاليت کرده است. از اين شاعر و نويسنده آثاري چون «جنگ و ادبيات موج نو»، «باغ بارون» و به تازگي «خوابهاي داوود» منتشر شده است.
ادبيات مهاجرت موضوعي است که تندرو صالح ۱۲ سال در خصوص آن تحقيق کرده است.اين نوع خاص از ادبيات زماني به عنوان يک مسئله مهم برايش مطرح شد که با توليد آثار ادبي و فرهنگي نويسندگان ايراني خارج از مرزهاي ايران روبه رو شد او در اين تحقيق به نکته ايراني بودن متون تاکيد فراوان دارد و معتقد است که نويسندگان و شعراي ما به پرسشهاي مخاطبان ايراني پاسخ ميدهند.
اين تحقيق ۱۲ ساله تا پايان سال براي تبديل شدن به کتاب آماده شده و به زير چاپ خواهد رفت. همين بهانهاي شد تا گفتگويي با وي داشته باشيم
ادبيات مهاجرت چگونه شکل گرفت؟
- در بحث ادبيات مهاجرت» چيزي که به عنوان اساس و فرضيه علمي براي من مطرح شد» مطالعه آثار ادبي توليد شده در خارج از ايران به زبان فارسي بود.
از طرفي توجه به اين نوع ادبيات در تاريخ ما سابقه داشته است.
اگر کمي در تاريخ معاصر خودمان تامل کنيم، ميبينيم که از زمان قاجار به بعد رگههاي اصلي تمرکز نويسندگان ايراني به شکل خاص در خارج از ايران اتفاق افتاده گرچه پيش از آن هم نمونه داشته است.
نکته ديگر چيستي آثار ادبي است که در فضاي ادبيات ايران منتشر ميشود و اين سوءال که چيستي ادبيات در حوزه انديشه چه تاثيري بر ادبيات و رويارويي با مسائل مختلف فرهنگي، اجتماعي و مهاجرت داشته مرا وادار کرد که به اين موضوع بپردازم
- دلايل مهاجرت نويسندگان در دورههاي مختلف چه بود؟
- اولين قدمهاي مهاجرت در بين اهل انديشه و ادبيات تا جايي که منابع و مآخذ به ما ميدهد اين است که از دوره صفويه» مهاجرت شاعران اوج گرفت. در واقع از اين زمان عبور از مرزهاي جغرافيايي و منتشر کردن زبان فارسي در قلمرو جغرافيايي شروع شد اين مهاجرت در فرهنگ ما ادامه پيدا کرد تا به دوره قاجاريه رسيد. اين مقطع زماني براي ما به مثابه رويارويي با جهان است.
بعد از جنگهاي ايران و روسيه و به هدر رفتن تماميت ارضي افرادي که در ساختار قدرت قرار داشتند به کشورهاي ديگر مسافرت کردند و از اينجا ترجمه وارد دنياي ما شد در زمان صفويه ابتدا شاعران به دربار هند مهاجرت کردند اما در زمان قاجاريه دليل مهاجرتها فرهنگي بود و بيشتر از همه عباسميرزا تلاش کرد و حتي طيفي را براي طراحي پل ارتباطي با خارج به کشورهاي ديگر فرستاد. عدهاي رفتند و حاصل اين سفر داستان، شعر و دستاوردهاي صنعتي بود اما در حوزه ادبيات اصليترين مسئلهاي که در ايجاد ارتباط انديشه بين دنياي ايران و غرب رشد کرد، ادبيات انتقادي بود و به همين دليل به کشورهاي همسايه و نزديک از جمله ترکيه، هند و مصر مهاجرت کردند.
- مهاجرت در دورههاي بعدي به سمت اروپا بود چرا قلمرو جغرافيايي مهاجرت تغيير کرد؟
- در مورد اين مسئله بايد ابتدا از قدرتهاي استعماري صحبت کنيم و اينکه دولت انگليس و روسيه ميخواستند سرمايههاي کشور را تصاحب کنند و بعد هم آمريکاييها بر کشور ما مسلط شدند همين باعث شد که ادبيات و مبناي انديشه مهاجرت در کشور ما متاثر از فرهنگ اروپا بويژه انگلستان و آمريکا باشد. همه اينها سبب شد تا ادبيات ترجمهاي وارد ادبيات ما شود. البته ادبيات ترجمه هم بدنه انديشه ايراني، ادبي و فرهنگي ما را به سمت و سوي مختلف کشاند به همين دليل در ويترين انديشه ايراني گاهي رفتار و انديشه اروپايي، روسي، آمريکايي و آسيايي را شاهديم و اين متاثر بودن از نهضت ترجمه است.
دستاورد ادبيات مهاجرت در مقاطع مختلف چه بود؟
- دستاورد ادبيات مهاجرت اين است که قدرت پرسشگري و تجزيه و تحليل را به ادبيات، فرهنگ در حوزه انديشه ما داده و طي دو قرن آن را بارور کرده است يعني ميل به ترجمه آثار ادبي ايراني زياد شده و اين يک دليل عمده دارد و آن نيازمندي جهان به يک همانديشي در تمامي عرصهها و تمدنهاست و همين اتفاق، نويسنده و متفکر ايراني را به حرکت وا ميدارد. نويسنده مهاجر ايراني بزرگترين تاثير تاريخي را ميتوانست در خودش بگذارد که اين در بدنه ادبيات و فرهنگ بود و اگر ميبينيم که بخشي از تاريخ نويسندگي ما معلق و درگير تجربيات متنوع و رنگارنگ است، به اين دليل است که چگونگي نقد و انتقاد را به ما منتقل کردند. در مقطع ادبيات نوين ما يعني از جمالزاده به بعد اين حس منتقدانه در ادبيات شکل گرفت و اين محصول کمي نيست.
همه ساله به مناسبت فرا رسيدن ماه مبارک رمضان» صدا و سيما ويژه برنامههايي را براي اين ايام در نظر ميگيرد و شبکههاي تلويزيوني به فراخور حال خود، برنامههايي را تدارک ميبينند.
برنامههايي که پخش مستقيم دارند، برنامههاي ترکيبي، برنامههاي مذهبي و نهايتا مجموعههاي مناسبتي از جمله اين برنامهها هستند. در اين ميان مجموعههاي تلويزيوني از برنامههاي پر طرفداري است که خانوادهها ترجيح ميدهند پس از افطار به تماشاي آن ها بپردازند. اما نکته مهم اين است که اين مجموعهها تا چه حد به ماه رمضان مرتبط است و زمينههاي آشنايي با فرايض ديني را براي مخاطبان روشن ميکند يا به لحاظ کيفي چقدر تاثيرگذار است وآيا تنوع و تعدد اين مجموعهها صرفا براي سرگرمي مخاطبان است؟
گيلاننژاد ( مدير گروه معارف شبکه دوم سيما) در اينباره به خراسان ميگويد: برنامهها با يکديگر فرق دارند و شايد مقايسه کار چندان درستي نباشد و فقط به طور کلي ميتوان کميت وکيفيت را مورد مقايسه قرار داد زيرا پس از پايان پخش هر برنامه ميتوان نظر داد که اين مجموعه و سريال تلويزيوني خوب بوده است يا نه؟
جبارآذين( نويسنده و منتقد) نيز در اين خصوص ميگويد: از نظر ساختار تلويزيوني مجموعههاي ماه رمضان در حد متوسط هستند اما در ميان سريالهايي که در حال حاضر پخش ميشوند مجموعه «متهم گريخت» به کارگرداني رضا عطاران از لحاظ شخصيتپردازي، قصه، لحظههاي نمايشي و بازيها از ساير مجموعهها اندکي بهتر است. مجموعههاي «مرده متحرک» و «براي آخرين بار» شباهتهايي با يکديگر دارند، اما به خاطر جنبه ماوراء الطبيعي کفه موضوعي «مرده متحرک» سنگينتر از مجموعه «براي آخرينبار» است.
وي اظهار داشت: مجموعههاي تلويزيوني در اين ايام بيشترجنبه سرگرمي دارند و داراي وجوه مشترکي هستند يعني اينکه در همه آن ها حداقل به ماه رمضان اشاره شده است. هر چند سوژه و قصهشان ربطي به ماه رمضان ندارد و فقط چند ديالوگ يا چند صحنه در اين باره در آن جاي دادهاند.
اگر سريالي مخصوص ماه رمضان باشد، بايد ويژگيهاي خاصي هم داشته باشد، از جمله اين که در آن دستاوردها و معنويات به نحوي معرفي شود. تنها نقطه عطف اين مجموعهها بازيهاي امير جعفري، مجيد صالحي و سيروس گرجستاني است وگرنه هيچ نکته شاخصي در آن ديده نميشود.
يکي از تهيهکنندگاني که با تلويزيون همکاري دارد و مجموعههايي با موضوعات مختلف براي شبکههاي تلويزيوني تهيه کرده، در اين مورد ميگويد: مديران شبکهها و مديران گروهها که برنامههاي مناسبتي و مذهبي ميسازند، بايد براي ساخت مجموعههاي تلويزيوني براي ايام خاص برنامهريزي ويژهاي داشته باشند.
وي افزود: واقعيت اين است که در سالهاي اخير تلويزيون هم رويکرد سينما را پيدا کرده و به سمت مجموعههايي با دستمايه طنز روي آورده است و حتي براي ايام ماه رمضان براي جلب مخاطب داستانهاي کمدي و طنز را با توسل به مسائل و اعتقادات مذهبي عجين کرده و کاري را براي پخش عرضه ميکند.
منصور فلاح، کارگردان مجموعه تلويزيوني «براي آخرين بار» هم با اشاره به اينکه معمولا مجموعههاي ماه رمضان تنها به يک کلمه افطاري و خوردن سحري اکتفا ميکنند و کمتر مجموعههايي با مضامين خيلي عميق ساخته ميشود و اين مجموعه نيز از اين قاعده مستثني نيست گفت: ما در مجموعههاي ماه رمضان نميتوانيم به افرادي که صرفا خيلي خوب هستند و به طور مرتب روزه خود را مي گيرند، بپردازيم و مرتب کارهاي مثبت آنها را نشان دهيم.
از طرف ديگر وقتي ما وارد حيطههايي که به مثبت بودن افراد بر ميگردد، ميشويم، درگير شعار شده است، به همين دليل بيشتر مجموعههايي که در ماه رمضان ساخته ميشود، بيشتر به سمت زندگي عامه مردم ميروند. البته نشان دادن زندگي رئال تاثير بيشتري بر مخاطب ميگذارد و مخاطب همذاتپنداري ميکند. مگر اين که متن خاصي نوشته شده باشد و فيلمنامهنويس از يک زاويه نو نگاه کرده باشد.
وي درباره اين که کارگرداني اين مجموعه با مجموعه «به خاطر تو» که دو سال پيش براي ماه رمضان آن را کارگرداني کرده بود از چه تفاوتهايي برخوردار است، گفت: در اين مجموعه فضاي بهتري براي کار در اختيارم بود و همين مساله اجازه خلاقيت را به من داد. همچنين در اين مجموعه بازيگران بهتري داشتم که توانستند از عهده نقشهايشان بربيايند.
اين روزها تمام دنيا سينماي ايران را ميشناسد. موسيقي ما هم به نحوي ديگر در سطح جهان مطرح است و بسياري از آهنگ سازان و هنرمندان ما براي جهانيان شناخته شدهاند اما در اين ميان تئاتر ايران به ندرت در مجامع بينالمللي حضور دارد به طوري که آخرين حضور جهاني تئاتر ايران نمايش«فنز» به کارگرداني محمد رحمانيان بود اگرچه در سالهاي اخير گروههاي تئاتري بسياري با نمايشهاي متفاوتي آثار خود را در قارههاي مختلف اجرا کردهاند،اما به راستي براي جهاني شدن تئاتر بايد چه تمهيداتي به کار بست؟ گروههاي خارجي چطور ميتوانند با تئاتر و نمايشهاي ما آشنا شوند.
چيستا يثربي نمايشنامهنويس، کارگردان و منتقد تئاتر در اين خصوص به ما ميگويد: «ابتدا بايد امکانات رافراهم کرد و اين امکان همان توجه به تئاتر و جدي گرفتن تئاتر درکشور است. با وجود اين که سال هاست که تئاتر داريم و تئاتر کار ميکنيم اما گويي اين هنر هنوز تعريف درستي نشده و در جامعه به حساب نميآيد و براي تأمين بودجه يک نمايش مجبوريم از سازمان هاي مختلف خواهش و تمنا کنيم و دايم مجبوريم اين هنر را موجه جلوه دهيم، يعني به اين هنر به چشم يک هنر غيرموجه نگاه ميشود. در حالي که بايد به تئاتر به عنوان روح فرهنگ ومتعالی نگاه شود اين همه فارغالتحصيل تئاتر وارد بازار کار ميشوند اما بيکارند و هيچ گونه شغلي ندارند. تعداد سالن ها کم است. بنابراين وقتي وضع تئاتر از درون خراب است چطور ميتوان به بينالمللي شدن آن فکر کرد بايد براي بينالمللي شدن نمايش امکان حضور در ساير کشورها را فراهم کرد و از مسوولان تئاتر کشورهاي ديگر دعوت کنيم که نمايشهاي ما را ببينند و حضورشان فقط به جشنواره محدود نشود.
وي در ادامه گفت: «براي جهاني شدن بايد از تئاتر ملي، بومي و سنتيمان شروع کنيم يعني بعد از اين که روي نمايشهاي سنتي و آييني سرمايهگذاري کرديم، ميتوانيم از نمايشهاي ديگر هم استفاده کنيم ولي تا وقتي که مسوولان و مديران به تئاتر به عنوان يک عامل زائد و حاشيهاي نگاه ميکنند، حرف زدن در مورد جهاني شدن تئاتر بيهوده است. اما اگر اين خواسته مهم باشد بايد به مفاخر ادبي و فرهنگيمان تکيه کنيم و بخش بينالملل مرکز هنرهاي نمايشي هم بايد حمايتهاي بيشتري در اين مورد داشته باشد».
حسين مسافر آستانه هم يکي از کارگردانان تئاتر در پاسخ به پرسش ما ميگويد: «جهاني شدن به برنامهريزي کلي تئاتر بستگي دارد و در حال حاضر که تئاتر در برنامهريزي داخلي خودش با مشکلات عديدهاي روبروست، طبعا" در مقابله با تئاتر دنيا خيلي نميتواند عرض اندام کند اما استثنائاتي در اين زمينه وجود داشته است که از سر ذوق و علاقه هنري هنرمند و خلاقيتهاي فردي هنرمندان ناشي شده و به عنوان تئاتر ايراني توانستهاند خودشان را معرفي کنند. تئاتر براي جهاني شدن نياز به تعامل جهاني دارد ما در طول سال به جز استثنائاتي که براي حضور در جشنوارههاي متعدد داشتيم چندان تعامل جهاني نداريم. بايد براي ورود به عرصه جهاني برنامه داشته باشيم که متأسفانه چنين برنامهاي در مرکز هنرهاي نمايشي نبوده است».
دبير جشنواره بينالمللي تئاتر فجر در ادامه گفت: براي جهاني شدن بايد با هويت ايراني تئاتر را به جهان عرضه کنيم. اين کار هم نيازمند برنامهريزي است البته بايد سعي کنيم با هويت ايراني، آثاري جهاني توليد و اجرا کنيم و اين هويت نياز به حمايت گسترده دارد يکي از راههاي رسيدن به اين مساله استفاده از ادبيات ايران، فرهنگ و تمدن ايران و آثار برگزيده ادبي، هنري ايراني است. راه ديگر شناخت شيوههاي نمايشهاي ايراني است که لازمه آن برنامهريزي و آموزش است. ما ملتي هستيم با تمدني بسيار کهن و غني و قطعا" نمايشهايي داشتهايم که بتوانيم آن ها را بشناسيم و احيا کنيم. در حال حاضر همه کشورها از کشورهاي آفريقايي، اروپايي و آمريکايي گرفته تا کشورهاي آسيايي همه داشتههاي نمايشي خودشان را به عنوان دستمايه با سلايق روز جهان طراحي و ارائه کردهاند به همين دليل هم توانستهاند خودشان را در ابعاد جهاني مطرح کنند ما هم درشيوه آموزههاي غربي تئاتر، پيشرفت خوبي داشتيم اما در نگاه به فرهنگ و تمدن تئاتري خودمان خيلي موفق نبوديم. در آموزشهاي دانشگاهي هم به اين موضوع پرداخته شده است.
در همين زمينه با يکي از مسوولان مرکز هنرهاي نمايشي تماس گرفتيم. او قبل از اينکه به بحث جهاني شدن تئاتر پاسخ دهد، خندهاي سر داد و گفت: «با وضعيتي که مرکز هنرهاي نمايشي در ماههاي اخير پيدا کرده، براي پرداخت پول تلفن و حقوق کارمندان ماندهايم ما اگر پول داشتيم، تلفنهايمان قطع نميشد، حالا ميخواهيد من از جهاني شدن تئاتر صحبت کنم؟ ما هنوز در بديهيترين و پيش پاافتادهترين مسائل ماندهايم و براي جهاني شدن تئاتر به فرصت بيشتري نياز داريم».
امسال فيلمسازان ايراني با سه فيلم در اسکار حضور دارند و به نظر ميآيد اين نخستين بار است که سه فيلم ساز از ايران از سه کشور به اسکار ميروند. از ايران رضا ميرکريمي با فيلم «خيلي دور، خيلي نزديک»، از عراق جميل رستمي با «مرثيه برف» و از تاجيکستان محسن مخملباف با فيلم «جنسيت و فلسفه» در هشتاد و هفتمين دوره اسکار به رقابت ميپردازند. حضور پررنگ ايرانيان در مجامع فرهنگي جهاني انکارناپذير است اما با توجه به قوانين و قواعد حضور در اسکار، آيا فيلم «مرثيه برف» و «جنسيت و فلسفه» ميتوانند نمايندگان اسکاري عراق و تاجيکستان باشند. با توجه به اينکه فيلم مخملباف به زبان روسي و تاجيکي بوده و در همان کشور مبدأ نيز اکران شده است. مشکل خاصي ندارد اما فيلم «مرثيه برف» با کارگردان، تهيه کننده و عوامل ايراني چه وضعيتي پيدا ميکند؟
با اين حال سيداحمد علايي مير تهيهکننده «مرثيه برف» به خراسان ميگويد: اين فيلم محصول مشترک جمهوري اسلامي ايران و حکومت اقليمي کردستان عراق است در واقع تهيهکننده فيلم «ماهد فيلم» است اما بخشي از سرمايهگذاري هم توسط عراق انجام شده است. وقتي فيلم «خيلي دور، خيلي نزديک» از ايران به اسکار معرفي شد از طرف عراق پيشنهاد شد که اين فيلم به دليل اين که شرايط لازم را دارا بود از طرف عراق به اسکار معرفي شود که ما هم پذيرفتيم ضمن اين که اين فيلم در عراق هم اکران شده بود.
وي ضمن ابراز خشنودي از حضور سه فيلم ساز ايراني در اسکار گفت: اين حرکت بسيارخوبي است که سه فيلم ساز از ايران با فيلمهايشان به اسکار معرفي ميشوند يعني اين افتخاري است براي سينماي ما که سه نام ايراني به اسکار معرفي شدند در واقع اين يک موقعيت استثنايي است.
امير اسفندياري مدير بخش بينالمللي فارابي نيز در خصوص اين که فيلم «مرثيه برف» ميتواند از سوي عراق به اسکار معرفي شود به ما گفت: «مرثيه برف» شرايط شرکت در اسکار از سوي عراق را داراست چون تهيه کننده اين فيلم به صورت مشترک ايراني و عراقي هستند. زبان فيلم هم کردي است و بخشي از عراق به اين زبان صحبت ميکنند و نکته سوم هم اينکه اين فيلم در عراق طي زمان مشخص شده براي حضور در اسکار اکران شده است. نکته ديگر اين که فيلم در اين کشور ساخته شده است. در واقع به نوعي عراق مبدأ اصلي فيلم محسوب ميشود و طبق توافق با تهيهکننده ايراني از سوي اين کشور معرفي شده است.
چيستا يثربي با کتاب «من آنا کارنينا نيستم» به آرژانتين ميرود.
يثربي در گفتگو باخراسان ضمن اعلام اين مطلب گفت: به سمينار ادبيات داستاني زنان جهان مقالهاي ارائه کردم و اين مقاله در سمينار پذيرفته شد و براي شرکت در اين گردهمايي به آرژانتين ميروم.
وي افزود: برنامههاي اين سمينار پيرامون تحولات داستاننويسي زنان است و مقاله من هم مربوط به تحولات داستاننويسي زنان در ايران از قبل از انقلاب تاکنون است.
يثربي افزود: اين گردهمايي توسط زنان نويسنده برپا ميشود و تمامي شرکتکنندگان آن هم زنان هستند و به اين دليل که کتاب «من آنا کارنينا نيستم» هفته پيش منتشر شد، اين داستان را در آن سمينار قرائت ميکنم.
« من آنا کارنينا نيستم» مجموعه قصههاي کوتاه است که به زبان فارسي و انگليسي به تازگي انتشار پيدا کرده است
نهمين دوره انتخاب کتاب سال دفاع مقدس در حالي برگزار ميشود که از ساير جشنوارههاي دفاع مقدس خبر چنداني نيست و به غير از کتاب جشنواره فيلم هم آذرماه برگزار ميشود.
انتخاب کتاب سال دفاع مقدس هم با حرفها و حديثهاي بسياري همراه بود. بهروز اثباتي مدير پيشين اين جشنواره از سمت دبيري جشنواره انصراف داد و اين جشنواره بدون دبير به کار خود ادامه داد تا اين که نهايتا دکتر سنگري رئيس کميته داوران به عنوان دبير علمي و محمد قاسم فروغي به عنوان دبير اجرايي جشنواره انتخاب شدند.
دکتر محمدرضا سنگري دبير علمي و رئيس کميته داوران جشنواره در گفتگو با خراسان گفت: براي داوري آثار چند مرحله را طي کرديم و طي دو مرحله تعدادي از آثار حذف شد و آثار باقيمانده مورد داوري قرار گرفتند. آثار را بر اساس مجموعه معيارهايي که در هشت جشنواره گذشته اجرا شده بود مورد بازنگري قرار داديم و بعد از اينکه موارد ديگري را اضافه کرديم، به معيارهاي جديدي دست پيدا کرديم و آثار بر اساس معيارهاي جديد مورد داوري قرار گرفت.
از مجموع ۳۵۰ اثر رسيده به دبيرخانه ۱۵۶ اثر در اختيار داوران قرار گرفت و داوران آثار را مورد بررسي قرار داد.
و نهايتا در اين بخش ۵۱ کتاب وارد مرحله ارزشيابي نهايي شده است. در حال حاضر ۱۴ عنوان تحقيق مورد بررسي قرار ميگيرد. کميته داستان هم همين سير را طي کرده و در حال حاضر پنج داستان براي داوري نهايي دردست بررسي است و کميته شعر هم مراحل اوليه را پشت سر گذاشته و داوران کارشان را انجام دادهاند و به زودي کار داوري اين بخش هم به پايان ميرسد در کميته هنر هم ۱۷ عنوان اثر وجود داشتند که داوران در حال بررسي آثار هستند. در کميته کودک و نوجوان، داوران مجموعا ۲۵ عنوان کتاب را بررسي ميکنند.
وي در خصوص داوران اين دوره از جشنواره انتخاب کتاب سال دفاع مقدس اظهار داشت: به دلايلي از معرفي داوران جشنواره معذوريم اما ۳۵ نفر داوري که مشغول بررسي آثار منتشر شده در سال ۱۳۸۳ هستند از طيفهاي مختلف از جمله نويسندگان وا ساتيد دانشگاهي هستند در واقع با اين کار سعي کرديم کار علميتر و از استحکام بيشتري برخوردار باشد.
دکتر سنگري تصريح کرد: در اين دوره سعي کرديم نکات بسياري را مورد توجه قرار دهيم تا آثار به شکل درستي مورد داوري قرار گيرد. من پرونده برگزاري هشت دوره گذشته را مطالعه کردم در سالهاي گذشته تلاش همکاران مثمرثمر بوده و تلاش کردند که آثار را به دقت بررسي کنند.
دبير علمي انتخاب کتاب سال دفاع مقدس در پايان وضعيت کتابهاي منتشره در خصوص دفاع مقدس را نامطلوب ارزيابي کرد و گفت: وضعيت نشر کتابهاي دفاع مقدس راضيکننده نيست و حادثهاي به اين عظمت و بزرگي نيازمند تلاشي گستردهتر و بزرگتر است و ما بايد اين توان منديها را بيش از اين پاس بداريم و يقين دارم که بخشي از استعدادهاي ما که زماني براي خلق يک اثر مطرح ميکنند ولي بازده و حمايتهاي مناسب وجود ندارد به همين دليل هم جايگاهشان را پيدا نميکنند و دلسرد ميشوند در حاليکه معرفي اين گونه آثار به جامعه الزامي است ولي اين ادبيات مظلوم واقع شده و هنوز ناشناخته است.
نگاهي به نمايش «دوشيزه و مرگ» به کارگرداني بهنام حقيقي
نمايش «مرگ و دوشيزه» قصه غمانگيز زني است که «آريل دورفمان» آن را نگاشته است. «پائولينا سالاس» زني است که در دوره حکومت ژنرال پينوشه در شيلي توسط عدهاي ربوده و شکنجه شده است.حالا بعد از گذشت پانزده سال با همسرش به خانه ييلاقي خود براي استراحت ميروند. همسر او در راه بازگشت به خانه به دليل نقص فني ماشينش، با دکتر «ميراندا» آشنا ميشود و او را به منزل ميرساند و شب دوباره دکتر ميراندا به منزل«اسکوبار» ميآيد و در همان زمان پائولينا با شنيدن صداي ميراندا او را ميشناسد و قصد اعترافگيري از او را دارد و در اين راه همسرش نيز ناخواسته با او همکاري ميکند.
آنچه در نگاه اول در اين نمايش نمود پيدا ميکند، بازگشتي است که در پرده اول اجرا ميشود و از همان ابتدا تماشاگر متوجه ميشود که با اجرايي متفاوت روبهروست. ضربه اوليه آنچنان محکم است که تماشاگر فرصت فکر کردن پيدا نميکند و فقط ميخواهد دليل اندوه شديد پائولينا را بداند.
نمايشنامه «دوشيزه و مرگ» برگرفته از نام کوارتتي است که«شوبرت» آن را در چهار موومان تصنيف کرده و اين تم در سراسر نمايش حاکم است. نويسنده نمايشنامه به خوبي لايههاي دروني شخصيتها را بررسي ميکند.
کارگردان به واسطه همين متن خوب به راحتي توانسته با کمترين امکانات و طراحي خاص صحنه به آن جان ببخشد. واژههايي چون قتل، خيانت، اعتراف، قانون ، پست و مقام اگرچه محور اصلي اين نمايش است، اما درگيري ذهني تماشاگر پائوليناست که ذرهذره به عمق وجود و زجري که در دوران حکومت پينوشه بر او رفته، آشنا ميشود.
روح و جسم آسيبديده پائولينا، پس از پانزده سال آنچنان درگير انتقامجويي است که جز انتخاب يک راه چارهاي ندارد. او بارها و بارها از سوي دکتر ميراندا و ديگران مورد اذيت و آزار قرار ميگيرد.
دروغ نکتهاي است که در اين تئاتر موج ميزند. حتي دروغهايي که اسکوبار عليرغم علاقهاش به پائولينا فقط به دليل رهايي دکتر ميراندا ميگويد.
بازيهاي نفسگير بازيگران، تماشاگر را صحنه به صحنه و پرده به پرده با خود همراه ميکند. بازي مينا يثربي، نرم و روان و باورپذير است. پيام بخت و فرزين محدث هم موقعيت و وضعيت حاد را در فضاي صحنه به خوبي القا ميکنند. بازي فرزين محدث اما تفاوت بسياري دارد چرا که به قدري باورپذير و حسي است که عليرغم جناياتي که در قالب نقش دکتر ميراندا مرتکب شده اما تماشاگر با او همذاتپنداري عجيبي دارد.
طراحي صحنه نمايش يکي از سادهترين قالبهاي موجود است. دو نيمکت، ميزي کوچک و يک ميز تحرير و چند بطري نوشيدني تمام وسايل اين نمايش را تشکيل ميدهند. در واقع نمايش در سادهترين شکل صحنه و فقط به پشتوانه نور و صدا اجراي موفقي پيدا ميکند. طراحي لباس هم اگرچه در عين تناسب با موقعيت خوب است اما به دليل يکنواختي تداعيکننده يک زمان است و نه تغيير موقعيت.
يادآوري صحنه اوليه نمايش که در ميانه اين روايت تکرار ميشود، با کوارتت «شوبرت»، تداعيکننده خاطرات تلخي است که بر يک زن رفته و معلوم نيست که در حکومت فعلي مجازاتي در پيش خواهد داشت يا نه. در حالي که دکتر ميراندا ادعاي قويتري براي اثبات بيگناهي خود دارد و آن هم عدم تعادل روحي و رواني پائوليناست.
پرده پاياني که با مرگ دکتر ميراندا و انتقام پائولينا خاتمه پيدا ميکند تنها نکتهاي است که تماشاگر ميتواند از ابتدا آن را حدس بزند، به خصوص با وجود اسلحهاي که پائولينا در دست دارد و دائم به وسيله آن دکتر ميراندا را تهديد به مرگ ميکند. در واقع پائولينا در دادگاهي که درخانه خودش تشکيل داده اقدام به گرفتن اعتراف از جنايتکاري ميکند که خود از قربانيانش بوده و مرور زمان هم نتوانسته درد اين جنايت را تسکين بخشد.
«مرگ و دوشيزه» اگرچه اولين نمايش گروه«روژان» است اما به عنوان اولين تجربه يکي از آثار خوبي است که اجرا شد و بهنام حقيقي هم در مقام کارگردان ميتوانست اين نمايش را بهتر از آنچه اجرا شد، به روي صحنه بياورد.
سرسنگي ضمن اعلام اين خبر گفت:"شش داستان كه هر يك از مضمون جداگانه اي برخوردار است براي كودكان و نوجوانان آماده كرده ام و كتاب "روزي كه يادم نمي رود" يكي از اين شش داستان است كه منتشر شده و پنج اثر ديگر مراحل فني را طي مي كند.
وي افزود:"يك نمايشنامه هم در دست انتشار دارم كه همراه پنج كتاب ديگر تا دو ماه آينده توسط انتشارات عصر انديشه منتشرمي شود.
اين استاد دانشگاه تصريح كرد :"علاوه بر كارهاي فوق يك كار پژوهشي كه درآن ده سال نمايشنامه نويسي معاصر ايران بررسي مي شودرا در دستور كار براي انتشار دارم.اين اثر يك كار گروهي است كه با همكاري جمعي از اساتيد ودانشجويان، نمايشنامه نويسي معاصر ايران را از سال۷۳تا۸۳بررسي مي كنيم.
جشنواره سراسري «بسماللهالرحمنالرحيم» در موسسه فرهنگي هنري صبا برگزار ميشود.
به گزارش خراسان، در دومين جشنواره «بسماللهالرحمنالرحيم» دويست اثر به نمايش گذاشته ميشود.
اين نمايشگاه که از ۱۸ مهر ماه آغاز شده شامل آثار انتخابي در بخشهاي گرافيک، نقاشي، خط، خوشنويسي و هنرهاي سنتي است و تا دوازدهم آبان ماه و پايان ماه مبارک رمضان ادامه خواهد داشت.
گفتني است متولي برگزاري اين جشنواره، فرهنگستان هنر است و علاقهمندان ميتوانند همه روزه تا ساعت ۲۰ از اين نمايشگاه بازديد کنند.
برخي قوانين حاکم بر سينماي ما به قدري به سينما لطمه ميزند که گاه احساس ميشود علاوه بر کساني که در خانه سينما، بنياد سينمايي فارابي و ساير منصبهاي مرتبط با سينما حضور دارند، نوعي مافيا سينماي ايران را به ناکجاآباد ميبرد.
سينمايي که به فيلمها فرصت فروش نميدهد، سينماهايي که خود را حاکم مطلق فيلمهاي دانسته و زحمات گروهي که ماهها براي آن زحمت کشيدهاند را گاه از آن خود ميدانند. سينمايي که اگرچه در اوج است اما آن را به زير ميکشند ،اينک چندي است که کارگردانان به نحوه اکران فيلمهايشان و فضاي حاکم بر اکران، اعتراض کردهاند و با اندکي درنگ ميتوان به اسامي کساني برخورد که در زمينه کارگرداني نامهايي مطرح هستند: «رخشان بنياعتماد»، «رضا ميرکريمي» و «مجيد مجيدي». اگر نگاهي به جدول فروش نيز بيندازيم حداقل ميتوان متصور شد که برخي فيلمها بيشتر از زماني که براي اکران عمومي آن ها در نظر گرفته شده ظرفيت نمايش دارند. اين سيستم حتي به فيلم «خيلي دور- خيلي نزديک» رضا ميرکريمي هم که نماينده سينماي ايران در اسکار است، رحم نکرد و آن را هم در اوج فروش از فهرست اکران خارج کرد و اين فيلم اکنون فقط در چند سينما روي پرده است.
در پي همين اعتراضات خبري مبني بر تشکيل کميته کارشناسي اکران در معاونت سينمايي، منتشر شد. اين کميته موظف شده تا کار کارشناسي خود را براي بررسي دقيق اکران فيلمها آغاز کند. از وظايف ديگري که براي اين کميته در نظر گرفته شده دريافت نظرات تهيهکنندگان، سينماداران، فيلمسازان و اعضاي شوراي صنفي نمايش و صاحبنظران و مطالعه و بررسي شيوه اکران و پخش فيلم در کشورهاي صاحبسينما، نحوه اکران و پخش درسينماي ايران است.
* حبيبالله بهمني (کارگردان سينما) در اين خصوص ميگويد: چند سالي است سينماي ايران به سمت سينماي ضدارزشي حرکت کرده و متاسفانه از سينماي فرهنگي فاصله گرفته است. فکر ميکنم اين سياستهاي پشت پرده سينماي ايران بوده که باعث شده اين حرکت به اوج خود برسد.
از طرفي اکران سينماها هم در اختيار بخش خصوصي است، بخشي که به علت داشتن سرمايه، ديد اقتصادي و امکانات زياد، اکران را در اختيار دارد. ولي براي برقراري تعادل، بايد هماهنگي مناسبي نيز با بخش دولتي صورت بگيرد. بخش دولتي با در اختيار گذاشتن بودجه ساليانه و اختصاص آن به تهيهکنندگان و فيلمسازان فرهنگي ميتواند باعث رونق فيلمهاي فرهنگي به صورتي هدفمند باشد.
* محمد خزاعي (تهيهکننده سينما) نيز که اخيرا نامه سرگشادهاي به وزير ارشاد نوشت و به حذف زودهنگام «پشت پرده مه» اعتراض کرد معتقد است: اگرچه کميته نظارت بر اکران تشکيل شده اما اين کميته هنوز کاري انجام نداده است. موضوع اکران و مشکلات تبعي آن به عوامل مختلفي بستگي دارد. به عنوان مثال تعداد فيلمهايي که توليد ميشود با تعداد سالن سينماهايي که ميتوانيم فيلم را اکران کنيم، همخواني ندارد. يعني يکصد فيلم توليدي در سال چطور ميخواهد در تعداد سينماهاي معدود اکران شود؟
ما بايد کفههايمان را برابر کنيم هر چقدر سالن داريم، به همان اندازه فيلم بسازيم يا براي تعداد فيلمهايي که ساخته ميشود، به همان ميزان سالن ساخته شود.
خزاعي با اشاره به اکران فيلمهاي فرهنگي تصريح کرد: در کنار اکران فيلمهاي فرهنگي، اکران فيلمهاي تجاري و گيشه هم مطرح است که هر دو نوع، ضرورت سينماي ما هستند البته سينماي فرهنگي هم بايد به سمتي برود که به جزئي از سينماي بدنه تبديل شود. چون مهمترين مسئله در سينما اقتصاد است و پس از آن سينما بايد بتواند تاثير فرهنگي داشته باشد. در سراسر دنيا فيلمهايي با اهداف فرهنگي ساخته و به آنها سوبسيد هم داده ميشود. در ايران هم اين نوع فيلمها بايد دستهبندي و اکران شوند و نبايد از کنار آن به راحتي گذشت.
خزاعي افزود: با توجه به اين که دولت و رئيسجمهوري که شعار فرهنگي سرميدهد و معاونت سينمايي به عنوان يک فرد فرهيخته شعار حمايت از سينماي ملي را سرلوحه کار خود قرار داده و از سينماي ملي، سينماي کودک و نوجوان، تلاش براي فيلمهاي معنوي، و رشد و تعالي سينماي ايران صحبت ميکند، مطمئنم که اتفاقي در اين حوزه رخ ميدهد. اما لازم است تمامي مشکلات اکران از جمله بازار بينالملل، فيلمنامه و حتي عرضه و تقاضا هم مورد بررسي قرار گيرد. چون اکران يک بحث جدي است و برنامهريزي براي اکران، و براي تعداد فيلمهايي که در طول سال ساخته ميشوند و برنامهريزي براي عرصه اين فيلمها ضروري به نظر ميرسد.
* مجيد بيگدلي (عضو شوراي مرکزي انجمن سينماداران) هم ميگويد: در موقعيت فعلي براي اکران فيلمها، کارگردان و تهيهکننده فيلم خود را به سينمادار ارائه ميکنند و در صورتي که موردپسند سينما واقع شد، قرارداد اکران بسته ميشود و بهتر است که فيلمهاي هنري و فيلمهايي با مخاطبان خاص در سينماهاي دولتي اکران شوند. چون بخش دولتي داراي امکاناتي است که بخشهاي خصوصي فاقد آن هستند.
براي تکميل شدن اين گزارش با معاونت امور سينمايي تماس گرفتيم تااطلاعات بيشتري از نحوه کار اين کميته و عملکرد آن کسب کنيم که مسوول دفتر معاون امور سينمايي ارائه هرگونه اطلاعاتي را منوط به ارتباط با روابط عمومي و مدير اين واحد دانست. ولي پس از پنج روز از برقراري ارتباط با روابط عمومي و درخواست اطلاعات بيشتر، مسوول اين واحد، اطلاعاتي در اختيار ما قرار ندادواين گزارش بدون اطلاع از نحوه کار اين کميته و اطلاعات جزئيتر تهيه شد.
به گزارش خبرنگار ما، اين نمايشگاه شامل پانزده عکس است که حسيني با تاکيد بر ايجاد فرم و حرکت از زوايايي که مخاطب آن ها را به هنگام ديدن نمايش در نظر نميگيرد به تصوير کشيدهاست. او در اين عکس ها از بازيگران و صحنه به عنوان عناصري تصويري جهت ايجاد فرم و حرکتي که منعکس کننده حال و هواي نمايش و مضامين نهفته در آن باشد، بهره برده و عکسهاي زيبايي خلق کرده است.
ابراهيم حسيني پيش از اين دو نمايشگاه ديگر عکس از نمايشهاي «ضيافت شيطان» به کارگرداني امير دژاکام و «آنتيگونه در نيويورک» کاري از احمد ايرانيخواه را در تئاتر شهر برپا کرده بود.
گفتني است نمايش «شازده قورباغه» نوشته مليحه جعفري و به کارگرداني احمد ايراني خواه که تاکنون ۱۳ نمايش را کارگرداني کرده است در تالار مولوي به روي صحنه رفته است.
جشنواره سراسري فرشهاي عشايري در هفته گذشته رويدادي بود که اين هنر سنتي ما را در کشور دوباره بر سر زبانها انداخت. هنري که قدمت آن در اين سرزمين به هزاران سال پيش باز ميگردد. فرشهاي ايراني هميشه از نظر کيفيت و ترکيب هنري در دنيا حرف اول را ميزند اما آنچه جاي تاسف دارد اين است که اين نوع فرش در ايران بنا به دلايل متعددي کمتر مورد توجه قرار گرفته و علاقهمندان به فرشهاي ايراني بيشتر از کشورهاي ديگر هستند تا کشور خودمان.
جشنواره سراسري فرشهاي عشايري ايران فرصتي بود براي آشنايي دوباره مردم با اين هنر اصيل و فرشهاي عشايري. زناني که علاوه بر زندگي کوچنشيني به اقتصاد و هنر هنوز هم اهميت ميدهند و جزئي از زندگي آنان شده است و اين زنان چند روزي در تهران در پاي دار قاليها گره بر گره افزودند و هنرشان را به رخ ميکشيدند اما اين هنرمندان خود با مشکلات عديدهاي روبرو هستند. آن چه از اهميت ويژهاي در اين مورد برخوردار است، اصالتي است که حفظ شده و نميتوان را از زندگي آنان جدا کرد.
تورج ژوله، محقق و پژوهشگر فرش در اين زمينه ميگويد: فرش عشايري همان طور که از نامش پيداست، محصول فرهنگ و زندگي عشاير است همان طور که فرش روستايي و فرش کلاسيک شهري مديون يک زندگي شهري يا روستايي است. اصولا فرش عشايري و آنچه که دستاورد زندگي عشايري است بر مبناي يک نياز کاربردي محض است يعني اگر فرش و گليم ميبافند واقعا يک نياز کاربردي براي زندگي روزمرهشان است و ممکن است با ذوق و هنر و عوامل طبيعي آنرا زيباتر کنند.
وي معتقد است که اين نوع فرش براي تجارت و بازار بافته نميشود و اگر هم به بازار راه پيدا کرد يک حس زيبادوستي و تنوع طلبي اين نوع فرش را به بازار و تجارت کشانده است.
اما بافندگان فرش گلايههايشان چيز ديگري است. يکي از آنان که در حاشيه برگزاري جشنواره در حال بافتن فرش است، ميگويد: «ما طرحهايمان را خودمان انتخاب ميکنيم و حتي بدون طرح هم قالي ميبافيم. نخ و رنگها هم از توليدات خودمان است. زندگي ما» زندگي مستقلي است و به همين دليل هم فرشهايي که ميبافيم از مواد طبيعي و خاص خودمان است. همينها سبب ميشود که فرشهاي عشايري مورد توجه خاص قرار بگيرد البته فرشهاي ما را بيشتر اروپاييها و آمريکاييها ميشناسند و ميخرند و اين شناخت در داخل کشور بسيار اندک است و به همين دليل خواهان کمتري دارد.
مباشري يکي ديگر از توليدکنندگان فرشهاي عشايري ميگويد: به عقيده من بايد بيشتر از گذشته روي بخش فرهنگي فرشهاي عشايري کار کنيم و برپايي چنين نمايشگاهها و جشنوارههايي ميتواند کمک بسياري به اين سبک از فرش باشد.
سالار حسنزاده هم ميگويد: فرشهاي عشايري قبلا هم مورد توجه پژوهشگران و محققاني که با مرکز تحقيقات همکاري داشتهاند بوده است اما واقعيت اين است که فرش عشايري يک بحث فرابخشي است. فرشهاي عشايري مثل همه فرشها نيازمند توجه است اما بايد براي بافندگان و توليدکنندگان اين نوع فرش به دليل مسائل و مشکلات زندگي عشايري تسهيلات خاصي در نظر گرفته شود.
پرويز تناولي هم که پيش از اين همه او را به عنوان يکي از اساتيد مجسمهسازي در ايران ميشناختند، در اين جشنواره اولين بار به عنوان يکي از کارشناسان هنر فرش و قالي معرفي شد. او در خصوص اين نوع خاص از فرش ميگويد: طي سيسال اخير موزه فرش ايران به اشتباه به دنبال فرشهاي کلاسيک بود درحالي که بهترين فرشهاي دوره صفويه در موزههاي دنيا جمعآوري شد و پس از افزايش قيمت نفت تعداد اندکي از شاهکارهاي فرش ايران با قيمتهاي هنگفتي خريداري شد درحالي که ميتوانستيم با يک پنجم قيمتهاي پرداخت شده، فرشهاي عشايري را خريداري کنيم.
وي افزود: امروزه يکي از سختترين تخصصها، شناخت فرشهاي اصيل عشايري است چون توليدات اخير بر مبناي فرشهاي اصيل عشاير و ايلات استوار شده است با اين وجود امروزه زيرانداز عشاير جز تکهاي پلاستيک نيست و بيشترين آسيب طي 80 سال گذشته به اين قشر وارد شده است. بنابراين براي حل مشکلات و معضلات اقتصادي فرش ايراني، ابتدا بايد به مشکلات فرهنگي و حل مسائل فرهنگي همت گماشت.
همزمان با ماه مبارک رمضان و با هدف بيان فضايل معنوي اين ماه به زبان هنر و کشف استعدادهاي موسيقيايي جوانان دومين جشنواره سرود و موسيقي رمضان برگزار ميشود.
محمدحسين برزين ضمن اعلام اين خبر به خراسان گفت: کليه گروههاي آماتوري و حرفهاي موسيقي و علاقهمندان سراسر کشور ميتوانند آثار موسيقيايي خود را در قالب لوح فشرده يا کاست به دبيرخانه جشنواره ارسال کنند.
وي افزود: ترانهسرايان، شعرا و پژوهشگراني که اشعار، ترانه، مقالههاي پژوهشي و پاياننامههاي دانشگاهيشان به نوعي با موضوعات محوري اين جشنواره هماهنگي دارد، ميتوانند در بخشهاي جنبي جشنواره شرکت کنند.
با پايان يافتن بيست دوره از جشنواره فيلم هاي کودکان و نوجوانان نکته حائز اهميت اين است که بسياري از کارگردانان و فيلم سازان صاحبنام که فيلمهايشان در مجامع جهاني مطرح است و نماينده سينماي ايران هستند، با سينماي کودک کارشان را آغاز کردهاند.سينماي کودک براي بسياري سينماي تجربه و دانشاندوزي بوده است در حالي که سينماي کودک عرصه تجربه نيست. سينماي کودک سينمايي متفاوت است و در اين عرصه بايد تلاش و همت بيشتري به کار گرفت. نکته ديگر اين که بسياري از فيلم سازان با استفاده از کودکان در نقشهاي اصلي فيلم بيشتر با بزرگترها حرف ميزنند و فيلمهاي کمي با موضوع کودکانه و صرفا براي کودکان ساخته شده است.
فيلم سازاني مثل کيارستمي، مجيد مجيدي ، ابوالفضل جليلي و کيومرث پوراحمد که در زمينه ساخت فيلمهاي سينمايي وزنهاي در سينماي حرفهاي و بلند به شمار ميروند کار فيلم سازي و کارگرداني را با کار براي کودکان آغاز کردهاند و پس ازکسب تجربه به سوژههاي ديگر روي آوردهاند . اين سوال مطرح ميشود که به واقع همين کارگردانان حرفهاي، از سينماي کودک به عنوان پلهاي براي ترقي و دستيابي به عرصههاي ديگر استفاده کردهاند؟ اگر چنين باشد، شاهد حضور فيلم سازان جوان بسياري خواهيم بود که پس از تجربهاندوزي در اين وادي، به سمت سوژههاي جديدتري که نه کودکان در آن نقش دارند و نه براي کودکان است، ميروند و اين دور ادامه پيدا ميکند.
وقتي کيارستمي فيلم خانه دوست کجاست، مشق شب و مسافر را ساخت و در اين عرصه مطرح شد، چرا امروز ديگر کودکان و سينماي کودک را به ياد نميآورد و باد ما را خواهد برد، طعم گيلاس و ده ميسازد؟ چرا مجيد مجيدي که در کارنامه کارياش فيلمهاي پدر، بدوک، بچههاي آسمان و رنگ خدا ديده ميشود، امروز «بيد مجنون» ميسازد؟ چرا کيومرث پوراحمد که قصههاي مجيد را از لابهلاي کتابها به تصوير کشيد، شب يلدا و نوک برج ميسازد و البته ابوالفضل جليلي که عشق او به کودکان را هيچ گاه نميتوان و نميشود، انکار کرد هنوز دلبستگي به اين سينما دارد.اما برای بزرگان فیلم می سازد. البته نبايد بيانصافي کرد و اين مساله را به همه تعميم داد، چرا که هستند کساني که کار را از کودکان و براي کودکان آغاز کردهاند و در همين عرصه هم باقي ماندهاند. مرضيه برومند نمونه بارز اين فيلم سازان است.
سياستگذاران فعال در اين عرصه هم نقش موثري داشتهاند چرا که سينماي کودک و کساني که در اين ژانر فعاليت ميکنند، اغلب با شکست مواجه شدهاند و فروش مناسبي نداشتهاند؟ سياستگذاران و مسوولان سينمايي با اتخاذ تدابيري ميتوانند سينماي کودک را احيا کنند به نحوي که حداقل فيلم سازان صاحبنام دوباره به ساخت اين نوع فيلمها روي آورند و اگر سياستهاي لازم براي احياي سينماي کودک در نظر گرفته نشود، به زودي شاهد خواهيم بود که در جشنواره سينماي کودک اصفهان فيلمي از کشور ما حضور نخواهد داشت مگر تجربههاي جديد فيلم سازان جديد که آن هم سياه مشقي براي رسيدن به سينمايي ديگر است. پس نگذاريد سينماي کودک سينماي تجربهاندوزي باشد بلکه اين سينما بايد راهي براي رسيدن به تعالي و آشنايي کودکان و نوجوانان با سينما باشد.
برترين آثار منتشر شده در حوزه ادبيات دفاع مقدس طي سال گذشته ۲۴ آبان ماه معرفي ميشوند.
به گزارش خبرنگار ما دکتر محمدرضا سنگري روز گذشته در جمع خبرنگاران ضمن اعلام خبر فوق گفت: انقلاب ادبيات خاص خود را دارد يعني بايد براي هر انقلاب و هر حرکت بزرگي، ادبياتي متصور باشيم. بررسي هشت سال دفاع مقدس هم ميتواند در قالب ادبيات، افکارها و انديشهها متوجه اين واقعه بزرگ کند و سطح ارزشهايي که از چنين تفکر و بينشي سرچشمه ميگيرد را به طور قطع جزو شاخصههاي بزرگ ادبي ما خواهد بود.
وي درخصوص داوريها گفت: ما در انديشه اين نيستيم که فقط آثار شاخص و ممتاز را معرفي کنيم بلکه جريان و اين روند بايد بهبود پيدا کند ما با برگزاري اين برنامه قصد داريم ضعفها را کشف کنيم و به همين دليل سختگيري بيشتري اعمال ميکنيم چون معتقديم که اين حرکت بايد رو به رشد باشد.
سنگري در زمينه آثار رسيده به دبيرخانه جشنواره گفت: از مجموع ۴۰ هزار عنوان کتاب که سال گذشته مجوز چاپ گرفتند حدود ۷۰۰ اثر که مرتبط با دفاع مقدس بود به دبيرخانه ارسال شد و در مرحله اول داوري ۳۵۰ اثر مردود اعلام شد و مابقي آثار در کميتههاي هفتگانه خاطره، داستان، شعر و قطعه ادبي، هنر، تحقيق و پژوهش، جنگ و زندگينامه و کودک و نوجوان به تفکيک مورد بررسي داوران قرار داد و ۳۵ داور آثار را مورد بررسي قرار ميدهند.
وي درخصوص معيارهاي داوري گفت: در بعضي از حوزهها و شاخهها فعاليت چنداني نداريم. مثلا اثر شاخصي در حوزه ادبيات کودک و نوجوان، شعر و داستان نداريم. اين نوع ادبيات در دهه ۶۰ در اوج بود ولي بعد از آن افول کرد و به همين دليل اين بخش بايد تقويت شود و داوران درهمه حوزهها علاوه براينکه معيارها و ضوابط داوران سالهاي گذشته را درنظر گرفتند پس از بررسيهاي لازم معيارهاي جديدي را نيز تدوين کردند.
بسياري از جوانان صرفا به دليل شيفتگي به يک نظريه ادبي غربي، آن را الگو قرار ميدهند و شعر ميگويند در حالي که اين فرآيند در ادبيات بايد برعکس باشد و نظريه ادبي بايد از بطن آثار ادبي بيرون کشيده شود.
در حال حاضر سه گروه و جريان ادبي در کشور وجود دارد. يک گروه سنتيها، دوم کساني که ادبيات کلاسيک و سنتي را اصلا به رسميت نميشناسند و سوم کساني که در دايره اعتدال حرکت ميکنند
نقد و بررسي وضعيت امروز شعر، همواره بايد مورد توجه باشد. نگاه اصولي و کارشناسانه به شعر ميتواند ضريب خطا و اشتباه و انحراف را در شعر کاهش دهد. نقد جامع و جدي نظريههاي ادبي و خاستگاه آنها نيز راهي است براي تثبيت آن دسته از نظريهها که منبع و منشاء محکمي دارد و ميتواند ادبيات ما بخصوص شعر را پيش ببرد. به سراغ رضا اسماعيلي يکي از شاعران کشورمان رفتيم. او از اعضاي داوري جشنوارههاي شعر دانشجويان است. قرار بود تا پايان نيمه اول امسال «عاشقانههاي شرقي» خود را که دربرگيرنده ۴۰ غزل از سرودهاي ۸۰ تا ۸۳ است، منتشر کند. «مردي از جنس باران» هم که به امام راحل (ره) تقديم کرده است، توسط موسسه تنظيم و نشر آثار امام منتشر شده است. از او درباره وضعيت امروز شعر پرسيديم که ميخوانيم.
وضعيت شعر معاصر ما متاثر از شرايط فرهنگي، اجتماعي و سياسي حاکم بر جامعه است. ما در عصري زندگي ميکنيم که مطلقانگاريها و چيزهايي که فکر ميکرديم بدون تغيير هستند، دچار تغيير و تحول شدند. به خصوص شرايط فرهنگي ما دچار تغييرات بسياري شد و همين مسئله اقتضا ميکند که فرزند زمان خويشتن باشيم و خودمان را با شرايط روز منطبق کنيم. طبيعتا ادبيات هم از اين قاعده مستثني نيست و بايد بتواند آيينه تمامنماي اجتماعي و دگرگونيهاي اجتماعي باشد. تلاشي را که برخي از دوستان براي نوآوري و خلاقيت در حوزه ادبيات آغاز کردند را بايد به فال نيک گرفت ولي در هر حرکتي بايد از افراط و تفريط به دور باشيم و در دايره اعتدال حرکت کنيم. بعضي از دوستاني که حسننيت دارند و برخي از شاعران جوان با استناد به نظريات متفکرين غربي مثل ميشلفوکو و باروت که از متفکرين فرانسوي هستند، سعي ميکنند آثار ادبي جديد را براساس فرمولهاي اين متفکرين توليد کنند که اين نوعي به خطا رفتن است که ما يک نظريه را بدون چون و چرا و مطلق بپذيريم و با توجه به شرايط بومي، ملي و فرهنگيمان به جاي اينکه تاثير مثبت بگيريم و ادبياتمان را بارور و بالنده کنيم» آن را دچار آسيبهاي جبرانناپذير ميسازيم بسياري از جوانان صرفا به دليل شيفتگي نسبت به اين نظريهها آن را الگو قرار ميدهند و شعر ميگويند در حالي که اين فرآيند در ادبيات بايد برعکس باشد. يعني نظريه ادبي بايد از بطن آثار ادبي بيرون کشيده شود. حتي در مورد بنيانگذار ادبيات نوين ايران، نيما يوشيج هم اين اتفاق افتاد او آثاري را با تاثير و شناختي که از ادبيات فرانسه و همچنين شناختي که از ادبيات سنتي و کلاسيک ايران داشت، خلق کرد و راه جديدي را باز کرد و اين متکي به تجربيات شخصي نيما بود و براساس بصيرتي که پيدا کرده بود، اين راه را آغاز کرد و بعد مانيفست ادبياش را تبيين کرد. امروزه ما هم بايد به همين شکل عمل کنيم.
در حال حاضر سه گروه و جريان در ادبيات معاصر ما وجود دارد. يک گروه که شکل سنتي و پيشينه ادبيات فارسي را دنبال ميکنند و در همان سبک و قالبهاي رايج شعر ميگويند. گروه دوم کساني هستند که ادبيات کلاسيک را به رسميت نميشناسند و ميگويند به خاطر تغييرات فرهنگي و سياسي که در ايران و جهان اتفاق افتاده، نياز جديدي احساس ميشود و به همين دليل شيفتگي خاصي نسبت به ادبيات غرب پيدا کردهاند و اين کار بيشتر توسط شاعران جوان انجام ميشود. گروه ديگر هم در دايره اعتدال حرکت ميکنند يعني هم شعر نوين ميگويند و هم ادبيات سنتي را دنبال ميکنند. اين جريان معتدلي است ولي اگر گروه اول و سوم راه خودشان را ادامه بدهند، سر از ترکستان بيرون ميآوريم من مطمئنم اگر حافظ در عصر ما زندگي ميکرد، سعي ميکرد ديدگاه خودش را اصلاح کند و متناسب با نيازهاي جامعه حرکت کند. اگر ما هم در حصار ادبيات گذشته متوقف بمانيم، نميتوانيم پاسخگوي نيازهاي جامعه ادبي باشيم.
كيهان:مراسم اختتاميه نمايش هاي ويتسك، تنها راه ممكن، بكش تا اونجا كه نفس داري بكش و مرگ و دوشيزه و از خدمات اكرم محمدي ازروزنامه خراسان خراسان تقدير شد.
ايرنا: مراسم اختتاميه چهارنمايش روز جمعه در مجموعه تئاتر شهر تهران برگزار ميشود.
به گزارش روزسه شنبه روابط عمومي مجموعه تئاتر شهردراين مراسم از عوامل اجرايي و دست اندركاران نمايشهاي " ويتسك " به كارگرداني " مسعود دلخواه" "تنها راه ممكن " كار" محمد يعقوبي" ،"بكش تاآنجا كه نفس داري بكش" به كارگرداني" مجتبي معاف" و" مرگ دوشيزه" به كارگرداني" بهنام حقيقي" تقدير مي شود
دراين مراسم همچنيناز"اكرم محمدي"از روزنامه خراسان تقدير ميشود.
سايت ايران تئاتر:
خبرنگاران فعال در حوزه تئاتر مورد تقدير قرار ميگيرند .
نمايشهاي «ويتسك»، «تنها راه ممكن»، «بكش تا اونجا كه نفس داري بكش» و «مرگ و دوشيز» روز جمعه در مراسمي به اجراهاي خود پايان ميدهند.
به گزارش روابط عمومي مجموعه تئاتر شهر، مراسم اختتاميه نمايشهاي "ويتسك" به كارگرداني مسعود دلخواه، "تنها راه ممكن" به كارگرداني محمد يعقوبي، "بكش تا اونجا كه نفس داري بكش" به كارگرداني مجتبي معاف و "مرگ و دوشيز" به كارگرداني بهنام حقيقي، روز جمعه اول مهر ماه پس از اجراي نمايش، با تقدير از عوامل و دست اندركاران آنها برگزار خواهد شد.
در جريان برگزاري مراسم اختتاميه "نمايش دوشيزه و مرگ" از خدمات خبرنگار با سابقه و فعال حوزه تئاتر اكرم محمدي از روزنامه خراسان تقدير شد.
خبر گزاري فارس:
| |||
|
به گزارش خبرگزاري فارس، به نقل از روابط عمومي مجموعه تئاتر شهر، مراسم اختتاميه نمايشهاي "ويتسك" به كارگرداني مسعود دلخواه، "تنها راه ممكن" به كارگرداني محمد يعقوبي، "بكش تا اونجا كه نفس داري بكش" به كارگرداني مجتبي معاف و "مرگ و دوشيز" به كارگرداني بهنام حقيقي، روز جمعه اول مهر ماه پس از اجراي نمايش، با تقدير از عوامل و دست اندركاران آنها برگزار خواهد شد. | |||
حساسيت عمومي و رسانهاي در هنگام تهديد آثار تاريخي که در موضوع سد سيوند بروز کرد بايد به فال نيک گرفت. پيداست که چنين حساسيتي بيانگر افزايش آگاهي مردم و اصحاب رسانهها به مواريث فرهنگي کشور است و بيشک مهمترين ضامن حفظ اين آثار در کشور خواهد بود.
فرهنگستان هنر با انتشار بيانيهاي درباره سد سيوند اعلام کرد: شايسته است دستگاههاي دولتي، برنامه طرحهاي عمراني خود را به اطلاع سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري برسانند.
به گزارش فارس به نقل از روابط عمومي فرهنگستان هنر در اين بيانيه آمده است: حساسيت عمومي و رسانهاي در هنگام تهديد آثار تاريخي را، که در موضوع سدسيوند بروز کرد، بايد به فال نيک گرفت. پيداست که چنين حساسيتي بيانگر افزايش آگاهي مردم و اصحاب رسانهها به مواريث فرهنگي کشور است و بيشک مهمترين ضامن حفظ اين آثار در کشور خواهد بود.
همچنين بايد توجه داشت که ابراز حساسيت مسوولانه با
جنجالآفريني متفاوت است.
لذا بنابر اسناد متقن، ميدانيم که درياچه سد سيوند حتي حريم آثار تاريخي پاسارگاد را نيز تهديد نميکند و با تخت جمشيد کيلومترها فاصله دارد.
بنابراين اشاعه خبر نادرست تهديد اين دو بناي تاريخي عملا به تضعيف خبر درست تهديد آثارتنگه بلاغي، در محل درياچه سد سيوند منجر شده است.
اين بيانيه ميافزايد: در سرزميني تاريخي مانند ايران، هر برنامه توسعهاي ممکن است به از ميان رفتن آثار شناخته يا ناشناخته تاريخي منجر شود و در نتيجه، به بخشي از پشتوانه فرهنگ ايراني و جهاني لطمههاي جبرانناپذير وارد آيد.
از سوي ديگر، توقف برنامههاي توسعه به صرف گمان وجود آثار تاريخي در محل آنها ممکن نيست. بنابراين، مناسبترين راه آن است که مطابق قانون، در اين خصوص ميان توسعه و حفظ آثار تاريخي توازني منطقي برقرار شود. برقراري چنين توازني تنها به همکاري دستگاههاي متولي طرحهاي عمراني با سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري ميسر است.
لذا مطابق ماده ۱۱۴ برنامه پنج ساله چهارم توسعه و آيين نامه اجرايي آن موظفند مطالعه آثار تاريخي حوزه مربوط به اجراي طرح مورد نظر را، با نظارت سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، در برنامه طرح بگنجانند. در بخش ديگري از بيانيه آمده است: با توجه به اهميت زمان در اجراي طرحهاي عمراني، سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري نيز بايد سازوکارو تشکيلاتلازم را براي پاسخگويي صحيح و سريع به خواستههاي دستگاههاي دولتي در قالب قانون مذکور تعبيه کند.
پيداست که اگر چنين تدابيري ازيک دهه قبل در مورد سد سيوند انديشيده مي شد، هم مکان مناسب تري براي سد يافته ميشد و هم فرصت کافي براي مطالعه باستانشناسي در منطقه فراهم ميآمد. در خاتمه بيانيه تصريح شده است: هم اکنون برنامه مطالعه باستانشناسي جامعي در تنگه بلاغي در دست اجراست و يا خاتمه اين برنامه، آبگيري درياچه سد بلامانع خواهد بود» شايسته است در تفاهمي بين وزارت نيرو و سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري تمهيداتي براي اتمام برنامه مطالعه تنگه بلاغي و سپس آبگيري سد انديشيده شود.
در همين زمينه اکرم محمدي خبرنگار خراسان با «محمدحسن طالبيان» مدير بنياد پارسه گفتگويي انجام داد وي در پاسخ به خراسان درباره وضعيت اين سد و آثار فرهنگي، تاريخي و هنري اين محوطه گفت: ۴۸ نقطه در درياچه وجود دارد که ۲۴ مورد از اين آثار فرهنگي قاچاق شدهاند و ما هم اطلاعات آن را از دست دادهايم و از ۲۴ مورد ديگر ۱۹ اثر کاوش شده و اطلاعات آن به دست آمده است و ما براي اولين بار است که کار مديريت نجات ميراث فرهنگي را انجام ميدهيم. اين مسئله در مراکز و نقاط ديگر کشور هم اتفاق افتاده مثلا بيش از صداها تپه باستاني در خوزستان به وسيله کشت و صنعت در حال از بين رفتن هستند.
وي زماني را که ميتوانند گروه هاي باستانشناسي نظر نهاييشان را درمورد آبگيري و اثرات مخرب سد اعلام کنند ديماه اعلام کرد و گفت: تا زماني که مطمئن نيستيم اثر منحصربه فردي با آبگيري سد زير آب قرار ميگيرد نميتوانيم کاري انجام دهيم ولي مطمئنيم که يک سري از آثار در درياچه وجود دارند که با محدود کردن آب ميتوان آنها را نجات داد.
او درمورد رطوبت ميگويد: تنها مسئله نگرانکننده درخصوص احداث سد سيوند به نفوذ رطوبت به بناي پاسارگاد است چون رطوبت و آلودگي دو اثر تخريبکننده سنگ به شمار ميرود ولي با توجه به اخباري که درمورد غرق شدن مقبره کوروش در سدسيوند اعلام شد اعلام ميکنم که چنين چيزي صحت ندارد چون پاسارگاد درفاصله هفت کيلومتري از سد و در ارتفاع بيش از ۲۵ متري از درياچه واقع شده است وتنها رطوبت است که به مرور زمان بر اين بناي تاريخي تاثير ميگذارد با اين حال رطوبت در سطح بسيار کمي وجود دارد و هيچ کس نميتواند درمورد تاثيرات آن نظري ارائه کند.
طالبيان درخصوص بازسازي و مرمت بناهاي تاريخي اين منطقه ميگويد: معناي ميراث فرهنگي در دنيا عوض شده و ديگر بازسازي آثار باستاني مورد قبول باستان شناسان دنيا نيست و اين کار را باعث از بين رفتن اثر ميدانند در واقع درموقعيت کنوني نگهداري و حفاظت مد نظر است و کساني که فکر ميکنند بايد آثار باستاني و تاريخي را بازسازي کرد از اصل کار باستانشناسي و ميراث فرهنگي دنيا عقب ماندهاند.
يکي ديگر از توافقات ميراث فرهنگي و وزارت نيرو اين است که در مجاورت سد موزه آثار تاريخي اين منطقه احداث شود و طالبيان هزينه ساخت اين موزه را بيش از يک ميليارد تومان اعلام ميکند و ميگويد: اين موزه براي حفاظت آثار تاريخي منطقه بايد ساخته شود و وزارت نيرو هم اعلام کرده که هزينه آن را پرداخت کند.
مدير بنياد پارسه درخصوص اختصاص ۱۰۰ ميليون تومان بودجه براي منابع تحقيقاتي در اين منطقه ميگويد: براي اولين بار هفت هيئت کاوشگر و کارشناس در اين منطقه مشغول به کارند يعني حتي در دنيا سابقه نداشته که براي آثار باستاني همزمان هفت هيئت کاوشگر فعاليت کنند و اين خود نشانگر اهميت موضوع است. اين گروهها شامل يک گروه مشترک ايراني و ايتاليايي، ايراني و لهستاني دو گروه ايراني و آلماني، يک گروه ايراني و فرانسوي و يک گروه مشترک از دانشگاه تهران است که درصدد کشف احتمالي روستاهاي هخامنشي، کشف گورستاني بزرگ مربوط به دوره ساساني، کورههاي پخت سفال از دوران پيش از تاريخ، کوشک هخامنشي و گورستاني از دوره صفويه هستند. براي اتمام اين کاوشها و تحقيقات ميراث فرهنگي ۱۵۰ ميليون تومان از منابع جاري پژوهشي هزينه کرد و قرار بود که وزارت نيرو هم ۳۰۰ ميليون تومان هزينه کند که تاکنون اين رقم پرداخت نشده و فقط براي يکصد ميليون تومان آن اعلام آمادگي کرده است و ما هم اعلام کردهايم که اين رقم هرچه زودتر بايد پرداخت شود و حتي اگر وزارت نيرو اين رقم را پرداخت نکند، ميراث فرهنگي تلاش ميکند تا اين اعتبار را براي تکميل کاوشها دريافت کند.
اکرم محمدي- ديدن تئاتر و اقبال به تئاتر به عنوان رشد در سطح جامعه است.
علياصغر دارايي مدير گروه ادب و هنر شبکه چهار سيما روز گذشته در جمع خبرنگاران ضمن اعلام اين خبر گفت: تلهتئاتر بيشترين تناسب را با مخاطب شبکه دارد. شوراي طرح و برنامه هم تمايل بيشتري به تئاتر صحنه داشت در واقع با اين کار قصد داشتيم فضاي تئاتر صحنه را به تلويزيون منتقل کنيم که اين مسئله در برخي از موارد موفق عمل کرده است.
وي درخصوص اينکه چرا براي تلهتئاترها بيشتر از متن خارجي استفاده ميشود، گفت: ما متنهاي قوي ايراني زياد نداريم و اولويت هم با متون خارجي است حتي تلهتئاترهايي از فرانسه، آمريکا و انگليس گرفتهايم و قصد داريم بعد از دوبله، پخش کنيم تا ابعاد استعلايي در نمايشنامهنويسي هم فراهم شود.»
وي در ادامه در پاسخ به خراسان مبني بر اينکه براي تقويت نمايشنامهنويسي چه کاري انجام شده، گفت: سعي ميکنيم از بين نويسندگان موجود، افرادي را که صاحب استعداد هستند، پيدا کنيم. تاکنون اين مسئله به شکل پراکنده اتفاق افتاده است ضمن اينکه نمايشنامهها اغلب براي صحنه نوشته ميشود و تعداد کمي نمايشنامه براي تلويزيون نوشته شده است. در واقع تلهتئاترهاي ما صحنهاي است.
مدير گروه ادب و هنر شبکه چهار سيما با اشاره به تنوع موجود در قلمرو ادب و هنر و برنامههاي اين گروه گفت: سعي داريم برنامههاي موسيقي را از شکل تفنني خارج کنيم و موسيقي ميتواند به کارهاي دقيقتري در اين زمينه بپردازد. برنامه آواي ايراني يکي از برنامههايي است که مخاطب را با دستگاههاي مختلف موسيقي آشنا ميکند و قرار است با حضور مخاطب نقد و بررسي در اين برنامه نسبت به موسيقي انجام شود. جهان موسيقي هم به موسيقي کلاسيک جهان ميپردازد.
وي درخصوص برنامههاي سينمايي گفت: برنامههاي سينمايي، حرکتي است که سالها شروع شده و با مخاطب هماهنگ کردهايم و تلاش شده که مخاطب فقط بيننده ساده نباشد بلکه هم فيلم خوب نمايش بدهيم و هم اينکه مخاطب خوب فيلم ببيند.
در ادامه داريوش مودبيان بازيگر و کارگردان تلهتئاترهاي اين شبکه گفت: تلهتئاتر يکي از انواع برنامههاي تلويزيوني است نه گونههاي تئاتري و به همين دليل هم در مرحله تدارک با بسياري از پديدههاي مشابه وجه اشتراک دارد و هم در زمان ارائه وجه افتراق.
فيلم سينمايي «خيلي دور- خيلي نزديک» نماينده ايران در هفتاد و هشتمين دوره اسکار ۲۰۰۶ است. از نگاه داوران اين فيلم از شايستگيهاي بسياري براي حضور در اين دوره از رقابتهاي اسکار برخوردار بوده است.
فيلمهاي اين دوره از اسکار ميبايستي از نهم مهرسال گذشته تا هشتم مهرماه سال جاري به نمايش در ميآمد و از ميان فيلمها کميته انتخاب پنج فيلم برتر و حائز شرايط را به عنوان نامزد حضور نماينده ايران در اسکار برگزيد. کميته انتخاب اين دوره از اسکار مرکب از سيدضياءهاشمي، مجتبي راعي، منوچهر محمدي، رسول صدر عاملي، عليرضا رئيسيان، کمال تبريزي، امير اسفندياري، محمدعلي نجفي و فرهاد توحيدي بود و اين کميته به اتفاق، فيلم «خيلي دور- خيلي نزديک» را به عنوان نماينده سينماي ايران انتخاب کرد
امير اسفندياري، سخنگوي کميته انتخاب در خصوص انتخاب اين دوره از اسکار ميگويد: براي حضور در اسکار ملاکهاي متعددي وجود دارد. يکي زمان اکران، ديگري اکران فيلم در کشور مبدا و شرط ديگر اينکه فيلم انگليسي زبان نباشد و به زبان اصلي آن کشور باشد. کميته انتخاب با بررسي فيلمهايي که طي اين دوره به نمايش درآمده بود نهايتا فيلم «خيلي دور- خيلي نزديک» را براي اسکار انتخاب کرد. در واقع اين فيلم از ميان فيلمهايي که وجود دارد، داراي بهترين شرايط براي شرکت در اسکار بود و از نظر کميته انتخاب نماينده شايستهاي بود.
سخنگوي کميته انتخاب در خصوص اين اتفاق گفت: هميشه قرار نيست که هر فيلمي انتخاب و به اسکار معرفي ميشود، جزو برترينها باشد و به عنوان پنج کانديداي بهتر و يا حتي بهترين فيلم انتخاب شود و از ايران تاکنون فقط يک بار فيلمي جزو پنج نامزد برتر انتخاب شده است اما اين دليل نميشود که فيلمهاي ما حتما جايزه بگيرند. کميته انتخاب مسائل مهمي را که در انتخاب بهترين فيلم موثر است مد نظر قرار ميدهد. خود فيلم و اتفاقات و توجهات بينالمللي از نکات بسيار مهم است. پخشکنندههاي فيلم هم در دنيا هستند.
سيروس تسليمي تهيهکننده «فيلم گيلانه» که يکي از نامزدها براي اسکار بود نيز ضمن تقدير از فيلم «خيليدور- خيلي نزديک» به عنوان نماينده سينماي ايران در اسکار ميگويد: اين فيلم، بسيار خوش ساخت با مفاهيم عالي است و اميدواريم در اين رقابتخارجي ها نگاه عارفانه و ديني اين فيلم را درک کنند چون آنها در تمام فيلمها ديدي ماديگرايانه دارند. در واقع مفاهيم شرقي در غرب به نوعي ديگر تعبير ميشود و اميدوارم که مفاهيم عميق اين فيلم به بينندگانش منتقل شود.
تسليمي ميگويد: «گيلانه» فيلم صلح است. فيلمي که اگر براي اسکار انتخاب ميشد شايد در حد پنج نامزد برتر دريافت جايزه اسکار قرار ميگرفت و عده زيادي هم آن را ميديدند البته اگر اين فيلم را آمريکاييها در شرايط جنگ آمريکا ميديدند و مشاهده مي کردند که جنگ افروزيهايشان چه صدماتي به توده ملت وارد ميکند اثرات بيشتري داشت و حتي ميتوانست گروههاي ضد جنگ را تقويت کند براي اينکه نشان بدهند صدمات اصلي جنگ فقط به توده ملت وارد ميشود. مثل «گيلانه»ها را در بوسني، افغانستان و عراق هم داريم و اين فيلم به اين دليل ميتوانست تاثيرگذار باشد.
هرچند با ديدگاه سياسي که اسکار به فيلمها دارد شايدآن را انتخاب نميکردند چون بر ضد سياست آمريکاست. اما چند فيلم خوب امسال فضايي ايجاد کرده که مردم فرهيخته ما اين فيلمها را ببينند چون نهايتا مردم ما مهم هستند و بايد با فيلمهاي فرهنگي آشتي کنند.
اما عليرضا رئيسيان، يکي از اعضاي کميته انتخاب به گفت:انتخاب و معرفي فيلم براي حضور در جشنواره اسکار تابع شرايط خاص و متفاوت با جشنوارههاي ديگر بوده و مضمون و محتواي آثار اگر چه يکي از دلايل انتخاب است اما همه آن نيست.
وي در ادامه بيان کرد: امسال هيچ کدام از آثار، برخوردار از تمامي شرايط براي معرفي در رقابتهاي اسکار نبودند يا همچون فيلم «خواب تلخ» با وجود متفاوت و نوبودن سوژه، موقعيت مطلوب داخلي نداشتند و يا مانند «خيلي دور- خيلي نزديک» در جشنوارههاي خارجي حضور نيافته بودند. به همين دليل به بحث و بررسي پيرامون پنج فيلم «گيلانه»، «بيد مجنون»، «خواب تلخ،»، «قدمگاه» و «خيلي دور- خيلي نزديک» پرداخته و در نهايت فيلم رضا ميرکريمي را با توجه به اينکه بيشترين جوايز را درجشنواره فيلم فجر (شش سيمرغ بلورين) و جشن خانه سينما (هشت تنديس) از آن خود کرده و به نمايش عمومي درآمده و مورد توجه مردم و کارشناسان واقع شده و ساختاري هنرمندانه داشت را براي معرفي به اين جشنواره برگزيديم.
کارگردان فيلم «ريحانه» بيان کرد: ما يکي از ۱۵۰ کشوري هستيم که در بخش خارجي و غيرانگليسي زبان اسکار، فيلم به اين جشنواره معرفي ميکنيم و به تحليل محتوايي و ماهيتي آن نميپردازيم.
رئيسيان با اشاره به فيلمهاي خوبي همچون «کافه ترانزيت» از کامبوزيا پرتوي و «ما همه خوبيم» از بيژن ميرباقري گفت: متاسفانه تهيهکنندگان اين دو فيلم کوتاهي کردند وگرنه هر دو آنها نيز ميتوانستند شانس معرفي به اسکار را داشته باشند.
وي افزود: هرفيلمي که به اسکار معرفي ميشود بايد نماينده شاکله سينماي ملي آن کشور باشد و به نظر من اين نگرش که فيلمهاي معرفي شده بايد شبيه فيلمهاي آمريکايي باشند تفکر غلطي است تا جايي که کشوري چون هندوستان با توليد ۹۰۰ فيلم بصورت سالانه، دو سال پيش هيچ فيلمي را به اين مراسم معرفي نکرد، چرا که هيچ کدام از آثار نماينده سينماي ملي اين کشور نبود.
رئيسيان حضور سينماي ايران در اسکار را بسيار موثر دانست وگفت: يک ميليارد نفر در سراسر دنيا بيننده اين مراسم هستند اما افسوس که متوليان و برنامهريزان ما همواره دقيقه نود تصميم گرفته و نميتوانند براي سال آينده خود برنامهريزي و فيلممناسبي را توليد کنند.
ثريا قاسمي در مجموعه تلويزيوني «او يک فرشته است» به ايفاي نقش ميپردازد.
مهدي غلام حيدري، مدير روابط عمومي اين فيلم با اعلام اين خبر به خراسان گفت: اين مجموعه تلويزيوني که توسط عليرضا افخمي کارگرداني ميشود، داستان کشف و شهود در حيطهاي است که فيلمسازان ما کمتر به آن پرداختهاند. سرگشتي انسان معاصر و گرفتاريهاي بيپايان او به نوعي جوهره اصلي اين سريال است که ازاين رهگذر رويارويي خير و شر در زندگي انسان تصوير ميشود. اين مجموعه روايتگر مردي است که در کنار خانوادهاش زندگي آرامي را ميگذارند اما زني به زندگي آنان پا ميگذارد و با ورود اين زن اتفاقات عجيبي رخ ميدهد که زندگي مرد و خانوادهاش را دچار دگرگوني ميکند.
وي همچنين افزود: مجموعه «او يک فرشته است» در گروه فيلم و سريال شبکه دو براي پخش در ايام ماه مبارک رمضان در دست تهيه است.
در اين سريال علاوه بر ثريا قاسمي، حسن جوهرچي، مريم کاوياني، بهاره افشار، محمد حاتمي و مرتضي ضرابي نيز حضور دارند. عليرضا برازش نيز کارشناس مذهبي اين مجموعه ميباشد و عليرضا کاظميپور فيلمنامه آن را نوشته است. اسفنديار شهيدي مدير تصويربرداري اين مجموع را برعهده دارد و شهرام دانشپور مدير توليد آن است. آهنگسازي اين مجموعه را نيز آريا عظيمينژاد برعهده دارد.
نخستين نمايشگاه تخصصي «کتابت و کتابآرايي قرآنکريم» به همت فرهنگستان هنر از 6 تا 10مهر ماه برگزار ميشود.
به گزارش خبرنگار ما اين نمايشگاه که به مناسبت حلول ماه مبارک رمضان بر پا ميشود و در دو بخش پيشکسوتان و چهرههاي جوان برگزار ميشود و ۱۸۰ اثر از ۸۰ نفر از کاتبان قرآنکريم به نمايش در ميآيد.
گفتني است اين نمايشگاه با هدف تجليل از پيشکسوتان عرصه کتابت و کتابآرايي قرآنکريم و شناسايي استعدادهاي نهان فعال در اين حوزه برگزار ميشود.
ادبيات دفاع مقدس تنها منحصر به حوزه شعر نميشود. ادبيات داستاني به دلايلي مهم تر از حوزه شعر است چرا که بيش از شعر قدرت ماندگاري و جهاني شدن دارد. به نظر ميرسد، در اين سال ها کمتر توانستهايم داستانهاي کوتاه يارمان منحصر به فردي در ارتباط با جنگ داشته باشيم گرچه آثار ارزشمندي نوشته شده است اما با توجه به اينکه حوزه ادبيات داستاني ميتواند زمينهساز تقويت بخشهاي ديگري چون سينما و تئاتر نيز باشد مهم و قابل تامل است.
درگفت وگويي که با فيروز زنوزي جلالي (داستاننويس) که خود آثاري در زمينه دفاع مقدس و سرود داشته
اين ادبيات را ادبياتي نامتعادل ميداند و به خراسان ميگويد: سمت و سوي افراطي در ادبيات منجر به وضعيتي شده که شاهد آن هستيم و به يکسونگري در ادبيات منجر شده است يکي از مسائل مهمي که ادبيات ما را تهديد ميکند، به سبک غربيها نوشتن و مونتاژ ادبي است. آيا ما به عنوان نويسندگاني که به چيزهايي معتقديم و باورهاي سنتي داريم، بايد به اين سبک و سياق بنويسيم؟ من معتقدم که نه»اين اشتباه است که داريم نوشتهها را مونتاژ ميکنيم البته در اين ميان منتقدان ادبي هم مقصرند چون اين نوع کارها را ميطلبند و اين نکته از جنس ما و عادتهاي ما نيست.
تسبيح، مهر، نماز و خداوند در قصههاي ما گم ميشود. در داستانهاي ما محمدها جايشان را به جرجها ميدهند و زهرا به اليزابت تبديل ميشود و اين باعث شد که دچار استحاله شويم ما ميخواهيم شبيه نويسندگان غرب بنويسيم ، از ما ميخواهند که شخصيتهاي داستانهاي مان خشک صحبت کنند.
وي در ادامه گفت: ما بايد به عنوان قصهنويس خلوت شهيدان را با خدا در داستانهايمان متجلي کنيم در حالي که يک باور خشک غربي بر ادبيات ما چنبره زده و ميخواهد به اين وسيله روح سيدحسن و لبخند زهرا را از ما بگيرد. البته ادبيات جنگ ما به سمت متعالي شدن هم گام برداشته ولي از نظر جنس و فرم داريم خوش رقصي ميکنيم و درونمايه ما در حال تهي شدن است و اين همان چيزي است که ادبيات ما را تهديد ميکند. اين فقر بزرگي است. داستان جواني که تازه ازدواج کرده و به جبهه ميرود، براي غربيها غير قابل باور و درک است. آنها معني شهادت را درک نميکنند و اگر عقايد و تفکرات آنها را بپذيريم، زنگ خطري است براي ادبيات ما و کسي بايد اين زنگ خطر را به صدا درآورد چون ادبيات به بيراهه ميرود.
زنوزي جلالي در خصوص مسير تحول ادبيات دفاع مقدس گفت: ما به سوي مسائل منفي جنگ پيش ميرويم. بدون اينکه خود جنگ را تحليل کرده باشيم. ما هنوز از قهرمانانمان صحبت نکردهايم.پنج سال پيش فيلمنامه «قداره و جنگ» را نوشته و به فارابي تحويل دادم. در اين فيلمنامه سعي کردم موقعيت متفاوتي در حوزه دفاع مقدس تصوير کنم. در حالي که هيچ توجهي به اين حوزه نميشود و اين فيلمنامه پنج سال است که در حال خاک خوردن است.
سومين جشنواره پانتوميم به همت حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي از ۱۴ تا ۱۸ آبان ماه سال جاري در بوشهر برگزار ميشود.
به گزارش خبرنگار ما روز گذشته فرشاد منظوفينيا (دبير اين دوره از جشنواره) ضمن اعلام اين خبر گفت: اين جشنواره با سه محور موضوعي آثار ديني، اجتماعي و ادبيات کهن در سه شاخه ساختاري و تکنيکي، نمايش بدون کلام، موسيقي و حرکت و پانتوميم در حوزه هنري استان بوشهر برگزار ميشود.
وي در ادامه گفت: پس از اعلام فراخوان درخواست کرديم آثار به صورت فيلم، براي ارزيابي آماده شود. چون براي داوري نظر دادن روي متن نوشتاري ممکن نيست. وي افزود: پس از نظر هيئت سه نفره در مورد آثار ارسال شده، اين هيئت نظرات اصلاحي را در مورد آثار ارائه کردند و پس از ديدن فيلم، آثار مجددا مورد داوري قرار گرفت. وي اضافه کرد:۷۰ درصد آثار از شهرستان و ۳۰درصد از تهران به مرحله نهايي راه پيدا کرد و ما با اين روش قصد مرکززدايي داشتيم.
منظوفينيا گفت: همزمان با اين جشنواره کارگاههاي عروسکي، تجربه، پانتوميم، نقد و نمايشنامهنويسي نيز برگزار ميشود.
دبير جشنواره دليل برپايي اين دوره از جشنواره را در بوشهر تمرکززدايي از تهران و حمايت از هنرمندان شهرستاني ذکر کرد.
هنوز در کنگرهها تعريف مشخصي از شعر دفاع مقدس در روزگار خودمان نداريم. اين کنگرهها بيشتر به دنبال جرياني از شعر هستند که حس و حال دفاع مقدس را داشته باشد. ما نيازمند جلوههاي ديگري از دفاع مقدس هستيم
زنوزي جلالي:
سمت و سوي افراطي در ادبيات ما به گونهاي است که به يکسونگري منجر شده است. يکي از مسائل مهمي که ادبيات ما را تهديد ميکند به سبک غربيها نوشتن و مونتاژ ادبي است
بخشي از تاريخ و حماسه کشور از طريق ادبيات زنده ميماند. هشت سال دفاع مقدس که فصلي درخشان از تاريخ ملت ايران است، ميتواند در قالب شعر و قصه ماندگار شود. اگرچه در اين ساليان شاعران و نويسندگان زيادي به طور جدي وارد اين عرصه شدند و برخي ديگر در حاشيه مسائل جنگ را در اشعار و داستانهاي خود بازتاب دادند اما هنوز در نشان دادن چهره واقعي و ماندگاري از دفاع مقدس در آثاري درخور توجه دچار ضعف و کاستي هستيم. اين در حالي است که جنگ باعث شد تا بسياري از آثار مهم و ماندگار ادبيات سينما و تئاتر جهان به آن اختصاص پيدا کند. آلمان، اتريش، ايتاليا، آمريکا ، روسيه، انگلستان و برخي در کشورهاي درگير با جنگ، خواه ناخواه داراي اين نوع از ادبيات شدهاند و اين نوع از ادبيات نه تنها در آن کشورها مورد توجه است بلکه در يک گستره جهاني هم صاحب آوازه گشته است. با اين همه ما در ادبيات دفاع مقدس نتوانستهايم حتي آثار در خوري در داخل داشته باشيم. از طرفي به تعبير محسن پرويز، يکي از نويسندگان عرصه دفاع مقدس ، در گفتگو با مهر حمايتهاي غير اصولي نهادها باعث ورود افراد نااهل و غيرکارشناس در اين حوزه شد و بيشترين لطمه را به ادبيات دفاع مقدس زد و برخي به «کتابسازي» روي آوردند و تعداد مطالب با تيراژ بالا افزايش پيدا کرد. درحالي که بايد از جريان اصلي حمايت کرد.
مصطفي محدثي نيز در گفتگو با خراسان شعر دفاع مقدس را موضوعي مداوم ميداند که تا امروز ادامه دارد. او ميگويد: شعر دفاع مقدس تداوم دارد، همان طور که رزمندگان هنوز در بين ما حضور دارند و هنوز آن احساس و انديشه زمان جنگ جاري و زنده است اما متوليان جريان شعر دفاع مقدس اين مسئله را خوب دريافت نکردهاند و از جريان شعر دفاع مقدس عقب ماندهاند. هنوز در جشنوارهها و کنگرهها تعريف مشخصي از شکل شعر دفاع مقدس در روزگار خودمان نداريم. در کنگرهها به دنبال جرياني از شعر دفاع مقدس هستند که حس و حال زمان دفاع مقدس را داشته باشد، الان جواناني را ميبينيم که از آنان ميخواهند همان حماسهسراييها و رجزخواني زمان جنگ را ادامه دهند در صورتي که الان نه جنگ است، نه رزمندهاي و نه حال و هواي دفاع مقدس و به همين دليل بايد جلوههاي ديگر دفاع مقدس را ببينيم.
وي با اشاره به آثار زندهياد سيدحسن حسيني و تغيير و تکامل در شعر او گفت: مرحوم حسيني در طول اين سالها دائم از شعر دفاع مقدس ميگفت اما سنگر و موقعيتش را تغيير ميداد. به عنوان مثال در زمان جنگ قصيدهاي سرود که در بيت اول آن ميگويد:
ميروم مادر که اکنون کربلا ميخواندم
از ديار دوست يار آشنا ميخواندم
اين نياز آن روز و جنگ بود اما بعد از جنگ و جريان اصيل، اين شاعر احساس کرد که بايد به نحوي ديگر در اين زمينه مقابله کند و سرود:
بيا عاشقي را رعايت کنيم
ز ياران عاشق حکايت کنيم
در واقع او ياد کردن از شهدا را ضروري ميدانست يک دهه بعد از جنگ هم خروش برآورد که:
ماجرا اين است کم کم کميت بالا گرفت
جاي ارزشهاي ما را عرضه کالا گرفت
حالا بايد به اين سوال جواب بدهيم که اگر حسن حسيني درميان ما بود، امروز چه ميگفت. البته نقد و تحليل شعر دفاع مقدس هم ميتواند به اين سوالات پاسخ بدهد.
فيروز زنوزي جلالي نويسنده اين ادبيات را ادبياتي نامتعادل ميداند و به خراسان ميگويد: سمت و سوي افراطي در ادبيات منجر به وضعيتي شده که شاهد آن هستيم و به يکسونگري در ادبيات منجر شده است. يکي از مسائل مهمي که ادبيات ما را تهديد ميکند به سبک غربيها نوشتن و مونتاژ ادبي است. آيا ما به عنوان نويسندگاني که به چيزهايي معتقديم و باورهاي سنتي داريم، بايد به اين سبک و سياق بنويسيم؟ من معتقدم که نه» اين اشتباه است که داريم نوشتهها را مونتاژ مي کنيم. البته در اين ميان منتقدان ادبي هم مقصرند چون اين نوع کارها را ميطلبند و اين نکته از جنس ما و عادتهاي ما نيست. تسبيح، مهر، نماز و خداوند در قصههاي ما گم ميشود. در داستانهاي ما محمدها جايشان را به جرجها ميدهند و زهرا به اليزابت تبديل ميشود و اين باعث شده که دچار استحاله شويم. ما ميخواهيم شبيه نويسندگان غرب بنويسيم و از ما ميخواهند که شخصيتهاي داستانهايمان» خشک صحبت کنند.
وي در ادامه گفت: ما بايد به عنوان قصهنويس خلوت شهيدان را با خدا در داستانهايمان متجلي کنيم درحالي که يک باور خشک غربي بر ادبيات ما چنبره زده و ميخواهد به اين وسيله روح سيدحسن و لبخند زهرا را از ما بگيرد. البته ادبيات جنگ ما به سمت متعالي شدن هم گام برداشته ولي از نظر جنس و فرم داريم خوش رقصي ميکنيم و درونمايه ما در حال تهي شدن است و اين همان چيزي است که ادبيات ما را تهديد ميکند. اين فقر بزرگي است داستان جواني که تازه ازدواج کرده و به جبهه ميرود، براي غربيها غير قابل باور و درک است. آنها معني شهادت را درک نميکنند و اگر عقايد و تفکرات آنان را بپذيريم» زنگ خطري است براي ادبيات ما و کسي بايد اين زنگ خطر را به صدا درآورد، چون ادبيات به بيراهه ميرود.
زنوزي جلالي در خصوص مسير تحول ادبيات دفاع مقدس گفت: ما به سوي مسائل منفي جنگ پيش ميرويم. بدون اينکه خود جنگ را تحليل کرده باشيم. ما هنوز از قهرمانانمان صحبت نکردهايم. پنج سال پيش فيلمنامه «قداره و جنگ» را نوشته و به فارابي تحويل دادم .در اين فيلمنامه سعي کردم موقعيت متفاوتي در حوزه دفاع مقدس تصوير کنم. در حالي که هيچ توجهي به اين حوزه نميشود و اين فيلمنامه پنج سال است که در حال خاک خوردن است.
به گزارش خراسان کريمي مديرعامل شرکت سهامي فرش ايران روز گذشته در جمع خبرنگاران ضمن اعلام اين مطلب گفت: يکي از اهداف شرکت فرش ايران اين است که بتوانيم بين اين هنر و مردم رابطهاي ايجاد کنيم چون هنر قالي در اقوام مختلف ايراني وجود دارد و به همين دليل هم قصد برگزاري جشنواره سراسري فرشهاي عشايري ايران را داريم. در واقع قصد داريم در جشنوارههايي که به همين منظور برگزار ميشود فرشهاي اقوام مختلف را به نمايش بگذاريم و پس از موفقيت اين دوره، نمايشگاههاي فرشهايي از اقوام کرد، ترکمن، کرمان، مشهد و مناطق عشايري را به نمايش ميگذاريم.
اين جشنواره از ششم ماه جاري تا دوازدهم در محل شرکت فرش ايران برپا ميشود.
از خبرنگار برتر و فعال در حوزه تئاتر تقدير شد. به گزارش خراسان، جمعه شب همزمان با آخرين اجراي عمومي نمايش «مرگ و دوشيزه» به کارگرداني بهنام حقيقي از خبرنگار برتر وفعال در حوزه تئاتر تقدير شد.
در اين برنامه که در تالار نو و توسط مجموعه تئاتر شهر برگزار شد، ضمن تقدير از عوامل گروه روژان که نخستين نمايش خود را اجرا کرده بودند، از اکرم محمدي خبرنگار گروه ادب و هنر روزنامه خراسان به دليل ده سال حضور مستمر در عرصه روزنامهنگاري و پوشش رويدادهاي تئاتري تقدير شد. وي يکي از اعضاي هيات موسس انجمن منتقدان ونويسندگان تئاترو از اعضاي اين انجمن است.
جشنواره تئاتر دفاع مقدس طي سالهاي گذشته به قدري توانسته بود به جايگاه واقعي خود دست پيدا کند که عملا به زعم بعضي رقيبي براي جشنواره تئاتر فجر محسوب ميشد و گاه نمايشهاي اين جشنواره به لحاظ کيفي به قدري تاثيرگذار بود که حتي در اجراي عمومي با استقبالي کمنظير مواجه ميباشد.
جشنواره تئاتر دفاع مقدس يازده دوره خود را پشت سرگذاشت و دوره دوازدهم عليرغم همه مسائل و حرفها و حديثها به سرانجام نرسيد و به جاي برگزاري آن به يک همايش اکتفا شده است.
در طول سالهاي مديريت و دبيري حسين مسافرآستانه اين جشنواره با حداقل مسائل و مشکلات برگزار ميشد ولي پس از اينکه از اين سمت کناره گرفت، تغييرات بسيار مشهود بود. مسافرآستانه خود تغييراتي را که در سطح مديريتي بنياد حفظ آثار روي داده عاملي براي بسياري از حرکتهاي فرهنگي ميداند و به خراسان ميگويد: حرکتهاي فرهنگي بنياد سير مشخص و معلومي را در پيش گرفته تا جايي که ممکن است رو به تعطيلي برود. وضعيت جشنواره تئاترکه مشخص نيست. جشنواره موسيقي هم کاملا تعطيل شده است يعني حوادث اخير فرهنگي با اين روند رو به تعطيلي گذاشته در حاليکه اين جريان بايد ادامه پيدا ميکرد. در همين راستا بسياري ميتوانستند راه بهتري را در اين عرصه تجربه کنند اما مسئولان براي اينکه چرا جشنواره را تعطيل کردهاند بايد توضيحاتي داشته باشند و در اين همايشي هم که قرار است به جاي جشنواره برگزار شود، يکسري از مسائل روشن خواهد شد.
مسافرآستانه که هشت دوره دبير جشنواره دفاع مقدس بود در خصوص مسير رشد اين نوع از جشنواره گفت: وقتي جشنواره شروع شد به طور رسمي هيچ حرکتي وجود نداشت و همه کارها خودجوش بود که آن هم از سوي بعضي از هنرمندان به جريان افتاد و بعد از مدتي انگيزهها در حال رنگ باختن بود. با آغاز به کار جشنواره انگيزههاي زيادي بين هنرمندان سراسر کشور ايجاد شد و با مطالعه آثاري که در اين زمينه وجود داشت توانست جريان دفاع مقدس را شکل بدهد. نسل جوان هم گرچه فکر ميکردند با جنگ سروکار نداشته و به عنوان نسل پس از جنگ معرفي شد، با علاقه وافري به حماسه دوران دفاع مقدس نشان داد. يعني هم سعي کردند بنويسند و هم کارگرداني کنند و اين حرکت درخور و شايستهاي بود که در کليت تئاتر کشور با مفهوم دفاع مقدس ايجاد شد و از نظر کميت هم جشنواره از تعداد يکصد نمايشنامه در دوره اول به حدود ۸۰۰ نمايشنامه در جشنواره دهم رسيد و از نظر کيفيت هم قابل مقايسه با روزهاي اوليه نبود.
دبير جشنواره تئاتر فجر همچنين گفت: جشنواره تئاتر دفاع مقدس در جشنواره دهم دوشادوش ديگر حرکتهاي حرفهاي و هنري کشور گام برداشته بود و اين تاييد منتقدين بود که جشنواره دفاع مقدس دارد هم سطح با جشنواره فجر کار ميکند. اين نکتهاي بود که بارها و بارها انعکاس پيدا کرد اما دوره يازدهم به شکل مهجوري برگزار شد و بعد هم منجر به تعطيلي شد البته بايد ديد چه عواملي پشت آن وجود داشته ولي اميدوارم هرچه هست مرتفع شود و اين حرکت شايسته و درخور توجه بتواند به حيات خودش ادامه دهد. به هرحال فعلا اين جريان به تعطيلي کشيده شده و بايد ديد که از اين پس چه ميشود. انعکاس جشنواره يازدهم را هم بارها و بارها از زبان هنرمندان بسيار شنيدهايم که عموما از وضعيت برگزاري ناراضي بودهاند. با همه اين اوصاف اميدواريم که دوباره جشنواره تئاتر دفاع مقدس برگزار شود و مسئولان به فکر هنرمندان فعال در اين عرصه باشند.
انتشارات روايت فتح در هفته جاري دوازده عنوان کتاب منتشر ميکند
. به گزارش خراسان از اين دوازده عنوان، پنج کتاب تجديد چاپ است و هفت عنوان براي اولين بار منتشر ميشود.
کتاب هاي «دوره درهاي بسته» گزارش عبدالمجيد رحمانيان از صد ماه زندگي در اردوگاه اسرا در عراق است که توسط سميه حسيني نگاشته شده است. نفيسه ثبات نيز کتاب ناصر کاظمي به روايت همسرش شهيد را نوشته و يحيي نيازي هم کتاب «بيسيم عمليات کرکوک» که خاطرات يکي از رزمندگان عمليات فتح يک است را به رشته تحرير درآورده است.
کتاب سه روز محاصره» روايت محمد هادي است که توسط عليرضا اشتري نوشته شده است.
فرهاد خضري هم کتاب «مرگ از من فرار ميکند» را نوشته و «خدا ميخواست زنده بماني» در مورد صياد شيرازي هم توسط فاطمه غفاري نوشته شده است. بر «ستيغ جبال فتح» را هم جهانگير خسروشاهي نگاشته است.
بنابراين گزارش» به مناسبت بيست و پنجمين سالگرد هفته دفاع مقدس روايت همسر شهيد که توسط مريم برادران نوشته شده براي چهارمين بار منتشر ميکند و «همت به روايت همسر شهيد» نوشته حبيبه جعفريان براي نهمين بار به چاپ ميرسد. همچنين چمران به روايت همسر شهيد و کتاب حميد باکري به روايت همسر شهيد که توسط همين نويسنده به چاپ رسيده بود» به چاپ هشتم رسيدند کتاب «مهدي باکري» به روايت همسر شهيد نوشته مريم برادران هم در اين هفته به چاپ دوم ميرسد.
در اين هفته همچنين همزمان با هفته دفاع مقدس و بازگشايي دانشگاهها نمايشگاه کتاب «ادبيات پايداري» در دانشکده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران برپا ميشود. در اين نمايشگاه بيش از يکصد عنوان کتاب عرضه ميشود.
يک روز قبل از ميلاد امام زمان(عج) در حاشيه بلوار کشاورز، کارگراني مشغول نصب داربست براي بزرگترين نقاشي جهان بودند. اين نقاشي قرار بود به طول سه کيلومتر توسط کودکان و نوجوانان و با موضوع «پيام بزرگ عدالت و صلح فراگير جهاني» کشيده شود.
اين کار به همت سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران شکل گرفت و بنا بود سه هزار نوجوان ايراني در آن همکاري داشته باشند.
عليرغم اينکه اعلام شده بود اين کار ويژه سه هزار کودک و نوجوان است اما گروههاي مختلف سني در اين بين ديده ميشدند. از بچههاي شش هفت ساله تا جوان بيست و چند ساله در ثبت بزرگترين نقاشي جهان نقش داشتند. بنابراين آثار از تنوع خاصي برخوردار بود. يکي کرهاي را کشيده بود که پرچم صلح در بالاي آن به اهتزاز درآمده بود و ديگري درنقاشي پنج مترياش که به موضوع صلح پرداخته بود، پرچم ايران را به شکلهاي مختلف تکرار کرده بود. ديگري جاي پاهاي کسي را کشيده بود که جهان در انتظار اوست و ديگري نور و تشعشعي که از آمدن دوازدهمين منجي ساطع ميشود. نقاشيهاي کودکانه هم بخشي از اين آثار بود.
مهدي لقماني نقاشياش را تفسير ميکند و ميگويد: سعي کردم صلح و صلحطلبي ايران را آنگونه که در نظر دارم، در اين نقاشي به تصوير بکشم اما نميدانم تصور ديگران از کار من چيست ،چون اولين بار است که به اين شکل نقاشي ميکشم.
دوست او اما خيلي حرفهايتر و عميقتر به واژه انتظار و عدالت نگاه ميکرد. او آقايي را با شال سبز کشيده بود که نوري از آسمان او را همراهي ميکرد.
پسري هم همراه مادرش در حال کشيدن يک نقاشي بود. ماني، منظرهاي را طراحي کرده بود و موضوع خاصي در تصورش نبود. مادرش ميگفت: «از طريق تلويزيون از چنين برنامهاي باخبر شديم. در سطح شهر هم تبليغ شده بود و من هم تصميم گرفتم پسرم را بياورم.»
يک طرف از محل عبور و مرور خودروها در بلوار کشاورز، حدفاصل خيابان ۱۶ آذر تا خيابان فلسطين ممنوع بود و فقط خودروهايي که بچهها را از فرهنگسراها آورده بودند و ماشينهايي که لوازم نقاشي را براي بچهها ميآوردند، در اين خيابان تردد ميکردند.
حدود ساعت۲ بعدازظهر بيش از هزار نفر جمع شده بودند و تصور سه هزار نقاش، کمي غيرقابل باور بود.
اما مسعود شريفي رئيس فرهنگسراي نوجوان و دبير طرح «به سوي روشنايي» در اينرابطه ميگويد: «از ساعت۳۰/۸ دقيقه صبح بچههايي که از قبل ثبتنام کرده بودند، در محل حاضر شدند و براي حضور ديگران هم گروهي براي ثبتنام به شکل سيار در اين مکان حضور پيدا کردند و تا ساعت ۷ اين کار ادامه پيدا کرد و در نهايت مجبور شديم از بسياري که براي کشيدن نقاشي در پايان وقت آمده بودند به دليل تمام شدن بوم نقاشي، عذرخواهي کنيم.»
وي همچنين گفت: اين کار به صورت مسابقه نبود اما کساني که ذوق و سليقه بهتري براي ارائه کارشان به خرج داده باشند، در مراسم اختتاميهاي که حداکثر دو هفته ديگر برگزار ميشود، معرفي و جوايزي به آنان اهدا ميشود. همچنين آثاري که در طولانيترين نقاشي جهان ثبت شده، در کتابي به نام «به سوي روشنايي» به چاپ ميرسد.
دبير طرح طولانيترين نقاشي جهان گفت: پيش از اين حادثه بلوار کمتر مورد تردد و عبور و مرور قرار ميگرفت اما در روز ميلاد امام زمان (عج) طولانيترين نقاشي جهان به يک بيلبورد شهري تبديل شده بود و حتي در ساعتي از روز نيز به دليل تجمع مردم و ماشينها، عبور و مرور به سختي صورت ميگرفت.
ما جوانان مستعدي داريم که ميتوانند کارهاي بزرگي انجام دهند و اين کار فقط قطرهاي کوچک از درياي بزرگ هنر جوانان ايراني است.
جشنوارههاي دفاع مقدس، پس از سالها برگزاري جزء لاينفک جشنوارههاي سالانه شده است. جشنواره فيلم دفاع مقدس، جشنواره تئاتر دفاع مقدس، جشنواره کتاب سال و شعر و موسيقي همه از جمله مواردي است که به تبع هشت سال دفاع مقدس و در قالب هنر براي زنده نگه داشتن اين دفاع تاريخي تابه امروز ادامه پيدا کرده است.
در سالهاي گذشته متولي برگزاري اين جشنوارهها بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس بود ولي در سالهاي اخير برگزاري اين جشنوارهها نيز دچار تغيير و تحولاتي شده است. برخي از آن ها با تاخير برگزار ميشود و برخي ديگر نيز به مرور زمان از ياد ميرود اما آن چه در اين ميان مطرح ميشود اين است که چرا متوليان برگزاري جشنوارههاي دفاع مقدس اين همه پراکندهکاري ميکنند؟ چرا برگزاري جشنوارهها به يک مرکز ثابت منتقل نميشود و چرا مشکلات عديدهاي در اين ميان وجود داردکه رفع شدني نيست؟
جشنوارههاي دفاع مقدس پيش از اين در زمانهاي متفاوت برگزار ميشد يعني بعضي همزمان با سالروز آزادي خرمشهر و برخي در هفته دفاع مقدس اما دوسالي است با توجه به مشکلات به وجود آمده اين برنامه به هم ريخته است.
در عرصه تئاتر دفاع مقدس امسال جشنواره برگزار نميشود. برگزارکننده اين جشنواره بنياد حفظ آثارو نشر ارزشهاي دفاع مقدس بود اما اين مرکز امسال اعلام کرده که در پي بروز برخي مشکلات و تاخير در برگزاري جشنواره دوازدهم تئاتر دفاع مقدس ،دبيرخانه اقدام به برپايي يک همايش کرده است. هدف اين همايش بررسي راهکاري جديد، مفيد و موثر براي پرداختن به تئاتر دفاع مقدس و نگاه جدي براي تغيير ساختار جشنواره به خصوص در زمينه متون و ادبيات نمايشي و استفاده از مشارکت حداکثري هنرمندان تئاتر در بهبود و اصلاح مشکلات تئاتر است.
برخي از اين جشنوارهها نيز توسط بنياد روايت فتح برگزار ميشد ولي حالا اين بنياد اعلام کرده که نميخواهد مسوول برگزاري جشنواره باشد و بنياد روايت فتح برنامههاي زيربناييتري دارد و به همين دليل امسال مسئوليت برگزاري هيچ يک از جشنوارههارا نپذيرفتهاست.
در همين رابطه سيدجواد هاشمي ميگويد: براي رشد کيفي تئاتر تمام جشنوارههاي تخصصي تئاتر بايد توسط مرکز هنرهاي نمايشي برگزار شود و سازمانهاي مربوطه تنها بودجه برگزاري اين جشنوارهها را تامين کنند. انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس نيز بايد کلانتر از برگزاري يک جشنواره به اين گونه تئاتري نگاه کند.
جشنواره فيلم دفاع مقدس هم قرار بود دهمين دورهاش همزمان با هفته دفاع مقدس و در تهران برگزار شود. قرار بود اين جشنواره خردادماه گذشته در اهواز و چند شهر ديگر برگزار شود ولي اين امر محقق نشد. در پس پرده حرفها و سخنهاي بسياري گفته شده از جمله تعطيلي اين جشنواره اما در اين ميان عدهاي دليل اصلي را نبود بودجه براي برپايي يک رويداد هنري ميدانند.
درحالي که اين جشنواره براي سينماي دفاع مقدس موثر است ،اگر اين جشنواره هم حذف شود، چيزي از فيلم دفاع مقدس باقي نخواهد ماند. تا اينکه چندي پيش مجلس شوراي اسلامي اعتبارات خاصي براي فيلمهاي ارزشي تاييد و تصويب کرد که به تبع آن فيلمهايي با مضمون دفاع مقدس نيز در اين رده قرار ميگيرند و در سال چند فيلم هم ميتوانند از اين امکان استفاده کنند با همه اين اوصاف تنها جشنوارهاي که امسال توسط بنياد روايت فتح برگزار ميشود جشنواره فيلم دفاع مقدس است و قرار است در سوم مهرماه در يک نشست مطبوعاتي مسوولان در اين مورد توضيح دهند. انتخاب کتاب سال دفاع مقدس هم از سال۷۲ آغاز شد. اين جشنواره که ابتدا دوسالانه بود و بعد به صورت سالانه برگزار شد، کمترين حرف و حديث را براي برگزاري در پي داشته است و امسال هم قرار است نهمين دوره آن برگزار شود در اين جشنواره کتابهاي منتشره در سال گذشته درحوزههاي شعر، داستان، خاطره، زندگينامه، تحقيق و پژوهش و هنر مورد ارزيابي قرار ميگيرد. اما مهمترين نکته امسال اين است که بهروز اثباتي که از دومين دوره، دبيري اين جشنواره را برعهده داشت، امسال اين مسووليت را نپذيرفته و هنوز اين جشنواره دبير ندارد اما داوران کارخود را براي داوري آغاز کرده اند.
اثباتي در اين مورد به ما ميگويد: دو سال پيش بنياد روايت فتح برگزاري جشنوارهها را از دستور کارش حذف کرد و امسال هم به دلايل شخصي اين مسووليت را نپذيرفتم و اگر اين کار را قبول مي کردم عملا به جشنواره ضربه وارد ميشد بنابراين از برگزاري جشنواره به هيچ وجه اطلاع ندارم.
وي در اين خصوص گفت: معتقدم که برگزاري جشنوارهها بايد مرکزيت داشته باشد ولي اول بايد ببينيم که وضعيت برنامه هاي فرهنگي، هنري دفاع مقدس در نظام چگونه است؟ ميدانيد جشنواره جزئي از اين اصل است و چون براي اصل آن برنامهريزي درستي نشده، فرع آن هم دچار مشکل است قبلا انجمنهاي بنياد روايت اين کار را انجام ميدادند و جشنواره برگزار ميکردند و نتيجه خوبي هم در برنداشت و همان بهتر که اين کار ازعهده بنياد روايت فتح خارج شود. جشنواره شعر دفاع مقدس تا پيش از اين توسط بنياد روايت فتح برگزار ميشد اما امسال قرار است زير نظر بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس برگزار شود. حميد حسام در آخرين نشستي که به منظور برگزاري کنگره سراسري شعر دفاع مقدس برگزار شد گفت: کنگرههايي که برگزار شده صرفا منطقهاي و محدود نبوده و در شهرهاي مختلف برگزار شده است. پيش از اين در فضاي برگزاري کنگره نوعي تکرار و روزمرگي حاکم بود که ما قصد تغيير اين فضا را داريم مي خواهيم اين فضا باعث پيوند ذوق و احساس شاعران شود. آخرين دوره اين کنگره سال گذشته در اهواز برگزار شد.
موسيقي هم جزء لاينفک دفاع مقدس است و قطعات بسياري در اين زمينه ساخته شده است براي برگزاري اين دوره از جشنواره نيز حرف و حديثهايي شنيده ميشود. عدهاي ميگويند ، در سالهاي آتي جشني نخواهيم داشت و برخي هم معتقد به ادامه آن هستند اما آخرين اتفاق اين بود که نويسندگان، پژوهشگران و آهنگسازان در اين حوزه در سالن رودکي گردهم جمع شدند و بر اساس آن آثار برگزيده در اولويت انتشار يا اجرا قرارگرفت.
به هر صورت دفاع مقدس مقطعي غير قابل انکاردر تاريخ ايران است و نميتوان از آن به سادگي گذشت بنابراين بايد با دقت بيشتر در ادامه آن کوشيد. چون دفاع مقدس و يادآوري آن نيازمند تحول است و اين تحول و انتقال در دوره حاضر تنها با کمک و توسل به هنر به نسلهاي آتي صورت ميپذيرد. پس در حفظ هنر دفاع مقدس کوشا باشيم.
