تبليغاتX
روزنامه نگار - افق‌نگاه‌شهیدبهشتی‌فراترازایران‌بود

این خاطره ای است که فرزند شهید بهشتی؛ دکتر محمدرضا بهشتی در گفت وگو با ما نقل می کند؛ اینک ادامه گفت وگو:

رفتار شهید بهشتی با خانواده و فرزندان چگونه بود و چه انتظاراتی هم از فرزندان داشت؟
مرحوم آیت ا... شهید بهشتی در خانواده نوعی روابط را با همسر و فرزندانش برقرار کرده بود که گذشته از این که همسر و پدر بود، یک دوست و مشاور صمیمی امین هم به شمار می رفت و ما علاوه بر ارتباطی که معمولا در یک خانواده و جمع هست، ارتباط خاصی هم با ایشان داشتیم. ممکن بود بعضی از موضوعات را جداگانه طرح کنیم که معلوم نبود در جمع هم مایل به طرح آن باشیم ولی مطمئن بودیم که فردی خیرخواه و امانت دار است و هم باتجربه خوب و عمیق زندگی، مشورت با او می توانست در مسیری که در پیش داریم، برای ما راهگشا باشد. خیلی اهل نصیحت نبود. بیش از آن که در مسیر تربیتی مان تحت تاثیر سخنان ایشان باشیم، تحت تاثیر رفتار عملی ایشان بودیم. به ویژه در مسائل دینی که به خاطر نمی آورم ایشان ما را وادار به انجام فرایض دینی کرده باشد.

برای ما خیلی طبیعی بود و ورود به عرصه دینی یک کار مثبت تلقی می شد. به ویژه که با فردی روبه رو بودیم که جلوت و خلوتش با هم هم خوانی داشت. در منزل بسیاری که چهره اجتماعی محسوب می شوند؛ گاه ممکن است افراد خانواده با دوگانگی هایی روبه رو شوند و این دوگانگی ها اثرات خود را در درازمدت بر روی فرزندان خانواده می گذارد؛ اما خوشبختانه در محیطی پرورش پیدا کردیم که این دوگانگی ها در آن وجود نداشت و با وجود ارتباط گسترده ای که ایشان چه در سال های قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب با افراد و اجتماع داشت، ما در فضایی زندگی می کردیم که احساس می کردیم خودمان آن را انتخاب کرده ایم و ملاحظاتی که برخی به دلیل نوع ارتباطشان ممکن است داشته باشند، در زندگی ما وجود نداشت؛ اگر چیزی را انتخاب می کردیم و مسیری را در پیش می گرفتیم؛ آن چیزی بود که برداشتمان و احساسمان را داریم انجام می دهیم در چند گفتاری که به صورت یک مجموعه درباره تربیت کودک از شهید بهشتی منتشر شده، توجه ایشان به این مسئله بارز است و معتقد است که در تربیت کودکان بهترین مضامین و عالی ترین ارزش ها را عرضه کنید، چه در محیط خانواده و چه در محیط آموزشی و سخن ایشان خطاب به مربیان محیط های آموزشی این است که بالاترین و باارزش ترین مضامین را اگر می خواهید به افراد منتقل کنید، اگر حق انتخاب را از آن ها سلب کنید، فکر نکنید که کار هنرمندانه ای انجام دادید چون تعریفی که ایشان از انسان دارد، انسان آگاه، آزاد و انتخاب گر است و معتقد بود اگر این خصوصیات را از فرد بگیریم، ممکن است چیزهایی را به او منتقل کنیم اما وجه انسان بودنش را از او سلب می کنیم. ایشان کسی بود که این چیزها را نه تنها در مقام نظر قبول داشت بلکه در مقام عمل و در زندگی اش به آن پایبند بود. نسبت به افراد خانواده بی اعتنا نبود و با توجه به نظارت دوری که از ما داشت، اگر جایی به نظر می رسید که احتیاج به تذکری بود؛ فقط یک نگاه ایشان کافی بود و هیچ گاه جمله درشتی از ایشان نشنیدیم چه رسد به این که با نوعی از تنبیه مواجه شویم. اصلا نیازی به چنین چیزی در محیط خانوادگی ما نبود و بسیاری از موارد راغیرمستقیم طرح می کرد. به پرسش های جدی جوانان حتی درباره مبانی و ارکان دینی مجال طرح می داد و با هیچ کس چه در خانه و چه بیرون، برخورد پرخاشگرانه نداشت. معتقد بود اگر این مجال را به جوانان ندهیم، این پرسش ها می ماند و در جایی همین سوالات ممکن است به مسئله تبدیل شود و اگر برخورد روشنگرانه نداشته باشیم، مثل موریانه ای از درون آن ها را می خورد و روزی مشکل آفرین می شود. طوری برخورد تربیتی داشت که ما اگر در هر گوشه ای زندگی می کنیم، زندگی جهت داری داشته باشیم.از آدم هایی که در زندگی شان پایه و مبنایی داشتند؛ خوشش می آمد، حتی اگر مبنایشان اشتباه بود، چون معتقد بود اگر کسی مبنایی داشته باشد حتی اگر جایی دچار کج اندیشی و اشتباه شود، بالاخره روزی متوجه خواهد شد، اما اگر کسی هیچ هدفی نداشته باشد از این سمت به آن سمت کشیده می شود و سرانجام ، عمر با ارزش خود را از دست می دهد. دکارت مثالی دارد و هر وقت این مسئله به یادم می آید؛ این مثال را می زنم که اگر در جنگلی گم شدید؛ یک مسیر را در پیش بگیرید و مستقیم بروید حتی اگر طولانی ترین مسیری باشد که در پیش گرفته اید، با این حال از جنگل خارج می شوید و اگر دائم مسیر خود را عوض کنید، مدت ها در جنگل دور خود می چرخید بدون این که به جایی برسید و این چیزی بود که مرحوم بهشتی با اندیشه نظری و گفتارش به ما یاد داد.به لحاظ رفتار با سایر بستگان؛ فردی بود که به صله رحم مقید بود. زادگاه ایشان اصفهان بود و ما معمولا دوبار در سال به اصفهان می رفتیم و ایشان مقید بود حتی یک ربع هم شده از اقوام دیدن کند و همیشه عطر یاسی را به همراه داشت که هدیه می کرد و این تقید ایشان در صله رحم؛ به وضوح دیده می شد. حتی بدون این که کسی مطلع شود مراقب حال بستگان و اقوام بود. بعد از شهادت ایشان افرادی نزد ما می آمدند واز همراهی های ایشان در مشکلات زندگی خود می گفتند.

در‌مورد نقش ایشان در شکل گیری انقلاب به عنوان یکی از ارکان نظام جمهوری اسلامی بگویید و این که چه تلاش هایی را در این ارتباط انجام داده بودند؟
مرحوم بهشتی به واسطه این که فردی بود که هم در مقام نظر و هم در مقام عمل بسیار توانا بود و ژرف اندیشی و ژرف نگری خاصی داشت و در بسیاری از حرکات اجتماعی قبل از انقلاب، با تجربه زیستی خاصی عجین شده بود و مشوق تشکیل بسیاری از تشکل ها بود، افق نگاه  ایشان فراتر از ایران بود. اگر از دین، ارزش های دینی و افق اسلام می گفت؛ فراتر از شهر و دیار خودش بود و نگاه بلندی داشت.

حضور ایشان طی هفت سال خارج از ایران و مشاهده نزدیک آن چه که در جوامع دیگر می گذرد؛ همچنین نگاه عمیق و منصفانه و برخورداری از تحصیلات حوزوی در حد اجتهاد و دانشگاهی در حد دکترا باعث شد که در هنگام شکل گیری انقلاب و بعد از پیروزی انقلاب با هم فکری و همراهی دیگران بتواند نقش موثری را در ساماندهی یک حرکت و نظام اجتماعی داشته باشد نظامی که ارزش های اسلامی و انسانی را به دنبال داشت.

شهید بهشتی با آن ویژگی ها و ظرافت هایی که داشت سه ماه کار فشرده برای قانون اساسی انجام داد که کار عظیمی بود و این طور نبود که نظری به دستاوردهای جوامع دیگر نداشته باشد؛ به طوری که چند قانون اساسی که حاصل کار کشورهای دیگر بود ترجمه شد و ترجمه دو تا از آن ها را خود من به عهده داشتم و این کار باعث شد تا با نگاه دیگران هم آشنا شویم و ببینیم چه دیدگاهی داشتند و البته تجربه سایر ملت ها می تواند با ارزش باشد و تا وقتی کسانی ارزش این تجربه ها را ندانند و خودشان فرازها و نشیب های یک تجربه را طی نکرده باشند، واقف نیستند که این تجربه ها چقدر می تواند کارآمد باشد.

با توجه به این که شهید بهشتی به فلسفه به ویژه فلسفه غرب و اندیشه های غرب احاطه داشت. نحوه مواجهه و رودررویی ایشان با سنت فکری اسلام چگونه بود؟
شهید بهشتی پرورش یافته حوزه بود. البته این راه را خودش انتخاب کرده بود و با علاقه مندی در حوزه درس خوانده بود. ایشان در شاخه های مختلف عرفان، کلام و قرآن شناسی کار کرده بود. ولی بیش از همه به قرآن پژوهی علاقه مند بود و بعد فلسفه هم از علاقه مندی های ایشان بود و وقت بسیاری را صرف فلسفه اسلامی کرده بود و بعدها به این نتیجه رسید که این فلسفه در فرهنگ و فضای خاصی است و نمی تواند نسبت به آن چه در فرهنگ ها و جوامع دیگر در این عرصه گذشته و ماحصل فکر و اندیشه و سایر فرهنگ هاست بی توجه بود.

ویژگی مهم ایشان از این منظر؛ این بود که ذهن بازی داشت و مجال این را می داد که اندیشه و فکر دیگران اول به ذهنش راه پیدا کند و بعد هم برخورد منصفانه با افکار و اشخاص داشت و این باعث می شد که با این موارد آشنایی عمیقی پیدا کند. چون بعضی وقت ها، ذهن جدلی است و تصمیم خودش را گرفته است. چیزی را که در دوره ای از دوران زندگی به آن رسیده، باید از آن نگهبانی کند و در موضع دفاع از آن بر بیاید در حالی که کسانی که موضوعات را در معرض نقد جدی قرار بدهند، کم هستند ایشان اگرچه فردی بود که اصولی می اندیشید اما فکر بسیار بازی داشت. در رابطه با سایرین هم همین گونه بود و ویژگی های مثبت افراد را می دید و آن  را استخراج می کرد تا در راستای تکمیل و تصحیح خود از آن بهره بگیرد.

در دوران تحصیل در ایران علاقه مند به فلسفه مغرب زمین شده بود و مطالعات قبلی ایشان و یادداشت های دوران دانشجویی ایشان در این زمینه وجود دارد و حضور هفت ساله ایشان در آلمان و تماس با مجموعه های دانشگاهی و علمی باعث شده بود که دید بلندی پیدا کند حتی در اندیشه هایی که به طور مبنایی با آن ها تفاوت نظر داشت، رعایت حریم انصاف را می کرد و از این که برخورد تنگ نظرانه ای داشته باشد؛ سخت پرهیز داشت. گسترش اندیشه در این حیطه ها به معنای مبنا نداشتن نیست آزاد اندیشی در بستر مبنایی معنا پیدا می کند و دغدغه این را نداشت که با این همه برخورد چیزی از آن چه در اختیار دارد کاسته شود و معتقد بود که این نحوه برخورد باعث غنای فکری بیشتری می شود.

در مورد اندیشه سنتی و فلسفه رایج نیز در برخورد با همان نسبت به مفاهیم و مضامین ارزشمند آن واقف بود و در عین حال می توانست نگاه نقادانه و با فاصله آن چه را که در سنت خودمان بود؛ با آن برخورد علمی داشته باشد و این یکی از مواردی است که کمتر پیش می آید وقتی کسی به یک سنت فرهنگی دل بسته است این که بتواند با فاصله علمی و نقادانه با آن برخورد کند و نقاط قوت و ضعف را با هم ببیند و اگر کاستی هایی وجود دارد؛ در راستای تصحیح و جبران کاستی ها برآید؛ خصوصیتی است که به دست آوردنش به لحاظ روحی و اخلاقی سخت است.

به رویکردهای تربیتی شهیدبهشتی اشاره کردید، بفرمایید دغدغه های شهیدبهشتی در فعالیت های اجتماعی و سیاسی چگونه بود؟
-با آشنایی که نسبت به اسلام داشت، می توان اندیشه اسلامی و پیشینه فرهنگ اسلامی، را در آثارش مشاهده کرد. به نحوی که یک فرد دین دار مسلمان می تواند مواجهه همراه با خردورزی و عقلانیت را با مسائل و موضوعات کنونی دنیا و عصر ما در این آثار ببیند.ایشان در عین التزام به اصول دین و به رسمیت شناختن وحی به عنوان یک منبع مستقل به علم و تجربه های بشری توجه داشت و در مواجهه با مضامین دینی برخوردی داشت که نوعی ضابطه مندی در آن دیده می شد. اهل برخوردهای افراطی و تفریطی در مواجهه با این مضامین نبود. به کسانی که در عرصه شناخت و بازشناسی دین تلاش می کردند، احترام می گذاشت. با این حال معتقد بود که باید به پرسش های عصر و نسل کنونی ما بها داده شود و باید با توجه به جدی بودن این پرسش ها به سراغ دین و فرهنگ دینی رفت و نباید بی توجه به فضا و شرایط عصر، پاسخ هایی که یک نوع ساکت کردن افراد و یا قانع کردن موقتی آنان است ارائه کرد بلکه باید پاسخ هایی داد که مشکل آن ها را دریابد و کوشش کند که به این سوالات پاسخ بدهد و شهید بهشتی تلاش و همت خود را بر این گذاشته بود و با وجود فعالیت های گسترده ای که داشت، عمل زده نبود و در میدان عمل هم نگاهش با توجه به بنیه نظری جهت پیدا می کرد. اگر می خواست پاسخی برای پرسشی پیدا کند، پاسخ را برای انسان عصر کنونی که با آن مشکلات مواجه است مطرح می کرد. اساسا تلاش او برای پاسخ یابی فراتر از محدودیت های تنگی بود که به دلیل وابستگی به یک فرهنگ خاص و یک سنت و پیشینه خاص، ممکن است در دیدگاه ها به وجود آید.
با توجه به این که در صحبت هایتان اشاره کردید که به دلیل احاطه برفلسفه با خیلی از مسائل منطقی و علمی برخورد می کردند در زمینه های دینی، چه کاستی هایی را در حوزه و روحانیت می دیدند؟
-ایشان معتقد بود، طلبه ای که وارد چنین عرصه ای می شود، باید خودش را به چیزهایی فراتر از نظام آموزشی که با آن آشنا می شود، مجهز کند و چون ایشان تلاش های کوچکی را در حوزه آغاز کرده بود و آن چه را که دلش می خواست، نشده بود در یک تلاش مشترک کوشش کرد یک برنامه آموزشی جدیدی را در حوزه بنیان گذاری کند که در مدرسه منتظریه این کار دنبال شد. این مدرسه همان مدرسه ای است که به نام بانی آن به مدرسه حقانی معروف شد. در آن جا با همکاری چند نفر از فضلای قم از جمله مرحوم شهید آیت ا... قدوسی که مدیریت آن مدرسه را برعهده داشت، کوشش کرد طلبه هایی پرورش پیدا کنند که گذشته از این که در سنت دینی پی گیر مسائل هستند در میدان های مختلف علوم اسلامی اعم از فقه و اصول، کلام و فلسفه، صاحب نظر با مسائل روز و دنیا آشنا باشند.این برنامه ریزی طی چند سال انجام شد و زمانی که ایشان در آلمان بود، این ارتباط کمتر شد و وقتی در سال ۱۳۴۹ به ایران برگشت تا سال ۵۷ با جدیت این مقوله را پی گیری کرد و هر هفته از تهران به قم می رفت و طلبه هایی هم این مباحث را دنبال می کردند و ایشان درس فلسفه هگل را هم آن جا می داد و این ها همه تاثیرگذار بود و به تدریج آثار و ثمراتش را مشاهده کردیم.
به فعالیت های ایشان در تدوین قانون اساسی اشاره کردید اما تشکل هایی را که شهید بهشتی در آن نقش داشت، چه مواردی بود؟
-قبل از پیروزی انقلاب و به ویژه در سال آخر منتهی به پیروزی انقلاب نقش شهید بهشتی بسیار بیشتر و چشمگیرتر شد و دلیلش هم این بود که با توجه به خصوصیات و زمینه مقبولیتی که در بین بخشی از هم لباسان خود پیدا کرده بود و هم در سطح جوانان و تحصیل کردگان دانشگاهی، وضعیت استثنایی داشت و باعث شد که در شکل گیری حرکت های منتهی به پیروزی انقلاب، نقش خاصی داشته باشد و در ماه های آخر قبل از پیروزی انقلاب که تشکیل شورای انقلاب ضروری به نظر رسید، مرحوم بهشتی از چهره های موثر شورای انقلاب بود و پس از مدتی مدیریت این شورا را هم برعهده گرفت.

شورای انقلاب در ابتدا نقش تقنینی را برعهده داشت و بعد از این که دولت موقت کنار رفت، مدتی هم نقش اجرایی را برعهده گرفت تا زمانی که قانون اساسی به تصویب رسید این مسئولیت ها واگذار شد. مصوبه های شورای انقلاب موجود است و جالب است که ببینید با چه نگاهی مسائل از سوی این جمع بررسی می شد وعمق این تصمیم گیری ها را وقتی بعد ازاین همه سال که می بینیم، آرزو می کنیم ای کاش جلساتی که در مجالس تقنینی ما هست با همین عمق و آینده نگری نسبت به مسائل مورد بررسی قرار می گرفت. کارنامه آن ها، کارنامه مشخصی است گرچه ناگفته های بسیاری از اول انقلاب وجود دارد که بخشی از تاریخ کشور ماست البته مراکزی که باید این ها را واکاوی می کردند، کاهلی کردند که تصویر جامعی از آن چه که بر انقلاب گذشت داشته باشیم.

بنابراین ایشان نقش موثری در شورای انقلاب داشتند. بعد هم چون شهید بهشتی معتقد به تشکل بود و به کار سیاسی متشکل در کشور اعتقاد داشت، حزب جمهوری اسلامی را تاسیس کرد و این حزب از کارهای قابل ملاحظه ایشان است، حزب جمهوری اسلامی در آغاز انقلاب، نقش مهمی را ایفا کرد و طی ۸ سالی که این حزب فعالیت داشت و از سال ۶۰ که مرحوم بهشتی در این جمع حاضر نبود توانست نقش های مهمی را برعهده بگیرد. البته با تمام قوت و ضعف هایی که یک تشکل اجتماعی دارد. یکی دیگر از جاهایی که حضور مرحوم بهشتی با وجود مدت نه چندان طولانی تاثیر چشم گیری داشت، دستگاه قضایی کشور بود کسانی که سال های بعد مسئولیت این دستگاه را برعهده داشتند، معتقد بودند که کارهایی که مرحوم بهشتی آغاز کرده بود، کارهای پایه ای بود و بعضی از آن کارها نتوانست با همان شکل دنبال شود یعنی ایده های قابل ملاحظه ای را ایشان در همان فرصت کوتاه پایه گذاری کرد مثل کسی که از پیش فکر کرده باشد و وقتی وارد چنین عرصه ای می شود، می داند چه کار باید بکند و در بسیاری از موارد با آینده نگری و هوشمندی به دستگاه قضایی نگاه می کرد و بعضی از این ها نه تنها دنبال نشد بلکه مسیر عکس آن طی شد و با فاصله چند سال متوجه شدیم که اگر پایه گذاری اول را طی می کردیم، در خیلی از زمینه ها به مراتب جلوتر از آنی بودیم که هستیم.

اکنون‌برنامه های‌بنیادآثار‌شهیدبهشتی‌چیست‌و‌درچه مسیری حرکت می کند؟
-آثار مرحوم شهیدبهشتی بعد از شهادت ایشان، گردآوری شد و در مجموعه ای به نام شورای احیای آثار شهیدبهشتی که چند سالی فعال بود منتشر شد؛البته آثار مکتوب ایشان محدود بود و دلیل آن هم وسواسی بود که شهیدبهشتی داشت ولی حدود ۵۰۰ساعت از ایشان نوارهای صوتی باقی مانده و بیش از ۱۰۰ساعت نوار تصویری و در فرآیند پرزحمتی این آثار گردآوری شد، البته گفتارهای ایشان در مکتب القرآن که درباره تفسیر قرآن در دهه ۵۰ بود، ناقص ماند. ولی بخش هایی از آن را توانستیم احیا کنیم که به نسبت موضوع دسته بندی و به تدریج منتشر شد. بعدها بنیاد آثار شهیدبهشتی تشکیل شد که دکتر علیرضا بهشتی، برادرم مسئولیت آن را به عهده دارد و طی چند سال اخیر نزدیک به ۲۰اثر در این بنیاد منتشر شده که بعضی از این ها با اقبال نسبتا خوبی مواجه شده است.

البته این بنیاد غیردولتی است و با امکانات خودش پیش رفته و ما هم اصرار داشتیم که این شیوه حرکت را در پیش بگیرد چون با نوع نگاه شهیدبهشتی هم سازگارتر بود و برخی از این آثار چاپ های متعددی هم داشته است به ویژه از سوی افرادی که احساس می کنند این آثار و موضوع آن به مسائل زندگی شان مربوط است، با توجه بیشتری رو به رو می شود. آثار متعدد با موضوعات متفاوت و در حیطه های مختلفی وجود دارد مثلا تفریح و موسیقی در اسلام که با اقبال خوبی از جانب هنرمندان و موسیقیدانان و جوان ها روبه رو شد و نکات قابل تاملی در آن وجود داشت.

مثلا در زمینه اقتصاد اسلامی، سرمایه، بانک و بیمه، تعاونی ها و کار وتولید ایشان نظراتی داشتند و مسائلی است که تبعات آن جوامع کنونی را در برمی گیرد و حضور این مسائل در زندگی عادی محسوس است. بهداشت و تنظیم خانواده هم از جمله مواردی است که منتشر شده و از دو منظر مورد توجه واقع شده است اول این که نظر ایشان در مورد سقط جنین مطرح شد و دیگر این که در کنار نظر ایشان نظر مرحوم آیت ا... مطهری و علامه جعفری که در مجموع سه طرز تفکر متفاوت در آن اثر ارائه شده است این کتاب با اقبال خوبی نیز مواجه شد. اما به طور کلی هدف بنیاد این است که آثار صوتی و تصویری مرحوم بهشتی به کتاب تبدیل شود و آن ها را در اختیار علاقه مندان قرار دهد.

نوشته شده توسط اكرم محمدي در ساعت 9:40 قبل از ظهر | لینک  |